استاد احمدی منش مطرح کرد؛

تحلیل اغتشاشات اخیر، بر اساس کلام الهی و امیر مؤمنان علیه السلام

استاد اسماعیل احمدی منش از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار نشست دوره ای اساتید به تحلیل اغتشاشات اخیر پرداخت.

/270/260/21/

این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: سؤالی بیان می شود که چرا جوان های امروزی حرف ما را نمی فهمند. آیا همیشه این، ما هستیم که باید خودمان را در سطح آنها کوچک کنیم یا باید انتظار داشته باشیم که آنها هم سطح خود را بالاتر ببرند تا به درک معارف برسند. در پاسخ باید گفت که جوانان امروز ما دو قسم هستند. یک قسم از  آنها کسانی هستند که تربیت یافته قرآنی اند؛ ما جوانانی همچون شهید حججی را در همین روزگار دیده ایم؛ چه اینکه بسیاری از دانشجویان نیز تربیت یافتگان قرآنی هستند و اهل بصیرتند. فراموش نباید بشود اولین گروهی که در تظاهراتی رسمی علیه هنجار شکنان اقدام کردند، دانشجویان بسیجی دانشگاه تهران بوده اند. این کار باعث افتخار است.

 

وی افزود: همیشه در هر جامعه ای عده ای هم وجود دارند که تربیت شده نیستند؛ چه اینکه ممکن است از خانواده ای بودند که در آن خانواده ها معارف قرآنی موضوعیتی نداشت. آنچه برایشان موضوعیت داشت، زرق و برق دنیایی بوده است. حتی گاهی اعتمادشان به اخبار خارجی بیش از اخبار داخلی است؛ ذهن آنها بمباران شده همان فضاها است. برخی از مردم کشور ما ذهنشان را به چارچوب فکری در فضاهای مجازی و در ماهواره ها بر آنها القاء می شود. و از خود فکر و اندیشه ای ندارند.

 

استاد اسماعیل احمدی منش در ادامه بیان کرد: در صدر اسلام به اسعد بن زراره می گفتند اگر می خواهی به طواف خانه خدا بروی، در گوش خود پنبه بگذار تا کلام سحر آمیز پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم به تو نرسد. او می رود و چهره ملکوتی رسول خدا را دید؛ به خودش نهیب زد که مگر من درک و عقل ندارم؟ گوش می کنم؛ اگر حرف او حق بود، قبول می کنم و اگر بر حق نبود، قبول نمی کنم. پنبه را از گوش خود برداشت و کلام را شنید و همانجا مسلمان شد و برگشت.

 

وی اضافه نمود: اگر اشخاصی خودشان را از نور قرآن بی بهره کردند؛ مانند کسانی هستند که خودشان را از نور خورشید بی بهره کنند. در نامه 31 نهج البلاغه این کلام را از امیر مؤمنان خطاب به فرزندشان می خوانیم: «وَ أَجْمَعْتُ عَلَيْهِ مِنْ أَدَبِكَ أَنْ يَكُونَ ذَلِكَ وَ أَنْتَ مُقْبِلُ الْعُمُرِ وَ مُقْتَبَلُ‏ الدَّهْرِ ذُو نِيَّةٍ سَلِيمَةٍ وَ نَفْسٍ صَافِيَةٍ وَ أَنْ أَبْتَدِئَكَ بِتَعْلِيمِ كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ تَأْوِيلِهِ وَ شَرَائِعِ الْإِسْلَامِ وَ أَحْكَامِهِ وَ حَلَالِهِ وَ حَرَامِهِ لَا أُجَاوِزُ ذَلِكَ بِكَ إِلَى غَيْرِهِ ثُمَّ أَشْفَقْتُ‏ أَنْ يَلْتَبِسَ عَلَيْكَ مَا اخْتَلَفَ النَّاسُ فِيهِ مِنْ أَهْوَائِهِمْ» بر اساس این کلام، محور تعلیم و تعلم خانواده و جامعه باید کتاب الله باشد.

 

استاد اسماعیل احمدی منش خاطرنشان کرد: در خطبه 109 نهج البلاغه این کلام را از امیر مؤمنان علی علیه السلام در مورد فضل القرآن‏ می خوانیم: «وَ تَعَلَّمُوا الْقُرْآنَ فَإِنَّهُ أَحْسَنُ الْحَدِيثِ وَ تَفَقَّهُوا فِيهِ فَإِنَّهُ رَبِيعُ الْقُلُوبِ وَ اسْتَشْفُوا بِنُورِهِ فَإِنَّهُ شِفَاءُ الصُّدُورِ وَ أَحْسِنُوا تِلَاوَتَهُ فَإِنَّهُ أَنْفَعُ الْقَصَص‏» قرآن بهار دل ها است. همان طور که بهار طبیعت، عالم را زنده و جوان می کند و به آن سرسبزی و طراوت می بخشد، خواندن قرآن، اگر همراه تفکر و اندیشه باشد، دل ها را زنده خواهد کرد. دل حیّ، آثاری دارد؛ چه اینکه دل میّت، آثاری دارد. دل میّت است که موجب می شود اینگونه به اموال مردم حمله می کنند و قرآن و مسجد را آتش می زنند.

