اگر خانواده ها و بانوان محترمه دقت بفرمایند که اصرارهای بی جا نداشته باشند یا تکلف های سنگینی نداشته باشند و مردان خودشان احساس بکنند که الآن یک چیزی لازم است که بخرند، زندگی ها بهتر خواهد شد، تجملات کمتر خواهد شد و مصرف گرایی کم خواهد شد.
استاد مجتبی خندان از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به ادامه بحث در موضوع «حیا» پرداخت.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در آغاز سومین قسمت از این گفتگو خاطرنشان کرد: فضایل اخلاقی فضایلی هستند که با فطرت و وجدان هم سو هستند و انسان همه این خوبی ها را پذیرا است و حتی انسان هایی که در عمل حیا و عفت ندارند قبول دارند که فضایل اخلاقی جزء فضایل انسانی به شمار می روند. به همین خاطر خداوند متعال این ویژگی ها را به همه انسان ها عنایت کرد؛
وی در ادامه به این حدیث شریف اشاره نمود که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: مرا به بهشت بردند؛ ديدم بر در آن نوشته شده: «لا إِلهَ إِلَّا اللَّه، مُحَمَّد حَبِيبُ اللَّه، عَلِيّ وَليُّ اللَّه، فَاطِمَة أمَةُ اللَّه، الْحَسَن وَ الْحُسَيْن صَفْوَةُ اللَّه، عَلَى مُبغِضيهم لَعنةُ اللَّه».
«حَدَّثَنَا مُوسَى بْنُ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ: أُدْخِلْتُ الْجَنَّةَ فَرَأَيْتُ عَلَى بَابِهَا مَكْتُوباً بِالذَّهَبِ [بِالنُّورِ] لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ حَبِيبُ اللَّهِ عَلِيٌّ وَلِيُّ اللَّهِ فَاطِمَةُ أَمَةُ اللَّهِ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ صَفْوَةُ اللَّهِ عَلَى مُبْغِضِيهِمْ لَعْنَةُ اللَّه» (خصال، شيخ صدوق، ص ۳۲۳ – ۳۲۴؛ مائة منقبة، ابن شاذان، ص ۸۷؛ كنز الفوائد، كراجكی، ص ۶۳؛ دُر النظيم، یوسف بن حاتم شامی، ص ۷۷۱؛ مدينة المعاجز، علامه بحرانی، ج ۲، ص۳۵۴؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج ۸، ص۱۹۱)
استاد مجتبی خندان خاطرنشان کرد: گفتیم که حیا بر دو قسمت است؛ حیای مثبت و ممدوح و حیای منفی و مذموم؛ و بیان گردید که حیای مذموم سه مورد دارد: «حیاء از اظهار حق»، «حیا از انفاق کم» و «حیا از کار و تلاش»؛ و بیان شد که اینها نشانه ضعف و بدی است و در هیچ یک از اهل بیت علیهم السلام وجود نداشته است.
اولین مورد از حیای ممدوح، حیای از خداوند متعال
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه گفتگو به حیای ممدوح و قوی پرداخت و خاطرنشان کرد: در غرر الحکم کلامی از امیر مؤمنان علی علیه السلام آمده است که می فرماید: «أفضَلُ الحیاءِ استحیاءُك من الله» برترین حیا، شرم و حیاء از خداوند است.
وی افزود: جمله معروفی از امام راحل رضوان الله علیه است که می فرماید: «عالم محضر خدا است؛ در محضر خدا معصیت نکنید.»
استاد خندان خاطرنشان کرد: حیا از خدا یعنی انسان بداند که خدا او را می بیند، ناظر اعمال و رفتار انسان است؛ آیات قرآنی هم بر این معنا مطابقت دارد؛ «أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرى» آیا انسان نمی داند که خدا او را می بیند؟ (علق: 14)
وی اضافه نمود: پس حیا یعنی یک ناظر قوی را احساس کردن؛ مرحوم علامه مجلسی می گوید: در شب معراج، حضرت حقّ جلّ و علی به پیامبرش صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
«اي احمد! آیا مي داني كدام زندگي گواراتر و پر دوام تر است؟ زندگي گوارا آن است كه صاحب آن، لحظه اي از یاد من غافل نماند، نعمت مرا فراموش نكند، از حق من بي خبر نباشد و شب و روز رضاي مرا بطلبد.
