در توصیف شخصیت امام خمینی

استاد محمدصادق الهی

آیت الله العظمی اراکی یکی از شخصیت های برجسته و همراه امام خمینی در طول سالهای تحصیل و تدریس و همچنین مبارزه بوده است فلذا خاطرات فراوانی از حضرت آیت الله العظمی اراکی با حضرت امام وجود داشته است گفتگوی زیر که با استاد محمدصادق الهی تنظیم شده است می تواند بازگوی بسیاری از ابعاد شخصیتی امام راحل باشد. وی که نوه دختری آیت الله العظمی اراکی است قطعا خاطرات و نکات مهمی از زندگی سراسر معنویت و اخلاق همراه با مبارزه بنیانگذار کبیر انقلاب در ذهن دارد که می تواند قابل استفاده باشد.

 

)يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً فَادْخُلِی فِی عِبَادِی وَادْخُلِی جَنَّتِی(

بندگان صالح خدا که در ایمان و تقوی و در اوصاف حمیده و حسنه نمونه هستند، یکی از برجسته ترین اوصافشان طمأنینه و ثقة بالله است. آرامش در بنده و عبدی ایجاد نمی شود مگر به واسطه ارتباط محض با خداوند متعال و ذوات مقدس چهارده معصوم صلوات الله علیهم اجمعین. یکی از مصادیق این بندگان صالح و قرار گرفته در مسیر ائمه معصومین علیهم السلام، مرحوم امام هستند. سیر زندگی ایشان به خوبی گواه این مسأله است؛ از اینرو جناب والد می فرمودند آن مرد مصداق طمأنینه و سکن بود؛ چراکه اگر در طول روز بالاترین سختی ها و مصیبتها به او می رسید، شب که می شد هیچ عاملی آرامش و خلوت او با حضرت اله را بر هم نمی زد.

وقتی نیمه های شب به منزل ایشان هجوم برده می شود و ایشان را از منزل می بردند، با آن جو متشنج و رعب آور، مأمورین شاه که خودشان تا بن دندان مسلح بودند می گفتند به قدری ایشان آرام بود که وحشت و رعب خاصی از این شخصیت در دل ما ایجاد شده بود.
 

در عراق هم همینطور بود. یکی از فضلا که سنین کودکی و جوانی خود را در نجف گذرانده، نقل می کرد که ما طلبه جوان بودیم و در آن زمان ایرانی ها را از عراق اخراج می کردند. هر چند وقت یک بار اتوبوس می آمد جلوی حرم امیرالمؤمنین7 و طلبه های ایرانی را می گرفتند و یکسره به طرف مرز و سپس ایران منتقل می کردند. امام خمینی هر روز سر ساعت خاصی می آمد حرم حضرت امیر7 که یکی از همین روزها و در اثناء دستگیری طلاب ایرانی، ایشان برای زیارت نزدیک حرم شدند و یکی از سربازها که ایشان را نمی شناخت جلو آمد دست ایشان را گرفت و به سمت اتوبوس حرکت داد. امام هم هیچ نگفت و همینطور به سمت اتوبوس حرکت کرد. فرماندة آنها وقتی این صحنه را دید با لگد به این سرباز زد و گفت: چکار می کنی، او را رها کن، هذا خمینی. سرباز دست آقای خمینی را رها کرد و ایشان هم بدون اینکه کلمه ای بر زبان بیاورند با همان آرامش، جهت خود را عوض کردند و به سمت حرم حرکت نمودند.

این طمأنینه و آرامش در ایشان پیوسته مشاهده می شد، تا آنجا که در هنگام برگشت از پاریس خبرنگار از ایشان پرسید چه احساسی دارید؟ فرمودند هیچ احساسی ندارم. با اینکه هر نوع احتمالی وجود داشت، مانند اینکه هواپیما را برگردانند و یا سرنگون کنند. اینگونه بود که وقتی تمام دنیا در مقابل دو ابرقدرت بزرگ سر تسلیم فرود آوردند و هیچ عَلم مخالفی در مقابل این دو برافراشته نبود، مرحوم امام از یک طرف وقتی که به آمریکا خطاب می کرد، می گفت آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند و از طرف دیگر وقتی با ابرقدرت شرق مقابل شد به او پیام داد که به زودی باید کمونیست را در موزه ها جستجو کرد و وقتی وزیر خارجة گورباچف نزد امام می آید مثل یک فرد حقیر در برابر آن شخصیت الهی می نشیند، ایشان وسط حرفهایش بلند می شود و می گوید می خواستم افق دیگری در برابر شما باز کنم و جلسه را ترک می کنند.

