به مناسبت میلاد پرنور حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم و امام جعفر صادق علیه السلام، اسماعیل احمدی منش از اساتید حوزه علمیه قم با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به گفتگو پرداخت.
این استاد درس خارج حوزه علمیه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: قرآن کریم می فرماید: «لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنة»
وی افزود: در ایامی واقع هستیم که میلاد حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم و امام جعفر صادق علیه السلام است؛ از این رو مناسب دیدم به برخی از درس هایی که از سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می توان برداشت کرد، بیان کنم.
استاد احمدی منش در ادامه بیان کرد: نکته اول آن که شکر نعمت نبوت را نباید فراموش کرد؛ عظمت نعمت نبوت را می توان از این روایت درک نمود:
«عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم: مَنْ أَصْبَحَ وَ لَا يَذْكُرُ أَرْبَعَةَ أَشْيَاءَ أَخَافُ عَلَيْهِ زَوَالَ النِّعْمَةِ
أَوَّلُهَا أَنْ يَقُولَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي عَرَّفَنِي نَفْسَهُ وَ لَمْ يَتْرُكْنِي عَمْيَانَ الْقَلْبِ
وَ الثَّانِي يَقُولُ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنِي مِنْ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ ص
وَ الثَّالِثُ يَقُولُ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَ رِزْقِي فِي يَدَيْهِ وَ لَمْ يَجْعَلْ رِزْقِي فِي أَيْدِي النَّاسِ
وَ الرَّابِعُ يَقُولُ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي سَتَرَ ذُنُوبِي وَ عُيُوبِي وَ لَمْ يَفْضَحْنِي بَيْنَ النَّاس» (عنه البحار: 86/ 282 ح 45 و المستدرك: 1/ 400 ح 23 و فيها« الخلائق» بدل الناس؛ قطب الدين راوندى، سعيد بن هبة الله، الدعوات (للراوندي) / سلوة الحزين - قم، چاپ: اول، 1407ق؛ النص ؛ ص 81)
وی افزود: لازم به ذکر است که این روایت را شیخ عباس قمی رضوان الله تعالی علیه نیز به نقل از قطب الدین راوندی در کتاب مفاتیح الجنان بیان کرده است که امیرالمؤمنین علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روایت می کند که روزی حضرت فرمود: هر روز چهار نعمت را شکر کنید که اگر شکر نکنید، خوف آن را دارم که از دست شما گرفته شود؛
استاد احمدی منش خاطرنشان کرد: دو نعمت مهم اعتقادی است؛ یکی بحث توحید است؛ هر روز خدا را شکر کنید که خدای متعال این معرفت را نسبت به خودش به شما داده است و شما را کوردل نکرده است؛ و دوم اینکه خدا را هر روز شکر و حمد کنید که شما را از امت رسول خدا قرار داده است؛ و این افتخاری است که انسان درک کند که خداوند با او چه کرده است؛ خداوند می توانست او را در میان امت های گذشته قرار بدهد؛ اما این لطف و نعمت عظیم را به او عطا کرده است.
وی اضافه نمود: علاوه بر آن دو نعمت اعتقادی، دو نعمت مهم مادی و دنیوی هم در میان است؛ خدا را شکر که روزی مرا در دستان خودش قرار داد تا انسان به دست مردم نگاه نکند؛ و نعمت دیگر که بسیار مهم است، نعمت آبرو است. به خداوند عرضه بداریم خدایا تو را سپاس که بر عیب های من پرده پوشی کردی و من را بین بندگان خودت رسوا نکرده ای. ان شاء الله که خداوند متعال در دنیا و آخرت این ستر را بر روی همه ما بگذارد و این آبرو محفوظ باشد.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: شکر نعمت نبوت بر همه ما واجب است و باید قدردان وجود شریف ایشان باشیم.
