استاد احمد خوانساری از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به ادامه بحث در موضوع «مقامات حضرت فاطمه سلام الله علیها» پرداخت.
جهت هفتم: شواهد ديگر بر ولايت آن حضرت
این استاد حوزه علمیه قم در ابتدای بیستمین قسمت از گفتگو خاطرنشان کرد: از آيات و روايات گذشته مى توان شواهد ديگرى بر ولايت آن حضرت استفاده كرد.
شاهد نخست
استاد خوانساری افزود: ولايت بر ازدواج فاطمه عليها السلام فقط به دست خداوند تبارك و تعالى است و پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم و امام معصوم علیه السلام حقى در اين زمينه ندارند؛ على رغم وجود آيه شريفه «النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ» (پيامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است) كه ولايت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را بر همه مسلمين از ولايت آنها بر خودشان مقدم مى شمارد و از همين روست كه پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم، زيد بن حارثه را تزويج مى دهند، در حالى كه آن زن و خانواده اش بر اين كار كراهت داشتند و آيه اى در اين مورد نازل شد:
«وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالًا مُبِيناً» هيچ مرد و زن باايمانى حق ندارد هنگامى كه خدا و پيامبرش صلی الله علیه و آله و سلم امرى را لازم بدانند، اختيارى (در برابر فرمان خدا) داشته باشند و هركس نافرمانى خدا و رسولش را بكند، به گمراهى آشكار گرفتار شده است.
وی اضافه نمود: امام معصوم علیه السلام نيز بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم اين مقام را به ارث مى برد و او نيز مانند پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم در همه امور شخصى آنها اولى بالمؤمنين است، همان طور كه در امور عامه مسلمين ولايت دارد.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: اما در خصوص زهرا عليها السلام از شيعه و سنى نقل شده كه ولايت امر ازدواج او به دست خداوند تعالى است و اين مطلب مى رساند كه آن حضرت، شأنى عظيم داشته است و به گونه اى است كه مانند پيامبران، اختيارش فقط در دست خداوند قرار دارد.
وی افزود: همين مطلب در مورد حقيقت ولايت آن حضرت نيز سارى و جارى است، زيرا ولايت ولى بر مولّى عليه (كسى كه ولى بر او ولايت دارد) در صورتى كه ولى واجد شرايط ولايت و اهليت اين مقام باشد، ممكن نيست، مگر آنكه مولّى عليه به درجهاى از كمال رسيده باشد.
شاهد دوم:
استاد احمد خوانساری خاطرنشان کرد: در روايات فريقين كه در مقام دوم آورديم، آمده بود كه آن حضرت هيچ كفو و هم طراز در ميان جميع انسان ها غير از امير المؤمنين علیه السلام نداشته است، و خود همين عنوان كفو به نوعى مشاركت را مى رساند؛ نظير آنچه در مورد تفسير آيه كريمه «مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ* بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ» روايت شده كه منظور از بحرين (دو دريا) على عليه السلام و فاطمه عليها السلام است و برزخ، پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم است كه هيچ كدام بر ديگرى ظلم روا نمى دارد.
وی افزود: در تفسير برهان از كلينى و صدوق و تفسير محمد بن عباس و غير اينها از كتاب هاى معروف به يازده طريق و همچنين از طرق اهل سنت اين روايت آمده است.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: از باب نمونه يحيى بن سعيد عطار مى گويد: «از امام صادق عليه السلام شنيدم مى فرمود: «مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ* بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ» فرمود: على و فاطمه عليها السلام دو دريا از علم عميق هستند كه هيچ كدام بر ديگرى ظلم نمى كند «يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ» حسن و حسين عليهما السلام هستند».
وی اضافه نمود: در روايت ديگرى نيز برزخ بين آن دو به وجود پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم تفسير شده است.
استاد خوانساری خاطرنشان کرد: مضامين اين رواياتى كه گذشت، به گونه اى مشاركت در ولايت را براى فاطمه زهرا عليها السلام ثابت مى نمايد كه با علم لدنى خدادادى و آگاه بودن به مسائل غيبى او ملازمه دارد.
