استاد خادم الذاکرین از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به موضوع «امانت داری از نشانه های مؤمنین، بر اساس آیه 32 از سوره معارج» پرداخت.
/270/260/22/
این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: در سوره معارج، در باب برخی از صفات مؤمنین آمده است: «وَ الَّذينَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ (32)». امانت، دایره وسیعی دارد؛ از امانت های مالی، نفسی و عرضی که برای مردم است؛ و امانت های الهی، مانند اینکه اعضا و جوارح ما امانت است که باید در مسیر حلال، صرف شود. و نیز، پست های اجتماعی و مقامات حکومتی، از مهمترین امانات هستند. در حدیث معروفی از امام باقر و امام صادق علیهما السلام در تفسیر آیه «ان الله یأمرکم أن تؤدوا الامانات الی اهلها» (نساء: 58) آمده است که «ولایت» و حکومت را به اهلش واگذار کنند. در آیه 72 سوره احزاب آمده است مسأله تکلیف و مسئولیت، به عنوان یک امانت بزرگ الهی است. «انّا عرضنا الأمانة علی السماوات و الارض». تکلیف و مسئولیت را آسمان ها و زمین نپذیرفت؛ اما انسان پذیرفت. از همه مهمتر، دین خدا و کتاب خدا امانت بزرگ است که باید در حفظ آن کوشید. در روایات هم به صورت مفصل روی امانت صحبت شده است.
وی افزود: امانت در اسلام از جایگاه ویژه ای برخوردار است. در جنگ خیبر، چوپانی بود که گوسفندان قلعه های خیبر را به چرا می برد. آن گوسفندان را به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تحویل داد. حضرت نپذیرفتند و گفتند اینها تو را امین دانستند و گوسفندان را به تو تحویل دادند. برو به آنها تحویل بده و اگر ما پیروز شدیم آنها را به عنوان غنیمت تصاحب می کنیم. امام سجاد علیه السلام فرمود اگر قاتل پدر خنجری را که سر پدرم را با آن برید، پیش من می گذاشت، و از من می خواست، به او می دادم.
استاد خادم الذاکرین در ادامه بیان کرد: امانت های مردمی، الهی، پست های اجتماعی و حکومتی، ولایت و از همه بالاتر، دین خدا از انواع امانات هستند. آیت الله العظمی اراکی رضوان الله تعالی علیه در خطبه های نماز جمعه می گفتند: «مردم، دین خدا به اندازه یک هزار تومانی برای شما ارزش داشته باشد. هزار تومانی را کجای جیبتان می گذارید؟ در جیب مخفی لباس می گذارید و با سنجاق هم می بندید. دزد دین، بیشتر از دزد مال است. از دین باید بیشتر مراقبت کنید؛ چون امانت است.
این مبلغ بین المللی خاطرنشان کرد: سخن از امانت بر اساس این آیه شریفه، گذشت؛ و در باب «عهد» باید گفت این عنوان نیز مفهوم وسیعی دارد که هم عهدهای مردمی و هم عهد و پیمان های الهی را شامل می شود. عهد، التزام و تعهد قولی یا فعلی است که نسبت به دیگری می دهیم. و این شامل عهدهای با مردم می شود و نیز شامل ایمان به خدا می گردد که نفس ایمان به او عهد ما با خداوند است که او را در مقابل اوامر و نواهی اطاعت کنیم و عصیانگری نکنیم.
وی افزود: در فقه می خوانیم «وعده ابتدایی لازم الوفا نیست» مثلا یکی می گوید فردا شب به منزل ما بیا. می گوییم چشم. این بیان لازم الوفا نیست. اما به نظر ما این کلام درست نیست؛ چون اصل اعتبار انسان را خراب می کند و التزاماتی دارد. اگر به دیگری می گویم فردا شب به منزلتان می آیم؛ او تدارک می بیند و با نرفتن به منزل او، او ضرر می کند. هم از نظر اخلاقی درست نیست و به نظر می رسد که شارع هم راضی به آن نباشد. موافقان می گویند مانند شرط است و شرط ابتدایی لازم الوفا نیست. اما اگر ضمن عقدی لازم کنیم، لازم الوفا می شود. پس باید بگوییم اگر از نظر فقهی هم واجب نباشد، از نظر اخلاق اسلامی درست نیست. اگر این کار را با یهودی و نصرانی این کار را کنیم، آنها نسبت به دین ما بدبین می شوند. البته سخن در آنجا نیست که عذری در میان بوده باشد. صحبت در این است که آیا مصداق دروغ می شود یا خیر. دروغ یا خبری است یا مخبری. من یقین می کنم که زید آمده است و به شما خبر می دهم. اما در واقع نیامده بود. سخن در این است که آیا این «جاء زیدٌ» صادق است یا کاذب؟ این خبر، کاذب است؛ چون مطابق با واقع نیست؛ اما از نظر مخبری قبیح نیست و عقابی هم ندارد. چون اعتقادش این بود. کذب اخباری و مخبری آنجا است که با اعتقاد به صحیح نبودن خبر، آن را اعلام کنیم؛ خبری که در واقع هم اتفاق نیفتاده است. اگر اعتقادش این است و در واقع نشد، دروغی هم نگفت و خلافی هم مرتکب نشده است. اما اگر از اول می دانست که به مهمانی دعوت شده، نمی رود، اما می خواهد از اصرار او رها شود، می گوید می آیم. در صورتی که می داند نمی رود. این دروغ است.