وی افزود: نکته دوم آن است حال که به وجود شریف ایشان معرفت پیدا کردیم، وظیفه ما تأسی به این بزرگان در ابعاد مختلف مادی و معنوی است؛ البته همان گونه که در بیانات مقام معظم رهبری نیز زمانی آمده بود، اهل بیت علیهم السلام و مخصوصا شخص شریف رسول خدا مانند قله هستند؛ ممکن است که به قله نرسیم؛ اما باید به دامنه ها برسیم؛ بنابراین تأسی به این بزرگواران، در حدّ خودمان برای ما قطعا مفید است؛ چه در زمینه ارتباط انسان با خدا و چه ارتباط انسان با خویشتن و چه رابطه انسان با خانواده و سیره ای که در منزل باید داشته باشد و همچنین معاشرت با دیگران، به هر حال در ابعاد مختلف، این الگو وجود دارد.
استاد احمدی منش خاطرنشان کرد: در بعد اول که ارتباط با خداوند باشد، همان گونه که می دانید، هدف از خلقت انسان را عبادت همراه با معرفت بیان کرده اند. آیه قرآن می فرماید: «و ما خلقت الجنّ و الانس الا لیعبدون» و کلام امام حسین علیه السلام در ذیل این آیه شریفه را می دانیم که فرمود: «أی لیعرفون»
وی اضافه نمود: انسان معرفت پیدا کند و خدا را بشناسد؛ وقتی این معرفت و شناخت حاصل شد، قطعا آن را عبادت می کند. در یک حدیث از امام حسین علیه السلام رسیده است: «فإذا عرفوه عبدوه» کسانی که خداشناس شدند، نمی توانند او را نپرستند و او را بندگی نکنند.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: هدف از خلفت، معرفت الله و سپس عبادت الله است که با بندگی او عزت دنیا و آخرت پیدا می شود. بنده غیر خدا شدن، ذلت به دنبال دارد؛ اما بنده خدا شدن، عین عزت است.
وی افزود: در زمینه ارتباط حضرت با خدای متعال به کتاب سنن النبی از علامه طباطبایی رضوان الله تعالی علیه رجوع می کنیم؛ در این زمینه شخص شخیص رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم واقعا اسوه والایی هستند. حضرت وقتی که برای نماز بلند می شد، رنگ از چهره مبارکشان می رفت، به خاطر خوف از خدای متعال؛ انسان به درجه ای برسد که خدای متعال را بر کمال عظمت درک کند و احساس خوف از کبریای الهی در او دست بدهد. خوش به حال کسانی که اینچنین حالتی را دارند؛ چه اینکه ذریه مبارکش همین گونه بودند. درباره امام حسن مجتبی علیه السلام آمده است که زمان وضو گویی بندهای بدنش می لرزید.
استاد احمدی منش خاطرنشان کرد: عایشه نقل می کند که «کان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم یحدّثنا و نحدّثه» ایشان با ما صحبت می کرد و ما با ایشان صحبت می کردیم؛ در این اثناء «فإذا حضرت الصلاة فکأنّ لم یعرفنا و لم نعرفه» تا زمانی که وقت نماز می رسید، گویی که ما را نمی شناخت؛ در حالی که در چند لحظه قبل مشغول به صحبت با ما بود؛ و گویی که ما نیز او را نمی شناسیم؛ تمام توجهش به خدای متعال بود.
وی افزود: شهید ثانی در کتاب اسرار الصلوة، صفحه 120 می آورد: «کان النبی صلی الله علیه و آله و سلم ینتظر وقت الصلاة و یشتدّ شوقه» حضرت انتظار وقت نماز را می کشید؛ گویی عاشقی منتظر معشوقش است؛ حضرت منتظر آن لحظه بود که با خدای متعال که محبوب واقعی او بود، مشغول به گفتگو شود و این شوق و اشتیاق در زمان نزدیک تر شدن به وقت نماز، بیشتر و شدیدتر می شد. «و یترقّب دخوله» و انتظار می کشید که وقت نماز بشود و مشغول گفتگو با ربّ العالمین گردد.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در بیان دیگر دارد: «جعل قرة عینی فی الصلاة و الصوم» حضرت فرمود: نماز و روزه نور چشم من است؛ چقدر انسان باید نسبت به گفتگو با خدای متعال شوق داشته باشد و این لذت را احساس کند و برای رضای خدا گرسنگی را تحمل کند. آن روایت دارد: خداوند متعال می فرماید: «الصوم لی و انا اجزی به» روزه برای خودم است و من خودم جزا برای او هستم (برخی هم ترجمه کرده اند که منِ خدا پاداش او را می دهم)
وی افزود: اشتیاق به ذکر خدا در رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم موج می زد؛ در سنن النبی صلی الله علیه و آله و سلم آمده است که علامه طباطبایی می نویسد: «و کان لا یقوم و لا یجلس الا علی ذکر الله» حضرت بلند نمی شد و نمی نشست، مگر اینکه با یاد خدا بود و دلش و لب هایش مترنم به ذکر الله بود؛ همان گونه که درباره امیرالمؤمنین علیه السلام دارد: «أنا ربیب الله و علیّ ربیبی» مولا هم اینگونه بودند.
