استاد محققیان گورتانی مطرح کرد؛

داد یا دادگاه قیامت

استاد رضا محققیان گورتانی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار نشست دوره ای اساتید به موضوع «داد یا دادگاه قیامت» پرداخت.

/270/260/20/

اهمیت باور داشتن به معاد

1- تأثیر اعتقاد به معاد در ترک گناهان

این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد:  اگر قيامت كاملا باورمان شود و از حالات انسان ها در قيامت و بهشت و جهنم مطلع شويم، ديگر حاضر به انجام گناهان نمي شويم و به راهي كه اهل جهنم رفته اند، نخواهيم رفت. انساني كه معتقد به معاد باشد و جامعه اي كه بر اين عقيده بنا شده باشد، كه در دادگاهي حاضر خواهد شد كه خود عمل در آن دادگاه بر ضرر عاملش، گواهي مي دهد و همين طور اعضاء بدن او كارهاي او را بازگو مي كند و در آن دادگاه عدل، نه رشوه كارگشا است و نه رفاقت مؤثر. چنين انساني و چنين جامعه اي از ظلم پرهيز نموده و جامعه اي سالم و سعادتمند محقق مي شود.

 

انکار معاد، راهی به سوی گناهان

استاد محققیان گورتانی افزود: آنکه معاد را باور ندارد و زندگی را در همین زندگی زودگذر دنیا منحصر می داند، فقط به فکر شهوات خویش است؛ چنانچه در سوره قیامت می فرماید: «بل یرید الانسان لیفجر أمامه یسئل أیّان یوم القیامة» آنها که معاد را انکار می کنند، به خاطر داشتن شبهه علمی نیست؛ بلکه به خاطر آن است که می خواهد راه را برای شهوات خود هموار کند و مادام العمر گناه نماید.بنابراین می پرسد قیامت چه وقت خواهد بود. او می خواهد برای ارتکاب هر ظلم و جنایتی آزاد باشد و هیچ بازخواستی نباشد و حتی خود را از عذاب وجدان خلاصی بدهد. از این رو معاد را منکر می شود.  

 

وی اضافه نمود: به همین جهت است که در سوره ماعون علت ظلم و سمت را تکذیب معاد دانسته و می فرماید: «أرأیت الذی یکذب بالدین فذلک الذی یدعّ الیتیم و لا یحض علی طعام المسکین» ای رسول ما آیا ندیدی کسانی که روز قیامت و روز پاداش و جراء را تکذیب می کنند؟ پس اینها کسانی هستند که بر اثر این تکذیب، به یتیم ستم می کنند و مردم را بر کمک نمودن بر انسان های نیازمند ترغیب نمی کنند.

 

اموال مسلمین و ترس حضرت علی علیه السلام از قیامت

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد:  انسان معتقد به معاد هرگز حاضر نمی شود حقوق دیگران را پایمال نماید و به کسی ظلم کند. از این رو وقتی عقیل، برادر امیرالمؤمنین سلام الله علیه به آن حضرت اصرار می کند که به او سهم بیشتری از بیت المال مسلمین بدهد، حضرت او را متوجه به قیامت و آتش جهنم می کند و می فرماید: «اعتقاد به معاد من را از چنین عملی باز می دارد.» حضرت قصه خود با برادرش عقیل را چنین تعریف می کند: «سوگند به خدا برادرم عقیل را در نهایت فقر دیدم و کودکانش را در پریشانی مشاهده کردم ... به طوری که نزد من آمد و یک من گندم از من درخواست نمود و بر درخواست خودپافشاری نمود و سخن خود را تکرار می کرد و من گفتار او را گوش می دادم. او گمان کرد که من دین خود را به او می فروشم و از روش خویش دست بر می دارم. پس برای او آهنی را گرم نمودم. سپس آن را به بدن او نزدیک کردم تا عبرت بگیرد و متذکر شود. او از درد آن مانند بیمار ناله کرد. به او گفتم: «ای عقیل! آیا تو از آهنی با گرمی اندک ناله می کنی؟ ولی من را به سوی آتشی که خداوند قهار برای خشم خود افروخته می کشانی؟»

