استاد مصطفی هروی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار نشست دوره ای اساتید به معرفی «عطیه» پرداخت.
/270/260/20/
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: در لابلای اوراق زرین تاریخ اسلام چهره های درخشانی در سکوت مرگبار ستم فرمانروایان غاصب مکتوم مانده است. در این دقایق، به معرفی یکی از چهره های ناشناخته تاریخ پرداخته است. آن که نامش را امیر مؤمنان علیه السلام برگزید؛ همراه جابر بن عبد الله انصاری از اولین زائران حرم امام حسین علیه السلام بود؛ خطبه فدک و زیارت اربعین را روایت کرد و در شمار مبارزان شجاع جای گرفت.
ولادت
استاد هروی افزود: در بین یکی از سال های 36-40 قمری، سعد بن جناده به آستان حضرت علی علیه السلام شرفیاب شد و ولادت فرزندش را به عرض حضرت علیه السلام رساند و تقاضای نامگذاری کرد. حضرت نوزاد را در آغوش گرفت و فرمود: «هذا عطیه الله» این نوزاد عطا و موهبت الهی است. (سفینه البحار، ج 2، ص 206، (چاپ قدیم)؛ طبقات الکبری، ج 6، ص 304; ریحانه الادب، ج 4، ص 218) حضرت علی علیه السلام بعد از مراسم نامگذاری، برای عطیه صد درهم حقوق ماهانه تعیین فرمود و پدرش با دریافت حقوق برای کودک غذا تهیه کرد. ( طبقات الکبری، ج 6، ص 304)
خاندان عطیه
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: عطیه عوفی در یکی از خاندان های معروف عرب که از طایفه بکالی بود، چشم به گیتی گشود. بکالی تیره ای از قبیله بنی عوف بن امرؤ القیس شمرده می شد و در بین قبایل عرب شان و منزلتی خاص داشت. چون عطیه از قبیله بنی عوف بود، به او عطیه عوفی می گویند. (سفینه البحار، ج 6، ص 296؛ ریحانه الادب، ج 4، ص 218) گویا مادرش در شمار اسرای آزاد شده رومی جای داشت و همسر سعد شمرده می شد. (طبقات الکبری، ج 6، ص 304; جابر بن عبد الله انصاری، ص 208)
مقام علمی عطیه
استاد هروی خاطرنشان کرد: عطیه، از نظر طبقات رجالی، در گروه تابعین جای دارد؛ یعنی ازطبقه ای است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را ندیده و بدون واسطه سخنی از حضرت نقل نکرده است. او از اصحاب حضرت علی امیرالمؤمنین علیه السلام و امامان بعد از او تا امام محمد باقرعلیه السلام به شمار می آید. (رجال شیخ طوسی، ص 51; تنقیح المقال، ج 2، ص 253; سفینه البحار، ج 6، ص 296)
وی افزود: عطیه از دانشمندان بزرگ و اسلام شناس عصر خویش شمرده می شد و از چنان مقام علمی برخوردار بود که حتی دانشمندان اهل سنت نیز او را مورد اعتماد می دانستند و دانش تفسیری و حدیثی اش را تایید می کردند. (تهذیب التهذیب، ج 7، ص 226; تاریخ التراث العربی، ج 1،جزء اول، ص 73; طبقات، ج 6، ص 304)
اساتید و شاگردان عطیه
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: عطیه استادانی برجسته داشت که در اسلام و تشیع از جایگاهی والا برخوردار بودند. کتاب «تهذیب التهذیب » نام هشت تن ازاستادان وی را بر می شمارد. کتاب «طبقات» شش تن از استادانش را معرفی کرده و از دیگران نام نبرده است؛ عبد الله بن عباس و جابر بن عبد الله انصاری از معروفترین استادان او شمرده می شوند. (تهذیب التهذیب، ج 7، ص 225; طبقات الکبری، ج 6، ص 246;سفینه البحار، ج 6، ص 296)
وی افزود: این شخصیت علمی شاگردان بسیاری تربیت کرد. کتاب «تهذیب التهذیب » نام شانزده تن از آنها را ثبت کرده است. اعمش و پسران عطیه (حسن و عمر و علی) در این گروه جای دارند. (ریحانه الادب، ج 4، ص 218; تهذیب التهذیب، ج 7، ص 225;سفینه البحار، ج 6، ص 295) علی بن عطیه از اصحاب امام صادق علیه السلام نیز به شمارمی آید. (سفینه البحار، ج 6، ص 294; تنقیح المقال، ج 2، ص 299)
آثار علمی
استاد مصطفی هروی خاطرنشان کرد: در ادامه آثار علمی عطیه عوفی را بیان می کنیم:
1- تفسیر قرآن عطیه دست پرورده استادی بزرگ چون ابن عباس بودو پنج جلد تفسیر قرآن نگاشت. (ریحانه الادب، ج 4، ص 218; سفینه البحار، ج 6، ص 296;تنقیح المقال، ج 2، ص 253.) دانشمندان اهل تسنن از این تفسیر بهره های فراوان برده اند. آثار عطیه نزد علمای اهل سنت معتبر است.( تاریخ التراث العربی، ج 1، جزء اول، ص 73) و بزرگانی چون طبری، خطیب بغدادی از آثار این دانشور بزرگ بهره فراوان بردند.(همان) عشق عطیه به علوم قرآنی وانس وی با قرآن به اندازه ای بود که خودش می گوید: من سه دوره تفسیر کامل قرآن را نزد ابن عباس آموختم و قرآن را نیز هفتادبار در کنارش خواندم.( سفینه البحار، ج 6، ص 296؛ ریحانه الادب، ج 4، ص 218؛ تنقیح المقال، ج 2، ص 253.)
