استاد صادق صالحی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به موضوع «نکاتی از دعای 11 صحیفه سجادیه، دعای برای عاقبت به خیری» پرداخت.
/270/260/21/
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: در دعای یازدهم صحیفه سجادیه می خوانیم: «وَ کانَ مِنْ دُعَائِهِ علیه السلام بِخَوَاتِمِ الْخَیرِ» در طلب عاقبت به خیری «یا مَنْ ذِکرُهُ شَرَفٌ لِلذَّاکرِینَ، وَ یا مَنْ شُکرُهُ فَوْزٌ لِلشَّاکرِینَ، وَ یا مَنْ طَاعَتُهُ نَجَاةٌ لِلْمُطِیعِینَ، صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اشْغَلْ قُلُوبَنَا بِذِکرِک عَنْ کلِّ ذِکرٍ، وَ أَلْسِنَتَنَا بِشُکرِک عَنْ کلِّ شُکرٍ، وَ جَوَارِحَنَا بِطَاعَتِک عَنْ کلِّ طَاعَةٍ.» ای آنکه یادش برای یادکنندگان عزت و افتخار است و ای آنکه سپاسگزاریش، برای سپاسگزاران پیروزی و رستگاری است و ای آنکه فرمان برداریش برای فرمانبرداران، نجات و رهایی است! بر محمّد و آلش درود فرست و دل های ما را به یادت از هر یادی و زبانمان را به سپاسگزاریات از هر سپاسی و اعضایمان را به طاعتت از هر طاعتی، بی خبر گردان.
«فَإِنْ قَدَّرْتَ لَنَا فَرَاغاً مِنْ شُغْلٍ فَاجْعَلْهُ فَرَاغَ سَلَامَةٍ لَا تُدْرِکنَا فِیهِ تَبِعَةٌ، وَ لَا تَلْحَقُنَا فِیهِ سَأْمَةٌ، حَتَّی ینْصَرِفَ عَنَّا کتَّابُ السَّیئَاتِ بِصَحِیفَةٍ خَالِیةٍ مِنْ ذِکرِ سَیئَاتِنَا، وَ یتَوَلَّی کتَّابُ الْحَسَنَاتِ عَنَّا مَسْرُورِینَ بِمَا کتَبُوا مِنْ حَسَنَاتِنَا» و اگر در جنب کار و کوشش، فراغت و آسایشی برای ما مقدّر کرده ای، آن فراغت و آسایش را قرین سلامت قرار ده؛ که در عرصه گاه آن، پی آمد بدی به ما نرسد و ملالت و دل تنگی به ما نپیوندد؛ تا فرشتگان نویسندۀ بدی ها با پرونده ای پاک و خالی، از ثبت بدی های ما چشم پوشی کنند؛ و فرشتگان نویسندۀ خوبی ها، به سبب خوبی هایی که از ما نوشته اند، خوشحال و شادان باز آیند.
«وَ إِذَا انْقَضَتْ أَیامُ حَیاتِنَا، وَ تَصَرَّمَتْ مُدَدُ أَعْمَارِنَا، وَ اسْتَحْضَرَتْنَا دَعْوَتُک الَّتِی لَا بُدَّ مِنْهَا وَ مِنْ إِجَابَتِهَا، فَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اجْعَلْ خِتَامَ مَا تُحْصِی عَلَینَا کتَبَةُ أَعْمَالِنَا تَوْبَةً مَقْبُولَةً لَا تُوقِفُنَا بَعْدَهَا عَلَی ذَنْبٍ اجْتَرَحْنَاهُ، وَ لَا مَعْصِیةٍ اقْتَرَفْنَاهَا» و هنگامی که روزگار زندگیمان سپری شود و مقدار عمرمان بگذرد و به پایان برسد و دعوتت به مرگ که چاره ای از آن و اجابتش نیست، ما را آماده افتادن به کام مردن کند؛ پس بر محمّد و آلش درود فرست و پایان آنچه نویسندگان اعمال ما در پروندۀ ما خواهند نوشت، توبۀ پذیرفته شده قرار بده، توبه ای که پس از آن ما را بر گناهی که کسب کردهایم و معصیتی که مرتکب شدهایم، نایستانی.
«وَ لَا تَکشِفْ عَنَّا سِتْراً سَتَرْتَهُ عَلَی رُءُوسِ الْأَشْهَادِ، یوْمَ تَبْلُو أَخْبَارَ عِبَادِک» و پردهای که بر گناهان ما پوشاندی، در برابر حاضران روز قیامت، از روی ما برندار، روزی که خبرهای بندگانت را آشکار می کنی.
«إِنَّک رَحِیمٌ بِمَنْ دَعَاک، وَ مُسْتَجِیبٌ لِمَنْ نَادَاک» مسلّماً تو نسبت به کسی که میخوانَدت، مهربانی؛ و نسبت به کسی که صدایت میزند، پاسخ دهنده ای.
