استاد مرادی سیاهکالی مطرح کرد؛

امامزادگان، مروج تشیع در ایران

به مناسبت فرا رسیدن 23 شعبان و سالروز رحلت مروج بزرگ تشیع، امامزاده ناصرالحق در سال 304 ه.ق، استاد صادق مرادی سیاهکالی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به موضوع «امامزادگان مبلغان تشیع در ایران» پرداخت.

/270/260/20

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: شیعه یعنی پیرو، و به پیروان  علی بن ابی طالب علیه السلام، شیعه گفته می شود. این اصطلاح در قرآن و روایات نیز آمده است. قرآن کریم درباره حضرت موسی علیه السلام می فرماید: «وَ دَخَلَ الْمَدينَةَ عَلى‏ حينِ غَفْلَةٍ مِنْ أَهْلِها فَوَجَدَ فيها رَجُلَيْنِ يَقْتَتِلانِ هذا مِنْ شيعَتِهِ وَ هذا مِنْ عَدُوِّهِ فَاسْتَغاثَهُ الَّذي مِنْ شيعَتِهِ عَلَى الَّذي مِنْ عَدُوِّهِ فَوَكَزَهُ مُوسى‏ فَقَضى‏ عَلَيْهِ قالَ هذا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُضِلٌّ مُبين‏» (القصص: 15) موسی علیه السلام در شهر، دو مرد را دید که با هم مقاتله می کردند؛ یکی از پیروان و دیگری از دشمنانش بود.

 

وی افزود: در سوره مبارکه صافات نیز می خوانیم: «وَ إِنَّ مِنْ شيعَتِهِ لَإِبْراهيمَ (83) إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَليمٍ» (84) و از پیروان او ابراهیم علیه السلام بود؛ به خاطر بیاور هنگامی را که با قلب سلیم به پیشگاه پروردگارش آمد.

 

استاد مرادی سیاهکالی در ادامه بیان کرد: در باب استعمال «شیعه» روایت هم می توان به روایات ذیل آیه 7 از سوره مبارکه بینه اشاره نمود؛ «إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ» (بینه: 7) در روایت آمده است:

140 عَنْهُ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ بَعْضِ الْكُوفِيِّينَ عَنْ عَنْبَسَةَ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع‏ فِي قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى‏ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ قَالَ هُمْ شِيعَتُنَا أَهْلَ الْبَيْت» (برقى، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن - قم، چاپ: دوم، 1371 ق؛ ج‏ 1؛ ص: 171) در کتاب المسترشد فی إمامة علی بن ابی طالب علیه السلام نیز آمده است: «44- قَالَ: نَشَدْتُكُمُ اللَّهَ، أَ فِيكُمْ أَحَدٌ، أَسْنَدَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) إِلَى صَدْرِهِ فِي مَرَضِهِ الَّذِي تُوُفِّيَ فِيهِ، فَقَالَ: يَا أَخِي أَ لَا أُبَشِّرُكَ؟ قُلْتُ: بَلَى قَالَ: قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ أَنْتَ وَ شِيعَتُكَ تَرِدُونَ عَلَيَّ الْحَوْضَ غَيْرِي؟ قَالُوا: اللَّهُمَّ لَا» (طبرى آملى كبير، محمد بن جرير بن رستم، المسترشد في إمامة عليّ بن أبي طالب عليه السلام - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1415 ق؛ ص 354)

 