2- خطبه فدک دومین اثر جاودان عطیه خطبه فدک حضرت زهرا(س)است. حضرت این خطبه را در مسجد النبی ایراد فرمود. عطیه آن رابرای عبد الله ابن حسن مثنی، پسر امام حسن مجتبی علیه السلام نقل کرد ودر تاریخ به یادگار نهاد. ((بلاغات النساء، ص 12؛ سفینه البحار، ج 6، ص 296؛ بررسی تاریخ عاشورا، ص 246)
3- زیارت اربعین یادگار جاودان دیگر عطیه زیارت گرانقدر و باعظمت اربعین ابا عبد الله الحسین علیه السلام است. او همراه جابر ابن عبد الله انصاری، صحابی بزرگ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در اربعین شهادت امام حسین علیه السلام کنار تربت مطهر آن حضرت حضور یافت، اشک ماتم ریخت و نامش را به عنوان نخستین زائر کوی حسین جاودانه ساخت. (ریحانه الادب، ج 4، ص 218; سفینه البحار، ج 6، ص 295؛ بشاره المصطفی، ص 89.5)؛ جایگاه زیارت اربعین چنان والاست که امام حسن عسکری علیه السلام فرمود: یکی از علامت های مؤمن زیارت اربعین سید الشهدا است. ( بحار الانوار، ج 101، ص 106؛ کامل الزیارات، باب 28: ص 90)
ابعاد شخصیت سیاسی عطیه
1- استاد هروی خاطرنشان کرد: زبان گویای ولایت علوی عطیه، که پرورش یافته مکتب تشیع راستین بود، آموخته هایش را با زبانی گویا برای جامعه اسلامی و تاریخ بیان کرد و به یادگار گذاشت. آن بزرگوار به شیوه ای زیبا به دفاع از حریم ولایت علوی پرداخت. به همین جهت نامش در سندبسیاری از روایاتی که منزلت و فضایل حضرت علی علیه السلام را بیان می کند، دیده می شود. (سفینه البحار، ج 6، ص 294; ریحانه الادب، ج 4، ص 218.)
وی افزود: عطیه از کسانی است که حدیث غدیر خم را به دورترین نفاط بلاد اسلامی رساند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در حجه الوداع در غدیر خم دست حضرت علی علیه السلام را گرفت و به مردم فرمود: ای مردم، آیا نمی دانید که من از خود مؤمنین به آنها سزاوارترم؟ گفتند: آری، یا رسول الله. سپس فرمود: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه » (بحار الانوار، ج 37، ص 185)
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: عطیه در باره شان نزول آیه شریف (یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک) (مانده، آیه 67) می گوید: «نزلت هذه الآیه علی رسول الله صلی الله علیه و آله فی علی بن ابی طالب علیه السلام» (بحار الانوار، ج 37، ص 190) این آیه در منزلت حضرت علی ابن ابی طالب نازل شد.
وی افزود: بیان چنین احادیثی در باره شخصیت حضرت، در زمانی که آشکارا به آن بزرگوار ناسزا می گفتند، دارای ارزشی والا بود؛ زیرا درباریان آگاه و مردم ناآگاه دشنام دادن بدان حضرت در هر قنوت و خطبه را از فرایض مسلمانان می دانستند. در چنین فضای آشوب زده ای،عطیه به افشاگری پرداخت و با نقل فضایل علی امیرالمؤمنین سلام الله علیه کوشید ولایت را در جامعه تثبیت کند.
2- استاد هروی خاطرنشان کرد: زیارت اربعین و اقدامی انقلابی زیارت اربعین عطیه و جابربن عبد الله در آن زمان حساس از بعد سیاسی همیت بسیاردارد. (بررسی تاریخ عاشورا، ص 244؛ مصباح المتهجد، ص 730.)
