استاد علی فاضلی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به موضوع «جوانی و هویت» پرداخت.
/270/260/20/
هویّت
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: کودکان، خود را جزئی از پدر و مادر یافته و برای خود منزلتی نمی شمارند. از این رو کاملا می پذیرند که در انتخاب غذا و لباس باید پدر و مادر تصمیم بگیرند. آنان خود را جزئی از پدر و مادر می شمارند. جوانی اول خودیابی است. جوان خود را شخصیتی مستقل می شمارد. از این رو سعی می کند اندازه خود را بشناسد تا زندگیش را بسازد. من کیستم؟ اندازه و سهم من در این جهان چیست؟ مسئولیت من چقدر است؟ حق و تکلیف من چه چیزی است؟ پاسخ به این پرسش ها شخصیت او را شکل می دهند. مهم این است که این پرسش ها را چگونه پاسخ دهد تا برای خود اندازه ای تعریف کند. سپس با این اندازه سهم خود در جامعه را تعیین نماید. چه عواملی اندازه یک جوان را برای خود او را تعیین می کنند؟
وی افزود: جوان با دانش و عواطفی که دارد به پرسش های بالا پاسخ می دهد. دیده ها و شنیده های کودکی و ارزش های روانی او پاسخ به سوال «من کیستم» می باشد. رفتارهای خانواده و ارزش های آنان سنگ بنای اولیه رشد یک کودکند. شناخت یک جوان از خدا، جهان و انسان هویت او را مشخص می کند. دیدگاه او از خانواده، کار، مردم، رفاه، شادی، لذت و از این دست شخصیت او را می سازند.
استاد فاضلی در ادامه بیان کرد: جهان بینی یک فرد اندازه او در این جهان است. از این رو، هویت را به باورها، اخلاق و رفتار انسان نیز تعریف می کنند. نقش اصلی با باورهاست و دو دیگر نمایش آن هستند. امام صادق علیه السلام اخلاق را جزئی از هویت یک شخص شمرد و فرمود: هم نشینی با بی خردان اخلاق را تباه و هم نشینی با عاقلان آن را اصلاح می کند. زیرا هر کس بر شخصیت خویش رفتار می کند. «فَسَادُ الْأَخْلَاقِ بِمُعَاشَرَةِ السُّفَهَاءِ وَ صَلَاحُ الْأَخْلَاقِ بِمُنَافَسَةِ الْعُقَلَاءِ وَ الْخُلُقُ أَشْكَالٌ فَ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ». (كشف الغمة، ط ق، ج2، ص349.) نتیجه سخن این شد که تعریف هویت به خودیابی، جهان بینی، باورها و رفتارها، علاقه ها و انگیزه ها همگی صحیح می باشند.
وی خاطرنشان کرد: وقتی هویت و شخصیت جوان شکل گرفت، جهت گیری او در مسائل مهم زندگی نیز مشخص می شود. علاقه ها، آرزوها و تلاش ها اثر هویت هستند. شخصیت یک جوان قوی ترین محرّک زندگی و مؤثرترین مؤلفه تصمیم گیری است. قران کریم از هویت به شاکله تعبیر می فرماید و می گوید: خوشبختی و شوربختی نتیجه شاکله هر انسانی است. «قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدى سَبِيلًا»