 

وی افزود: در خطبه 198 این کلام شریف را از مولای متقیان علیه السلام در نورانیت جاودانگی قرآن می خوانیم:

«ثُمَّ أَنْزَلَ عَلَيْهِ الْكِتَابَ نُوراً لَا تُطْفَأُ مَصَابِيحُهُ وَ سِرَاجاً لَا يَخْبُو تَوَقُّدُهُ وَ بَحْراً لَا يُدْرَكُ قَعْرُهُ وَ مِنْهَاجاً لَا يُضِلُّ نَهْجُهُ‏ وَ شُعَاعاً لَا يُظْلِمُ ضَوْءُهُ وَ فُرْقَاناً لَا يُخْمَدُ بُرْهَانُهُ وَ تِبْيَاناً لَا تُهْدَمُ أَرْكَانُهُ وَ شِفَاءً لَا تُخْشَى أَسْقَامُهُ وَ عِزّاً لَا تُهْزَمُ أَنْصَارُهُ وَ حَقّاً لَا تُخْذَلُ أَعْوَانُهُ فَهُوَ مَعْدِنُ الْإِيمَانِ وَ بُحْبُوحَتُهُ وَ يَنَابِيعُ الْعِلْمِ وَ بُحُورُهُ وَ رِيَاضُ الْعَدْلِ وَ غُدْرَانُهُ وَ أَثَافِيُ‏ الْإِسْلَامِ وَ بُنْيَانُهُ وَ أَوْدِيَةُ الْحَقِّ وَ غِيطَانُهُ‏ وَ بَحْرٌ لَا يَنْزِفُهُ الْمُسْتَنْزِفُونَ‏ وَ عُيُونٌ لَا يُنْضِبُهَا الْمَاتِحُونَ‏ وَ مَنَاهِلُ‏ لَا يَغِيضُهَا الْوَارِدُونَ وَ مَنَازِلُ لَا يَضِلُّ نَهْجَهَا الْمُسَافِرُونَ وَ أَعْلَامٌ لَا يَعْمَى عَنْهَا السَّائِرُونَ وَ [إِكَامٌ‏] آكَامٌ‏ لَا يَجُوزُ عَنْهَا الْقَاصِدُونَ جَعَلَهُ اللَّهُ رِيّاً لِعَطَشِ الْعُلَمَاءِ وَ رَبِيعاً لِقُلُوبِ الْفُقَهَاءِ وَ مَحَاجَ‏ ِطُرُقِ الصُّلَحَاءِ وَ دَوَاءً لَيْسَ بَعْدَهُ دَاءٌ وَ نُوراً لَيْسَ مَعَهُ ظُلْمَةٌ وَ حَبْلًا وَثِيقاً عُرْوَتُهُ وَ مَعْقِلًا مَنِيعاً ذِرْوَتُهُ وَ عِزّاً لِمَنْ تَوَلَّاهُ وَ سِلْماً لِمَنْ دَخَلَهُ وَ هُدًى لِمَنِ ائْتَمَّ بِهِ وَ عُذْراً لِمَنِ انْتَحَلَهُ وَ بُرْهَاناً لِمَنْ تَكَلَّمَ بِهِ وَ شَاهِداً لِمَنْ خَاصَمَ بِهِ وَ فَلْجاً لِمَنْ حَاجَّ بِهِ وَ حَامِلًا لِمَنْ حَمَلَهُ وَ مَطِيَّةً لِمَنْ أَعْمَلَهُ وَ آيَةً لِمَنْ تَوَسَّمَ وَ جُنَّةً لِمَنِ اسْتَلْأَمَ‏ وَ عِلْماً لِمَنْ وَعَى وَ حَدِيثاً لِمَنْ رَوَى وَ حُكْماً لِمَنْ قَضَى‏»

 

وی افزود: در کلام مولا علی علیه السلام خواندیم که از کلمه «مصابیح» استفاده شده است؛ یعنی چراغ ها، یعنی در زمینه های مختلف، اعم از خانوادگی، تربیتی، اقتصادی، اجتماعی ... چراغ هدایت است؛ در همه زمینه ها راه را برای انسان نشان می دهد. قرآن شفاء است؛ شفائی که انسان، به واسطه آن از بیماری ها خوفی ندارد.