در ادامه فرمود: «ای احمد! کسی که به یاد من است، با شکری آشنایش می کنم که آمیخته با جهل نیست؛ قلبش را با یاد خودم پر می کنم و دیگر جایی برای نسیان باقی نمی گذارم.»
این حدیث بسیار حدیثِ پر انگیزه ای است که اگر ما نسبت به خدا حیا داشته باشیم، مسیر هدایت و مصلحت را برای ما می گشاید.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه به این روایت اشاره نمود: ابو سعيد خدرى روايت كرده است: در صبح يكى از روزها على عليه السلام به فاطمه عليها السلام گفت: آيا طعامى براى خوردن داريم؟
فاطمه گفت: نه، به حق خدايى كه پدرم را به نبوت و پيامبرى گرامى داشت و تو را به وصايت و جانشينى او، چيزى در خانه نداريم و دو روز است كه چيزى نخوردهايم و مقدار كمى غذا در خانه بوده است كه آن را هم براى تو و فرزندانمان اختصاص دادم و خود از خوردن آن خوددارى نمودم.
على گفت: اى فاطمه! چرا مرا آگاه ننمودى تا غذايى تهيه نمايم؟
فاطمه گفت: اى ابو الحسن! من از خداوند شرم دارم از تو چيزى بخواهم كه قدرت بر تهيه آن نداشته باشى.
تفسير فرات (تفسير فرات كوفى، ص 83 شماره 60) عبيد بن كثير معنعنا عن أبي سعيد الخدري قال: أصبح علي بن أبي طالب علیه السلام ذات يوم ساغبا فقال يا فاطمة هل عندك شيء تغذينيه
قالت لا و الذي أكرم أبي بالنبوة و أكرمك بالوصية ما أصبح الغداة عندي شيء و ما كان شيء أطعمناه مذ يومين إلا شيء كنت أوثرك به على نفسي و على ابني هذين الحسن و الحسين
فقال علي يا فاطمة أ لا كنت أعلمتيني فأبغيكم شيئا
فقالت يا أبا الحسن إني لأستحيي من إلهي أن أكلف نفسك ما لا تقدر عليه» مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، زندگانى حضرت زهرا عليها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) ترجمه روحانى - تهران، چاپ: اول، 1379 ش.
استاد خندان در همین زمینه خاطرنشان کرد: اگر خانواده ها و بانوان محترمه دقت بفرمایند که اصرارهای بی جا نداشته باشند یا تکلف های سنگینی نداشته باشند و مردان خودشان احساس بکنند که الآن یک چیزی لازم است که بخرند، زندگی ها بهتر خواهد شد، تجملات کمتر خواهد شد و مصرف گرایی کم خواهد شد.
دومین حیای ممدوح: حیای از نامحرم
این استاد حوزه علمیه قم در مورد حیای از نامحرم خاطرنشان کرد: چه زنان و چه مردان باید این حیا را داشته باشند؛ ابوبصیر رحمة الله می گوید: در کوفه بودم، به یکی از بانوان درس قرائت قرآن می آموختم. روزی در یک موردی با او شوخی کردم!
مدت ها گذشت تا اینکه در مدینه به حضور امام باقر علیه السلام رسیدم. آن حضرت مرا مورد سرزنش قرار داد و فرمود: کسی که در حال خلوت گناه کند، خداوند نظر لطفش را از او برمی گرداند، این چه سخنی بود که به آن زن گفتی؟
از شدت شرم، سرم را پایین انداخته و توبه نمودم. امام باقر علیه السلام فرمود: مراقب باش که تکرار نکنی.
من الخرائج و الجرائح روي عن أبي بصير قال: كنت أقرئ امرأة القرآن بالكوفة فمازحتها بشيء فلما دخلت على أبي جعفر ع عاتبني و قال من ارتكب الذنب في الخلاء لم يعبأ الله به أي شيء قلت للمرأة فغطيت وجهي حياء و تبت فقال أبو جعفر علیه السلام لا تعد» (بحار، ج 46، ص 247)
استاد خندان خاطرنشان کرد: یکی از اصحاب امام باقر علیه السلام به نام «ابو صباح کنانی» به خانه امام باقر علیه السلام آمد و کوبه در را کوبید. کنیز امام پشت در آمد و در را باز کرد. ابو صباح دست بر سینه کنیز نهاد و گفت: «به آقایت بگو ابو صباح کنانی اجازه ورود می خواهد.