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: امامان معصوم از هویت به نیّت و انگیزه تعبیر فرموده اند. شخصیت هر کسی به اندازه انگیزه های اوست، زیرا این شخصیت است که انگیزه ها را می سازند. امام صادق علیه السلام فرمود: پیروزی در سایه انگیزه های درست است. زیرا خداوند فرمود: «قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ». شاکله هر انسانی همان نیت اوست. «وَ إِنَّمَا الْإِصَابَةُ خَشْيَةُ اللَّهِ وَ النِّيَّةُ الصَّادِقَةُ وَ الْحَسَنَةُ ثُمَّ تَلا قَوْلَهُ عَزَّ وَ جَلَّ «قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ» يَعْنِي عَلَى نِيَّتِهِ. و النية الصادقة هي انبعاث النفس نحو الطاعة غير ملحوظ فيه شيء سوى وجه اللَّه سبحانه.» (كافي، ج 2، ص16 و وافي، ج 4، ص 375)
وی افزود: پرسش مهم این است که وقتی هویت همان چیستی انسان شد، آیا انسان از یک هویت واقعی و فطری برخوردار است و باید آن را بشناسد و تقویت کند؟ این هویت چیست؟ آیا همان اخلاق و فضیلت، نژاد، لذت و اقتصاد یا چیز دیگری است؟ یا اساسا انسان از هیچ هویتی برخوردار نیست؟ هویت او را تاریخ پدید آورده است. انسان تاریخی از رنج ها و لذت ها، شکست ها و موفقیت ها داشته و به یک مدلی از زندگی دست یافته است. و این مدل هویت اوست. اسلام معتقد است انسان در ماوراى اين علل تاريخى كه به او هويت مى بخشد يك هويت و يك مدل واقعى در متن خلقت دارد. او وظیفه دارد هویت واقعی خود را بشناسد، زیرا كمال و رشدش در آن است. زندگی بر اساس هویت های ساختگی و بر خلاف هویت فطری همچون حرکت در خلاف مسیر رودخانه است، که یقینا به بنبست می رسد. پس اگر وراثت، محيط اجتماعى يا علل تاريخى هویت او را به غلط بسازند بايد آن را خراب كرده و درستش را بسازد. (مجموعه آثار، فلسفه تاريخ، ج 15، ص 818)
وی افزود: هویت یک واقعیت است و خودیابی یافتن آن است که محرّک پرقدرت زندگی است. علی امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید: آنکه جایگاه خود را بشناسد نه گم می شود و نه تباه، و خداوند پشتوانه اوست. آنکه قدر خویش نداند، قدر هیچ چیز را نخواهد دانست. «مَا هَلَكَ مَنْ عَرَفَ قَدْرَهُ. مَا ضَاعَ امْرُؤٌ عَرَفَ قَدْرَهُ. رَحِمَ اللَّهُ امْرَأً عَرَفَ قَدْرَهُ وَ لَمْ يَتَعَدَّ طَوْرَه. مَنْ جَهِلَ قَدْرَهُ جَهِلَ كُلَّ قَدْر» (تصنيف غرر الحكم، ص233، کنز الفوائد، ج 2، ص 182)
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: شاید بتوان گفت که زندگی پر قدرت علی علیه السلام در پرتو شخصیت او بود. او خود را والا یافته بود و می فرمود: اگر بهشت و جهنمی در میان نباشند، باز به کسی ظلم نخواهم کرد. هر کس کرامت خویش را بیابد، گناه را کاری سبک خواهد شمرد. من خدا را برای طمع یا ترس نمی پرستم، بلکه او را شایسته این مقام یافته ام.
