استاد محسن اکبری شاهرودی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به موضوع «خاطرات آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (ره) از شیخ فضل الله نوری (ره)» پرداخت.
/270/260/22/
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: آیت الله العظمی صافی گلپایگانی به مرحوم آیت الله العظمی شهید حاج شیخ فضل الله نوری علاقه وافری داشتند. بسیار زیاد به مقبره شیخ شهید مشرّف می شدند؛ و تا می توانستند، دیگران را هم به زیارت آنجا سفارش می کردند؛ و البته از اینکه صندوقچه روی مقبره را برداشته اند خیلی ناراحت بودند.
وی افزود: خاطرات زیادی از رابطه صمیمی مرحوم والدشان با شیخ نقل می کردند. در یکی از خاطرات، بیان می فرمودند که آنقدر علاقه بین آقای والدشان و حاج شیخ زیاد بود که ایشان از سنگینی غم شهادت این مرد الهی، دیگر تهران نماندند. باز می فرمودند: والد بزرگوارم هر وقت قم مشرّف می شدند، نمازهای عشایشان را در حجره مقبره حاج شیخ می خواندند.
استاد اکبری شاهرودی در ادامه بیان کرد: خاطرم هست در همین سال های آخر حیات مبارک مرحوم آقا، کتاب «سرّ دار» که نوشته یکی از نوادگان شیخ شهید است را خدمتشان تقدیم کردم. تورّقی فرمودند؛ به قسمت روز شهادت که رسیدند، توقّف کردند. فرمودند تا برایشان بخوانم. حقیر می خواندم و ایشان بلند می گریستند و به پیشانی می زدند. دو سه روز بعد هم همین طور بود؛ کتاب «سرّ دار» روی میزشان و عصرها در سوگ شهادت حاج شیخ و گریستن شیخ الفقهاء بر مظلومیت آن مجتهد مجاهد و فدایی دین.
وی خاطرنشان کرد: آیت الله آقای آخوند ملا محمد جواد صافی قدس سره، از رفقای صمیمی آیت الله شهید آقای حاج شیخ فضل الله نوری رضوان الله تعالی علیه بود که دیدارها و گفتگوهای فراوانی بین این دو فقیه مجاهد، رد و بدل شده است. آیت الله العظمی صافی گلپایگانی اعلی الله مقامه همواره حکایاتی را از این رابطه صمیمانه نقل می فرمودند که بیان آن، وقت و فرصتی دیگر می طلبد. خود مرحوم آقا نیز علاقه عجیبی به آقای حاج شیخ رحمه الله داشتند و می فرمودند والدشان نمازهای مغرب و عشا را در مقبره حاج شیخ فضل الله می خواندند و مرحوم آقا هم هر بار که از صحن بزرگ وارد حرم مطهر می شدند، به مقبره آن فقیه شهید می رفتند و فاتحه ای می خواندند و اگر جمعی آنجا بودند، برایشان از عظمت و غیرت دینی شیخ شهید می فرمودند. از خاطرم نمی رود در یکی از روزهای سال های آخر حیات مبارکشان که در معیّت معظم له به حرم مشرّف می شدم ایشان در ماشین فرمودند که دیشب خوابی دیدند و اجمال تعبیرش این است که نسبت به مقام حاج شیخ کوتاهی داشته اند. همان روز از هنگامی که از ماشین پیاده شدند تا موقعی که به مقبره آیت الله شهید رسیدند، هر کدام از آقایان طلاب و فضلا را می دیدند، می فرمودند: ما به مقبره آقای حاج شیخ فضل الله می رویم؛ تشریف بیاورید. بالاخره در آن روز، جمعیتی در مقبره جمع شدند و آقا برایشان از بزرگی و شدّت دین داری شیخ شهید فرمودند. در خروج از حرم هم، هر کسی از آقایان اهل علم را می دیدند، همین توصیه را داشتند. یادم هست همان روز یکی از مراجع معظم را که در صحن بودند، دیدند. پس از احوالپرسی، اجمالاً قضیه خوابشان و کوتاهی نسبت به حاج شیخ را نقل کرده و فرمودند: شما مقبره حاج شیخ فضل الله تشریف می برید؟ آن مرجع بزرگوار فرمودند: کم و بیش. آقا فرمودند: ما الان مشرّف شدیم، شما هم تشریف ببرید؛ و ایشان هم به توصیه آقا عمل کردند و تشریف بردند. در برگشت، داخل ماشین، خدمت آن رجل الهی عرض کردم: آقا جان! امروز همهاش تبلیغ آیت الله شهید حاج شیخ فضل الله رحمه الله بود! تبسّمی کرده و فرمودند: ما هر چه از مقام آقای حاج شیخ فضل الله تجلیل کنیم، کم است. اعلی الله مقامهما الشریف و حشرهما مع الامام الحسین علیه الصلاه و السلام.