شاهد سوم:
وی در ادامه بیان کرد: مجلسى از سلمان فارسى نقل مى كند كه گفت: «خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رسيدم؛ به من نظرى فرمود و گفت: اى سلمان خداوند عز و جل هيچ پيامبرى را مبعوث نكرد، مگر آنكه براى او دوازده نقيب (جانشين) قرار داد.
گفتم اى رسول خدا من اين مطلب را از دو كتاب (انجيل و تورات) مى دانستم.
فرمود: اى سلمان آيا نقبا و جانشينان مرا كه دوازده نفرند و خداوند آنها را براى امامت بعد از من اختيار فرموده است، مى شناسى؟
گفتم: خدا و رسولش آگاه ترند.
فرمود: اى سلمان خداوند مرا از نور پاك خود آفريد و مرا خواند و من او را فرمان بردم و از نور من على را خلق كرد؛ پس او را به اطاعت خود فراخواند و او نيز فرمان خدا را پذيرفت و از نور من و نور على عليه السلام فاطمه را خلق كرد؛ پس او را خواند و او نيز فرمان خدا را پذيرفت و از من و على و فاطمه، حسن و حسين را آفريد؛
پس آن دو را فراخواند؛ آنها نيز فرمان بردار او گرديدند، بعد خداوند ما را به پنج اسم از اسماء خودش نام گذارى فرمود. پس خداوند محمود است و من محمّد و خداوند على و بلندمرتبه است و اين على است و خداوند فاطر است و اين فاطمه، و خداوند احسان است و اين حسن و خداوند محسن است و اين حسين است».
استاد خوانساری خاطرنشان کرد: روشن است كه اين تقسيم شدن نور درميان پنج تن از جهت تكوين و خارج ثمره اش ولايت تشريعى و تكوينى اهل بيت است.
شاهد چهارم:
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: شاهد دیگر، مواردی است که در مورد مصحف فاطمى گذشت و احاديثى است كه در مورد آن وارد شده بود.
شاهد پنجم:
استاد خوانساری خاطرنشان کرد: شاهد دیگر، روايتى است كه شیخ صدوق اعلی الله مقامه از حضرت امام رضا علیه آلاف التحیة و الثناء در مورد ازدواج حضرت فاطمه سلام الله علیها با اميرالمؤمنين على عليه السلام نقل مى كند تا آنجا كه مى فرمايد:
«اى راحيل (نام يكى از فرشتگان) يكى از بركات من بر آن دو نفر (على و فاطمه) اين است كه هر دو را دوستدار خودم گردانيدم و هر دو را حجت خودم بر بندگان قرار دادم و به عزت و جلالم قسم كه از اين دو خلقتى بروز خواهم داد و از اين دو نسلى مبارك و پاك قرار خواهم داد كه خزائن و معادن من در زمين خواهند بود و بعد از انبيا و رسولان به آنها بر خلق احتجاج خواهم كرد؛ سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: جبرئيل به من خبر داده است كه بهشت و ساكنان آن مشتاق زيارت آن دو نفر (على و فاطمه) هستند».
شاهد ششم:
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: شاهد دیگر، رواياتى كه قبلا آمد به اين مضمون كه خداوند تعالى به رضايت فاطمه سلام الله علیها راضى مى گردد و به ناراحتى او غضبناك مى شود كه دلالت دارند كه حجيت آن بزرگوار تنها به خاطر علومى كه از آن حضرت صادر گشته نیست؛ بلكه در همه امور رضايت و غضبناكى او ملاك است؛ همان طور كه بعد از وفات رسول اكرم صلی الله علیه و آله و سلم و در جريان ترسيم خلافت اسلامى توسط او معلوم گشت و به همين جهت بود كه چهل شب بر در خانه مهاجر و انصار آمد تا به يارى امير المؤمنين على علیه السلام بشتابند و بيعت با آن حضرت را تجديد كنند و اين دلالت دارد كه آن حضرت در مهمترين مسائل مسلمين كه خلافت باشد، اشراف و نظارت دارد.
وی اضافه نمود: مشابه آنچه در وصيت پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم به امير مؤمنان علیه السلام در هنگام احتضار آمد كه حضرتش فرمود: «اى على هر آنچه را فاطمه به تو امر كرد، بپذير، زيرا هر آنچه او امر كند، در واقع جبرئيل به او فرمان داده است».