«... وَ اللَّهِ لَأَنْ أَبِيتَ عَلَى حَسَكِ السَّعْدَانِ‏ مُسَهَّداً  أَوْ أُجَرَّ فِي الْأَغْلَالِ مُصَفَّداً أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ أَلْقَى اللَّهَ وَ رَسُولَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ظَالِماً لِبَعْضِ الْعِبَادِ وَ غَاصِباً لِشَيْ‏ءٍ مِنَ الْحُطَامِ وَ كَيْفَ أَظْلِمُ أَحَداً لِنَفْسٍ يُسْرِعُ إِلَى الْبِلَى قُفُولُهَا  وَ يَطُولُ فِي الثَّرَى‏ حُلُولُهَا وَ اللَّهِ لَقَدْ رَأَيْتُ عَقِيلًا وَ قَدْ أَمْلَقَ‏  حَتَّى اسْتَمَاحَنِي‏ مِنْ بُرِّكُمْ‏ صَاعاً وَ رَأَيْتُ صِبْيَانَهُ شُعْثَ‏ الشُّعُورِ غُبْرَ الْأَلْوَانِ مِنْ فَقْرِهِمْ كَأَنَّمَا سُوِّدَتْ وُجُوهُهُمْ بِالْعِظْلِمِ‏ وَ عَاوَدَنِي مُؤَكِّداً وَ كَرَّرَ عَلَيَّ الْقَوْلَ مُرَدِّداً فَأَصْغَيْتُ إِلَيْهِ سَمْعِي فَظَنَّ أَنِّي أَبِيعُهُ دِينِي وَ أَتَّبِعُ قِيَادَهُ‏  مُفَارِقاً طَرِيقَتِي فَأَحْمَيْتُ‏ لَهُ حَدِيدَةً ثُمَّ أَدْنَيْتُهَا مِنْ جِسْمِهِ لِيَعْتَبِرَ بِهَا فَضَجَّ ضَجِيجَ ذِي دَنَفٍ‏  مِنْ أَلَمِهَا وَ كَادَ أَنْ يَحْتَرِقَ مِنْ مِيسَمِهَا

 فَقُلْتُ لَهُ ثَكِلَتْكَ الثَّوَاكِلُ‏  يَا عَقِيلُ أَ تَئِنُّ مِنْ حَدِيدَةٍ أَحْمَاهَا إِنْسَانُهَا لِلَعِبِهِ وَ تَجُرُّنِي إِلَى نَارٍ سَجَرَهَا جَبَّارُهَا لِغَضَبِهِ أَ تَئِنُّ مِنَ الْأَذَى وَ لَا أَئِنُّ مِنْ لَظَى‏  وَ أَعْجَبُ مِنْ ذَلِكَ طَارِقٌ طَرَقَنَا بِمَلْفُوفَةٍ فِي وِعَائِهَا وَ مَعْجُونَةٍ شَنِئْتُهَا كَأَنَّمَا عُجِنَتْ بِرِيقِ حَيَّةٍ أَوْ قَيْئِهَا فَقُلْتُ أَ صِلَةٌ  أَمْ زَكَاةٌ أَمْ صَدَقَةٌ فَذَلِكَ مُحَرَّمٌ عَلَيْنَا أَهْلَ الْبَيْتِ فَقَالَ لَا ذَا وَ لَا ذَاكَ وَ لَكِنَّهَا هَدِيَّةٌ فَقُلْتُ هَبِلَتْكَ الْهَبُولُ‏ أَ عَنْ دِينِ اللَّهِ أَتَيْتَنِي لِتَخْدَعَنِي أَ مُخْتَبِطٌ أَنْتَ أَمْ ذُو جِنَّةٍ  أَمْ تَهْجُرُ وَ اللَّهِ لَوْ أُعْطِيتُ الْأَقَالِيمَ السَّبْعَةَ بِمَا تَحْتَ أَفْلَاكِهَا عَلَى أَنْ أَعْصِيَ اللَّهَ فِي نَمْلَةٍ أَسْلُبُهَا جُلْبَ‏ شَعِيرَةٍ مَا فَعَلْتُهُ وَ إِنَّ دُنْيَاكُمْ عِنْدِي لَأَهْوَنُ مِنْ وَرَقَةٍ فِي فَمِ جَرَادَةٍ تَقْضَمُهَا مَا لِعَلِيٍّ وَ لِنَعِيمٍ يَفْنَى وَ لَذَّةٍ لَا تَبْقَى نَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ سُبَاتِ‏ الْعَقْلِ وَ قُبْحِ الزَّلَلِ وَ بِهِ نَسْتَعِينُ‏»

 

 

حقه بازی و مکر، اثر انکار معاد

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه علت اینکه همانند معاویه و عمرو عاص از فریب و نیرنگ باطل استفاده نمی کند، می فرماید: کسی که کیفیت آمدن انسان ها به محشر را بداند، هرگز مکر و حیله نمی کند. کسی که بداند جای انسان حیله گر و متقلب کجای جهنم است، حاضر به استفاده از این وسیله نمی شود. آنگاه می فرماید: «ما در زمانی هستیم که اکثر مردم مکر و حیله را زیرکی می شمارند و نادان ها ایشان را انسان زیرک می شناسند. در حالی که شخص زیرک راه حیله و مکر را می داند؛ ولی از آن استفاده نمی کند؛ چون امر و نهی خدا مانع او از این کار است.

