استاد مرتضی کریم پور از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به موضوع «حضور قلب و نماز، یکی از ریشه های اجابت دعا» پرداخت.
/270/260/21/
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: طالب آملی می گوید:
زبان و دل موافق ساز هنگام دعا کردن
به یک انگشت نتوان عقده را از رشته وا کردن
حضور قلب در عبادات، «کلید گنج سعادت» و «راه روشن اتصال با ملکوت» است؛ ترجمان این حقیقت است که «اگر ما او را نمی بینیم او ما را می بیند» پس باید چشم بصیرت و دیدۀ باطن بین خود را گشود و ادب حضور را آموخت. به هنگام دعا بدانیم: «که» را می خوانیم. «چه» را بخواهیم و «چگونه» بخواهیم.
وی افزود: دلبستگی به جلوه های به ظاهر پایدار و تأثیرگذار زندگی، بنیان غفلت انسان نسبت به وجود خداوند و عدم حضور قلب در امور عبادی و معنوی است که باعث توجه درونی انسان به دستاویزهای متعدد و متنوع می شود؛ از این رو پرندۀ خیال و گمان و آرزوی انسان در هر حال - همچون لحظات زرین عبادات و مناجات - از این سو به آن سو در حال گریز و گذار و صعود و نزول است تا آرامش نفس و اطمینان درون برای آدمی فراهم کند، بدین خاطر تعلق به «کثرت» باعث دوری از «وحدت» و ذات پاک و تابناک خداوند می شود و حضور قلب را از ما می رباید. گرچه دست یافتن به این ارزش والای معنوی کاری محال و ناشدنی نیست؛ اما امری سهل و آسان هم نخواهد بود؛ زیرا نیاز به صبر و تحمل و تأمل بسیار در ریشه کن کردن ام الأمراض یعنی «حب دنیا» دارد تا سرآمد خطاها و گناهان از سرزمین وجود محو شود. (آداب الصلاة، ص ۳۱- ۳۷؛ اوصاف الاشراف، ص ۷4)
استاد کریم پور خاطرنشان کرد: از جمله راهکارهای کسب حضور قلب و حفظ این غنیمت ارزشمند، «شناخت» و «معرفت» نسبت به برکات بسیار آن در عبادات و در پی آن تمرین و آمادگی با انجام «نماز»، «ذکر»، «استغفار»، «صدقه»، «اشک» و «ناله» است. صائب تبریزی می گوید:
مکن روی در قبله، بی صدق نیت
که رسوا کند تیر کج را نشانه
وی افزود: بدون شک توفیق در انجام دو رکعت نماز به دور از دغدغه های روزمره و وسوسه های بسیار ابلیس، زمینه ساز دست یافتن به گوهر معنا و معنویت «إیَّاکَ نَعْبُدُ وإیَّاکَ نَسْتَعِین» است که حاصل آن استجابت «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ» خواهد بود؛ هدایتی که دل و اندیشه را با هم به یک سو می برد و زبان و دیده را همراه می سازد. در این حال ما مأیوس از همۀ هستی، سراپا امید و ایمان و اطمینان به سرسلسلۀ هستی یعنی خداوند حکیم و مهربان رو می کنیم و با اظهار عجز و نقص، فقر و فاقه و ناداری و ذلت خود به پیشگاه پروردگار، عزت و عظمت صد چندان نصیب خود می سازیم و از رهگذر خوف و خشیت و حیا و خجلت به آن سوی زیبایی های ظاهری زندگی یعنی «مرتبۀ والای حضور قلب» و «جلب و جذب نگاه نور آفرین به جمال و جلال بی همتای الهی» صعود می کنیم و در این حال با تمام وجود می گوییم: «أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوء». آیا کیست آن کسی که درمانده را چون وی را بخواند، اجابت می کند و گرفتاری را برطرف می گرداند؟ (نمل: 62، الکافی، ج ۲، ص 4۷۳)
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: امیر مؤمنان علی علیه السلام با توجه به حضور قلب و خلوص عبادت فرمود: «خوشا به حال کسی که برای خدا عبادت و دعای خود را خالص کند و قلب او به آنچه چشمان او می بیند، مشغول نشود و دل او به آنچه گوش وی می شنود، غفلت نورزد و به آنچه به غیر او اعطا می شود، محزون نشود.» (سر الصلاة، ص ۲) مخلص کاشانی می گوید:
بی حضور قلب، «مخلص» در دعا تأثیر نیست
فتح آن اقلیم، کی با دست تنها میشود؟
وی افزود: امام صادق علیه السلام در سخنی سراسر درس و درایت، در مورد دل مشغولی های انسان به هنگام دعا چنین فرمود: «خداوند دعای کسی را که بدون حضور قلب دعا کند، مستجاب نمی کند؛ بنابراین هنگام دعا، دلت را متوجه کن، آنگاه یقین به اجابت داشته باش. (الکافی، ج ۲، صص 473 و 4۷4) خداوند دعایی که از دلی خسته برخاسته باشد، اجابت نمی کند.» ابوسعید ابوالخیر می گوید:
گفتم صنما لاله رخا دلدارا
در خواب نمای چهره باری ما را
گفتا که رَوی به خواب بی ما وانگه
خواهی که دگر به خواب بینی ما را
استاد کریم پور خاطرنشان کرد: در روز عاشورا، دشمن برای کشتن امام حسین علیه السلام نزدیک می شد، در این میان عبدالله بن حوزه تمیمی که در میان دشمن بود، فریاد زد: «آیا حسین علیه السلام در میان شما است؟» و این جمله را سه بار تکرار کرد. اصحاب گفتند: این حسین علیه السلام است، از او چه می خواهی؟ او با کمال بی حیایی، به آن حضرت خطاب کرد و گفت: تو را به آتش دوزخ مژده می دهم. امام علیه السلام در پاسخ فرمود: «دروغ می گویی. بلکه من به پیشگاه پروردگار بزرگ و آمرزنده و مطاع و شفیع می روم، تو کیستی؟» او گفت: من «ابن حوزه» هستم. امام حسین علیه السلام دست های خود را به سوی آسمان بلند کرد؛ به گونه ای که سفیدی زیر بغل او آشکار گشت و با توجه و حضور قلب خاصی عرض کرد: «خدایا او را به سوی دوزخ روانه کن.» ابن حوزه خشمگین شد و با اسب خود به سوی امام علیه السلام تاخت تا به آن حضرت آسیب برساند. بین او و امام، نهری بود؛ ناگاه از پشت اسب به نهر افتاد؛ ولی پایش در رکاب اسب گیر کرد. اسب چنان پا به فرار گذاشت که او در حالی که بهطرف زمین واژگون شده بود، دست و پا و سرش به زمین کوبیده می شد تا اینکه به گودالی که در آن آتش بود، افتاد و در میان شعله های آتش سوخت و به هلاکت رسید. امام حسین علیه السلام پس از دیدن این منظره، سجده شکر بجا آورد.
وی افزود: مسروق بن وائل می گوید: من با عده ای پیش دستی کردیم که سر مقدس امام حسین علیه السلام را قطع کرده و نزد ابن زیاد ببریم و جایزه بگیریم. هنگامی که جریان هلاکت «ابن حوزه» را دیدم، فهمیدم که او و اهل بیت وی در پیشگاه خداوند، دارای مقام ارجمندی هستند. از صف دشمن خارج شدم و گفتم با این دودمان نمی جنگم که نتیجه اش عذاب آتش است. (مقتل الحسین، مقرم، ص ۲۲۷؛ ابن اثیر، ج 4، ص ۲۷)
استاد کریم پور خاطرنشان کرد: افزون بر «حضور قلب»، «طهارت قلب» نیز تأثیر چشم گیری در دعاهای انسان ایفا می کند؛ از این رو قلب پاک، روشن، رحیم و عطوف، پلکان دعاها به سوی آسمان اجابت است و دلی که قساوت، کدورت، تیرگی و تاریکی در آن موج می زند و هر چه هست، حقد و کینه و حسادت و شقاوت است، همانند زمین کویری است که هرگز گل های زیبا و شکوفه های رحمت و اجابت در آن به چشم نخواهد خورد. در زمان حضرت موسی علیه السلام شخصی آرزومند که سه سال خدا را می خواند تا حاجتش روا شود، چون اثری ندید نالان و پریشان اعتراض کرد. در خواب کسی به او گفت: «علت حاجتروا نشدن تو از آن روست که با دلی تاریک و پر قساوت خدا را می خوانی.»