استاد ربانی گلپایگانی مطرح کرد؛

دلیل عقلی وجود امام عصر (عج)

استاد علی ربانی گلپایگانی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع: «ادله وجود امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)» پرداخت.

/270/260/20/

این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو با اشاره به دلایل عقلی نسبت به وجود امام عصر (عج) خاطرنشان کرد: دلیل عقلی این امر مبتنی بر چند مقدمه است:

الف. ضرورت وجود امام معصوم در هر زمان

ب. حق در هر مساله ای اعم از اعتقادی، اخلاقی و احکام مربوط به رفتار، در امت اسلامی است و در سایر امت ها نیست.

ج. بعد از امام حسن عسکری (ع) فردی که دارای ویژگی عصمت باشد، غیر از امام عصر (عج) در فرق ها و مذاهب مختلف وجود ندارد بنابراین یگانه مصداق امام معصوم در این زمان، همان حضرت ولی عصر (ع) است. اگر کسی این مقدمه را قبول نکند، مقدمه دوم نیز مخدوش خواهد شد کما اینکه با مقدمه اول هم ناسازگار است.

 

وی افزود: در کتاب «الغیبه»، مرحوم شیخ الطائفه، فصلی با عنوان ولادت امام زمان (عج) منعقد کرده و در آن اجمالا دلیل عقلی وجود امام عصر (عج) را بیان کرده اند.

 

مقدمه اول: ضرورت وجود امام معصوم در هر زمان

استاد ربانی گلپایگانی اظهار داشت: این مساله از مباحث امامت عامه است. از جمله ادله عقلی ضرورت امام معصوم پس از نبی مکرم اسلام (ص) چنین است: برای اینکه زمینه هدایت الهی برای مکلفان غیر معصوم فراهم باشد، باید انسان معصومی وجود داشته باشد تا آنان را به صورت کامل رهبری کند. اصطلاحا از این مساله با قاعده لطف یاد می شود. این قاعده، ضرورت وجود پیامبر را نیز اثبات می کند. مفاد این قاعده این است که خداوند متعال، حکیم و دارای رحمت واسعه است. مقتضای رحمت الهی این است که زمینه های مناسب را برای افراد بشر فراهم کند تا راه سعادت و کمال را بیابند. اگر امام، معصوم نباشد و احتمال خطا در او وجود داشته باشد، او نیز مانند سایر مکلفان نیازمند یک پیشوای هدایت گر خواهد بود تا او را در مواردی که دچار خطا می شود هدایت کند. نقل کلام می شود درباره امام آن امام که اگر او نیز دارای عصمت نباشد و احتمال خطا در او باشد او نیز نیازمند هدایتگر است، و اینگونه سر از تسلسل در می آورد. این یکی از دلایل استوار بر ضرورت معصوم بودن امام است که در کتب اعتقادی بیان شده است.

 

وی در ادامه بیان کرد:  اکنون که پیامبر وجود ندارد و امت به هدایت گری نیاز دارد، این هدایت گری باید بر اساس دین اسلام صورت گیرد، زیرا خاتم شرایع، شریعت اسلام است. پس باید این شریعت در اختیار مردم باشد تا مردم از آن بهره گیری کنند. تضمین کننده این نیاز و قرار گیری وجود شریعت به صورت کامل در اختیار مکلفان با وجود امام معصوم تحقق پیدا می کند. امام معصوم، عالم به شریعت است و آن را کامل می داند و در تبیین آن دچار خطا نمی شود. این وجوه بیان شده می تواند هر کدام به صورت مستقل، ضرورت وجود امام را اثبات کند.

 

اشکال و جواب

این استاد درس خارج حوزه تصریح نمود: ممکن است کسی در نقد این استدلال بگوید ما می دانیم قرآن کریم کتابی کامل و جامع است کما اینکه خدای متعال درباره آن می فرماید: «وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْ‏ء» (سوره نحل، آیه 89): ما قرآن کریم را بر تو نازل کردیم در حالی که این کتاب بیان کننده هر چیزی است. از طرفی خدای متعال سلامتی و حفظ این کتاب را نیز تضمین کرده است کما اینکه می فرماید: «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُون‏» (سوره حجر، آیه 9): ما قرآن را نازل کردیم و حافظ آن (از هر گونه خدشه ای) هستیم. با توجه به این دو مطلب، معلوم می شود که شاهراه سعادت بشر در قرآن مجید وجود دارد و دیگر نیازی به فرضیه امام معصوم نیست.