وی خاطرنشان کرد: به دنبال خودِ غیر واقعی بودن پایان ناخوشی خواهد داشت. هر باطلی یک روز به پایان میرسد و با پایان آن احساس شکست در زندگی رخ میدهد. این احساس بزرگترین بحران روانی است. اگر ده سال در آبادانی زمینی تلاش کنید و سپس معلوم شود آن زمین ملک شما نبوده است، چه حالی پیدا می کنید؟ هویت موهوم این چنین است. باید با هویت واقعی به زندگی حرکت، شادی و نشاط داد. قران در سه جا به این حقیقت اشاره می کند. «فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفاءً وَ أَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْض» «بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْباطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذا هُوَ زاهِقٌ» «قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً» (رعد، 17، أنبياء، 18و إسراء، 81)
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: هویّت هر جوانی قویترین بخش روانی اوست و نباید گذاشت که منحرف شود. هویت های کاذب نه تنها پایان ناخوشی دارند، بلکه پیش از رسیدن به خط پایانی نیز بسیار پرخطر هستند. فرعون انحرافی هویتی داشت و امتی را تباه ساخت. او خود را خدا می دانست. ولی انسان خدا نیست. «فَقالَ أَنَا رَبُّكُمُ الأَعْلى» (نازعات، 24). «قالَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عُمَرَ : إِنَّ مُعَاوِيَةَ فِي تَابُوتٍ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَوْ لَا كَلِمَةُ فِرْعَوْنَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى مَا كَانَ أَحَدٌ أَسْفَلَ مِنْ مُعَاوِيَةَ.» وقعة صفين، ص 217)
وی افزود: هیتلر نیز انحراف هویتی داشت. او خود را نژاد برتر می دانست؛ ولی چنین نبود. کمونیست ها نیز چنین بودند. آنان اقتصاد را اولویت اول انسان پنداشتند، ولی چنین نبود. روزی آنان که رفاه و لذت را اولویت اول می دانند نیز به پایان خط خواهند رسید، چون همه انسان لذت او نیست.
استاد علی فاضلی خاطرنشان کرد:مهمترین ارزش جوانی در این است که هویت در این دوره شکل می گیرد. قرآن می فرماید: ای انسان، سهم خود از دنیا را فراموش نکن. مبادا با سهم خود به فساد بپردازی. مهمترین سهم انسان از دنیا جوانی اوست. سلامتی، نیرومندی، فراغت بال و شادابی در سایه جوانی است. «وَ ابْتَغِ فِيما آتاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَ لا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيا، وَ أَحْسِنْ كَما أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ، وَ لا تَبْغِ الْفَسادَ فِي الْأَرْضِ، إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُفْسِدِين»«لاتَنْسَ صِحَّتَكَ و قُوَّتَكَ و فَرَاغَكَ و شَبَابَكَ و نَشَاطَكَ أَنْ تَطْلُبَ بِهَا الآخِرَةَ.» (وسائل الشيعة، ج 1، ص90)
هویت دینی
رسالت مهم پیامبران یاری رساندن به انسان در خودیابی است. آنان با ترسیم درست جهان و انسان تلاش کردند تا انسان در دستیابی به جهانبینی و ایدئولوژی صحیح به خطا نرود و سهم و وظیفه خود را درست دریابد. اگر خود واقعی درست شناخته شد آسیبی نخواهد دید. «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ» (مائدة، 105)
استاد علی فاضلی خاطرنشان کرد: امتیاز جهان بینی دین این است که محدود به زمان و مکان نیست. تفکرات بشری از محدودیت زمانی و مکانی خالی نیست. دین و مذهب جوان هویت اصیل و فطری او هستند. پیامبران اعلام کردند که روان انسان جنسی ملکوتی دارد و از عالم فرشتگان است. علاقه های زمینی او را راضی نخواهد ساخت. بسندگی به دنیا یک زندگی سختی خواهد بود. نشانه مهم خودیابی درست احساس خوشنودی است. او به خدا وابسته است. او آفریده است و از استقلال و آزادی کافی برخوردار نیست. او تحت ولایت خداست. خدا قله هویت انسان است. «إِنَّا لِلَّهِ و إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُون» «أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» از این رو، قرآن از هویت های کاذب به خود فراموشی نام می برد. آنکه خدا را فراموش کند، خود را فراموش نموده است و آنکه خود را فراموش کند، سود و زیان خود را درست تشخیص نخواهد نداد. زندگی او راکد یا منحرف خواهد گشت. هویت انسان به شناخت خدا و اهداف او گره خورده است، زیرا او آفریدگار ماست. «لاتَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنساهُم أَنفُسَهُمْ أُولئِكَ هُمُ الفاسِقُون»
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: کتاب های آسمانی به بررسی هویت های تاریخی نیز پرداختند و سره از ناسره را بیان نمودند. آنان نژاد، ملیت و سائر عناصر هویت ساز را نه به شکل مطلق نفی کردند و نه به شکل مطلق پذیرفتند. نگاهشان به همه اینها نگاه تعدیل و اصلاح است. در نگاه قران همه اینها دنیا نامیده می شوند و دنیا به خوب و بد تقسیم می شود. شخصی از امام سجاد علیه السلام در باره تعصب عشیره ای پرسید. امام علیه السلام فرمود: اگر این تعصب خوبی های عشیره شما را بازگو می کند و در رونق آن می کوشد خوب است، و اگر خوبی دیگران را انکار می کند بد است.
