جناب مسلم بن عوسجه در حالی که حبیب بن مظاهر در بالای سرش بود با صورت به اباعبدالله الحسین علیه السلام اشاره کرد: «عن وصیتی علیک ان لا تدع هذا الغریب و اشار الی الحسین» وصیت من این است که این آقای غریب را در این جا رها نکنی یعنی جناب مسلم بن عوسجه در آن لحظات حساس با آن همه فداکاری که بر اثر کثرت جراحات بر زمین افتاده و در حال جان دادن بود، باز هم دست از امام خود برنداشت و از رهبرش دست نکشید و از امام حسین علیه السلام دفاع کرد.
استاد غلامرضا مغیسه در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: توجه به حالات اصحاب اباعبدالله الحسین علیه السلام روحیه شهادت طلبی و دفاع از دین را در انسان ها و جامعه زنده می کند. یکی از اصحاب با وفای اباعبدالله الحسین علیه السلام مسلم بن عوسجه است؛ شخصیتی که دارای ویژگی های خاصی است. خصوصیاتی که در تاریخ برای این شخصیت آمده است و کتب رجالی سنی و شیعه مثل کتاب های استیعاب و اس الغابة و بعضی از کتب دیگر بر این اتفاق دارند که مسلم بن عوسجه از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بوده است.
وی افزود: وی انسانی شب زنده دار، قاری قرآن و شجاعی شیرافکن بوده است تا جایی که نامش را در کتاب فتوحات جنگ ها آورده اند و در جنگ ها رشادت های عجیبی از خود نشان داده است، وی از خواص اصحاب حضرت علی علیه السلام بوده است و در هر سه جنگ دوران امیر مومنان علی علیه السلام جنگ صفین، جمل و نهروان حضور داشت و همین موقعیت حساس جناب مسلم بن عوسجه بوده است که وقتی حضرت مسلم بن عقیل به کوفه می آیند؛ به عنوان کمک به این نهضت، وکیل حضرت مسلم در گرفتن اموال از شیعیان، خرید اسلحه و گرفتن بیعت از مردم می شود.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: جناب مسلم بن عوسجه رابط حضرت مسلم و شیعیان بوده است، در آن موقعیتی که عبیدالله با حیله وارد کوفه شد و جو را عوض کرد و حضرت مسلم بن عقیل ناچار شدند جایشان را عوض کنند و از خانه مختار به خانه هانی بروند، عبیدالله برای این که جای حضرت مسلم بن عقیل را پیدا نماید، حیله ای زد و از طریق غلامش معقل که برای جاسوسی او را فرستاده بود و او هم انسان کار کشته ای در کسب اطلاعات بود در مسجد کوفه مسلم بن عوسجه ملاقات کرد.
وی اضافه کرد: وقتی معقل به سراغ جناب مسلم بن عوسجه رفت، ایشان مشغول نماز بودند وقتی نماز ایشان تمام شد به ایشان گفت: «ای بنده خدا من مردی از اهل شام هستم خداوند نعمت دوستی اهل بیت و دوستانش را به من عنایت فرموده است و سه هزار درهم آورده ام که به شخصی دهم که شنیده ام به کوفه آمده است تا برای فرزند رسول خدا بیعت می گیرد، کسی من را به او راهنمایی نکرد تا این که در مسجد شنیدم که گفتند شما کسی هستید که آگاه به اخبار اهل بیت می باشید؛ الان آمده ام تا این مال را از من بگیری و مرا نزد دوستت برای بیعت ببری و اگر بخواهی می توانی قبل از دیدار با مسلم از من بیعت گیری.»
استاد مغیسه بیان داشت: جناب مسلم بن عوسجه احتیاط را از دست ندادند و معقل را بردند و چند روزی در خانه خود به بهانه این که باید از مسلم بن عقیل اذن ملاقات گیرند، نگه داشتند او را معطل کرد تا اطمینان یابد که راست می گوید وقتی که اطمینان جناب مسلم بن عوسجه جلب شد؛ قبل از ملاقات با حضرت مسلم بن عقیل از او سوگند و پیمان سختی گرفت که خیرخواه و رازدار باشد اما وقتی معقل جای حضرت مسلم بن عقیل را در خانه هانی متوجه شد به سراغ عبیدالله خبیث رفت و جای جناب مسلم را لو داد و آن مسائل برای هانی بن عروه روی داد.
وی افزود: چنین فردی با این خصوصیات که وکیل حضرت مسلم بن عقیل بود و کسی که اسلحه و پول برای این نهضت جمع می کرد و از مردم برای امام حسین علیه السلام بیعت می گرفت و شخصیتی که با آن شدت محاصره ای که در کوفه بود که نه کسی می توانست خارج شود و نه کسی می توانست بدون اذن امویان به این شهر داخل شود؛ توانست خودش و خانواده اش و پسر و دخترش را به کربلا آورد و در کنار اباعبدالله الحسین علیه السلام قرار گرفت، مسلم بن عوسجه آن قدر جایگاه مهمی دارد که امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در زیارت ناحیه بر او سلام کردند و نام او را برده اند.