 

استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: پاسخ این اشکال این است که در این مطلب که قرآن کریم تبیان هر چیزی است، تردیدی نیست، اما این مساله چگونه ممکن است؟ دو فرض قابل تصویر است: یا اینکه قرآن کریم در مدلول و مفهوم ظاهری خود آن معارف و رهنمودهای هدایت گری را بیان کرده است. فرض دیگر این است که هدایت گری قرآن لایه لایه و تو در تو است. لایه هایی از آن قابل فهم برای همگان است و لایه های دیگری از آن برای خیلی ها مستور است.

 

وی در ادامه بیان کرد: فرض اول قطعا صحیح نیست، زیرا روشن است که تفاصیل احکام در قرآن نیامده است، مثلا هر چند اصل مساله زکات در قرآن آمده است اما تفاصیل و جزئیات آن ذکر نشده است. یا اصل حکم حج آمده است اما نحوه انجام این فریضه مهم بیان نشده است. پس معلوم می شود که معنای «تبیان کل شی» این است که معارف قرآن دو گونه بیان شده است: بیان شده به صورت لفظی برای همگان و دیگری بیان شده به صورت باطنی برای اهل آن. قرآن کریم می فرماید: «وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِم‏» (سوره نحل، آیه 44): ما قرآن را بر تو نازل کردیم تا آنچه را به سوی آنها نازل شده برای آنها بیان کنی. پس معلوم می شود که پیامبر اکرم(ص) علاوه بر تلاوت قرآن، تبیین و تعلیم نیز می نمود. «يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَة» (سوره آل عمران، آیه 164). پیامبر اکرم(ص) بدون شک معارف قرآن را تبیین کرده است اما آن تبیین صحیح چگونه در اختیار ما قرار می گیرد؟ این تبیین به صورت کامل در اختیار چه کسی است؟ اگر فردی معصوم نباشد، این تضمین وجود ندارد که همه آنچه دریافت کرده، درست دریافت کرده و درست حفظ کرده و درست منتقل کرده است. بله افراد غیر معصوم نیز این توانمندی را به صورت فی الجمله دارند اما سخن در بالجمله است، و این غرض تنها با وجود امام معصوم تحقق پیدا می کند.

 

استاد ربانی گلپایگانی اظهار داشت: پیامبر اکرم (ص) فرمود: «أنا مدینه العلم و علیّ بابها»: شهر علم، پیامبر (ص) است و آن شهر دربی دارد که آن امیرالمومنین (ع) است. طبق این روایت آن چه پیامبر اکرم (ص) بیان کرده اند به صورت کامل در اختیار امیرالمومنین (ع) است.

 

موید دیگر قرآنی در این باره

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: قرآن کریم بیان می کند که دارای باطن است: «إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَريم ‏* في‏ كِتابٍ مَكْنُون‏» (سوره واقعه، آیه 77 و 78) و یا تعابیری که درباره لوح محفوظ و مانند آن آمده است که نشان می دهد قرآن دارای منبع و مصدری است که نزد خدای متعال است. آن منبع تنها برای افرادی خاص قابل دسترسی است که اینکه قرآن می فرماید: آن لایه های باطنی را جز مطهرون دریافت نمی کنند. کسانی که از هر گونه آلودگی های فکری، اخلاقی و رفتاری پاک هستند. مصداق این افراد پاک در آیه تطهیر مصداق بیان شده است: «إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرا» (سوره احزاب، آیه 33) حاصل سخن این شد که در هر زمانی وجود امام معصوم، ضروری و لازم است. 

 

مقدمه دوم: امام معصوم در میان امت اسلامی است نه سایر امت ها

استاد علی ربانی گلپایگانی خاطرنشان کرد: این امام معصوم چه کسی است و در میان چه گروهی است؟ آیا در میان امت اسلامی است یا در میان سایر اقوام و امت های دیگر؟ بدون شک امام معصوم در میان امت اسلامی است، زیرا حق در حوزه تشریع اعم از اعتقادیات و اخلاقیات و احکام فردی و اجتماعی در شریعت اسلامی است. دلیل این مطلب حقانیت دین اسلام و خاتمیت شرایع به واسطه شریعت اسلام است.

