حضرت معصومه سلام الله علیها پاک پاک زیست، پاک پاک هم به لقاء الله پیوست، خوب حجابها کنار میرود، دیگران هم اگر بتوانند چنین زندگی کنند به چنین مقاماتی میرسند، این خانواده هر چه داشتند برای خداوند دادند و خدای متعال هم به ایشان این امکانات را داد.
استاد سید هاشم بطحائی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دورهای اساتید، به مناسبت شهادت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها، گفت: حضرت موسی بن جعفر علیهما السلام بر حسب نقل تواریخ حدود 35 فرزند ذکور و اناث داشته که از بین این فرزندان چند نفر آنها به طور مشخص جهان شمول شدند، در رأس آنها حضرت علی بن موسی الرضا علیهما السلام که جانشین پدر و امام معصوم بود، بعد از او احمد بن موسی علیهما السلام که در شیراز مدفون هستند و برخی دیگر از فرزندانشان که در نقاط مختلف مدفون هستند.
وی ادامه داد: اما از بین فرزندان اناث حضرت تنها فرزندی که از یک جلال و جبروت و از یک هیبت و یک مقام والا برخوردار است، حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها میباشد، این بانوی مجلله پس از آنکه برادرش حضرت رضا علیه السلام را مأمون عباسی در سال 200 هجری قمری با ترفندهایی از مدینه به مرو احضار کرد، آنهم با یک تعیین خط سیری که از بین مریدان و محبان حضرت گذر نکنند، مخصوصا از مردم قم واهمه داشت.
استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم اظهار داشت: مأمون دستور داد که حضرت رضا علیه السلام را از قم حرکت ندهند، بلکه از طریق بصره به منطقه فارس و از آنجا به طرف مرو بیایند، اصرار داشت که حضرت را به سوی قم نبرند، به خاطر اینکه مردم قم از قدیم یک ارتباط تنگاتنگی با ولایت و ائمه اطهار علیهم السلام داشتند، از این جهت مأمون خوف داشت که اگر امام را از قم عبور دهند، مردم قم نمیگذارند که حضرت را از قم ببرند.
وی بیان کرد: پس از این ماجرا قطعا تمامی خانواده حضرت رضا علیه السلام نگران بودند، برای اینکه امام رضا علیه السلام، امام معصوم بود و جدا از جنبه نسبی مقام امامت داشت که برای همه آنها اطاعتش واجب بود، از بین برادران و خواهران از جمله کسانی که به سوی مرو حرکت کرد و به دیدار برادر و امام خود شتافت، احمد بن موسی علیهما السلام بود که از مدینه به سمت مرو حرکت کرد و قبل از اینکه به شیراز برسند یک توطئهای فراهم کردند و حضرت را در شیراز شهید کردند و نگذاشتند که به مرو خدمت امام رضا علیه السلام برسد.
استاد و مبلغ حوزه علمیه افزود: از دیگر کسانی که به سوی برادر حرکت کرد، حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها بود، البته این مسأله نیاز به یک بررسی دقیق دارد، متأسفانه تواریخ خیلی گویای این مطلب نیست که این بانوی معظمه با چه وسیلهای و چگونه و با چه کسانی این خط سیر را طی کردند، حال با چه آگاهی و چگونه ایشان از مدینه طی طریق کردند و وارد «آوه» از توابع شهر «ساوه» شدند، تاریخ زیاد به آن نپرداخته است، ولی در هر صورت حضرت از مدینه تا «آوه» به سلامتی آمدند تا از آنجا به سمت مرو ادامه مسیر دهند.
وی یادآور شد: در «آوه» ایشان بیمار میشوند و کسالتی پیدا میکنند، با آن سابقهای که قم در نظر اهل بیت علیهم السلام داشته است ایشان مسیر خود را به سمت قم تغییر میدهند، امام صادق علیه السلام نسبت به قم فرمودهاند: در آینده علم از کوفه آنگونه خارج میشود که مار از آشیانه خارج میشود و در قم فرود میآید و از قم دانش به سایر کشورها سرایت میکند، با توجه به این سابقه حضرت معصومه سلام الله علیها از همراهانش میپرسند: که از اینجا تا قم چقدر فاصله است؟ آنها جواب میدهند: فاصله اندکی است حدود هفده فرسخ راه است، ایشان درخواست میکنند که مرا به قم ببرید.
استاد بطحائی مطرح نمود: البته کم و کیف قافلهای که حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها با آن به سوی مرو میرفتند و در بین راه بر اثر بیماری به سوی قم میآیند، مجهول تاریخ است، حال در آن زمان یا کسی در فکر این نکات نبوده، یا درصدد نبودند تا کم و کیف این قافله را بیان کنند که در این قافله چه کسانی بودند و چه اشخاصی این بانوی مجلله را که مجرده نیز بودند همراهی میکردهاند، بسیاری از دختران حضرت موسی بن جعفر علیهم السلام مجرد از دنیا رفتند، علتش هم این بوده که کفوی برایشان نبوده است، کسانی که شایستگی ازدواج با آنها را داشته باشند نبوده است برای همین غالب دختران حضرت مجرد از دنیا رفتند.
