استاد مرتضی کریم پور از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به موضوع «دعا در راحتی و رفاه، یکی از ریشه های استجابت» پرداخت.
/270/260/21/
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: بیدل دهلوی می گوید:
ابر بهار رحمت، از شرم آب گردید
تا حسرت اجابت، گل بر کف دعا برد
سخن با محبوب آنگاه نشان عشق و ارادت به خود می گیرد که زمان و زمین نشناسد، هیجانات و جریانات زندگی آن را این سو و آن سو سوق ندهد و باعث کم رنگی یا بی رنگی آن نشود. هرگاه این گفتگو به صورت «دعا» درآمد و مخاطب انسان، «خدا» گردید، رسالت و قداستی برتر می یابد و پدیده های گذشته، حال و آینده را مورد تأثیر خود قرار می دهد. قرآن کریم با توجه به عملکرد برخی از دردمندان دعاگو، شیوۀ آنان را نکوهش می کند و می فرماید: «وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ الضُّرُّ دَعانا لِجَنْبِه أَوْ قَاعِدًا أَوْ قَائِمًا فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَنْ لَمْ يَدْعُنَا إِلَىٰ ضُرٍّ مَسَّهُ ۚ كَذَٰلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ» و هنگامی که انسان را آسیبی رسد، ما را - به پهلو، خوابیده یا نشسته و ایستاده – می خواند و چون گرفتاری اش را برطرف کنیم، چنان می رود که گویی ما را برای گرفتاری که به او رسیده، نخوانده است. اینگونه برای اسرافکاران اعمالشان زینت داده شده است. (یونس: ۱۲)
وی افزود: پس به طغیان و عصیان اینان می پردازد و می فرماید: تا وقتی در کشتی ها باشند و آنها با بادی خوش، آنان را ببرند، ایشان بدان شاد شوند. [به ناگاه] بادی سخت بر آنها وزد و موج از هر طرف بر آنان تازد و یقین کنند که در محاصره افتاده اند، در آن حال خدا را پاکدلانه می خوانند که: «اگر ما را از این ورطۀ بلا و غم برهانی، به یقین از سپاسگزاران خواهیم شد.» پس چون آنها را رهانید، ناگهان در زمین به ناحق سرکشی می کنند. (یونس: ۲۲) در ادامه، فرجام فراموشی گذشته و دل خوشی به لذائذ و زیبایی های ظاهری را گوشزد می فرماید: «ای مردم، سرکشی شما فقط به زیان خود شماست. شما بهرۀ زندگی دنیا را می طلبید. سپس بازگشت شما به سوی ما خواهد بود، پس شما را از آنچه انجام می دادید، باخبر خواهیم کرد» (همان ۲۳؛ ر.ک: روم ۳۳۱؛ لقمان ۳۲؛ زمر: ۸ و 4۹؛ سجده: 4۹، ۵۰ و ۵۱)
وی اضافه نمود: این بینش عرشی در سخنان معصومان علیه السلام، به شیوه ای شیوا ترسیم شده است؛ به گونه ای که گاه امواج حکمت آمیز و حکمت آموز این معارف، شیرینی و دل نشینی شایانی در وجود افراد خردورز باقی می گذارد که از آن میان این سخنان قدسی است:
1- همواره در دعا پیشگام باشید، همانا وقتی که بندۀ خدا کثیر الدعا باشد، به هنگام نزول بلا که زبان به دعا گشود، گفته میشود: صدای آشنایی است! و هرگاه چنین نباشد، گفته میشود: قبل ازاینروز رنج و سختی کجا بودی و با چه کسی گفتگو داشتی؟ (رسول اکرم (ص)؛ الکافی، ج ۲، ص 4۷۲؛ بحارالانوار، ج 9۰، ص ۳۸۱؛ ر.ک: الخصال، ص ۲۲۳)
2- هر صبحی که فرارسد دو فرشتۀ خداوند ندا میدهند: «ای نیکوکاران، کارهای خیر و خداپسندانه خود را استمرار دهید و ای گناهکاران دست از عصیان خود بردارید؛ آیا دعاکنندهای هست که دعای او را مستجاب کنیم؟ آیا استغفارکنندهای هست که مورد مغفرت الهی قرار گیرد؟ آیا توبهکنندهای هست که مورد پذیرش قرار گیرد؟ آیا اندوهگین و غصهداری وجود دارد که غم و اندوه او برطرف شود؟ پروردگارا، برای انفاقکننده جانشین و برای بخیل تلف و نابودی قرار ده.» این دعای دو ملک تا غروب خوشید - به درگاه خداوند – است. (رسول الله (ص)؛ امالى صدوق، ص 36۰)
3- خداوند به داود وحی کرد و فرمود: «مرا در سرور و راحتی خود به یاد بیاور تا دعای تو را در هنگام سختى و بلا و اندوه مستجاب کنم.» (امام صادق علیه السلام؛ مکارم الاخلاق، ص ۳۱۳: ر.ک: الکافی، ج ۱۲، ص 4۷۲.)