وی افزود: در کتاب شواهد التنزیل نیز می خوانیم: «1126- وَ [وَرَدَ] فِي الْبَابِ [أَيْضاً] عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ‏ أَخْبَرَنَاهُ أَبُو بَكْرٍ الْحَارِثِيُّ أَخْبَرَنَا أَبُو الشَّيْخِ الْأَصْبَهَانِيُّ حَدَّثَنَا إِسْحَاقُ بْنُ أَحْمَدَ الْفَارِسِيُّ حَدَّثَنَا حَفْصُ بْنُ عُمَرَ الْمِهْرَقَانِيُّ حَدَّثَنَا حَيَّوَيْهِ يَعْنِي إِسْحَاقَ بْنَ إِسْمَاعِيلَ عَنْ عُمَرَ بْنِ هَارُونَ، عَنْ عَمْرٍو، عَنْ جَابِرٍ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ وَ تَمِيمِ بْنِ حَذْلَمٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ: إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا- وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ قَالَ النَّبِيُّ ص لِعَلِيٍّ: هُوَ أَنْتَ وَ شِيعَتُكَ، تَأْتِي أَنْتَ وَ شِيعَتُكَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ رَاضِينَ مَرْضِيِّينَ،! وَ يَأْتِي عَدُوُّكَ غِضَاباً مُقْمَحِينَ- قَالَ [عَلِيٌ‏]: يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَنْ عَدُوِّي قَالَ: مَنْ تَبَرَّأَ مِنْكَ وَ لَعَنَكَ- ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: مَنْ قَالَ: رَحِمَ اللَّهُ عَلِيّاً، يَرْحَمْهُ اللَّهُ» (حسكاني، عبيد الله بن عبد الله، شواهد التنزيل لقواعد التفضيل - تهران، چاپ: اول، 1411 ق؛ ج‏ 2؛ ص460)

 

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: شیعه به معنای جماعت و فرقه هم آمده است. قرآن می فرماید: «إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فىِ الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يَسْتَضْعِفُ طَائفَةً مِّنهُْمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَ يَسْتَحْىِ نِسَاءَهُمْ  إِنَّهُ كاَنَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ» همانا فرعون [در سرزمين مصر] برترى‏جويى و سركشى كرد و مردمش را گروه‏گروه ساخت، در حالى كه گروهى از آنان را ناتوان و زبون گرفت، پسرانشان را سر مى‏بريد، و زنانشان را [براى بيگارى گرفتن‏] زنده مى‏گذاشت؛ بى‏ترديد او از مفسدان بود. (قصص: 4)

 

وی بیان داشت: اولین پایگاه شیعه در مدینه شکل گرفت؛ آنان که با ابوبکر خلیفه اول بیعت نکردند، مثل سلمان، ابوذر، عمار و مقداد به شیعه علی بن ابی طالب علیه السلام معروف شدند. خوب است که به برخی از منابع در این محور بیان شود:
1. ابوحاتم رازی می‌ گوید: «اولین لقب و کلمه‌ ای که در عهد رسول خدا صلّی ‌الله ‌علیه ‌و ‌آله ‌و سلّم ظهور کرد، کلمه «شیعه» بود. این کلمه، لقب چهار نفر از صحابه بوده است که عبارت ‌اند از: ابوذر، سلمان، مقداد و عمّار. » (ابی حاتم رازی، حاضر العالم اسلامی، ج ۱، ص ۱۸۸(

 

2. ابن خلدون می ‌نویسد: «جماعتی از صحابه، شیعه علی بودند و او را سزاوارتر از دیگران به خلافت می‌ دانستند.» (ابن خلدون، ابوزید عبدالرحمن، تاریخ ابن خلدون، ج ۳، ص ۳۶۴(

۳.  استاد محمد کرد علی می ‌گوید: «گروهی از بزرگانِ صحابه، معروف به موالیان علی علیه ‌السّلام در عصر رسول خدا صلّی ‌الله ‌علیه ‌و ‌آله‌ و سلّم بودند از آن جمله سلمان فارسی است که می ‌گفت: ما با رسول خدا صلّی ‌الله ‌علیه ‌و ‌آله ‌و سلّم بیعت کردیم بر خیر خواهی مسلمانان و اقتدا به علی بن ابی طالب علیه ‌السّلام و موالیان او و ابی سعید خدری است که گفت: مردم به پنج کار امر شدند؛ چهار تا را انجام دادند و یکی را ترک نمودند. از او سؤال شد آنچه را که ترک نمودند چه بود؟ او در جواب گفت: ولایت علی بن ابی طالب علیه ‌السّلام از او سؤال شد آیا ولایت با چهار عمل دیگر واجب است؟ پاسخ داد: آری. و ابوذر غفاری، عمار بن یاسر، حذیفه بن یمان، ذی الشهادتین خزیمه بن ثابت، ابی ایوب انصاری، خالد بن سعید بن عاص و قیس بن سعد بن عباد.» (کرد علی، محمد، خطط الشام، ج ۵، ص۲۵۱(