وی افزود: زمانی که یزید بن معاویه ریختن خون سید الشهدا واصحابش را افتخار می دانست و شیعیان آن حضرت در خفقان شدید به سر می بردند، بازمانده یاران پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به زیارت تربت امام سیدالشهداء علیه السلام شتافت. او در واقع فرستاده خاتم المرسلین به شمارمی آمد؛ زیرا رسول خدا به وی وصیت کرده بود «یا جابر زرقبر الحسین فان زیارته تعدل مئه حجه» (جابر بن عبد الله انصاری، ص 205) ای جابر، قبرفرزندم حسین را زیارت کن. چون ثواب زیارتش با ثواب صد حج برابر است.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: جابر بعد از شهادت امام حسین علیه السلام و یارانش از این فاجعه تاریخی آگاه شده، با چشمان نابینا و دلی روشن و ضمیری پاک راه کوفه پیش گرفت و خود را به دست پرورده مکتب علوی یعنی عطیه عوفی رساند. این دو بزرگمرد در اربعین شهادت ابا عبد الله الحسین علیه السلام و اصحابش در سرزمین مقدس کربلا حضور یافتند. و این افتخار رابه دست آوردند که از اولین زائران حرم حسینی شوند. (بحار الانوار، ج 68، ص 130; مصباح المتهجد، ص 730.)
وی افزود: آنچه به زیارت اربعین جلوه ای خاص از شهامت و شجاعت می دهد حرکت قهرمانانه این دو زائر در آن موقعیت حساس است; زیرا بعد ازشهادت امام حسین(ع) یزید کسی را مانع ظلم و فساد خود نمی دید وتمام سعی خودش را به کار برد تا با خفه کردن صدای هر مخالفی قیام عاشورا را امری عادی و غیر الهی جلوه دهد. بدین سبب،نگرش جامعه به نهضت امام حسین(ع) در ابتدا نگرشی همراه با بی تفاوتی گاه اعتراض آمیز بود. در آن موقعیت، حرکت جابر ازمدینه و عطیه از کوفه برای زیارت سید الشهدا تاییدی بر قیام آن حضرت بود.( اعیان الشیعه، ج 15، ص 143; مصباح المتهجد، ص 730.)
استاد هروی خاطرنشان کرد: به ویژه این که این زیارت با رسیدن بانوان اهل بیت و اسرا از شام و برپایی سه روز سوگواری برای سالارشهیدان و یارانش مقارن بود. این حرکت انقلابی به شعله ورشدن نهضت حسینی و افشای جنایات دژخیمان بنی امیه انجامید وعطیه و جابر از بنیانگزاران قیامهایی شدند که در دفاع از قیام کربلا به وسیله توابین و دیگران شکل گرفت.
مقاومت عطیه
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: عطیه چون پرستویی عاشق و بلبلی نغمه سرا در هر کوی و برزن ترانه عشق علی می خواند و لحظه ای آرام نمی گرفت. هیچ تازیانه ای نتوانست ندای این فریادگر عرفان و عدالت را خاموش سازد. تاریخ هرگز مبارزه سیاسی این دانشمند بزرگ را از یاد نمی برد.
وی اضافه نمود: مبارزه سیاسی عطیه عوفی در زمان حکومت جبار عبد الملک مروان، پنجمین خلیفه اموی، در مقابل حجاج بن یوسف ثقفی، که دستانش به خون شیعیان علوی آغشته بود، همچنان جاودانه ماند. در زمان فرمانروایی این ستمگر اموی در کوفه قیامهای متعددی شگل گرفت که یکی از آنها قیام عبد الرحمن بن محمد بن اشعث در سال 80 ه. ق بود. این نهضت از خراسان آغاز شد. عبد الرحمن، بعد از چندین بار درگیری با لشکر حجاج، سرانجام در سال 83 در بصره دستگیر شد.
استاد هروی خاطرنشان کرد: نکته جالب توجه در این قیام آن است که عده ای از بزرگان و دانشمندان شیعه و قاریان عراق مانند سعید بن جبیر و ابراهیم نخعی و عطیه عوفی، در رکاب عبد الرحمن بودند. وقتی عبد الرحمن شکست خورد، عطیه به سمت فارس گریخت. حجاج در فرمانی، محمد بن قاسم ثقفی به فرماندار فارس، نوشت، عطیه را دستگیر کرده، او را وادار سازد؛ به حضرت علی علیه السلام ناسزا بگوید؛ و اگر امتناع ورزید، چهارصد تازیانه بر وی زده، موی سر و محاسنش را بتراشند.
فرماندار فارس عطیه را فرا خواند و فرمان حجاج را برایش خواند؛ عطیه زیر بار چنین ننگی نرفت؛ با کمال شهامت چون کوهی استوار ماند و سخت ترین شکنجه ها و تازیانه های امویان را تحمل کرد.
استاد مصطفی هروی خاطرنشان کرد: این تابعی قهرمان مدتی در فارس اقامت گزید و چون قتیبه بن مسلم بر مسند استانداری خراسان جای گرفت، به آنجا رفت و چندی در آن دیار به سر برد. سرانجام وقتی فرمانروایی عراق در دست عمر بن هبیره قرار گرفت، عطیه نامه ای به وی نوشت و خواستار پناهندگی و بازگشت به کوفه شد. عمر بن هبیره اجازه داد و عطیه به کوفه باز گشت. این یاور مخلص اهل بیت (علیهم السلام) در سال 111 هجری قمری به سرای جاودانگی شتافت. (سفینه البحار، ج 6، ص 296; الاعلام زرکلی، ج 4، ص 237;طبقات الکبری، ج 6، ص 304.)