وی ادامه داد: حضرت معصومه سلام الله علیها بعد از ورود به قم به محله میر قم، میدان میر فعلی وارد میشوند و مردم قم به استقبال حضرت میروند، الان در میدان میر قم مکانی است که به «بیت النور» معروف است، مردم قم ایشان را در آنجا اسکان میدهند، بعد از آن بیماری حضرت افزایش پیدا میکند و حضرت از دنیا میروند و بعد پیکر مطهر حضرت را در مکانی که الان مدفن آن حضرت هست، قبیله اشعریون به خاک میسپارند، البته در اینجا نیز کم و کیف چگونگی تجهیز پیکر مطهر حضرت و خاکسپاری حضرت روشن نیست و تاریخ چیزی ندارد، یکی از علل آن هم این است که در طول تاریخ و در دوره حکومت بنی عباس نمیخواستند مشعل وجودی اهل بیت علیهم السلام روشن گردد و مردم با اهل بیت علیهم السلام آشنا شوند.
وی متذکر شد: قبیله اشعری و سعد اشعری از کسانی هستند که در حقیقت تشیع را وارد قم میکنند، قبل از ایشان اهل سنت در قم غوغا میکردند، حتی از اهل بیت پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم آنهایی که در اینجا زندگی میکردند در محدودیت به سر میبردند اما سعد بن سعد اشعری و اشعریون تشیع را در قم رشد و رونق میدهند.
استاد سطوح عالی حوزه نقل کرد: حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها در سال 201 هجری قمری در شهر قم به درجه رفیع شهادت نائل میشوند، بدین خاطر میگویم به درجه رفیع شهادت نائل گشتند، که «من خرج من بیته مهاجرا الی الله و رسوله ثم یدرکه الموت فقد وقع اجره علی الله» این بانوی مجلله از مدینه منوره هجرت کرد و هجرتش الی الله بود نه تنها برای دیدار برادر بلکه به زیارت امام زمانش میرفت بنابراین حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها شهیده از دنیا رفته است.
وی خاطر نشان کرد: اما آنچه باعث تأسف است این نکته میباشد که سیمای حرکت این بزرگواران از مدینه تا ایران و پشت سر گذاشتن شهرهای مختلف تا ورود ایشان به قم مغفول مانده است، با این حال مردم ایران عموماً و مردم قم خصوصاً هم روز ورود ایشان به قم بزرگ را میدارند و در حقیقت به صورت نمادین در سالگرد ورود ایشان به قم، با گل به استقبال میروند و در روز شهادت ایشان به سوگ مینشینند و عزا میگیرند، این اجمالی از این ماجرا است، اما تفصیل قضیه آن طور که باید و شاید مشخص نیست، در هر صورت این یک افتخاری است برای ایرانیان که این ارتباطشان با ولایت نه تنها با ائمه معصومین علیهم السلام بلکه با فرزندان پاک ایشان نیز، یک ارتباط تنگاتنگ و غیر گسستنی است.
استاد سطوح عالی تشریح کرد: ایشان را صدیقه میخوانند، صدیق صفت مبالغه است، یعنی در صداقت و پاکی این بانو آنچنان برخوردار بوده است که دارای چنین لقبی شده است، اگر بنا بود آمار معصومین علیهم السلام که ما میگوییم چهارده معصوم، دوازده امام و رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم و حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها است، اگر بنا بود این دایره گسترش پیدا کند حضرت معصومه سلام الله علیها نیز در این دایره قرار میگرفتند.
استاد بطحائی با نقل کرامتی از حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها، ابراز داشت: از تهران به قم میآمدم، در ماشین با شخصی هم صحبت شدم، مشهدی بود و زیر چتر علی بن موسی الرضا علیهما السلام بود، قضیهای نقل کرد و گفت، چند سال پیش یکی از بستگان ما مشکل بینایی و حرکتی داشت، هم کور بود هم فلج، گفت میخواهم به قم بروم و شفایم را از بیبی بگیرم، بالاخره به قم آوردیمش و در حرم حضرت معصومه سلام الله علیها گذاشتیم و از حرم خارج شدیم تا کارهای دیگری انجام دهیم و برگردیم و ببینیم نتیجه گرفتهایم یا اگر نگرفتهایم او را با خود ببریم.
وی ادامه داد: وقتی برگشتیم دیدیم نیست، هم کور هم فلج، تعجب کردیم گفتیم چه شد این که جایی نمیتوانست برود به دنبال او گشتیم به یک باره او را در صحن حرم دیدیم، به پیش ما آمد و گفت: کجائید، من خوب شدم بی بی نجاتم داد، هم چشمانم و هم بدنم را، با مشهد تماس گرفتیم و خبر شفای آن را به آنها دادیم، ابتدا باور نمیکردند ولی بعد وقتی که به مشهد بازگشتیم یک استقبال کم نظیری از ما کردند، تعجبی نیست زیرا این خانواده هر چه داشتند برای خداوند دادند و خدای متعال هم به اینها امکانات را داد.