۴. دکتر صبحی صالح می‌ نویسد: «در میان صحابه حتی در عصر پیامبر اکرم صلّی ‌الله ‌علیه‌ و ‌آله‌ و سلّم برای علی علیه‌ السّلام پیروان و شیعیانی بوده است؛ از آن جمله می‌توان ابوذر غفاری، مقداد بن اسود، جابر بن عبدالله، ابی بن کعب، ابوالطفیل عامر بن واثله، عباس بن عبد المطلب و تمام فرزندان او، عمار یاسر و ابو ایوب انصاری را نام برد.» (صبحی الصالح، النظم الاسلامیه، ص ۹۶)

۵. استاد محمد عبدالله عنّان می ‌گوید: «این اشتباه است که بگوییم شیعه برای اولین بار هنگام جدایی خوارج ظهور پیدا کرده است بلکه ظهور شیعه در عصر رسول خدا صلّی ‌الله‌ علیه‌ و ‌آله ‌و سلّم بوده است.» (نعمه، عبدالله، روح التشیع، ص ۲۰)

 

استاد مرادی سیاهکالی خاطرنشان کرد: بعد از ظلم و جوری که از طرف خلفای جور و ظلم بر شیعیان و موالیان ایرانی وارد شد، توجه ایرانیان به اصل حق و عدالت، بیشتر شد. در  حدی که از حاکمان ظالم و اعراب شکایت به نزد علی علیه السلام بردند و گفتند: رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم هیچگونه تبعیضی در بین عرب و عجم در تقسیم بیت المال یا در ازدواج قائل نمی شد؛ بیت المال را به تساوی بین مسلمین تقسیم می کرد؛ همان سهمی که به عمار می داد، به بلال حبشی و سهیل رومی و سلمان فارسی هم می داد و آنان با زنان عرب ازدواج کردند، ولی امروز اعراب میان ما و خودشان تفاوت قائلند. در دوران خلفا بیان حقایق برای کسانی که دنبال حق و عدالت بودند، از ناحیه علویان در جریان بود تا حکومتی علوی از مدینه به کوفه منتقل شد، کوفه پایگاه دوم شیعه شد که از آنجا به بلاد دیگر از جمله به ایران سرایت کرد. ولی در مورد گرایش ایرانیان به مذهب شیعه که به صورت تدریجی رواج پیدا کرد، عواملی دخالت داشت.

 

وی عنوان داشت: شهید آیت الله مطهری می گوید: «حقیقت این است که علت تشیع ایرانیان و علت مسلمان شدنشان یک چیز است: ایرانی روح خود را با اسلام سازگار دید و گم گشته خویش را در اسلام یافت. مردم ایران که طبعا مردمی با هوش بودند و بعلاوه سابقه فرهنگ و تمدن داشتند، بیش از هر ملت دیگر نسبت به اسلام شیفتگی نشان دادند و به آن خدمت کردند. مردم ایران بیش از هر ملت دیگر به روح و معنی اسلام توجه داشتند. به همین دلیل، توجه ایرانیان به خاندان رسالت از هر ملت دیگر بیشتر بود و تشیع در میان ایرانیان نفوذ بیشتری یافت، یعنی ایرانیان روح اسلام و معنی اسلام را در نزد خاندان رسالت یافتند، فقط خاندان رسالت بودند که پاسخگوی پرسش ها و نیازهای واقعی روح ایرانیان بودند. آن چیزی که بیش از هر چیز دیگر روح تشنه ایرانی را به سوی اسلام می کشید، عدل و مساوات اسلامی بود. ایرانی قرن ها از این نظر محرومیت کشیده بود و انتظار چنین چیزی را داشت. ایرانیان می دیدند دسته ای که بدون هیچ گونه تعصبی عدل و مساوات اسلامی را اجرا می کنند و نسبت به آنها بی نهایت حساسیت دارند، خاندان رسالت اند. خاندان رسالت پناهگاه عدل اسلامی، مخصوصا از نظر مسلمانان غیر عرب بودند. اگر اندکی به تعصبات عربی و تبعیضاتی که از ناحیه برخی خلفا میان عرب و غیر عرب صورت می گرفت و دفاعی که علی بن ابی طالب علیه السلام از مساوات اسلامی و عدم تبعیض میان عرب و غیر عرب می نمود توجه کنیم، کاملا این حقیقت روشن می شود.»