استاد خوانساری خاطرنشان کرد: لازمه اين وصيت اثبات گونه اى از ولايت براى امردهنده (حضرت فاطمه) است؛ اگرچه على عليه السلام امام و پيشواى فاطمه عليها السلام نيز باشد.
وی افزود: در روايت عباس از ابو جعفر احول مى گويد:
«قال ابو عبد اللّه عليه السلام ما تقول قريش فى خمس؟ قال قلت إنّها (انّه) لها، قال: ما أنصفونا و اللّه لو كانت مباهلة لتباهلن بنا و إن كانت مبارزة لتبارزن بنا ثم يكون هم و على سواء» «امام صادق عليه السلام فرمود: عقيده قريش در مورد خمس چيست؟ گفتم: معتقدند كه خمس به آنها تعلق دارد. فرمود: به خدا سوگند در مورد ما (اهل بيت) انصاف را رعايت نمى كنند، اگر مباهله اى باشد، با ما (عليه دشمنان) مباهله مى كنند؛ اگر مبارزه و جنگى باشد، به وسيله ما مبارزه مى كنند (و پيروز مى شوند) آنگاه على و آنها مساوى باشند؟».
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: امام صادق عليه السلام بين جريان مباهله و ولايت بر خمس كه مهمترين مقدار ماليات در شريعت اسلامى است، ملازمه مى دانند و مقام مباهله همان طور كه گذشت، مقام احتجاج است؛ يعنى كسى كه حجت بر حقانيت دين است، هركس اين مقام را داراست، صاحب حق در خمس و ولايت بر خمس است و اين در فىء و انفال نيز هست، زيرا عنوان ذوى القربى در آنها نيز هست و يكى از مصاديقى كه مباهله به وسيله او برپاگرديد حضرت فاطمه زهرا عليها السلام است.
شاهد هفتم:
استاد احمد خوانساری خاطرنشان کرد: در آيه مودّت «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى» همان طور كه جلوتر آمد، مضمون اين آيه شريفه ولايت آن عده مخصوص از ذوى القربى كه معصوم هستند را بر امت اسلامى ثابت مى نمايد؛ اگرچه محبت و دوستى همه ذوى القربى ولو غير معصوم باشند، لازم است.
توضيح مطلب:
وی اضافه نمود: همان طور كه گذشت، اولين مصاديق ذوى القربى حضرت فاطمه سلام الله علیها است، در آيات ديگر قرآن نيز آيه مودّت تفسير شده است؛ مانند:
قول خداوند تعالى: «قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَنْ شاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلى رَبِّهِ سَبِيلًا؛» (بگو من در برابر آن (ابلاغ آيين خدا) هيچ گونه پاداشى از شما نمى طلبم، مگر كسى كه بخواهد راه به سوى پروردگار برگزيند (اين پاداش من است).
و قول خداوند تعالى: «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرى لِلْعالَمِينَ» «بگو در برابر اين (رسالت و تبليغ) پاداشى از شما نمىطلبم اين (رسالت) چيزى نيست جز يك يادآورى براى جهانيان».
و قول خداوند تعالى: «قُلْ ما سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ» «بگو هر اجر و پاداشى از شما خواستهام براى خود شماست».
و قول خداوند تعالى «وَ ما تَسْئَلُهُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ»
استاد خوانساری خاطرنشان کرد: منفعت و سود مودّت اهل بيت علیهم السلام به خود امت برمى گردد؛ زيرا مودت و دوستى ذوى القربى راه هدايت به سوى خداست و موجب تذكر و بيدارى عالمين و جهانيان است؛ يعنى هر مقدار كه ولايت ايشان در كسى بالاتر باشد، هدايت او به سوى خداوند بيشتر است و اين مقام براى فاطمه عليها السلام نيز ثابت است و چرا چنين نباشد كه او بارزترين كسى است كه به عنوان مصداق مودت ذوى القربى است كه حتى پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم در مورد او چنين مىفرمايد: «إنّ اللّه يرضى لرضاها و يغضب لغضبها».
/270/260/20/