وی با ابراز تأسف از تبلیغات دشمنان علیه عقائد شیعه و به خصوص کرامات و شفاعت اهل بیت علیهم السلام، گفت: علیرغم چنین کراماتی از اهل بیت علیهم السلام دشمنان آن را خرافه و شرک میدانند، با کمال تأسف در یک مجلهای خواندم که یک مسیحی در رشت تبلیغاتی کرده است که ایرانیان دارند در برابر خدا معامله میکنند، یعنی مشرک هستند، کار به جایی رسیده که یک مسیحی چنین غلطی کرده است، که ایرانیها با اهل بیت علیهم السلام معامله میکنند و خرید و فروش بهشت میکنند.
وی افزود: در حالی که همینها خود هم بهشت را می فروشند هم گناههای مردم را با پول پاک میکنند، جرج جرداق مسیحی به خاطر ارادتی که به امام علی علیه السلام داشت و آن کتاب را درباره امام علی علیه السلام نوشت، بدین خاطر من به او «رحمت الله علیه» میگویم، در آن کتاب نوشته است که کاردینالها و اسقفهای مسیحی بهشت را خرید و فروش میکنند که آنهم برای خودش داستانی دارد، ما نمیگوئیم بهشت و جهنم دست اهل بیت علیهم السلام است، اما اینها کاری کردند که در مقابل خداوند یک امتیازاتی از جمله شفاعت را به ایشان داده است، حضرت معصومه سلام الله علیها پاک پاک پاک زیست، پاک پاک پاک هم به لقاء الله پیوست، خوب حجابها کنار میرود، دیگران هم اگر بتوانند چنین زندگی کنند به چنین مقاماتی میرسند.
وی به داستانی از مقامات امام رضا علیه السلام اشاره کرد و بیان داشت: وقتی احمد بن ابی نصر بزنطی خدمت امام رضا علیه السلام رسید، هنگام غروب بود، خواست برود حضرت فرمود: میخواهی بمانی؟ گفت: اگر بفرمائید میمانم، بعد حضرت به غلامش فرمود: تشک مرا برای او ببر و شام مرا نیز به او بده، احمد بن ابی نصر صدای حضرت را که شنید پیش خودش گفت: پس معلوم است که ما خیلی مهم هستیم، من نمیدانستم اینقدر مهم هستم که امام رضا علیه السلام تشک شخصی خودش را زیر من بیندازد و شامش را نیز به من بدهد، این را در ذهنش گذراند، حضرت از پشت دیوار فرمود: احمد چه فکر میکنی؟ ما برای رضای خدا از تو پذیرایی کردیم، احمد بن ابی نصر گفت: یابن رسول الله، من این مسأله را از ذهنم گذراندم و به زبان نیاوردم شما از کجا این مسأله را فهمیدید، مگر این کلام پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم را نشنیدی که بر حذر باش از اینکه بتوانی کلاه سر مؤمن بگذاری، او با مشعل ایمان همه چیز را میبیند، عمود هستی را میشکافد و میبیند، ما به اندازه همه مردم به خدا ایمان داریم و به اندازه همه مردم میفهمیم، حقیقت این است.
استاد بطحائی در پایان با اشاره به اینکه شهر قم قطعهای از بهشت است و مالک و حاکم آن حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها میباشد، گفت: نمونهاش همین است، چه کسانی در این قم دفن هستند که بسیار با شخصیت هستند، زکریا بن آدم که در «شیخان» قم دفن است، مرد بزگواری است معاصر حضرت امام رضا علیه السلام است، به حضرت عرض کرد که من میخواهم از قم بروم، به خاطر اینکه شنیده بود دهنه حیوانها را میبندند تا حیوان چیزی نخورد و دهانش زخم میشود و خلاصه با حیوانات بدرفتاری میکنند، از این مسأله ناراحت شده بود و میخواست از قم برود، حضرت رضا علیه السلام فرمود: نه تو برای قم امان هستی همانطور که پدرم برای بغداد و کاظمین امان بود تو نباید بروی، آیا مقام زکریا بن آدم به حضرت معصومه سلام الله علیها میرسد؟ یک بانویی است که در این شهر حکومت دارد، موقوفاتش، صحن و سرایش، از اطراف و اکناف به زیارتش میآیند، کربلاء میرویم، مکه میرویم، مدینه میرویم هر جا شیعیان ما را میبینند، میگویند برای ما در قم زیارت کنید ما هم برای شما در اینجا زیارت میکنیم، واقعاً قلمها و زبانها الکن است از بیان شخصیت حضرت معصومه سلام الله علیها، در حقیقت وجود مقدسه این بانو پیامی است برای همه ما، به خصوص بانوان ما که تنها راه کمال و عزت حفظ حجاب و عفت و دینداری است./220/21/20
دیدگاه جدیدی بگذارید