استاد ناصر ابراهیمی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «سؤالاتی حول محور اربعین» پرداخت.
/270/260/20/
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: بعضا سؤال می شود که آيا اربعين واقيت دارد يا اينكه مورخان شيعي اين را براي تراژدي كربلا ساخته اند تا آن را احساسي تر نشان دهند؟ آيا جريان اربعين در 61يا سال ديگر بوده است ؟
وی افزود: در پاسخ باید دانست که اربـعين در لغت، به معناي چهل، چهار دهه (لغت نامه دهخدا، 5/164) و در اصطلاح، سپري شدن چهل روز از مرگ كسي و بر پاي داشتن مراسمي براي بزرگداشت اوست. اين واژه در اصطلاح شيعه، به طـور خـاص بـر روز بـيـسـتـم مـاه صـفـر يـعـنـي چـهـل روز پـس از واقـعـه عـاشـورا و شهادت امام حسين (ع) و يارانش اطلاق مي گردد (همان) و به اربعين حسيني نامبردار است.
استاد ابراهیمی در ادامه بیان کرد: غـالب دانـشـمـنـدان روز بـيـسـتـم صفر را اربعين حسيني دانسته اند. قـول شيخ بهايي در اين باره يكتا و استثنايي است. او نوزده صفر را روز اربـعـيـن حسيني دانسته و تمام ويژگي هاي اربعين از لحاظ ديني، مانند زيارت وارد براي آن روز، و از لحاظ تاريخي، مانند حـضور جابر بن عبداللّه انصاري در كربلا را در روز نوزده صفر دانـسـتـه اسـت. ايـن اخـتـلاف از آنجاست كه ظاهراً شيخ بهايي روزعـاشـورا را نـيـز در ايـن مـحـاسبه وارد كرده است. امّا بايد گفت اين مـحـاسبه در صورتي قابل توجيه است و مي توان روز عاشورا رادر زمره چهل روز قرار داد كه امام حسين (ع) پيش از ظهر آن روز به شـهـادت رسيده باشد.
وی خاطرنشان کرد: البتّه شيخ طوسي (تهذيب، 6/42) و علامه حلّي (تحريرالاحكام / 131) اين معني را تأييد كرده و آورده اند كه واقـعـه عاشورا پيش از ظهر خاتمه يافته و امام به شهادت رسيده بـود. امـّا شـيـخ مـفـيـد (ارشـاد / 252) و طبرسي (اعلام الوري / ص241) هر دو برآنند كه نبرد تا زوال ظهر ادامه داشت و امام حسين (ع) و بـاقـيـمـانـده اصحاب پس از ظهر نماز خوف خواندند و زيد بن قيس و سعيد بن عبدالله حنفي در اين وقت برابر امام ايستادند تا در بـرابـر تـيـرهـاي دشـمـن از حـضرت محافظت كنند. سيّد بن طاووس (لهوف / 164) نيز همين نظر را ابراز داشته است. امّا ابن نما حلّي مـعـتـقـد اسـت كـه امـام حـسـيـن (ع) هـنـگـام زوال ظـهـر هـنـوز مـشـغول جنگ بود و نمي توانست نماز بخواند و بنابراين به طور فـرادي و با اشاره نماز خوف به جاي آورد (مثيرالاحزان، 34). باايـن بـيـان، مـعـلوم مـي گـردد كـه بـه اغـلب احـتـمـال، شـهـادت امـام حـسـين (ع) بعد از ظهر روز عاشورا اتّفاق افتاده است.
