استاد مرتضی کریم پور از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به موضوع «دعای پدر، نسبت به فرزند، به عنوان یکی از ریشه های استجابت دعا» پرداخت.
/270/260/20/
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو عنوان داشت: یکی از ریشه های استجابت دعا، دعای پدر نسبت به فرزند است. کلیم کاشانی می گوید:
می پذیرند بدان را، به طفیل نیکان
رشته وا پس ندهد آنکه گُهر می گیرد
وی افزود: نگاه جامع آموزه های آیین اسلام و پیشوایان روشن بین این دین به جلوه های جاری زندگی، معادلاتی تمامعیار و کامل در ارتباطات فردی، خانوادگی و اجتماعی ترسیم کرده است؛ به گونه ای که در کنار دعای «امام عادل»، «دعای پدر در حق فرزند» قرار گرفته و از قبولی، اجابت و استجابت آن دو، سخن به میان آمده است. گویی رایحۀ رحمت و بارش مغفرت خداوند، همراه با «حکمت» و «مهر و مهربانی» او، فرصت های ارزشمندی در زندگی ما پدید می آورد تا هوشمندان و خردورزان از چنین زمان هایی استفاده ای شایان کنند. طبرسی در مکارم الاخلاق این روایت نبوی صلی الله علیه و آله و سلم را آورده است: «يَا عَلِيُّ أَرْبَعَةٌ لَا تُرَدُّ لَهُمْ دَعْوَةٌ إِمَامٌ عَادِلٌ وَ وَالِدٌ لِوَلَدِهِ وَ الرَّجُلُ يَدْعُو لِأَخِيهِ بِظَهْرِ الْغَيْبِ وَ الْمَظْلُوم» (حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص: 434)
وی افزود: در کلام سعادت آفرین سرسلسلۀ رسولان الهی، حضرت محمد صلی الله علیه و آله، «نیکی به پدر و مادر از نماز و روزه، حج و عمره و جهاد در راه خدا برتر» معرفی شده و در وصف عاقبت فرزندانی که پدر و مادر از آنان راضی هستند، این چنین گفته شده است: «فرزندانی که پدر و مادر از آنان راضی باشند، دو در از بهشت در برابر دیدگان آنان گشوده خواهد بود» (علم اخلاق اسلامی، ج 2، صص 352 – 354). از آن سو نیز حضرت برای پدران و مادرانی که فرزندان خود را درس درستی و راستی بیاموزند، دعا فرمود تا هرگز ستمی از سوی آنان به فرزندان صورت نگیرد. (ریاض السالکین، ج 4، ص ۹۸)
استاد کریم پور عنوان داشت: از جمله راه های گشایش درهای آسمان و سیر سخن به سوی عرش، دعای پدر در حق فرزند، دعای مظلوم، دعای عمره رونده و روزه دار است و ارزش دعای پدر به گونه ای است که همچون دعای «نبی» برای «امت خویش» دانسته شده است. علی بن حسن طبرسی در مشکاة الانوار فی غرر الأخبار، ص 162 آورده است: «وَ قَالَ: دُعَاءُ الْوَالِدِ لِوَلَدِهِ كَدُعَاءِ النَّبِيِّ لِأُمَّتِهِ»
وی افزود: پیامبر والا گوهر اسلام صلی الله علیه و آله، دعای پدر را دعایی به دور از غبار و حجاب و همراه با قبولی و پذیرش الهی معرفی فرمود و از آن سو، «مطرود والدین» یا «عاق پدر و مادر» را از جمله کسانی بیان نمود که روز قیامت آن حضرت را نخواهند دید و افزون بر آن مورد لطف و رحمت پروردگار قرار نمی گیرند و حتی «عذاب قبر، تلخی های مرگ و سختی های جان دادن» سراغ آنان خواهد آمد.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: این نگرش ناب نسبت به ارزش دعای پدر در حق فرزند، چنان عمیق و دقیق مطرح شده که «برنده تر از شمشیر» و «اوج گیرنده ای سریع بالاتر از ابرها» معرفی شده است. «رَوَى السَّكُونِيُّ عَنِ الصَّادِقِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: إِيَّاكُمْ وَ دَعْوَةَ الْمَظْلُومِ فَإِنَّهَا تُرْفَعُ فَوْقَ السَّحَابِحَتَّى يَنْظُرَ اللَّهُ إِلَيْهَا- فَيَقُولَ ارْفَعُوهَا حَتَّى أَسْتَجِيبَ لَهُ وَ إِيَّاكُمْ وَ دَعْوَةَ الْوَالِدِ فَإِنَّهَا أَحَدُّ مِنَ السَّيْفِ» (ابن فهد حلى، احمد بن محمد، عدة الداعي و نجاح الساعي، چاپ: اول، 1407 ق؛ ص 132)