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: برخی از جاهلان بیان می کنند که قرآن، کلامی است که هزار و چهارصد سال پیش برای مردم جزیرة العرب نازل شده است و ربطی به بقیه مردم در تاریخ ندارد؛ برای آنها باید به این کلام از تفسیر عیاشی اشاره کنیم: «7- عن محمد بن خالد بن الحجاج الكرخي عن بعض أصحابه رفعه إلى خيثمة قال: قال أبو جعفر [علیه السلام] يا خيثمة القرآن نزل أثلاثا ثلث فينا و في أحبائنا، و ثلث في أعدائنا و عدو من كان قبلنا و ثلث سنة و مثل، و لو أن الآية إذا نزلت في قوم ثم مات أولئك القوم- ماتت الآية لما بقي من القرآن شي‏ء، و لكن القرآن يجري أوله على آخره‏ ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ‏، و لكل قوم آية يتلونها [و] هم منها من خير أو شر» (تفسیر عیاشی، جلد 1، صفحه 10؛ البحار ج 19: 30. الصافي ج 1: 14. البرهان ج 1: 21)

 

وی افزود: در کلام دیگری از امیر مؤمنان علیه السلام در خطبه 175 می خوانیم «وَ اعْلَمُوا أَنَّ هَذَا الْقُرْآنَ هُوَ النَّاصِحُ الَّذِي لَا يَغُشُّ وَ الْهَادِي الَّذِي لَا يُضِلُّ وَ الْمُحَدِّثُ الَّذِي لَا يَكْذِبُ وَ مَا جَالَسَ هَذَا الْقُرْآنَ أَحَدٌ إِلَّا قَامَ عَنْهُ بِزِيَادَةٍ أَوْ نُقْصَانٍ زِيَادَةٍ فِي هُدًى أَوْ نُقْصَانٍ مِنْ عَمًى‏» کسی همنشین قرآن نشده است؛ مگر اینکه دو چیز نصیبش می شود؛ یا چیزی بر کمالات او افزوده می شود؛ و یا کوردلی و بی بصیرتی در او به واسطه هم نشینی با قرآن در او کم می شود.

افراد باید انس با قرآن داشته باشند و سپس دست به قضاوت بزنند. خلاف انصاف است کسانی که یک دور ترجمه قرآن را هم نخواندند؛ و بعد می گویند اسلام چیزی ندارد و باید به زرتشت و مسیحیت برویم.

مشکل دیگر ما هواهای نفسانی است. افرادی که مقابل قرآن می ایستند به این علت است که خلاف امیال نفسانی آنها می فرماید. در همان خطبه 175 نهج البلاغه می خوانیم که مولا می فرماید: قرآن را بر خود، عرضه نکنید؛ بلکه خود را بر قرآن عرضه کنید. اگر کلام شما خلاف کلام الله بود، کلام خود را متهم بدانید.

«وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ شَافِعٌ مُشَفَّعٌ وَ قَائِلٌ مُصَدَّقٌ وَ أَنَّهُ مَنْ شَفَعَ لَهُ الْقُرْآنُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ شُفِّعَ‏ فِيهِ وَ مَنْ مَحَلَ‏ بِهِ الْقُرْآنُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ صُدِّقَ عَلَيْهِ فَإِنَّهُ يُنَادِي مُنَادٍ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَلَا إِنَّ كُلَّ حَارِثٍ مُبْتَلًى فِي حَرْثِهِ وَ عَاقِبَةِ عَمَلِهِ غَيْرَ حَرَثَةِ الْقُرْآنِ فَكُونُوا مِنْ حَرَثَتِهِ وَ أَتْبَاعِهِ وَ اسْتَدِلُّوهُ عَلَى رَبِّكُمْ وَ اسْتَنْصِحُوهُ عَلَى أَنْفُسِكُمْ وَ اتَّهِمُوا عَلَيْهِ آرَاءَكُمْ وَ اسْتَغِشُّوا فِيهِ أَهْوَاءَكُم‏»

 

این استاد درس خارج حوزه در ادامه بیان کرد: در خطبه 127 از نهج البلاغه امیر مؤمنان علیه السلام کلامی را بیان می کند که گویی ویژگی زمان ظهور است: «يعطف الرأي على القرآن إذا عطفوا القرآن على الرأي‏» اما امروز اینگونه نیست. چون قرآن را خلاف امیال پست خود می دانند، قرآن را منعطف می کنند و حجاب و ... را زیر سؤال می کنند.

 

وی افزود: قرآن ثقل اکبر است؛ چه اینکه ثقل دیگر که اهل بیت علیهم السلام هستند، نیز معیار هستند؛ چه اینکه علی علیه السلام و عملکرد ایشان معیار است. «علی علیه السلام میزان الاعمال» است و آنها معیار صحت و غلط بودن اعمال ما است.

 

د, 08/16/1401 - 17:58