استاد علوی بروجردی:

از زمانی که به حد تمییز می رسیم تا لحظه ای که چشم می بندیم مورد سوال واقع می شویم

این زبان وقتی باز می شود، همه سخن هایش مورد سوال واقع می شود، شخص عمری با آبرو زندگی کرده است با کلمه ای که می گویی تمام آبروی هفتاد ساله او را بر باد می دهی، خیال می کنی تمام شد؟ فکر می کنی مسئولیتی نیست؟

 

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، استاد علوی بروجردی در درس اخلاق خود در شبستان مسجد اعظم به تفسیر بخشی از دعای مکارم الاخلاق پرداخت.

 

متن درس اخلاق وی به این شرح است:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

در ادامه دعای مکارم اخلاق داریم: «وَ اكْفِنِي مَا يَشْغَلُنِي الِاهْتِمَامُ بِهِ، وَ اسْتَعْمِلْنِي بِمَا تَسْأَلُنِي غَداً عَنْهُ، وَ اسْتَفْرِغْ أَيَّامِي فِيمَا خَلَقْتَنِي لَه‏» بار پروردگارا مرا به کارهایی که از آنها از من سوال می کنی بگمار. گماردن خداوند توفیق او است و الا به طور تکوینی که لا حول و لا قوه الا بالله.

 

انسان در انجام کارها  اختیار دارد که چه مسیری را در زندگی پیش بگیرد و به چه کاری اهتمام داشته باشد. «واستعملنی» این ظهور در این دارد که ای خداوند به من توفیق بده نسبت به کارهایی که نسبت به آنها سوال می شوم اهتمام داشته باشم.

 

اوجش این است که من به مسئولیت زندگانی خودم آشنا باشم. مسئول بودن انسان ها یعنی این که آنها مورد سوال واقع می شوند، ما در دوران زندگی از زمانی که به حد تمییز می رسیم مورد سوال واقع می شویم تا لحظه ای که چشم می بندیم.

 

ما حتی نمی خواهیم بگوییم که کارهای غافلانه ما هم مورد سوال واقع می شود (روایت داریم) نمی خواهیم بگویم.

 

حیوان هم این طور است، همانطور که می دانید آقایان از مجنون تعبیر می کنند به کالبهائم چون افعالش غیر اختیاری است. همین بهائم هم چیزهایی درباره اش داریم، در روایات داریم که اگر برگی روی برگی بیفتد و صدمه ای  به آن برگ بزند این هم مورد سوال واقع می شود.

 

ما آن زندگی را نمی فهمیم ما زندگی انسانی را می فهمیم. ما چیزی که می توانیم بفهمیم و تصور کنیم حشر و نشر جن هست. امیرالمومنین علی علیه السلام می فرماید: قبل از خلقت شما روی زمین هفتاد خلقت بوده است. می پرسیدند قبل از آدم ابوالبشر هم آدمی بوده است می فرمودند بله آدم.

 

ما اصلا تصویر و فکری از آنها نداریم. ما نسبت به حیوان و نسبت به فرشته اطلاعی نداریم، ما تنها نسبت به  خودمان اطلاع داریم، فقط بدانید که کارهای عالم همه از روی حساب است. آن حیوان هم اگر از حساب خارج شود صدمه می بیند.

 

«قال عليه السّلام: بالعدل‏ قامت‏ السّموات‏ و الأرض‏» عالم از روی حساب و کتاب بنا شده است من از روزی که تمییز می دهم، مورد سوال واقع می شوم. من نسبت به زندگی خودم مسئول هستم، نسبت به نفس کشیدن های خودم مسئول هستم، تمام اندام من خلقت خدا است که خدا در اختیار من قرار داده است، این اندام ابزاری است که خداوند در اختیار روح من قرار داده است که انسان به وسیله این ابزار می تواند در دنیا زندگی کند، این نفس مسئول است که از این ابزار چگونه استفاده می کند، این نفس مسئول است که این چشم را به کجا می اندازد، این گوش چه چیز را می شنود با این بدن جوانی را چگونه گذرانده است این هم مورد سوال قرار می گیرد.

 

بزرگان سعی می کردند جز رضای خداوند را توجه نداشته باشند وقتی می خواست نگاه کند، در نظر می گرفت آیا در این نگاه کردن رضای خداوند هست با نه اگر بود نگاه می کرد نبود نگاه نمی کرد. آیا رضای خداوند در این شنیدن هست یا نه؟

 

گاهی چشم هرزه است گوش هرزه است ما همیشه نگاه را روی نامحرم و زن و... معنی می کنیم در صورتی که خیلی چیزها هست که من نباید ببینم، ما حق نداریم عیب دیگران را ببینیم، حق نداریم نگاه تجسس به دیگران بی اندازیم این زندگی زندگی مسئولانه است.

 

به چه علت در زندگی دیگران تجسس می کنی تا عیب پیدا کنی و آن را برملا کنی. «الغیبه اشد من الزنا» این که عیب دیگران را برملا کنی غیبت است.

 

«إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلا» این زبان وقتی باز می شود، دانه دانه سخن هایش مورد سوال واقع می شود، شخص عمری با آبرو زندگی کرده است با کلمه ای که می گویی تمام آبروی هفتاد ساله او را بر باد می دهی، خیال می کنی تمام شد، فکر می کنی مسئولیتی نیست؟

 

کسی که آبروی دیگری را می برد خودش را نابود می کند به خودش ضربه می زند نمی داند این کار یعنی چه؟ حرف می زند زندگی طرف را مختل می کند. چشم و گوش ما ورودی های بدن هستند حق ندارند حرام بشنوند، حرام انجام بدهند. «اسْتَعْمِلْنِي بِمَا تَسْأَلُنِي غَداً عَنْهُ» زندگی من باید به صورتی باشد که قابل جواب گفتن فردا باشد./240/32/20

 

پ, 11/16/1393 - 11:08

دیدگاه جدیدی بگذارید