«41 و من خطبة له ع و فيها ينهى عن الغدر و يحذر منه‏   أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ الْوَفَاءَ تَوْأَمُ الصِّدْقِ‏ 478 وَ لَا أَعْلَمُ جُنَّةً 479 أَوْقَى‏ 480 مِنْهُ وَ مَا يَغْدِرُ مَنْ عَلِمَ كَيْفَ الْمَرْجِعُ وَ لَقَدْ أَصْبَحْنَا فِي زَمَانٍ قَدِ اتَّخَذَ أَكْثَرُ أَهْلِهِ الْغَدْرَ كَيْساً 481 وَ نَسَبَهُمْ أَهْلُ الْجَهْلِ فِيهِ إِلَى حُسْنِ الْحِيلَةِ مَا لَهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ قَدْ يَرَى الْحُوَّلُ الْقُلَّبُ‏ 482 وَجْهَ الْحِيلَةِ وَ دُونَهَا مَانِعٌ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ وَ نَهْيِهِ فَيَدَعُهَا رَأْيَ عَيْنٍ بَعْدَ الْقُدْرَةِ عَلَيْهَا وَ يَنْتَهِزُ فُرْصَتَهَا مَنْ لَا حَرِيجَةَ لَهُ فِي الدِّينِ‏» (خطبه 41 نهج البلاغه)

 

وی افزود: اگر انسان بداند که انسان حیله گر با چه قیافه ای محشور می شد و در چه جای جهنم قرار می گیرد، حاضر به تقلب کردن و فریب دادن مردم مسلمان نمی شود.

 

استاد محققیان اضافه نمود: در سوره مطففین آمده است: «وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفينَ (1(  الَّذينَ إِذَا اكْتالُوا عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ (2) وَ إِذا كالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ (3) َ لا يَظُنُّ أُولئِكَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ (4) لِيَوْمٍ عَظيمٍ (5) يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعالَمينَ (6) به نام خداوند رحمان و رحيم. واى بر كم ‏فروشان (1)  كسانى كه وقتى از مردم پيمانه مى‏گيرند تمام مى‏گيرند (2) و چون پيمانه به مردم دهند يا براى ايشان وزن كنند، بكاهند (3) آيا آنها نمى‏دانند كه در روزى بس بزرگ مبعوث خواهند شد (4) آيا آنها نمى ‏دانند كه در روزى بس بزرگ مبعوث خواهند شد (5) روزى كه مردم به فرمان پروردگار جهانيان مى‏ ايستند (6).

 

وی افزود: بر اساس این آیات شریفه اعتقاد به معاد سبب می شود که انسان در امور اقتصادی به حقوق دیگران تجاوز نکند. در این آیات برای کم فروشان ویل ذکر نموده است. در روایتی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سؤال می کنند که «ویل» چیست؟ حضرت می فرماید: ویل اسم مکانی در جهنم است.

«82- فر، تفسير فرات بن إبراهيم مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ مُعَنْعَناً عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم ذَاتَ يَوْمٍ يَا عَلِيُّ إِنَّ جَبْرَئِيلَ علیه السلام أَخْبَرَنِي أَنَّ أُمَّتِي يَغْدِرُ بِكَ مِنْ بَعْدِي فَوَيْلٌ ثُمَّ وَيْلٌ ثُمَّ وَيْلٌ لَهُمْ‏ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ

 قُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا وَيْلٌ

قَالَ وَادٍ فِي جَهَنَّمَ أَكْثَرُ أَهْلِهِ مُعَادُوكَ وَ الْقَاتِلُونَ لِذُرِّيَّتِكَ وَ النَّاكِثُونَ لِبَيْعَتِكَ فَطُوبَى ثُمَّ طُوبَى ثُمَّ طُوبَى ثَلَاثَ مَرَّاتٍ لِمَنْ أَحَبَّكَ‏ وَ وَالاكَ

قُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا طُوبَى

قَالَ شَجَرَةٌ فِي دَارِكَ فِي الْجَنَّةِ لَيْسَ دَارٌ مِنْ دُورِ شِيعَتِكَ فِي الْجَنَّةِ إِلَّا وَ فِيهَا غُصْنٌ مِنْ تِلْكَ الشَّجَرَةِ تَهْدِلُ عَلَيْهِمْ بِكُلِّ مَا يَشْتَهُونَ» (بحارالانوار؛ ج 8؛ ص 312)

 

استاد محققیان خاطرنشان کرد: حال با توجه به این که در قیامت هر اسمی به خاطر نکته ای است، چرا اسم آن موضع را «ویل» گذاشته اند؟ جواب این سؤال روشن است؛ چون کسانی که در آن موضع از جهنم هستند، دائما به خودشان نفرین می کنند و ائما با خود می گویند: «ویل لنا» وای بر ما چرا چنین کردیم؟ آنها چون از اعمال گذشته خودشان خیلی ناراحت و پشیمان هستند به همین خاطر مکرر می گویند: وای بر ما این جمله را تکرار می کنند.