امام باقر علیه السلام که از دست نهادن ابوصباح بر سینه کنیزش اطلاع یافته بود، غیرتش به جوش آمد و به قدری ناراحت شد که همان لحظه فریاد زد: «ادْخُل لا امَّ لَک»؛ ای بی مادر! وارد شو.
ابو صباح وارد خانه شد. امام را عصبانی و خشمگین دید. به عذرخواهی پرداخت.
امام با تندی به او فرمود: تو خیال می کنی این دیوارها مانع ما از آگاهی به پنهانی هاست؟ چرا چنین کردی؟! «فَایاک انْ تُعادَ الی مِثلها» بپرهیز از اینکه این کار ناپسند را تکرار کنی!
الخرائج و الجرائح روي عن أبي الصباح الكناني قال: صرت يوما إلى باب أبي جعفر فقرعت الباب فخرجت إلي وصيفة ناهد فضربت بيدي على رأس ثديها فقلت لها قولي لمولاك إني بالباب فصاح من آخر الدار ادخل لا أم لك فدخلت و قلت: و الله ما أردت ريبة و لا قصدت إلا زيادة في يقيني فقال صدقت لئن ظننتم أن هذه الجدران تحجب أبصارنا كما تحجب أبصاركم إذا لا فرق بيننا و بينكم فإياك أن تعاود لمثلها.»
(بحار الانوار، ج 46، ص 248؛ الخرائج و الجرائح ص 231.)
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: روزی یک عالم سنّی به علامه امینی رحمة الله علیه که در حال پایین آمدن از منبر بودند، گفت: «شما شیعه ها به علی علیه السلام غُلُو می کنید و او را ید الله می گویید!
علامه امینی بلافاصله پاسخ دادند: «ﺍﮔﺮ ﻋُﻤﺮ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﻗﺒﻮﻝ می کنی؟»
عالم سنی گفت: بله، ﺳﺨﻦ ﻋُﻤﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﺣﺠّﺖ ﺍست.
علامه یکی از ﮐﺘﺐ ﺍﻫﻞ تسنّن ﺭﺍ ﺧﻮﺍسته ﻭ ﺻﻔﺤﻪ ﺍی ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩند ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺣﺪﯾﺚ ﺩﺭ آﻥ ﺑﻮﺩ:
روزی مردی به طواف کعبه مشغول بود و ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ حال ﺑﻪ ﺯﻥ ﻧﺎﻣﺤﺮﻣﯽ ﻧﮕﺎﻩ ﻧﺎﻣﺸﺮﻭﻋﯽ کرد. امیرالمؤمنین حضرت علی علیه السلام ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺣﺎﻝ ﺩﯾﺪند ﻭ ﺑﺎ ﺩست ضربه ای به او زد ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻣﺠﺎﺯﺍﺕ ﮐﺮﺩند. ﺍﻭ ﻫﻢ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺷﮑﺎﯾﺖ، ﻧﺰﺩ ﻋﻤﺮ و رفت داستان ﺭﺍ ﮔﻔﺖ.
عمر بن خطاب به او ﮔﻔﺖ: «ﻗَﺪ ﺭَﺍﯼ ﻋَﯿﻦُ ﺍﻟﻠّﻪِ ﻭَ ﺿَﺮَﺏَ ﯾَﺪُ ﺍﻟﻠّﻪ.» یعنی: ﭼﺸﻢ ﺧﺪﺍ ﺩﯾﺪ ﻭ ﺩﺳﺖ ﺧﺪﺍ ﺯﺩ!
پس از نقل این حدیث، آﻥ ﻋﺎﻟﻢ ﺳﻨّﯽ مات و ﻣﺒﻬﻮﺕ شد!
(ابن اثیر نهایه، جلد 10، صفحه 410؛ و کنز العمال هندی جلد 5 صفحه 462 بیان می کند.)
استاد مجتبی خندان خاطرنشان کرد: در قرآن یکی از خصلت هایی که خداوند به دختران شعیب نسبت می دهد، صفت حیاء است. در داستان حضرت موسی و دختران حضرت شعیب اشاره می کند
«فَجاءَتْهُ إِحْداهُما تَمْشِي عَلَى اسْتِحْياء ...» (قصص: 28) یکی از دختران شعیب که با حیا راه می رفت، گفت پدرم تو را می خواند.
