استاد سید علی طباطبایی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به موضوع «لزوم درک از مقام خورشید امامت» پرداخت.
/270/260/21/
این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: اگر می خواهیم به معنای واقعی انتظار و اهمیت آن دست یابیم، باید دانست که اهمیت انتظار، به اهمیت منتظَر مربوط است. بر این اساس یکی از اصلی ترین وظیفه منتظران، شناخت امام منتظَر است تا در پرتو معرفت به امام، نقش ظهور در زندگی انسان روشن گردد. اگر خواستیم امام معصوم را بشناسیم، ادب شناخت اقتضا می کند که از لسان صدق معصوم بشناسیم. امام هشتم حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام در حدیث مبسوط امام شناسی خطاب به عبدالعزیز بن مسلم آنچه که درباره امام و امامت، که برای عموم مردم و غیر معصومین قابل فهم باشد را تبیین فرمودند. این حدیث که جزو غرر روایات ما است، به عنوان منشور امامت معروف است. منشور امامت، یعنی تبیین جایگاه عرشی انسان معصوم. منشور امامت، یعنی منطق متعالی تشیع در اعتقاد به امامت و ولایت.
وی افزود: در این بحث به بعضی از جملات حدیث نورانی، تبرکا اشاره می کنیم. در قسمتی از این حدیث نورانی می خوانیم: امام چون خورشيد جهانتاب است كه نور و فروغش سراسر جهان را فرا مىگيرد، خود در افق اعلائى است كه كسى را قدرت رسيدن بدرجه او نيست «و الامام كالشّمس الطّالعة المجلّلة بنورها للعالم و هى في الافق بحيث لا تنالها الأيدى» (ترجمه عيون أخبار الرضا عليه السلام؛ ج 2؛ ص 397)
استاد سید علی طباطبایی در ادامه بیان کرد: امام مانند خورشید درخشان جهان است. خورشیدی که دور از دسترس دیگران و در افق قرار دارد. حقیقت امام و جایگاه امام مانند آن خورشید تابانی است که خود، در زمین نیست و شعاع او زمین را منور می کند. آن خورشید درخشانی است که دست کسی به او نمی رسد تا بگوید من می توانم واقعیت و حقیقت امام را بشناسم؛ اما شعاع او و نور او و برکات وجود او را می بیند و لمس می کند. دو نکته در این جمله است؛ یکی آن خورشید درخشان بودن وجود امام، و دیگر آنکه دیگران از برکات فیض او بهره مند هستند. امام آن خورشید درخشان جهان است. اگر جایگاه خورشید را در جایگاه محسوسمان و عالم طبیعتمان درک کنیم، و نبود خورشید را در عالم طبیعی خودمان بفهمیم، جایگاه امام هم درک می شود؛ که امام آن خورشید درخشانی است که وجود او همه جا را روشن کرده و حضور او گرمادهنده و روشن بخش عالم ماست. از این رو در زمان غیبت، و در زمان انتطظار، وقتی منتظران واقعی فهمیدند که امام آن خورشید درخشان است و در نبود او همه جا تاریک است.
وی افزود: در کلام امام رضا علیه السلام آمده است: «... المجلّلة بنورها للعالم». «جلّل الشیء تجلیلا ای عمّمه و احاطه» مجلله یعنی منوره. نوری که همه جا را احاطه کرده باشد. نور آفتاب، در هنگام صبح و غروب، همه گستره گیتی را فرا نمی گیرد. در وسط روز است که آفتاب، همه جا را فرا می گیرد. فرمود: امام مانند خورشید فروزان جهان امکان است و آن زمانی که خورشید، همه جهان را روشن کرده است.
این شاگرد علامه حسن زاده آملی رضوان الله تعالی عیله در ادامه بیان کرد: پایه گذاران انزوای امامت و حاملان مسأله غیبت بعد از ارتحال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم آتشی بر افروختند تا اصل و ریشه دین را بسوزانند. از این آتش، دودی بلند شد و فضای باطن عالم را گرفت و بر اثر استمرار این آتش و فتنه، این دود تبدیل به ابری غلیظ گردید و در بین آسمان و زمین قرار گرفت. این ابر مانع تابش مستقیم شعاع خورشید بر زمین شد و بیش از هزار سال است که این خورشید فروزان پشت این ابرهای غلیظ فتنه ها قرار گرفته است و نور مستقیم او نمی تابد. زمین بدون نور خورشید، یعنی زمستان و پژمردگی و خزان و سرمازدگی و قحطی زدگی؛ زیرا تمام خرمی و بالندگی زمین به آفتاب است. اگر نور خورشید، مستقیم بر زمین نتابد، در زمین گیاهی نمی روید و خرمی به وجود نمی آید و نمی توان زندگی کرد. غیبت امام عصر سلام الله علیه یعنی مانعی بین او و بین بندگان خدا در جامعه قرار دادن؛ و این ابری است که مانعی حضور او در بین جامعه انسانی است و این غیبت، یعنی نبود آفتاب، یعنی زندگی زمستانی.
استاد طباطبایی خاطرنشان کرد: خورشید در پشت ابر، آن خاصیت تام را ندارد. مسأله غیبت امام عصر سلام الله علیه مسأله خورشید پشت ابر است. و این ابر را انسان های فتنه گر به وجود آورده اند. در یک معنا باید اعتراف بکنیم که امام زمان علیه السلام غایب نیست؛ بلکه این غیبت، وصف ما است. ماییم که از او غایبیم؛ و الا غیبت امام، با فلسفه امامت، هماهنگ نیست. معنا ندارد بگوییم روز است؛ ولی آفتاب نیست. می توانیم بگوییم روز است؛ ولی ابر، مانع شعاع آفتاب شده است. روز بودن و آفتاب نداشتن، با هم هماهنگ نیست؛ غیبت از طرف ما است و ماییم که غایبیم و با اعمال و افکارمان ابری درست کرده ایم که در غیبت قرار گرفته ایم. امام آن خورشید درخشانی است که نور او عالم امکان را گرفته است. ماییم که در زمین ابری درست کردیم که نتوانستیم استفاده تام را از امام ببریم. منتظر واقعی کسی است که بفهمد و باور کند که هزار و چند صد سال است که زندگی بشر در زمستان واقع شده است. درک این مطلب، دقت می خواهد. هزار و چند صد سال این ابر مانع است و نور مستقیم آفتاب نمی تابد و زندگی ما زندگی زمستانی است. ظهور منجی عالم بشریت یعنی تابش نور مستقیم آفتاب در سراسر عالم. ظهور یعنی شروع خرّمی و بالندگی و احیای زمین ها و زمینه های مرده. حقیقت مرده احیاگر است و جان های مرده را احیا می کند؛ چه اینکه خاصیت شعاع آفتاب، زنده کننده بودن است.
وی افزود: اصل این خورشید، خاموش شدنی نیست؛ اگر چه زمستان است، ولی روز است. معتقدیم به امامتی که فلسفه وجودی او آن است که عالم امکان را به روز تبدیل کرده است و این آفتاب را کسی نمی تواند خاموش کند. اگرچه ابر ایجاد می کند، ولی خاموش کردن آفتاب امکان ندارد. چون امامت، تکوین عالم است. عده ای می خواستند این نور را خاموش کنند؛ «یریدون لیطفئوا نور الله بأفواههم و الله متمّ نوره ولو کره الکافرون» کسی با تکوین عالم نمی تواند مبارزه کند. وجود امام خورشیدی است در متن تکوین نظام عالم.