 

وی افزود: این مساله از جهت بحث درون دینی مورد اجماع است. می دانید که حجیت اجماع از نظر شیعه به حجیت معصوم بر می گردد، زیرا حجیت اجماع نه عقلی نیست و نه روایی (روایت در این زمینه تام نیست). بنابراین وجود اجماع به این معنا است که قول معصوم در میان اجماع کنندگان است و قول معصوم حجیت دارد.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در بحث ما گفته می شود اجماع مدرکی است یعنی دلیلی وجود دارد که بر اساس آن دلیل این اجماع صورت گرفته است. آن دلیل عقلی است و آن اینکه رسول گرامی اسلام (ص) دعوی نبوت داشتند و دعوای ایشان با معجزه و دلیل عقلی ثابت شده است. اکنون همان پیامبر فرموده است، پیامبری بعد از او نیست. همچنین قرآن کریم که کلام الهی است و کلام الهی بودن آن ثابت شده است، پیامبر (ص) را خاتم پیامبران معرفی کرده و شریعت او را یک شریعت جهان شمول بیان کرده است. آیاتی از قرآن کریم که در آنها خطاب به ناس شده است و یا خطاب هایی که همه افراد بشر را مورد خطاب قرار می دهد و یا تعبیر «رحمه للعالمین» درباره ایشان، نشان از همین مطلب دارد. علاوه بر اینکه خود پیامبر اکرم (ع) بعد از بعثتشان به اقوام و مناطق مختلف نامه نوشته و آنها را دعوت به اسلام می کردند و این نشان می دهد که شریعت ایشان یک آیین جهانی است.

 

وی یادآور گردید: با توجه به ادله نبوت و خاتمیت و جهان شمول بودن اسلام معلوم می شود حق در این شریعت است و این مساله نشان می دهد که پلورالیسم دینی که اخیرا مطرح می شود نادرست و باطل است.

 

مقدمه سوم

استاد ربانی گلپایگانی یادآور گردید: در میان امت اسلامی مذاهب و فرق های مختلفی وجود دارند. در نگاه نخستین این مذاهب را به دو دسته تقسیم می کنیم، تشیع (یا خاصه) و اهل تسنن (یا عامه). کسانی که به امامت بلافصل امیرالمومنین (ع) به نص قائل هستند را شیعه و کسانی را که ابوبکر را خلیفه پیامبر می دانند را اهل سنت می نامیم.

 

وی ابراز داشت: آیا امام معصوم در میان مذاهب اهل سنت است؟ پاسخ منفی است، زیرا طبق دیدگاه مشهور میان آنان، عصمت امام ضرورت ندارد، مضافا بر اینکه به عصمت فرد معینی در امت اسلامی نیز معتقد نیستند. پس به دو دلیل امام معصوم در میان سایر مذاهب اسلامی نیست: اولا: آنها به ضرورت عصمت امام قائل نیستند و ثانیا: به عصمت فرد دیگری غیر از پیامبر اکرم (ع) معتقد نیستند.  

 

وی اظهار داشت: بنابراین برای تشخیص امام معصوم باید در میان مذاهب شیعه به جستجو پرداخت. در میان مذاهب شیعه، برخی مانند کیسانیه و ناقوسیه و واقفیه در مقطعی بوجود آمده و از بین رفته اند. بطلان این فرقه های مشخص است زیرا اولا: اگر مذهبی حق باشد دوام خواهد داشت؛ ثانیا: عصمت یک امر باطنی است و شناخت آن از طرق عادی امکان پذیر نیست، و لذا نمی توان با تفکر و مشاهده و تجربه عصمت فردی را احراز کرد. دلیل آن تنها دلیل نقلی معتبر و معجزه است. درباره این مذاهب چنین دلیل و معجزه ای وجود ندارد. علاوه بر اینکه نصوص دال بر امامت ائمه دوازده گانه، فرقه هایی که امامان را کمتر یا بیشتر می دانند رد می کند.

 

این استاد حوزه علمیه قم تصریح نمود: از جمله این فرقه ها، فرقه اسماعیلیه است. برخی از آنان مرگ اسماعیل را انکار کرده و همو را مهدی موعود می دانند و برخی فرزند اسماعیل را مهدی می دانند. در نقد این فرقه می گوییم شرط امامت عصمت است و عصمت از راه های عادی قابل شناخت نیست و برای اسماعیل نیز دلیل و معجزه ای ذکر نشده است. بطلان فرقه های دیگری که تنها از آنها نامی برده شده، مانند فرقه محمدیه یا فطحیه معلوم است.

 

استاد ربانی گلپایگانی در ادامه بیان کرد: طبق مقدمات عقلی، وجود امام معصوم که یک ضرورت عقلی است در امت اسلامی است و در هیچ کدام از فرقه های اسلامی نیست و باقی می ماند آنچه شیعه اثنی عشریه مدعی آن است. اگر این امر هم نباشد، مقدمه اول و دوم مخدوش خواهد شد.

پ, 06/19/1405 - 20:35