استاد احمد خوانساری از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به ادامه بحث در موضوع «مقامات حضرت فاطمه سلام الله علیها از منظر کتاب و سنت» پرداخت.
مقام دهم: ولايت حضرت فاطمه عليها السلام در امور عامه
این استاد سطوح عالی در ابتدای پانزدهمین قسمت از گفتگو خاطرنشان کرد: حضرت فاطمه سلام الله علیها يكى از مصاديق ذوى القرباى پيامبر اكرم، بلكه اولين مصداق آن است، كه هيچ كس ديگر به رسول اكرم صلی الله علیه و آله و سلم از اين جهت نزديكتر نیست؛ مودت و ولايتش بر همگان لازم است و ولايت معنايى عام را شامل مى گردد كه انفال و فىء و خمس و ساير امور عامه مى بايست تحت نظر ايشان تصرف مى گرديد؛ زيرا ماهيت ولايت در اين امور يعنى ملكيّت تصرف در همه زمين.
وی افزود: البته آن حضرت داراى منصب امامت نبود كه به طور مستقلّ اعمال ولايت نمايد؛ بلكه به مشاركت با پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امام، به صورت طولى است و آيه: «وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ» تصريح بر اين مطلب دارد و مورد تواتر و اتفاق همه مسلمين است كه اين آيه در مورد آن حضرت نازل گرديده است؛ همان طور كه عنوان «ذا القربى» شامل او مى گردد؛ بلكه از اين جهت بر ساير ذا القربى سبقت و پيشى دارد؛ و همان طور كه وارث جسمانى رسول اكرم صلی الله علیه و آله و سلم است، وارث روحانى پدر بزرگوارش نيز است؛ يعنى هم وارث تكوينى و هم وارث تشريعى، يكى به لحاظ كمالات معنوى و جايگاه ملكوتى اش، و ديگرى به لحاظ مناصب و همه امور اعتبارى و تشريعى.
استاد خوانساری خاطرنشان کرد: در اشاره به اين وراثت در زيارت امام حسين عليه السلام در روز عرفه مىخوانيم: «السلام عليك يا وارث فاطمة الزهرا»؛ در زيارت مطلقه امام حسين نيز همين عبارت مى آيد؛ همان طور كه در زيارت امام على ابن موسى الرضا عليهما السلام مى خوانيم: «السلام عليك يا وارث فاطمة الزهرا». اين همه مى رساند كه آن حضرت، در سلسله وراثت لدنى و نورانى چهارده معصوم قرار گرفته است.
جهت اول: ولايت فاطمه عليها السلام در اموال عمومى
استاد احمد خوانساری خاطرنشان کرد: يكى از مناصب ذوى القربى و نزديكان پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم، اداره امور جامعه اسلامى است؛ همان طور كه در قرآن آمده است:
«وَ ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَما أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَ لا رِكابٍ وَ لكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلى مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ* ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرى فَلِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ كَيْ لا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِياءِ مِنْكُمْ» آنچه را خدا از آنان [يهود] به رسولش بازگردانده و بخشيده، چيزى است كه شما براى به دست آوردن آن (زحمتى نكشيديد)، نه اسبى تاختيد و نه شترى، ولى خداوند رسولان خود را بر هركس بخواهد مسلط مى سازد و خدا بر هرچيز تواناست؛ آنچه را خداوند از اهل اين آبادى ها به رسولش بازگرداند، از آن خدا و رسول و خويشاوندان او و يتيمان و مستمندان و در راهماندگان است تا (اين اموال عظيم) در ميان ثروتمندان شما دست به دست نگردد.
وی در ادامه به این آیه شریفه اشاره نمود:
«يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفالِ قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَصْلِحُوا ذاتَ بَيْنِكُمْ وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ» از تو درباره انفال [غنايم و هرگونه مال بدون مالك مشخص] سؤال مى كنند؛ بگو: انفال مخصوص خدا و پيامبر است پس، از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد و خصومتهايى كه در ميان شماست آشتى دهيد و خدا و رسولش را اطاعت كنيد اگر ايمان داريد.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: آیه ای دیگر می فرماید:
«وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلى عَبْدِنا يَوْمَ الْفُرْقانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِير» بدانيد هرگونه غنيمتى به دست آوريد، خمس آن براى خدا و براى پيامبر و براى نزديكان و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه (از آنها) است؛ اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدايى حق از باطل روز درگيرى دو گروه (باايمان و بىايمان) [روز جنگ بدر] نازل كرديم، ايمان آورده ايد و خداوند بر هرچيزى تواناست.