 

2- تأثیر اعتقاد به معاد در انجام اعمال صالح

رابطه اعتقاد با انجام اعمال صالح:

استاد رضا محققیان گورتانی خاطرنشان کرد: کسی که بهشت و ثواب عظیم روز قیامت را فهمید و باور کرده، انجام واجبات و اعمال خوب برای او آسان می گردد؛ چون می داند هر عمل خوبی انجام دهد، جبران خواهد شد و پاداش بزرگی در انتظار اوست.

 

وی افزود: از این رو امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید: کسی که به پاداش روز قیامت یقین دارد، به آسانی و خوبی به نیازمندان کمک می کند. «مَنْ أَيْقَنَ بِالْخَلَفِ جَادَ بِالْعَطِيَّة» (بحار الأنوار (ط - بيروت)؛ ج‏ 10؛ ص 99)

 

این استاد درس خارج حوزه در ادامه بیان کرد: هم چنين وقتي باور كرد كه ترک واجبات و اعمال صالح سبب گرفتاري او در قيامت و جهنم است، از مخالفت با دستورات دين اجتناب مي كند. لذا اميرالمؤمنين علیه السلام می فرماید: هر کس سختی و دشواری روز قیامت را در نظر داشته باشد و به این سفر خطرناک آگاهی داشته باشد، با خودش توشه بر می دارد. «مَنْ تَذَكَّرَ بُعْدَ السَّفَرِ اسْتَعَدَّ» و توشه سفر قیامت انجام اعمال صالح است.

 

خوف حضرت زهرا و مولا علیهما السلام

استاد محققیان خاطرنشان کرد: ترس از قیامت سبب می شود که انسان به طرف نیکی ها کشیده شود. از این رو در شأن نزول سوره دهر چنین بیان می کنند که زمانی امام حسن و امام حسین علیهما السلام دچار تب شدند. و حضرت زهرا و مولا علیه السلام نذر کردند که هرگاه فرزندانشان خوب شدند، سه روز به عنوان شکر روزه بگیرند. پس از شفا یافتن آن دو عزیز به نذر خود وفا کردند و روزه گرفتند. هر هر سه روز وقت افطار، نیازمندی در خانه را زد. آنها افطاری خود را به مسکین و یتیم و اسیر دادند. و با آب افطار کردند. در این موضع سوره دهر بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نازل شد و انگیزه و هدف آنها را از این انفاق چنین بیان کرد: «انّا نخاف من ربّنا یوما ً عبوساً قمطریراً» یعنی ما این اطعام را فقط به خاطر خدا دادیم و انتظار پاداش از شما نداریم؛ ما از روز قیامت می ترسیم. روزی که در آن روز چهره انسان ها گرفته و درهم است.

اثر خوشحال کردن انسان ها

استاد محققیان افزود: کسی که بداند و باور داشته باشد که در قیامت همه انسان ها ناراحت هستند و چهره آنها غمگین است، مگر کسی که در دنیا با حل کردن مشکلات دیگران غم و ناراحتی را از چهره آنها برطرف کرده باشد، به راحتی به دیگران کمک می کند و به راحتی زکات و خمس مال خود را پراداخت می کند، به راحتی در رفع گرفتاری دیگران کوشش می کند و به کسی ظلم و آزار نمی رساند  تا خودش در قیامت چهره ای خندان و خوشحال داشته باشد. از این رو در آیه بعد می فرماید: «فوقاهم الله شرّ ذلک الیوم و لقاهم نضرة و سروراً» خداوند هم آنها را از ناراحتی و سختی های آن روز حفظ می کند و در قیامت به آنها چهره های باز و خوشحال می دهد.

 

وی در ادامه بیان کرد: بر عکس، کسی که دیگران را در دنیا ناراحت کرده باشد، در قیامت بسیار ناراحت و پشیمان است و چهره او غمگین و گرفته است و مکرر با خود می گوید وای بر من؛ چرا چنین کردم؟ پس آنکه به قیامت عقیده دارد و بهشت و جهنم باورش شده است، نه از زیر بار مسئولیت شانه خالی می کند و نه به حقوق دیگران تجاوز می کند و همچنین نه انجام واجبات برایش مشکل ست و نه آنها را برای غیر خدا انجام می دهد.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: از یان رو در سوره کهف می فرماید: «قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى‏ إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً» (110)

 

د, 05/03/1401 - 19:41