این استاد حوزه علمیه قم گفت: در شب عاشورا بعد از آنی که امام حسین علیه السلام آن خطبه عظیم را خواندند که مضمونش این بود که بیعتم را از شما برداشتم شما بروید این مردم «لایریدون غیری» غیر از من را اراده نکرده اند؛ یاران امام حسین بلند شدند و اظهار فداکاری کردند، قمر بنی هاشم، مسلم بن عوسجه، زهیر و دیگران جملات زیبایی را در این باره بیان کردند.
وی خاطرنشان کرد: جناب مسلم بن عوسجه در این جا جملاتی دارند که خیلی زیبا و تکان دهنده است، مسلم بن عوسجه در جواب امام حسین علیه السلام عرضه داشت: «فردای قیامت در محضر جدت چه عذری آوریم و جواب او را چه بگوییم به خدا سوگند از شما جدا نمی شوم تا نیزه ام را در سینه این کافران بشکنم و تا قبضه شمشیر در دست دارم، جهاد خواهم کرد اگر اسلحه ای برایم نماند با سنگ می جنگم» یعنی در دفاع از دین، امام و رهبر یک انسان رزمنده اگر سلاح هم نداشت؛ باز هم جهاد و حمایت از امام و پیشوایش را نباید فراموش کند؛ «تا بر دیگران معلوم شود که تا ما زنده بودیم حافظ ذریه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بوده ایم، اگر هفتاد بار کشته شوم و دوباره زنده شوم و به آتش سوزانده شوم هرگز از تو جدا نمی شوم.»
استاد مغیسه بیان داشت: وقتی جناب مسلم بن عوسجه به میدان آمد، در میدان نبرد با یک جنگ شجاعانه، پنجاه نفر را با نیزه کشت و شصت نفر را هم با شمشیر کشت. این پیرمرد چقدر شجاع بوده است که حدود صد و ده نفر از لشگر دشمن را نابود کرده است؛ وقتی این چنین شد دستور حمله عمومی نسبت به مسلم بن عوسجه داده شد؛ وقتی اطراف جناب مسلم را گرفتند بر اثر کثرت جراحات و خونریزی به زمین افتاد و کسی نتوانست او را به تنهایی از پا در آورد بلکه به واسطه جراحات متعددی که از افراد متعدد برداشت بر زمین افتاد.
وی اضافه کرد: وقتی جناب مسلم بن عوسجه روی زمین افتاده بود و خون از بدنش جاری بود در مقتل این مسأله آمده است که اباعبدالله الحسین علیه السلام و حبیب بن مظاهر بالای سر مسلم بن عوسجه آمدند مخصوصا حبیب عرضه داشت که دوست داشتم اگر بمانم به وصیت هایی که داشته باشی، عمل کنم اما چه کنم که من هم بعد از لحظاتی به تو ملحق خواهم شد.
وی افزود: جناب مسلم بن عوسجه در حالی که حبیب بن مظاهر در بالای سرش بود با صورت به اباعبدالله الحسین علیه السلام اشاره کرد «عن وصیتی علیک ان لا تدع هذا الغریب و اشار الی الحسین» وصیت من این است که این آقای غریب را در این جا رها نکنی یعنی در آن لحظات حساس با آن همه فداکاری که بر اثر کثرت جراحات بر زمین افتاده و در حال جان دادن بود، باز هم دست از امام خود برنداشت و از رهبرش دست نکشید و از ایشان دفاع کرد.
وی تاکید کرد: به واسطه این همه فداکاری جناب مسلم بن عوسجه وقتی امام حسین علیه السلام بالای سر او قرار گرفت جناب مسلم بن عوسجه را از مصادیق این آیه کریمه دانست «و منهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا» که بعضی این مسیر درست را طی کردند و وظیفه خودشان را انجام دادند و آن روشی که خدا و وظیفه شرعیشان برای آنها معین کرده بود را رفتند و بعضی ها هم منتظرند که این مسیر را طی کنند. امام حسین علیه السلام این عمل جناب مسلم بن عوسجه را که در نهایت فداکاری بود، امضا کردند او هم عملا و در مراحل مختلف، فداکاری خودش را نسبت به مکتب اهل بیت علیهم السلام نشان داد.
این استاد حوزه علمیه قم در انتهای سخنانش بیان داشت: امیدوارم که خداوند تبارک و تعالی به همه ما توفیق دهد که سرباز دین باشیم و در مسیری که امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف می خواهد که همان مسیر یاران اباعبدالله الحسین علیه السلام است؛ همیشه سربازان آماده و مجهزی باشیم و در زمینه عقیده که الان به عقاید جوانان حمله می شود سربازان مجهزی باشیم و در زمینه اخلاق و مسائل اجتماعی و در میدان های مختلف دین، ان شاءالله بتوانیم یاور امام زمان علیه السلام باشیم و جان خودمان را در هر میدانی که وظیفه باشد در مسیر جلب رضایت اماممان و دفاع از ولایت فقیه و کیان روحانیت و دفاع از ارزش هایی که خون های پاک شهدا در این مسیر ریخته شده است ان شاء الله فداکاری نماییم./260/260/20/
دیدگاه جدیدی بگذارید