وی افزود: انفال همان فيء است، كه ولايت و حق تصرف آن فقط مخصوص خدا، رسول، ذوى القربى و اهل بيت پيامبر علیهم السلام است.
استاد خوانساری خاطرنشان کرد: در فقه آمده است كه انفال و فيء شامل همه منابع طبيعى و ثروت ملى مسلمين است، تعريف انفال در فقه چنين آمده است: «انفال و فيء
هر زمينى است كه ساكنان آن رفته باشند؛
يا اينكه آن را بدون جنگ و خونريزى تسليم كرده باشند؛
يا سرزمينى كه در اثر خرابى، خالى از سكنه شده باشد
و قله كوه ها و معادن و ارث به جاى گذاشته از كسى كه هيچ وارثى نداشته باشد
و غنيمت هاى جنگى كه بدون اذن و اجازه امام باشد
و همچنين خمس غنائم جنگى و سود تجارت ها و صناعات و غير اينها
و همچنين آنچه از معادن و گنج ها استخراج مى شود و يا به وسيله غواصى از عمق دريا بيرون آورده مى شود
و خمس مالى كه به حرام مخلوط شده باشد
و خمس زمينى كه اهل ذمه از مسلمان مى خرد.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در منابع شيعه و سنى آمده است كه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خمس سود و تجارت و كسب را بر مسلمين واجب فرموده است.
وی اضافه نمود: ضريب خمس بيشترين مقدار ماليات در قانون شريعت اسلامى است و بيش از زكات است. در فقه هم ثابت شده است كه عهده دار امر خمس و حق تصرف در آن، فقط اختصاص به خداوند و رسولش و ذوى القربى پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم دارد. و اين امر از لام ملكيت در آيات «للّه و للرّسول و لذى القربى» استفاده مى شود؛ در نتيجه «خمس» ملك خدا و رسول و ذوى القربى است؛ به خلاف سه مورد ديگر «و اليتامى و المساكين و ابن السّبيل» كه ايتام و مساكين و درراه ماندگان محل مصرف خمس اند؛ نه اينكه مالك خمس باشند و هيچ ولايتى بر امر خمس ندارند و روايات متعددى نيز بر اين امر تصريح دارند.
استاد خوانساری خاطرنشان کرد: علت اينكه ولايت اموال عمومى بر عهده ذوى القربى و خاندان پيامبر صلوات الله علیهم اجمعین گذارده شده رعايت عدالت اقتصادى و مالى در جامعه اسلامى و نابودى اختلافات طبقاتى و انباشت و جا به جايى ثروت در نزد اغنيا و ثروتمندان است.
وی افزود: در سوره مباركه حشر آمده است: «كَيْ لا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِياءِ مِنْكُمْ» «تا اين اموال عظيم در ميان ثروتمندان دست به دست نگردد» و در قرآن كريم با زبان شدت و تهديد كسانى كه اين مقام را ناديده بگيرد يا غصب كنند، خطاب كرده است و در دو سوره حشر و انفال مىفرمايد: «إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ»
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم اضافه نمود: البته با توجه به ناديده گرفتن اين حق و مقام براى اهل بيت اين اتفاق مع الاسف افتاد و موجب اختلاف طبقاتى شديد بين مسلمين گرديد؛ تا آنجا كه در زمانى اولى، بعضى از همسران پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم و بعضى از اصحاب سقيفه امتيازهايى از بيت المال مسلمين به خود اختصاص دادند؛ در حالى كه ساير مسلمين از اين امتيازها محروم بودند.
