استاد احمد قاسمی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به موضوع «شخصیت دوگانه هارون الرشید» پرداخت.
/270/260/23/
این مبلغ بین المللی در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: هارون الرشید شخصیتی است که هم بین بنی امیه و هم بین بنی عباس، سفاکترین و جانی ترین و خونریزترین، و در عین حال، پر مدعاترین خلفای عباسی است. او افکار پیچیده ای داشت؛ و در عین حال، پیچیده عمل می کرد. چنان ملوّن بود که به آسانی کسی نمی توانست شخصیت او را بشناسد. صاحب کتاب الاغانی می گوید هارون هنگام شنیدن وعظ و موعظه، از همه بیشتر گریه می کرد. هنگام خشم هم از همه ظالمتر و سفاک تر بود. هنگام شنیدن غنا و موسیقی هم سر از پا نمی شناخت. در کتاب تاریخ خلفا و هم منتهی الآمال شیخ عباس قمی همین مطلب را تأیید می کند. شیخ عباس قمی ده ها اثر دارد. و یکی از آثار او منتهی الآمال است که برای تاریخ معصومین علیهم السلام نگاشته و در ادامه کتاب تتمة المنتهی را برای تاریخ خلفا نوشته است. اگر کسی تتمة المنتهی را دست بگیرد، نمی تواند تا آخر نخواند و دلش نمی آید آن را به زمین بگذارد.
وی افزود: در تاریخ خلفا صفحه 291 آمده که روزی هارون الرشید مراجعه می کرد به فضیل بن عیاض، و گفت من را موعظه کن. همین که او را موعظه و از او انتقاد کرد، می نویسند گریه کرد و ضعف کرد و غش کرد و از هوش رفت. وقتی به هوش آمد، گفت دوباره من را نصیحت کن. دوباره نصیحت شنید و دوباره از هوش رفت. وقتی به هوش آمد، دوباره نصیحت خواست. و باز تکرار شد؛ فضیل گفت دیگر بس است و اگر اینگونه گریه کنی، چیزی از تو باقی نمی ماند. در عین حال هارون الرشید 2000 کنیز داشت. و قریب به 300 از این تعداد کنیزان، کسانی بودند که هر وقت او اراده می کرد، رقاصی و پایگوبی می کردند و عیاشی می نمودند.
استاد قاسمی در ادامه بیان کرد: این خلیفه ملوّن عباسی، فقهای درباری داشت تا کارهای او را توجیه کنند. و به این ترتیب، تظاهر می کرد. این خلیفه عباسی، عاشق کنیزی شد که کنیز و زن پدرش مهدی عباسی بود. هارون او را رها نکرد. در تاریخ دارد که به ابویوسف مراجعه کرد تا راه حلی برایش بیابد. ابویوسف هم لبخندی زد و گفت راه آن آسان است؛ چرا که کنیزان معمولا دروغ می گویند؛ از این رو به حرفش اعتنا نکن. چنین شخصیتی در زمان امام موسی بن جعفر علیهما السلام، به عنوان خلیفه مسلمان ها بر سرزمین های اسلامی حکومت می کرد