این استاد حوزه علمیه قم افزود: بـه هـر حـال، چـهـل روز مـيـان عاشورا و بيستم صفر در روايات ما، دهـشتناك ترين و غمناك ترين ايام عالم شمرده شده است. زراره، از بـزرگـانِ فـقـهـا و مـحـدّثـان امـامـيـّه، از امـام صـادق (ع) نـقـل كـرده: (در پـي شـهـادت حـسـيـن (ع)، آسـمـان چـهـل روز خـون بـاريـد و زمين چهل روز سياهپوش گرديد و خورشيد چـهـل روز روي در پـوشـيـد و خـونـرنـگ شـد و فـرشـتـگـان چهل روز بر حسين گريستند. هيچ زني از ما ،حنا نبست و سرمه نكشيد تـا آنگـاه كـه سـر عـبـيـداللّه بـن زيـاد را بـيـاوردنـد)) (مـستدرك الوسـايـل، 2/215؛ كـامـل الزّيـارات، / 81. خاندان امام حسين هفت روز در دمشق ماندند و چنان شوري درافكندند كه يزيد به صلاحديد مروان بن حكم، ايشان را روانه مدينه گردانيد تا خلق رابـر ضدّ او نشورانند و كار خلافتش دشوار نگردد (قطيفي، 217 ـ219؛ معالي السبطين 2 / 184)
وی افزود: تا اين جا ميان دانشمندان و مورخان، اخـتـلافـي مـگـر درباره بعضي از جزئيّات وجود ندارد. اختلاف بر سـر راه بـازگـشـت اسـت كه آيا اهل بيت امام مستقيماً از شام به مدينه رفتند يا به كربلا آمدند و از آن جا رهسپار حجاز گشتند . از امام حسن عسكري (ع) نـقـل كـرده انـد كـه نـشـانـه هـاي مـؤمن پنج چيز است و يكي از آنها خواندن ((زيارت اربعين)) است. (تهذيب، 6 / 52).
استاد ناصر ابراهیمی خاطرنشان کرد: مقصود از زيارت اربـعـيـن، زيـارت نامه اي است كه با سند معتبر به وسيله صفوان بـن مـهـران از امـام صـادق (ع) مـخـصوص روز اربعين وارد شده است(مصباح المتهجد، 777) .دربـاره حـضـور اهـل بـيـت در اربـعـيـن حـسيني در كربلا، بايد گفت بـعـضـي از دانـشـمندان برآنند كه چون كاروان اسيران از دمشق به قـصـد مـديـنـه بـه راه افـتـاد و بـه عـراق رسـيـد، اهـل بـيـت امـام حـسين (ع) از راهنماي كاروان خواستند تا ايشان را به كـربـلا بـَرَد. (المـلهـوف / 225) و ايـشـان بـنـا بـرنـقـل بـرخـي از مـورخـان (حـبـيـب السـيـر، 2 / 60) در بـيـستم صفرسـال 61 هجري بدان جا رسيدند و سرهاي شهدا را كه همراه ايشان كرده بودند، بازگردانده، در كنار تَن ها دفن كردند. در اين ميان، جـابـر بـن عـبدالله انصاري، از صحابه بزرگ پيامبر كه در آن ايـّام سخت پير و نابينا شده بود، همراه عطيّة بن سعد عوفي، به عـنـوان نـخـستين زائران مزار امام حسين (ع) در حالي كه پاي برهنه كـرده و بـر تـن خـود عـطـر زده بـودنـد و در راه ذكر خدا مي گفتند، بـدان جا رسيدند. ميان ايشان و اهل بيت امام حسين (ع) ملاقات دست داد و هـمـه سـه روز در آن جا به عزاداري پرداختند و سپس راه مدينه را در پـيـش گـرفتند (الملهوف / 225، 226؛ اعيان الشيعه، 4 /47؛قطيفي 227؛ مثيرالاحزان / 59). ظاهراً اين روايت را با اين جزئيّات،نـخـسـتين بار سيّد بن طاووس ذكر كرده و از او به ديگر منابع راه يـافـتـه اسـت.
وی افزود: بـا ايـن هـمـه از روايـتـي كـه ابـن اثـيـر(الكـامل، 4/88) در ذيل حوادث كربلا آورده، نيز برمي آيد كه درعصر او نيز خبر بازگشت اهل بيت به كربلا كم و بيش وجود داشته اسـت. او متذكّر شده كه مطابق يك روايت، رباب دختر امرؤالقيس و همسر امام حسين (ع)، تا يك سال بر سر قبر امام ماند و با ديگران بـه مـديـنـه نـرفـت. امـّا بـسياري از مورخّان برآنند كه وقوع چنين اتّفاقي بر حسب اوضاع تاريخي و جغرافيايي، ممكن نبوده و باتـوجـّه بـه اقـامـت خـاندان امام و شهدا در كوفه و دمشق، نمي توان گفت كه آنان مسير طولاني كوفه به دمشق را رفته و بازگشته و در بـيـسـتـم صفر به كربلا رسيده باشند (لولؤ و مرجان، 154؛مـنـتـخـب التـواريـخ، 367 ـ 363؛ مـنـتـهـي الامـال / 443 ـ 442؛ وقـايـع الشهور / 53).