4- پیش از نزول بلا در دعا پیش دستی کنید تا از فرود درد و اندوه جلوگیری شود. (امام علی علیه السلام؛ بحارالانوار، ج 9۰، ص ۳۸۰)
وی افزود: با نگاهی به سخنان درس آموز پیشوایان معصوم علیه السلام به هنگام مناجات با خداوند، توجه به این مهم در بینش روشنی بخش آنان به خوبی احساس می شود. به طور مثال امام سجاد علیه السلام در شب های قدر از خداوند طلب می کند که: «مرا غافل از احسان خود و مأیوس از اجابت خویش مگردان، گرچه در پنهان و پیدا، شدت و رخاء، عافیت و بلا، درد و رفاه تو را نخوانده ام و از سخن با تو، کندی نموده ام.» (مفاتیح الجنان، (اعمال شب قدر)، ص ۲۲۵ و ۲۲۶؛ ر.ک: الاقبال بالاعمال الحسنه، ص 6۲، ۳4۹، 4۱6، ۳۵۳؛ صحیفه سجادیه، ص ۱04 و ۱۱۰؛ جامع السعادات، ج ۲، ص ۲۹؛ جنه الأمان، ص ۳۰ و 69؛ ریاض ساکین، ج ۳، ص 44۲؛ مکارم الاخلاق، ص ۳۰۳؛ مجمع الدعوات، ص ۳۰4)
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: امام صادق علیه السلام نیز نقش رضایت را در اجابت چنین توصیف می فرماید: «مؤمن چگونه مؤمن باشد؛ با اینکه از قسمت خود ناخشنودی نماید و مرتبۀ خود را کوچک کند و حال آنکه حاکم بر او خداست و من ضامنم برای کسی که جز رضا در دلش نگذرد، دعایش مستجاب شود» (علم اخلاق اسلامی، مجتبوی، ج ۳، ص ۲۵۱) صائب تبریزی می گوید:
مشو در هم ز سختی های دوران چون سبک مغزان
که سنگ آخر نصیب پستۀ لببسته می گردد
وی افزود: یکی از پیغمبران ده سال از گرسنگی و برهنگی و فقر به خدا شکایت می کرد و دعایش به اجابت نمی رسید تا آنکه خداوند به او فرمود: «تا چند شکایت می کنی؟ پیش از آنکه آسمان ها و زمین را بیافرینم، قسمت تو در تقدیر من بود و پیش از آنکه دنیا را بیافرینم، چنین حکم کردم. آیا می خواهی برای تو آفرینش دنیا را از سرگیرم؟ یا می خواهی تقدیر را برای تو دگرگون سازم؟! و چنان باشد که تو دوست داری نه چنان که من؟ و اراده تو فوق اراده من باشد؟ به عزت و جلال من که اگر بار دیگر این به خاطر تو بگذرد، نام تو را از دیوان نبوت محو کنم.» (علم اخلاق اسلامی، ج ۳، صص 250 و ۲۵۱)
وی افزود: روزی رسول اکرم صلی الله علیه و آله به جناب ابوذر فرمود: «ای ابوذر، آیا سخنانی به تو بیاموزم که خدا تو را به وسیله آنها سود بخشد؟» پاسخ داد: آری یا رسول خدا! پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود: «خدا را نگهدار تا تو را نگهداری کند، خدا را نگهدار تا او را جلوی خود بیابی. هنگام رفاه و آسایش با خدا آشنایی بورز تا زمان سختی و گرفتاری تو را بشناسد. هرگاه چیزی خواستی از خدا بخواه، هرگاه یاری جستی از خدا بجوی همانا قلم تقدیر به هر چه تا روز قیامت خواهد بود، جریان یافته و اگر همۀ آفریدگان بکوشند، نتوانند نفعی را که خدا برای تو ننوشته به تو برسانند.» (تفسیر المیزان، ج ۲، ص ۵۱)