استاد اکبرنژاد مطرح کرد؛

گذری بر فقراتی از دعای 49 صحیفه سجادیه

استاد توکل اکبرنژاد از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «گذری بر فقراتی از دعای 49 صحیفه سجادیه» پرداخت.

/270/260/23/

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: دعای چهل و نهم صحیفه سجادیه، دعاى آن حضرت است در دفع نيرنگ دشمنان و برگرداندن اذيت و آزار آنان؛ «وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ فِي دِفَاعِ كَيْدِ الْأَعْدَاءِ وَ رَدَّ بَأْسِهِمْ»
 

وی افزود: حضرت علیه السلام عرضه می دارد: «إِلَهِي هَدَيْتَنِي فَلَهَوْتُ»، خدای من! من راهنمایی‌ کردی، ولی به کارهای پوچ و بیهوده پرداختم. راه انبیاء را نادیده گرفتیم. «وَ وَعَظْتَ فَقَسَوْتُ»، و پندم دادی، اما سنگدل شدم. بجای اینکه دل ما با موعظه نازک بشود، غفلت در پیش گرفتیم و دلسنگینی ورزیدیم.  «وَ أَبْلَيْتَ الْجَمِيلَ فَعَصَيْتُ»، و نعمت زیبا عطایم کردی، به نافرمانی گراییدم. خداوندا با نعمت هایی که عطا کردی، می توانستیم هم دنیا و هم آخرت خود را آباد کنیم؛ اما ما رویگردان شدیم.

 

استاد اکبرنژاد اضافه نمود: در ادامه بند اول از این دعا می خوانیم: «ثُمَّ عَرَفْتُ مَا أَصْدَرْتَ إِذْ عَرَّفْتَنِيهِ»، بعد از لهویات و غفلت ها و عصیان ها، هدایت و نعمت و عطایت را به من شناساندی و من به توفیقت، آنها را شناختم و به زشتی گناهانی که در کنار این همه مواهب انجام دادم، آگاه شدم؛ «فَاسْتَغْفَرْتُ فَأَقَلْتَ» از حضرتت درخواست آمرزش کردم و تو مرا آمرزیدی و عذرم را پذیرفتی و اقاله کردی. «فَعُدْتُ فَسَتَرْتَ»، باز به گناه برگشتم و تو گناهم را پوشاندی و رسوایم نکردی. ستارالعیوب بودن خود را به منصه رساندی و به ما نشان دادی. «فَلَكَ إِلَهِي الْحَمْدُ» خدای من! تو را سپاس.

 

وی در ادامه بیان کرد: در بند دوم از این دعا می خوانیم: «تَقَحَّمْتُ أَوْدِيَةَ الْهَلَاكِ»، خود را در وادی‌ های هلاکت انداختم. «وَ حَلَلْتُ شِعَابَ تَلَفٍ»، و در درّه ‌های تباهی و نابودی وارد کردم. «تَعَرَّضْتُ فِيهَا لِسَطَوَاتِكَ» با ورود به آن درّه ‌ها، خود را در معرض سختگیری‌ هایت قرار دادم؛ « وَ بِحُلُولِهَا عُقُوبَاتِكَ» و با فرود آمدن به آنها، خود را در معرض عذاب ‌هایت گذاشتم.

 

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: حضرت علیه السلام در ادامه به خداوند متعال عرضه می دارد: «وَ وَسِيلَتِي إِلَيْكَ التَّوْحِيدُ»، وسیله ‌ام در پیشگاهت، توحید برای نجاتم؛ «وَ ذَرِيعَتِي أَنِّي لَمْ أُشْرِكْ بِكَ شَيْئاً»، و دستگیره‌ام این است که چیزی را شریک تو قرار ندادم. «وَ لَمْ أَتَّخِذْ مَعَكَ إِلَهاً»، و همراه تو معبودی نگرفتم. «وَ قَدْ فَرَرْتُ إِلَيْكَ بِنَفْسِي، وَ إِلَيْكَ مَفَرُّ الْمُسي‌ءِ، وَ مَفْزَعُ الْمُضَيِّعِ لِحَظِّ نَفْسِهِ الْمُلْتَجِىِ» با همۀ وجودم به سویت فرار کردم؛ گریزگاهِ بدکار؛ و پناهگاه آنکه سود و بهرۀ خود را تباه کرده و اکنون پناهنده شده؛ به درگاه توست. بهره ای که باید از عمر و جوانی خود می برد، بهره ای که باید از سلامتی و امنیت خود، و از نیروی خود می داشتم، بهره نبردم، و حالا به تو التجاء آورده ام.

 

 

ش, 03/27/1402 - 23:44