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در آثار مورخّان بزرگ چـون بـلاذري، طـبـري، يـعقوبي، ابوعلي مسكويه، ابن اثير، وابـن اعـثم (تاريخ الامم، 4/352؛ الكامل، 4/87؛ انساب الاشراف،3/217؛ الفـتـوح، 5/250) كه از واقعه كربلا ياد كرده اند، هيچ اشـاره اي بـه تـغيير مسير كاروان به سوي كربلا وجود ندارد. ازنـويـسـنـدگـان متقدم، تنها ابوريحان بيروني (الاثار الباقيه،331) اشـاره اي كـلي بـه ايـن واقـعه كرده و متذكر گرديده كه دربيستم صفر سال 61 هجري، خاندان امام حسين كه از شام مي آمدند،سـر او را بـه تـن وي در كـربـلا مـلحق كردند. او هيچ اشاره اي به جـزئيـّات ايـن امـر نـكـرده است. سيّد بن طاووس كه نخستين بار اين حـادثـه را بـا جـزئيـّات ياد شده، در كتاب لهوف، از نخستين آثارخـويـش در دوره جـوانـي آورده، بـعـدهـا در كـتـاب ((اقـبـال))، از آخرين آثار خود، (اقبال / 599) با آنكه الحاق سرامـام حـسـين (ع) را به بدن وي مسلّم دانسته، لحن گفتارش حاكي از ترديد در امكان بازگشت اهل بيت امام به كربلا در روز اربعين است. (هـمـان، 3 / 100).
وی افزود: مـحـدّث نـوري از دانشمنداني است كه در كتابي بـه تفصيل، محال بودن وقوع اين سفر را مورد بحث قرار داده است. (لؤلؤ و مـرجـان، 154). بـه عـقـيده او، دوري مسافت ميان كربلا وشـام، بـا تـوجـه بـه تـوقـّف هـاي اجباري كاروان در مسير رفت و برگشت، امكان حضور اهل بيت در بيستم صفر در كربلا را منتفي مي سازد (اقبال، 3 / 100؛ وقايع الشهور، 53؛ زاد المعاد، 371).
استاد ابراهیمی خاطرنشان کرد: چه طـيّ ايـن مـسـيـر بـراي چـنـان كـاروانـي لااقـل يـك مـاه بـه درازا مـي كـشـيـده اسـت. بـه عـلاوه، اهـل بـيـت امام حسين (ع) چند روزي را در كوفه محبوس بودند. خطبه حضرت زينب (س) در آن شهر و آنچه ميان مردم و ابن زياد و حضرت زينب و امام سجّاد (ع) گذشت، همه حاكي از اين اقامت است (الفتوح،5 / 222؛ مـقـتـل الحسين، 2 / 48 ـ 45؛ طبري، 4 / 350 ـ 349). ازهـمـين جا، عبيداللّه بن زياد از يزيد استفسار كرد كه با اسيران چه كند و چون پاسخ رسيد كه ايشان را روانه شام كند، اسيران را بالشكريان شامي روانه گردانيد (طبري، 4 / 351؛ لهوف / 208).مخالفانِ امكان حضور اهل بيت در روز اربعين بر مزار امام حسين (ع)،هـمـچنين برآنند كه رفت و برگشت پيك ابن زياد به دمشق و كوفه نيز مانع از پذيرفتن فرض مذكور است (لؤلؤ و مرجان، همانجا).بـي گـمان، دو بار طيّ اين مسير توسّط فرستادگان ابن زياد ويـزيـد، و رفـت و بـرگـشـت كـاروان اسـيـران، بـيـش ازچـهـل روز بـه طول مي انجاميده است. برخي از مدافعينِ امكان حضور اهـل بـيـت در روز اربـعـيـن در كـربـلا، ايـن اشكال را با فرضِ استفاده ابن زياد و يزيد از كبوتران نامه بر،بـراي ارسـال پـيـام پـاسـخ داده انـد (تـحـقـيـق دربـاره اوّل اربـعـيـن حـضـرت سـيـدالشـهـداء (ع) / 99 ـ 119) ولي شـواهد مـقـتـضـي بـراي وقـوع يـا رواج اين شيوه ارائه نكرده اند، گر چه بـراي طـيّ مـسـافـت مـيان كوفه و دمشق در عرض يك هفته تا ده روزشـواهـد تـاريـخـي مـتـعـدّدي آورده انـد، هـمـچـون وصول خبر مرگ معاويه از شام به كوفه در عرض يك هفته (تنقيح المـقـال، 3 / 262؛ مـيـثم تمار، / 28) يا رسيدن مالك اشتر از شام بـه عـراق طـيّ ده يـا دوازده روز (تـحـقـيـق دربـارهاوّل اربـعين / 50). امّا فراموش كرده اند كه اين شواهد در مورد پيك هاي تندپاي پيام رسان يا گردان هاي نظامي است كه مجبور بوده انـد بـه سـرعـت خود را به هدف برسانند؛ نه كارواني از زنان و كـودكـان مـجـروح و خـسـته و بي پناه.