وی افزود: متانت و با وقار راه رفتن است، چه در مردان و چه در زنان از اهمیت بالایی برخوردار است؛ حضرت زهرا سلام الله علیها این اسطوره، این اسوه، این معیار، سرآمد حیا بوده است؛ نقل می کنند که از مردی نابینا روی می پوشاند و کناره می گیرد؛ علت را که پرسیدند، فرمود: اگر چه من را نمی بیند، اما بوی من را که استشمام می کند.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: یک روز امیر المؤمنین علیه السلام با گروهی در نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم نشسته بودند؛ حضرت رسول از اصحابش پرسید: بهترین کار برای زنان چیست. هر کس یک جوابی دادند. امیر مؤمنان با خویش گفت: این سؤال مربوط به زنان است و بهترین زن ها فاطمه سلام الله علیها است؛ چه خوب که از او پرسیده شود؛ وقتی از خانم این سؤال را پرسیدند، پاسخ داد: بهترین کار برای زن ها این است که نامحرم ها را نبیند و نامحرم ها هم او را نبینند.
«و روي عن علي علیه السلام قال: كنا عند رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فقال أخبروني أي شيء خير للنساء فعيينا بذلك كلنا حتى تفرقنا فرجعت إلى فاطمة علیها السلام فأخبرتها الذي قال لنا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و ليس أحد منا علمه و لا عرفه فقالت و لكني أعرفه خير للنساء أن لا يرين الرجال و لا يراهن الرجال فرجعت إلى رسول الله ص فقلت يا رسول الله سألتنا أي شيء خير للنساء و خير لهن أن لا يرين الرجال و لا يراهن الرجال قال من أخبرك فلم تعلمه و أنت عندي قلت فاطمة فأعجب ذلك رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و قال إن فاطمة بضعة مني» (اربلى، على بن عيسى، كشف الغمة في معرفة الأئمة (ط - القديمة) - تبريز، چاپ: اول، 1381ق؛ ج 1؛ ص 466)
استاد خندان خاطرنشان کرد: این حدیث تبصره ای دارد؛ نه اینکه زن ها در خانه بنشینند؛ بلکه در حد ضروری و به مقدار نیاز وارد جامعه بشوند؛ این امر نکته مهمی است که باید خیلی مراقب باشیم. حفظ حریم خانواده خیلی مهمتر از آن است که خانمی شغلی داشته باشد که مردان او را نگاه می کند یا بین مردان راه می رود. این از کرامت و شأن زن بدور است، چون شأنش زیاد است، خداوند متعال او را اینگونه خطاب فرمودند.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: حضرت زهرا سلام الله علیها برای خطبه خواندن در مسجد
سه نوع حفاظ را برای خود فراهم کرد
الف: مقنعه و روسری بلند بر سرش کشید و یک چادر بلند که تا قدم هایش را بپوشاند.
ب: تنها به مسجد نرفتند؛ بلکه با عده ای از خانم ها به مسجد رفتند.
ج: در مسجد نیز به احترام ایشان پرده ای کشیدند و حضرت سلام الله علیها از پشت پرده بود که خطبه می خواندند.
لما أجمع أبو بكر رحمه الله على منع فاطمة بنت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فدك و بلغ ذلك فاطمة لاثت خمارها (اللوث عصب العمامة و الخمار ما يستر به الإنسان و في نسخة و اشتملت بجلبابها) على رأسها و أقبلت في لمة من حفدته (اللمة الصاحب أو الأصحاب في السفر و المؤنس للواحد و الجمع و الحفدة أبناء الابن) ا تطأ ذيولها ما تخرم (أي ما تترك و يروى ما تخرم مشيتها مشية رسول الله صلى الله عليه و سلم.) من مشية رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم شيئا حتى دخلت على أبي بكر...» (ابن طيفور، احمد بن أبي طاهر، بلاغات النساء - قم، چاپ: اول، بى تا؛ ص 23)
استاد خندان خاطرنشان کرد: اگر بدانیم که خداوند متعال مصلحت ما را می خواهد و هر چه می گوید، به مصلحت ما است، زندگی خیلی قشنگ تر می شود؛ ان شاءالله همه ما با حیا و با پوششی که خدا و رسولش فرمودند، زندگی مان محفوظ و مضبوط قرار بگیرد.
لینک قسمت قبلی مصاحبه: https://www.neshasteasatid.com/node/5912
/270/260/20/