 

شجاعت و استقامت در راه هدف

آنچه که باعث پیروزی انقلاب اسلامی ایران، و به طور کلی منشأ پیروزی انقلابهای دینی بوده است، اضافه بر ایمان و اعتقاد راسخ، مسألة شجاعت است. صفتی که در وجود امام کاملاً بروز داشت و برگرفته از شجاعت امیرالمؤمنین7 و شجاعت ابی عبدالله الحسین7 بوده است. خصیصه ای که در وقایع مختلف و جنگهای متعدد از آن بزرگواران مشاهده شده است.

این شجاعت در سنین جوانی به واسطة ایمان و توکل در شخصیت ایشان شکل گرفت؛ به گونه ای که در مقابل رضاخان مستقیماً ایستاد و مقاومت کرد، و باید توجه داشت که شجاعت و ایستادگی در مقابل حکومت پهلوی مسئلة کم اهمیتی نیست؛ حکومتی که در حقیقت نمایندة استکبار و ظلم جهانی به سردمداری آمریکا بود، و مرحوم امام در مقابل چنین بتی قد علم کرد و مردم را با حرکت خود همراه ساخت، به حدی که مردم حاضر شدند جان خود را در راه انقلاب فدا کنند.

 

آنچه که سبب شد ایشان در مقابل حکومت پهلوی با آن قدرت و اعتباری که داشت ایستادگی کند، ایمان به خدا و ایمان به هدف بود، که در سیر آن، شخصیت ایشان روز به روز قویتر شد و در مقابلش آنها که قدرقدرت بودند ضعیفتر شدند؛ لذا آن زمان که برخی در نجف به ایشان گفتند معلوم نیست که در برابر این قدرت پیروز شوی، ایشان فرمود «مگر خلاف آنچه که به ما وعده داده اند انجام می شود» یعنی ما حتماً به نتیجه می رسیم؛ از اینرو شعار هیهات منا الذله، حقیقتاً سرلوحة کار ایشان بود و به نهضت ایشان قوام می بخشید.

 

تواضع و مناعت طبع

مرحوم آیت الله العظمی اراکی می فرمودند: سلامت و طهارت روح در ایشان نمود داشت و حقیقتاً رهرو راستین راه اباعبدالله الحسین7 بودند. در دوران تبعید امام در نجف اشرف، زمانی مرحوم آقای اراکی به زیارت عتبات عالیات مشرف شدند و در صحن مطهر علوی7 با امام1 روبه رو شده و با ایشان هم کلام می گردند و پس از اظهار علاقه و محبت مطالبی در مورد شخصیت ایشان بیان می دارند. در همین اثنا امام ناگهان صحنه ملاقات را ترک کردند. روز بعد مرحوم حاج آقا شهاب از طرف امام خدمت آیت الله اراکی می رسد و می گوید اینکه بنده ناگهان رفتم بدین جهت بود که شرمندة مطالب و عنایت شما شدم و لذا آمادگی نداشتم که این محبتها و مطالب ادامه پیدا کند. این گونه رفتارها حاکی از تواضع ایشان بود که سبب می شد در عین اینکه آن حد شجاعت و ایستادگی را در تثبیت اهداف داشته باشد، اما در این مجالات اینگونه عطوف و متواضع باشد.

حفظ حریم علما

صفت دیگری که بسیار در ایشان نمود داشت و حوزة امروز شدیداً نیازمند آن است، احترام به اسطوانه های حوزه است؛ چه آنهایی که از علمای سلف و از اساتید ایشان بودند و چه کسانی که زعیم حوزه بودند و کسانی که در مرجعیت همردیف ایشان بودند و طلاب و تلامیذشان. امام7 چه در برخورد و چه در مکاتباتشان نسبت به اهل علم و علما نهایت ادب و احترام را مبذول می داشتند و با القابی بسیار محترمانه از آنان یاد می کردند، و این ویژگی ناشی از منش خودساختة ایشان بود. در مکاتباتی که با مرحوم آیت الله العظمی اراکی داشتند این امر کاملا مشهود است.

از طرف دیگر، حس شاگردپروری نیز در وجودشان بارز بود و همانطور که برای اسطوانه های حوزه احترام قائل بودند شاگردانشان را نیز مورد توجه و تکریم قرار می دادند. والد معظم که از ابتدای طلبگی با ایشان ارتباط داشتند و سالها از مباحث فقهی و اصولی ایشان استفاده کردند بارها شاهد این اعظام و تکریمها از ناحیة امام بوده اند.