وی خاطرنشان کرد: در سخنی دیگر آمده است که هرگاه فرزندی مریض و ناتوان گردید، مادر بر بام خانه - که به دور از جلوه های فریبنده و مشغول کنندۀ زندگی است - رود و به حالت زاری رو به آسمان کند و بگوید: «خدایا، تو او را به من عطا کردی، پروردگارا لطف خود را امروز بر من ریزان کن و او را برایم حفظ نما که تو قادر و مقتدر هستی.» سپس سجده رود. همانا سر برنمی دارد، مگر آنکه فرزند او خوب و سالم شده است! «وَ رُوِيَ أَنَّ الْوَلَدَ إِذَا مَرِضَ تَرْقَى أُمُّهُ [إِلَى] السَّطْحِ وَ تَكْشِفُ عَنْ قِنَاعِهَا حَتَّى يَبْرُزَ شَعْرُهَا نَحْوَ السَّمَاءِ فَتَقُولُ اللَّهُمَّ أَنْتَ أَعْطَيْتَنِيهِ وَ أَنْتَ وَهَبْتَهُ لِي اللَّهُمَّ فَاجْعَلْ هِبَتَكَ الْيَوْمَ لِي جَدِيدَةً إِنَّكَ قَادِرٌ مُقْتَدِرٌ ثُمَّ تَسْجُدُ فَإِنَّهَا لَا تَرْفَعُ رَأْسَهَا إِلَّا قَدْ بَرَأَ ابْنُهَا» (عدة الداعي و نجاح الساعي؛ ص 133)
استاد مرتضی کریم پور در ادامه بیان کرد: حضرت یعقوب علیه السلام به هنگام عذرخواهی و پشیمانی فرزندان خود از عملکرد ناشایست نسبت به حضرت یوسف علیه السلام و در پی درخواست ایشان برای طلب مغفرت در پیشگاه خداوند مهربان از سوی پدر، به محضر پروردگار رحیم و رحمان خود عرض کرد: «یا رَجاءَ الْمُؤمِنینَ لاتَقْطَعْ رَجایی یا غِیاثَ الْمُؤمِنینَ اَغْثِنی یا مانِعَ الْمُؤمِنینْ اِمْنَعْنی یا مُجیبَ التّوّابینْ تُبْ عَلَیْنا» ای امید ایمان آورندگان، امیدم را قطع مفرما؛ ای پناه مؤمنان، مرا پناه ده. ای نگاهدار دین باوران، مرا محافظت نما. ای پاسخگو و پذیرندۀ توبه کنندگان، به ما لطف کن و توبۀ ما را بپذیر. و این چنین مورد لطف و مغفرت خداوند قرار گرفت و توبۀ فرزندان خطاکار او مورد پذیرش حضرت حق قرار گرفت. (المصباح للكفعمي (جنة الأمان الواقية)؛ ص 295)
وی افزود: داستان گفتگوی امام علی علیه السلام با جوانی در کنار کعبه دربارۀ اجابت دعا یا نفرین پدر، خواندنی است؛ روزی امام حسن علیه السلام همراه پدر عزیز خود امیر مؤمنان علی علیه السلام برای طواف خانه خدا، به مسجدالحرام می رفتند. سوز و گداز خاصی از شخصی در کنار کعبه شنیدند که با خدا مناجات می کند. امام علی علیه السلام به فرزند خود فرمود: «نزد مناجات کننده برو و او را دعوت کن که نزد من بیاید.»
امام حسن علیه السلام نزد وی رفت و دید جوانی است بسیار مضطرب و هراسان که مشغول دعا و راز و نیاز با خدای بزرگ است؛ به او فرمود: «امیر مؤمنان علیه السلام پسرعموی پیامبر صلی الله علیه و آله تو را می خواهد ببیند؛ دعوتش را اجابت کن.»
آن جوان با اشتیاق بسیار برخاست و به حضور علی علیه السلام آمد، حضرت به او فرمود: «حاجتت چیست که اینگونه آن را از خدا تقاضا می کنی؟»
او عرض کرد: من جوانی بودم بسیار عیاش و گنهکار، پدرم مرا از گناه و آلودگی نهی می کرد، من به حرف او گوش نمی دادم؛ بلکه بیشتر گناه می کردم تا اینکه روزی مرا در حال گناه دید، باز مرا نهی کرد، ناراحت شدم، چوبی برداشتم او را طوری زدم که به زمین افتاد، در نتیجه مرا نفرین کرد. نصف بدنم فلج شد. بسیار پشیمان شدم، نزد پدر رفتم با خواهش و زاری از او معذرت خواستم و تقاضا کردم برای نجات من دعا کند. پدرم حاضر شد که با هم برویم و در همان مکان که مرا نفرین کرد، در حقم دعا کند تا خوب شوم. با هم به طرف مکه رهسپار بودیم. در بیابان پدرم سوار شتر بود؛ ناگاه مرغی از پشت سر، سنگی پراند و شتر رم کرد و پدرم از روی شتر افتاد. به بالینش رفتم، دیدم از دنیا رفته است، همانجا وی را دفن کردم و اینک خودم تنها به اینجا برای دعا آمده ام.