وی افزود: حُمران بن اعین دانشمندی بزرگ از یاران امام باقر علیه السلام بود که در کوفه ساکن داشت و برای پاسخ به پرسش های خود زیاد به مدینه می آمد. در یکی از این سفرها به امام علیه السلام گفت: در این سفر قسم خوردم تا خودم را نشناسم، از مدینه نروم. «حَتَّى أَعْلَمَ مَا أَنَا.» امام علیه السلام در پاسخ به او فرمود: تو شیعه ما هستی. «جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنِّي حَلَفْتُ أَلَّا أَبْرَحَ الْمَدِينَةَ حَتَّى أَعْلَمَ مَا أَنَا. فَقَالَ أَبُوجَعْفَرٍ علیه السلام: فَتُرِيدُ مَاذَا يَا حُمْرَانُ؟ قَال: تُخْبِرُنِي مَا أَنَا. قَالَ: أَنْتَ لَنَا شِيعَةٌ فِي الدُّنْيَا وَ الآخِرَةِ.» (رجال كشي، ص 178 ) یعنی فرهنگ شیعی هویت یابیِ هر انسانی را باید پاسخ دهد. در غیر این صورت، این فرهنگ را به شکل کامل دریافت نکرده ایم.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: کمیل، یار صادق امیرالمؤمنین علی علیه السلام با اینکه پدر، مادر و زندگی طبیعی خود را می شناخت و از علم و معنویت بالایی برخوردار بود، ولی این مقدار از هویت یابی او را ارضاء نمی کرد. از امام علیه السلام می پرسد: می خواهم خودم را بشناسم. «أُرِيدُ أَنْ تُعَرِّفَنِي نَفْسِي» (بحار الأنوار، ج 58، ص 85) گفتگوی یاران امام حسین علیه السلام در شب عاشورا روشن می کند که یافتنِ شخصیت محرّک پرقدرت و عاشقانه آنان بوده است. آنان به صراحت گفتند چون تو را شناختیم و خود را در تو یافتیم، از تو کناره نمی گیریم. اگر از تو جدا شویم پاسخی به خود نخواهیم داشت. آنان نگفتند ما پاسخی به تاریخ یا دیگران نخواهیم داشت. زهیر می گوید: اگر هزار بار کشته شوم، شما را رها نمی کنم. غلامی می گوید: آیا مرا لایق این جمع نمی دانید؟ عباس، قرمانِ علم، شهامت و اخلاق، گفت: بی تو ما هیچیم.
«يا نَفسُ مِن بَعدِ الحُسينِ هُونِى * وَ بَعدَه لا كُنتُ أن تَكُونِى.»
وی افزود: در این باره باید توجه نمود که کدام مرحله از دینداری هویت کامل یک جوان را می سازد. دین داری سه شکل دارد: حاشیه ای، یک بعدی و کامل.
دین حاشیه ای:
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: گاهی دین در حاشیه زندگانی است و از دور دستی بر آن کشیده می شود. شبیه فامیل دور که تنها به وقت نیاز به یاد می افتد. موارد دیگر زندگی نیز گاهی در حاشیه اند. مثلا گاهی سلامتی، احسان و آرامش روانی اولویّت آخر انسان هستند.