وی افزود: البته در اين ميان، چند خبرتـاريخي مي تواند احتمال حضور كاروان اسيران را در كربلا به هـنـگـام بـازگـشـت از شام تقويت كند.
نخست آنكه ابوريحان (همان،331) و قـزويـنـي (عـجـايـب المخلوقات، 67) تاريخ ورود كاروان اسيران را به شام، اول صفر سال 61 هجري دانسته اند. قزويني تـأكـيـد كـرده كـه امـويـان بـه هـمـيـن مـنـاسـبـت روز اول صـفـر را عـيـد مـي دانـستند.
دوم آنكه مدت اقامت اسيران در دمشق ظـاهـراً از هـفـت يـا ده روز تـجـاوز نـكـرده است (معالي السبطين، 2 /187). چـنـان كـه گـفـتـه انـد، بـيـمـنـاكي يزيد و امويان از بروز شورش در دمشق در پي سخنراني هاي امام سجّاد(ع) و حضرت زينب(س)، بـاعـث شـد تا به اهل بيت اجازه عزاداري دهند و سپس ايشان راروانـه حـجـاز كـنند (الفتوح 5 / 249؛ اعلام الوري، 249).
سوم،سخن از راه كوتاه و مستقيمي است كه شام را به عراق پيوند مي زد و مـسـافران مي توانستند اين مسافت را هفت روزه طي كنند. گفته اند ايـن راه اكـنـون نـيـز مـورد اسـتـفـاده بـعـضـي قبايل عرب است و بعضي از آن قبايل فاصله حوران تا نجف را هشت روزه طـي مي كنند (اعيان الشيعه، 1 (4) / 271).
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: اگر اين اشارات و اخـبـار بـا يـكـديـگـر جـمـع گردد، مي توان نتيجه گرفت كه در اول مـاه صـفر كاروان اسيران به دمشق رسيده و حدّاكثر ده روز در آنجـا مـانـده انـد و سـپـس مـيـان هـشـت تـا ده روزطـول كـشيده تا به كربلا باز گردند و بدين ترتيب حضورش در بيستم صفر چندان بعيد نمي نمايد.
وی خاطرنشان کرد: از سوي ديگر، محدّث نوري، فقدان روايت و گزارشي درين باره را در آثار متقدّماني چون شيخ مفيد، از جمله دلايل نادرستي چنين رواياتي دانسته است. به نظر وي، اهل بيت امام حسين (ع) روز اربعين به قصد مدينه از دمشق خارج شده اند؛ و قرينه آن استعمال واژه ((رجوع)) در عبارت شيخ است و اگرمـقـصـود او آمـدن بـه مـديـنـه در روز اربـعـين بود، از واژه ((ورود)) استفاده مي كرد؛ چنان كه براي حضور جابر بن عبداللّه در كربلا كـه مـورد ترديد نيست، از واژه ((ورود)) استفاده كرده است (لؤلؤ و مـرجـان، / 171).
استاد ابراهیمی تأکید کرد: قـاضـي طباطبايي متذّكر شده كه آنچه كفعمي درمـصـبـاح مـبـنـي بـر بـرابـري بـيـسـتـم صـفـر بـا بـازگـشـت اهـل بـيـت از كـربـلا بـه مـديـنـه آورده، داراي دو احـتـمـال اسـت: يـكـي آن كـه مـقـصـود وي بـازگـشـت اهـل بـيـت از كـربـلا به مدينه يعني از شام به كربلا و از كربلا به مدينه است؛ و دوم آن كه به معناي بازگشت از شام به مدينه،بـدون حـضـور در كربلاست كه در اين صورت، مشابه سخن شيخ مـفـيـد و شـيـخ طـوسـي اسـت.