حضرت فرمود: «از اینکه پدرت با تو به طرف کعبه برای دعا در مورد نجات تو می آمد، معلوم می شود از تو راضی شده است، اینک من در حق تو دعا می کنم.»
در این موقع، حضرت دست به دعا بلند کرد و پس از دعا دست های مبارک خود را به بدن آن جوان کشید، جوان در همان لحظه شفا یافت. سپس علی علیه السلام به فرزندان اینگونه توصیه کرد: «عَلَیکُمْ بِبرّ الْوالِدَیْن»؛ به شما سفارش می کنم به پدر و مادر نیکی کنید.
استاد مرتضی کریم پور خاطرنشان کرد: «توصیه به دعای فرزند برای پدر و مادر» فرازی زیبا از معارف دلرباست که برای هر روز ما مفید است تا بدانیم استفاده های شایسته از لحظه های زندگی - به ویژه در ارتباط با معصومان علیه السلام، صالحان و پدران و مادران - آثاری گرانبها در زندگی مادی و معنوی خواهد داشت: مردی به حضور امیر مؤمنان علی علیه السلام آمد و عرض کرد: در تأمین رزق و روزی در فشارم.
امام فرمود: «گویا با قلم گرهدار می نویسی؟» پاسخ داد: نه.
فرمود: «گویا با شانه شکسته موی سر و صورتت را شانه می کنی؟» جواب داد: نه.
فرمود: «گویا جلوتر از کسی که سن او از تو بیشتر است راه می روی؟» گفت: نه.
فرمود: «گویا بعد از فجر (آغاز وقت نماز صبح) می خوابی؟» باز گفت: نه.
فرمود: «گویا دعا برای پدر و مادر را ترک می کنی؟» او عرض کرد: آری ای امیر مؤمنان!
فرمود: فَاذْکُر هُما فانّی سَمِعتُ رسولَ الله علیه السلام یَقول: تَرکُ الدُّعاء لِلوالِدَینَ یَقطَعُ الرّزق»؛ پدر و مادر را همواره در یاد داشته باش، چراکه من از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم فرمود: «دعا نکردن برای پدر و مادر موجب قطع رزق و روزی است.» (المخازن کاشانی، ص ۲۸۸)
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: بسیار مناسب است در این فراز از سخن که از تأثیر کیمیاگون دعای پدران و مادران برای فرزندان آگاه شدیم، کلام خود را با دعاهای امام سجاد علیه السلام دربارۀ فرزندان خود زینت دهیم تا پدران و مادران با نگاه مهربان خود به همگان - به ویژه فرزندان - دعایی سرشار از لطف و رحمت و مرحمت کنند و برای آنان بینش و معرفت، تقوا و بصیرت و هدایت و سعادت طلب نمایند. حضرت در دعای 25 صحیفه می فرمایند:
«خدایا، با بقای فرزندانم و شایسته کردن آنان برای من و برخورداری من از آنان بر من منت بگذار.
پروردگارا، عمر آنان را برای من طولانی کن و ایام زندگی آنها را برای من بیفزا و خردسالشان را برایم تربیت کن و ناتوانشان را برایم نیرو بده و بدنها و دین و اخلاقشان را برایم به سلامت دار و به آنان در جان و اعضا و هر کارشان که برایم مهم است، عافیت ببخش و برای من و به دست من روزی آنان را وسعت بده.
آنان را نیکوکارانی باتقوا و صاحب بصیرت و شنوای حق و مطیع خود، گردان و نسبت به اولیای خود عاشق و خیرخواه و نسبت به دشمنانت، دشمن و کینهتوز قرار ده. الهی دعایم را اجابت فرما.
خداوندا، بازویم را با وجودشان نیرومند و اختلال امورم را با آنان اصلاح و دودمانم را به سبب آنان بسیار و مجلسم را با وجودشان آراسته و یادم را با آنان زنده دار و کارم را با نبودم بهوسیلۀ آنان کفایت کن و به دست آنان در برآمدن نیازم یاریام کن. آنان را دوست من قرار ده و بر من عطوف و مهربان ساز و رویشان را به سوی من و به راه مستقیم بدار تا از من اطاعت کنند و روی در نافرمانی من ننهند و نسبت به من نافرمانی و مخالفت و خطا نداشته باشند و مرا در تربیت و خوب کردن آنان یاری فرما و با عنایت خود افزون بر آنان، به من فرزندان ذکور دیگری عطا فرما و در این کار برایم خیر قرار بده و آنان را بر آنچه از تو می خواهم یار و یاور قرار بده و مرا و فرزندانم را از شیطان رانده شده حفظ کن».