استاد سید حسن سید پورآذر از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «ناگفته هایی از احمد الحسن و پیروان او» پرداخت.
/270/260/22/
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: مسائلی را می خواهم مطرح کنم که شاید بسیاری از پیروان احمد الحسن هم اطلاع نداشته باشند. بیان این ناگفته ها ضروری است؛ زیرا فریبکاری های مبلغین این جریان را مشاهده می کنیم.
وی افزود: فرقه احمد الحسن، یک فرقه تکفیری و افراطی است و مخالفین خودش را خارج از ولایت اهل بیت علیهم السلام می داند و بارها به پیروانش فتوا داده است که می توانید از اموال مخالفین خود، دزدی بکنید. البته به این شرط که به خودتان آسیبی نرسد و خطری برای خودتان نداشته باشد. یعنی اگر یک روز احساس خطر نکردند، دیگر این شعارهای زیبا و انسان دوستانه کنار می رود و مال و جان و ناموس دیگران برای پیروان احمد الحسن محترم نیست.
استاد سید پورآذر در ادامه بیان کرد: رهبر این فرقه به حکومت ایران نامه می زند و می گوید این حکومت را به من تحویل بده. رهبر این فرقه بیانیه ای صادر می کند و می گوید تا 13 رجب سال 1383 هر کس با من بیع نکند و آن بیعت را به صورت عمومی اعلان نکند، جهنمی است. رهبر این فرقه بیان می کند دشمنان من، ناصبی و نجس هستند.
وی اضافه نمود: در همین عراق در چند سال پیش، حرکت مسلحانه انجام دادند و در خیابان آمدند و اسلحه کشیدند و با پلیس درگیر شدند و عده ای نیز کشته شدند. متأسفانه اعضای این جریان می گویند که اینها دروغ است و مخالفان این حرف ها را در آوردند؛ اما من که خودم از پیروان احمد الحسن بودم، از چند طریق از مکتب پرسیدیم و قضیه را جویا شدیم. آنها گفتند پیروان احمد الحسن به خاطر اعتراض به مسائلی تظاهرات کردند؛ مانند تظاهراتی که در چند سال پیش در تربت حیدریه در اعتراض به زندانی کردن دوستانشان، اتفاق افتاد. در عراق، معمولا مردم سلاح دارند و کشته دادند. اما اگر خدای ناکرده در ایران سلاح عمومیت داشت، چه اتفاقی می افتاد.
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: احمد الحسن کسانی را که در انتخابات شرکت می کنند، «یزیدی» می داند و با این حرف ها بذر کینه و دشمنی را در دل جوان های مخلص می کارد و از آنها عده ای جوانان کینه توز و دشمن علمای شیعه می سازد. از این رو می بینیم کسی مانند آقای کهندل که از مبلغین قدیمی این جریان است، مخالفان خود را یزیدی خطاب می کند و می گوید در آینده خون شما را می ریزیم. و این باور قدیمی اوست؛ و اکنون هم بر همین باور است؛ اگر چه این مطالب را به صورت عمومی بیان نمی کنند؛ اما در خصوصی بیان می کنند و می خندند و به این آرزوها خوش هستند.
آقای فتحیه، آقای کهندل، از انسان های خوب بودند؛ اما چه شد کسی که روضه خوان امام حسین علیه السلام است، بیان می کند آرزوی من این است که بالای موکب احمد الحسن (موکب 519) دوشکا بگذارم و زائران اربعین را به رگبار ببندم و بکشم. چه می شود که یک طلبه بااخلاق انسان دوست تبدیل بشود به کسی که حاضر است زائران امام حسین علیه السلام را به خاک و خون بکشد.
این جریان به دروغ بیان می کند که دشمن اصلی، آمریکا و صهیونیست است؛ اما به حقیقت، دشمن اصلی شان را شیعه و علمای شیعه می داند؛ از این رو تمام تلاششان را کردند که علمای شیعه را تخریب کنند و بین مردم و علمای عامل و باتقوا فاصله بیندازند. از این رو وقتی سردار سلیمانی که از شیعه در مقابل با داعش حمایت کرد و توسط امریکا کشته می شود، آنها شاد می شوند و خوشحالی می کنند. آقای کهندل بود که پیش من درباره سردار سلیمانی جوک می گفت و می خندید. آقای فتحیه و دوستانشان وقتی شنیدند که سردار سلیمانی ترور شد، خوشحال شدند و شادی کردند و شیرینی پخش کردند. باید پرسید چه شد که اینطور شدند.