استاد صادق صالحی در ادامه بیان می کند: ولی خدا امام سجاد علیه السلام در ابتدای دعا به سه مورد برای عاقبت به خیری اشاره می کند. ذکر، شکر، و در مرحله بعد، اطاعت. بعد از خدای متعال می خواهد که در این سه امر، موفق باشد. امر اول «یاد خدا و ذکر خدای متعال» است. یاد خدا باعث شرف انسان است؛ و البته به ذکر خفی و ذکر جلی تقسیم می شود. در ذکر خفی، انسان در دل، متوجه خدای متعال می شود. و در ذکر جلی، انسان با زبان و بیان و لسانش یاد خدا باشد. مرتبه ذکر خفی از ذکر جلی بالاتر است؛ چرا که انسان در ذکر خفی به صورت پنهانی و در قلب، متوجه خدا است و از این رو امری که پنهانی و قلبی است، از اعمال ظاهری و جوارحی بالاتر است. «الذین یذکرون الله قیاما و قعودا و علی جنوبهم» مؤمنین کسانی که بندگان حقیقی هستند، اینگونه اند و خدا را در حال ایستاده و نشسته و وقتی که به پهلو خوابیده اند، در همه این احوال، یاد خدا در دل های آنها است.
وی افزود: مرحوم علامه نجم الدین حسن زاده آملی اعلی الله مقامه الشریف می فرمود: بعضی «سب سبی» و بعضی «بس بسی» هستند. یعنی تسبیح در دستشان است و می گویند «سبحان الله سبحان الله» و «بسم الله بسم الله» اینها ذکری است که لب تکان می خورد و دیگران می فهمند که تو مشغول بیان ذکر هستی؛ اما بعضی ذکر خفی دارند؛ که یکی از آنها گفتنِ ذکر شریف «لا اله الا الله» است. در روایت داریم که این ذکر، سید الاذکار است. وقتی این ذکر را می گویید، لب تکان نمی خورد و کسی هم متوجه نمی شود و ان شاءالله ریا در آن راه پیدا نمی کند.
به تعبیر علامه جوادی آملی حفظه الله تعالی، آنچه در ذکر مهم است، «اخلاص» است. آن زمانی، ذکر ما «ذکر کثیر» می شود که ذکر ما با اخلاص باشد. از این رو ممکن است انسان ذکر زیاد بگوید؛ اما چون با اخلاص همراه نیست، مصداق «ذکر کثیر» نیست و «ذکر قلیل» است. این مهم است که انسان متوجه خدا باشد و برای خدا یک یا الله بگوید. این کار، در عالم گم نمی شود. آمده است که پروندده اعمال یک نفر را می آورند و می سنجند؛ می بینند که در ترازوی حسنات او چیزی نیست که لیاقت بهشت را داشته باشد؛ باید به جهنم ببرند؛ اما خطاب می رسد: «بنده ما را برگردانید؛ چون در شبی که در بستر خود خوابیده بود، از این پهلو به آن پهلو که می غلطید، یک «یا الله» گفته بود. ما همان یک یا الله او را قبول کردیم و او را به بهشت ببرید.» اگر به ما بود، همان یک ذکر را هم خراب می کردیم. اما چون یادمان رفته و حواسمان نبود، برای خدا ذکری گفتیم؛ اما خدا، فراموشکار نیست و طاعت بنده را فراموش نمی کند. «فاذکرونی اذکرکم» او به طاعت ما نیاز ندارد؛ او غنی مطلق و صمد است؛ و ماییم که اجوف و تو خالی هستیم و ماییم که به او نیاز داریم. ذکر او سبب شکوفایی استعدادهای ما و باعث جلب رحمت الهی می شود. خدا را یاد کنیم تا خدا ما را با رحمت و رضوان و مغفرت، از ما یاد کند. یاد خدا در دل، نشانه محبت به اوست؛ هر کسی کس دیگر را دوست داشته باشد، دائما به یاد او است؛ بالاترین کسی که انسان باید به یاد او باشد، خدای متعال است؛ امری که موجب شرف انسان می شود. شرافت انسان در یاد خدا است. از این رو اگر انسان یاد خدا را فراموش کرد، به حیوانیت و بهیمیت نزدیک می شود. اگر یاد و بندگی خدا در زندگی انسان جاری نشود، فرقی بین زندگی انسان و حیوان نیست. آنچه که به انسان شرافت می دهد و او را اشرف مخلوقات می کند، یاد خدا است. در دعای اول صحیفه سجادیه امام علیه السلام می فرماید خدایا اگر حمد تو نبود، از دایره انسانیت خارج می شدیم و در دایره حیوانیت سقوط می کردیم.