وی در ادامه بیان کرد: در زمان دومى اين اختلافات و تبعيض ها عميق گرديد و او بين مهاجر و انصار و بين عرب و عجم و بين سياه و سفيد فرق گذاشت؛ و در زمان سومى آنقدر اين تبعيض ها زياد شد كه مسلمانان بر او شوريدند.
جهت دوم: مراد از ذوى القربى كيست؟
استاد احمد خوانساری خاطرنشان کرد: مراد از ذوى القربى در آيات قبل از آيات فىء و خمس، عده معدودى از خويشان و اقوام پيامبر اكرم اند؛ نه همه آنها؛ به عبارت ديگر، جمعى كه معصوم از هرگونه خطا و نادانى هستند و داراى مقام حجيت الهى اند. شاهد بر اين مطلب چند نكته است:
نکته اول:
وی افزود: دليلى كه براى ولايت بر اموال عمومى مسلمين ذكر گرديده تحقق عدالت اجتماعى در توزيع عادلانه ثروت بين مسلمانان است؛ و در نتيجه آن، عدالت اقتصادى محقق مى شود و اختلاف فاحش طبقاتى از بين مى رود و اين غايت و نتيجه به دست نمى آيد، مگر به دست كسى كه علم و عمل در حدّ كفايت داشته باشد.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: از جهت علمى بايد دانش او به حدى باشد كه احاطه بر همه امور داشته باشد؛ هم از جهت مسائل مالى و اقتصادى و هم از جهت انطباق آن با قوانين شرعى مطابق با لوح محفوظ.
وی اضافه نمود: از جانب ديگر بايد از حيث عمل امين و در حد عصمت از هوا و هوس باشد و از تعلقات نژادى نيز خالى باشد و گروهى را بر ديگرى برترى نبخشد و يا عده اى را بدون دليل از فرصت هاى اقتصادى محروم نسازد و اين دو حاصل نمى شود، مگر براى كسى كه از ناحيه علم و عمل معصوم به تمام معنا باشد.
نکته دوم:
استاد خوانساری خاطرنشان کرد: آيه تطهير فقط شامل عده اى خاص مى شود كه همانا اهل كساء باشند؛ يعنى از همه خويشان پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم فقط اين چند نفرند كه داراى مقام عصمت الهى اند و كاملا مناسبت دارد كه خداوند ولايت بر اموال عامه مسلمانان را به پاكان و برگزيدگان از ذوى القرباى رسولش تفويض نمايد.
نکته سوم
وی افزود: در صدق عنوان قرابت با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مناسبت دارد كه الاقرب فالاقرب يعنى از همه خويشان و اقرباى نبى اكرم ابتدا بايد كسانى را در نظر گرفت كه از جهت رحم به او نزديك ترند همان طور كه در عرف عامه مردم نيز ولايت شخص بدين گونه انتقال مى يابد.
نکته چهارم:
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم اضافه نمود: در جهت سوم بحث خواهد آمد كه پيامبر اكرم مصداق ذوى القربى را بر فاطمه عليها السلام و اهل كساء عليهم السلام تطبيق داده است و اين در روايات شيعه و سنى آمده است.
جهت سوم: زهرا عليها السلام اولين مصداق ذوى القربى
استاد احمد خوانساری خاطرنشان کرد: اولين شخصى كه عنوان ذوى القربى را مصداق مى بخشد، كسى نيست جز وجود نورانى صديقه زهرا سلام الله عليها؛ زيرا او دختر رسول خداست و از جهت رحم نزديك ترين شخص به پيامبر اكرم است.
وی افزود: شاهد بر مطلب نيز اين است كه موقعى كه آيه «وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ وَ الْمِسْكِينَ وَ ابْنَ السَّبِيلِ» بر پيامبر نازل گرديد، پيامبر اكرم، دخترش فاطمه را خواست و به او فدك را بخشيد و اين در روايات فريقين آمده است كه مصادر آن را به زودى ذكر خواهيم كرد. از اين نتيجه مى گيريم كه اولين مصداق «ذوى القربى» در آيه انفال و آيه خمس همانا صديقه فاطمه زهرا عليها السلام است، پس او از جمله كسانى است كه داراى حق تصرف در اموال عمومى مسلمين مىباشد اگرچه امام نباشد.
/270/260/20/