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: شهادت امام حسین علیه السلام که فرزند پیامبر بود و سفارش شده قرآن که «قل لا أسئلکم علیه أجرا إلّا المودة فی القربی» ایرانیان را متوجه اسلام اموی، یزیدی و حسینی کرد. ایرانیان با دیدن آن همه ظلم و جنایت امویان، اسلام اموی را در تعارض با روح اسلام که عدالت خواهی بود، دیدند و گرایش به اهل بیت علیهم السلام در آنها تقویت شد. حضور بعضی از فرزندان و شاگردان امام صادق علیه السلام در ایران و دعوت به مذهب تشیع یکی از عوامل دیگر شیعه گری در ایران است. هجرت امام رضا علیه السلام به یاران سرسلسله عواملی است که باعث تشیع در مردم ایران شد؛ چون به دنبال حضور حضرت در ایران که سه سال طول کشید، و بعد از شهادت آن حضرت، سادات و امامزادگان بسیاری به ایران مهاجرت کردند و ایران را پایگاه تبلیغی خود قرار دادند. از جمله حضرت معصومه سلام الله علیها در قم و شاهچراغ در شیراز و عبدالعظیم حسنی در مازندران و ری، تشکیل حکومت شیعی مذهب آل بویه و بعد، ایلخانان و حضور خواجه نصیرالدین طوسی و علامه حلی عامل دیگری در این زمینه بود. حلقه آخر این جریان، تأسیس دولت صفویه بود که اعلام تشیع و عنوان رسمی مذهب و حضور علمای شیعه و دعوت آنان از سراسر عالم تشیع به ایران سبب گسترش اسلام شیعی در ایران شد.

 

وی افزود: همان طور که اشاره شد، یکی از دلایل عمده نفوذ تشیع در ایران ورود امامزادگان و سادات علوی به ایران بود. در واقع، امامزادگان محور حفظ تشیع و فرهنگ شیعی در سراسر ایران بوده اند. امامزادگان کانون معنوی و اخلاقی اسلام به شمار می روند. این مزارهای متبرکه نمازی از آرمان  های راستین تشیع هستند؛ که از اسلام ریشه گرفته بودند و در حقیقت، پشتوانه عظیمی برای معیارها و ارزش های والای مکتب تشیع محسوب می گردند. این مکان افزون به اینکه محلی برای زیارت مشتاقان خاندان اهل بیت هستند، مدرسه بزرگی نیز برای زائران تلقی می گردند که از معرفت امامزادگان و فضائل اخلاقی آن بزرگواران، بهره مند می گردند. و از سوی دیگر به مظلومیت و حقانیت آنان پی می برند که این خود، در گسترش مذهب تشیع نیز مؤثر بوده است. به بیان دیگر این آرامگاه ها هر کدام، به کانونی برای گسترش فرهنگ تشیع تبدیل گردید. در دورترین نقاط ایران، امامزاده هایی وجود دارند که دین مردم آن دیار از آن امامزادگان است. بذر محبت به اهل بیت علیهم السلام و تشیع در قلب ایرانیان که شیفته مکتب اهل بیت و سیره عدالت گستری علوی شدند را همین امامزدگان در دل های مردم ایران کاشتند و با خون خود آبیاری کردند.

 

استاد مرادی سیاهکالی خاطرنشان کرد: بر ما لازم است که تلاش های طاقت فرسای آن قافله سالاران انسانیت را پاس بداریم و حرکت های فرهنگی و اخلاقی آن را دنبال کنیم تا از ثمر باز نایستد و تشیع را برای ظهوری و قیامی جهانی که نتیجه اش عدالت گسترده و امنیت فراگیر و معیشتی مناسب آماده سازیم.

ج, 12/03/1403 - 22:25