شخصیت علمی

در توصیف شخصیت علمی امام1 همین بس که در حال تبعید توانست دوره فقه (تحریر الوسیله) را تدوین کند در حالی که تنها معدود کتب نزد ایشان بود؛ همچون مرحوم شهید اول که در حال حبس و تنها با در اختیار داشتن مختصر النافع محقق اول، یک دوره فقه را تدوین کرد.

والد معظم می فرمود ایشان در فقه بسیار خوش قریحه و با استعداد بودند و ذهن جوالی در طرح مباحث فقهی داشتند. یکی از شاگردان ایشان نیز می فرمود که ذهن ایشان کاملاً به مطالب احاطه داشت و در جلسة درس با وجود طرح اشکالات ذهن ایشان انسجام خود را داشت و رشتة بحث از دست نمی رفت.

در مباحث اصولی و فقهی گرچه مانند مشرب نجف تطویل مباحث نمی دادند؛ اما در ابراز نظر و تنقیح مباحث به اذعان بسیاری از بزرگان، دقیق النظر بودند و مبانی ظریفی اتخاذ می کردند؛ ازجمله عام و خاص خصوصا در خطابات قانونیه، معانی حرفیه، استصحاب و تعادل و تراجیح که حقیقتاً مبانی ایشان مبانی دقیق و متقنی است.

اهمیت به تهذیب و اخلاق

ایشان در جنبه ها و علوم مختلف صاحب برجستگی بودند و خصوصیت نفس مطمئنه هم بر این جهات و اوصاف مختلف شکل می گیرد؛ مِنجمله از صفات این بود که مضاف بر اینکه استاد برجستة فقه و اصول و فلسفه بودند، یکی از مدرسین برجستة اخلاق نیز به حساب می آمدند؛ و در عین حال در هر علمی که تدریس می کردند با همان مبانی خودش بحث را مطرح می کردند و دچار خلط مباحث نمی شدند؛ لذا در فقه، فلسفه را دخالت نمی دادند و هکذا در علوم دیگر

.

امام خمینی برای تهذیب و اخلاق اهمیت خاصی قائل بوده مجلس اخلاق ایشان که عصرهای جمعه برگزار می شد، بسیار اثرگذار بود، که این امر گواه آن است که خودشان عامل بودند؛ زیرا تا شخص عامل نباشد نمی تواند اثرگذار باشد؛ تا آنجا که برخی از شاگردانشان می گفتند از این هفته تا هفته آینده این آثار برای ما کاملاً نمود داشت و در زندگی مؤثر بود. والد معظم ما می فرمودند مدت یک سال در درس اخلاق ایشان شرکت کردم و بحث ایشان حول حدیثی بود از امام صادق7 از مصباح الشریعه در باب طهارت و تزکیة نفس، و در قسمتی از این حدیث آمده است «عَاشِرْ خَلْقَ اللَّهِ كَامْتِزَاجِ الْمَاءِ بِالْأَشْيَاءِ يُؤَدِّي كُلَّ شَيْ‏ءٍ حَقَّهُ وَ لَا يَتَغَيَّرُ عَنْ مَعْنَاه‏» با مردم معاشرت کنید اما در عین حال قلبتان خالی از اغیار بوده و تنها متوجه حضرت حق جل و علا باشد.

امام خمینی آدمی خودساخته و اهل ذکر و دعا و عبادت بود علاقه ای به دنیا نداشت. مرحوم آیت الله نصیری، نوة دایی والد ما می گفتند که با حاج آقا مصطفی در مدرسة ابتدایی همکلاس بودیم. روزی گفت پدرم صبح خیلی گریه کرد، و فهمیدم که دیشب نماز شبشان قضا شده است

.

عبادت حق تعالی وجهه همت او بود.

صبر و بردباری

یکی از صفات برجسته و ویژة امام خمینی7 صبر و بردباری در برابر مصائب و حوادث روزگار است. می گفتند وقتی آقا مصطفی شهید شد، امام وارد منزل فرزندش شد و زن و بچه شیون کردند و دور و بر امام را گرفتند و جزع می کردند؛ ولی ایشان همچون کوه استوار بود و حتی فردای آن روز هم سر درس حاضر شدند و فرمودند مرگ مصطفی از الطاف خفیة الهیه بود

.

تمام این امور حاکی از آن وجودی می کند که در مرتبه نازله مصداقی است از آن آیه ای که در صدر بحث عرض کردم

.

روح و ریحان و رضوان پروردگار بر آن وجود پاک و خداوند ایشان را قرین اهل البیت علیهم السلام گرداند.
واجمع بیننا و بین المصطفی و آله الاطهار علیهم السلام/210/43/20

 

نوع مطلب:

چ, 03/13/1394 - 19:09

دیدگاه جدیدی بگذارید