استاد احمدی منش خاطرنشان کرد: معروف است که حضرت برای اصلاح موی سر پیش کسی می روند؛ آن شخص می بیند که لب های امیرالمؤمنین علیه السلام مشغول به ذکر گفتن است؛ آن شخص از حضرت می پرسد: آقا در این حالت هم مشغول به ذکر گفتن هستید. مولا علیه السلام در جواب می فرمایند: لب های من که بیکار است؛ چرا به ذکر خدا مشغول نباشم.
وی اضافه نمود: شاکر بودن و سائل بودن از ویژگی های حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم بوده است؛ اینکه انسان شکر نعمت های خدا را بجا بیاورد و توجه داشته باشد.
این استاد درس خارج حوزه در ادامه بیان کرد: در حدیث شریفی آمده است که روزی جناب جبرئیل امین به محضر ایشان رسید؛ بعد از ابلاغ سلام خداوند متعال، پیغام کبریایی را آورد که اگر بخواهید، این سرزمین را برای تو پر از طلا کنم. حضرت سه بار به این مضمون نگاه کرد و عرض کرد: «لا یا رب» نه من نمی خواهم که این سنگریزه های مکه را برای من طلا کنی؛ «و لکن اشکر یوما فأحمدک و أجوع یوما فأسئلک» دوست دارم تا روزی سیر باشم و شکر تو را بجا آورم و روزی گرسنه باشم و از تو درخواست کنم.
وی افزود: این روزها انسان خیلی از مؤمنین را می بیند که خدای متعال آنها را غرق در نعمت کرده است؛ اما دائما احساس کمبود می کنند؛ بجای اینکه عامل به این آیه شریفه باشند که می فرماید: «و اشکروا لی و لا تکفرون»، متأسفانه زبان شکر ندارند و گویی از خدای متعال طلبکار هستند؛ اما اسوه ما رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم اینگونه نبودند.
استاد اسماعیل احمدی منش اضافه نمود: ما بر اساس کتب معتبر از اوضاع زندگانی حضرت صلی الله علیه و آله و سلم آگاهیم و می دانیم که زندگی حضرت، از جهت مادی بسیار بسیط بود؛ اما زبان شکر حضرت است که می فرماید: روزی داشته باشم و تو را شکر کنم؛ و روزی هم نداشته باشم و از تو درخواست کنم.
وی در ادامه بیان کرد: انسان چه در گرسنگی و چه در سیری به یاد خدا باشد و او را شکر کند؛ این انقطاع حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم الی الله بود؛ هر چند هیچ وقت نمی توانیم ادعا کنیم که به حالات رسول الله صلوات الله علیه و آله برسیم، اما واقعا می شود تا حدی به این حالت نزدیک شد.
این استاد حوزه علمیه قم در ادمه بیان کرد: کلام آخر در رابطه با ارتباط حضرت صلی الله علیه و آله و سلم با خداوند متعال بوده است، استغفار زیاد حضرت است. حضرت معصوم بود و واقعا تمام توان خودش را برای خدمت به خدا و خلق به کار گرفته بود تا لحظات آخر عمر، کوتاهی و قصوری از این بزرگوار نبود؛ اما خود را بدهکار پروردگار می دید؛ حضرت روزی هفتاد بار «استغفر الله» می گفت و هنگام خواب، آیت الکرسی می خواند و با یاد خدای متعال می خوابید.
وی افزود: ان شاء الله از خدای متعال می خواهیم به ما کمک کند در بعد اول، یعنی ارتباط با خدای متعال، از حضرت درس بگیریم و استقامت داشته باشیم؛ هم توجه به خدا و لسان شکر و ذکر خدای متعال را در خود نهادینه کنیم.
/270/260/20/