وی خاطرنشان کرد: قرآن از این دینداری نام می برد و می فرماید: اگر به انسان ها نعمت دهیم خود را بی نیاز می شمارند، از ما روی بر می گردانند و خود را از ما به کنار می کشند. البته وقتی گرفتار می شوند سراغ ما می آیند. «وَ إِذا أَنْعَمْنا عَلَى الإِنْسانِ أَعْرَضَ وَ نَأى بِجانِبِهِ وَ إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعاءٍ عَرِيضٍ.» (سجدة، 51) أَي أَنْأَى جانِبَه عن خالِقه مُتَغانياً مُعْرضاً عن عبادته و دعائه، و قيل: نَأى بِجانِبِهِ أَي تباعَدَ عن القبول. (لسان العرب، ج 15، ص300) این دین داری با کفر برابر است و هویت ساز نخواهد شد. در یکی از دعاهای روز سه شنبه می خوانیم: خدایا، تو در کتاب خود فرموده ای: انسان وقتی نعمت دید، از ما دور می شود. من تو را شکر می کنم که چنین نیستم. در برابر تو و نعمت های تو خضوع می کنم. من ناچیز و ضعیفم. تنها کافر تو را کنار می گزارد. «أللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ قُلْتَ فِي كِتَابِكَ وَ إِذا أَنْعَمْنا عَلَى الْإِنْسانِ أَعْرَضَ وَ نَأى بِجانِبِهِ وَ إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعاءٍ عَرِيضٍ وَ هَا أَنَا ذَا خَاضِعٌ لِنِعْمَتِكَ مُسْتَجِيرٌ مُسْتَكِينٌ حِينَ نَأَى بِجَانِبِهِ الْكَافِرُ إِعْرَاضاً عَنْهَا.» (جمال الأسبوع، ص 87)
دین یک بعدی:
وی افزود: گاهی بخشی از یک دین را می پذیریم، آن را در متن زندگی قرار می دهیم و سخت به آن پای بند هستیم. ولی بخش های دیگر را نمی پذیریم. مثلا به بخش عبادی و نماز اول وقت پایبندیم؛ ولی بخش مالی یا خانوادگی را نمی پذیریم. مهریه زنان را قبول می کنیم؛ ولی حق طلاق مرد را نمی پذیریم. روشن است این دینداری نیز هویت ساز نخواهد شد. قرآن در چند جا از این دینداری نام می برد و می فرماید: گروهی در عین ایمان مشرکند. امام صادق علیه السلام در تفسیر این آیه فرمود: نه اینکه غیر خدا را می پرستند، بلکه در بخشی از کارها اطاعت نمی کنند. «وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ» «قَالَ شِرْكُ طَاعَةٍ وَ لَيْسَ شِرْكَ عِبَادَةٍ.» (كافي، ج 2، ص 398)
استاد علی فاضلی خاطرنشان کرد: در جای دیگر می فرماید: گروهی تنها یک مرز زندگی خویش را دین قرار می دهند و مرزهای دیگر را خود می سازند. اگر خوش باشند در ایمانشان محکم می گردند و اگر ناخوش باشند روی بر می تابند. این گروه هم در دنیا و هم در آخرت زیان می بینند. زیرا در دنیا ناخوشی چشیده اند و در آخرت پاداش آن را نبرده اند. «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلى حَرْفٍ فَإِنْ أَصابَهُ خَيْر اطْمَأَنَّ بِهِ وَ إِنْ أَصابَتْهُ فِتْنَةٌ انْقَلَبَ عَلى وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِين.» (حج، 12)
وی افزود:امام باقر علیه السلام فرمود: مقصود آیه کسانی بودند که خدا را پذیرفتند؛ ولی در حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم شکّ داشتند و گفتند: منتظر می مانیم اگر با آمدن او اموالمان زیاد شد می فهمیم که راست می گوید. (كافي، ج 2، ص 413) مرز دینداری آنان منافع دنیوی است. دین را تنها به مقداری که دنیا را سامان دهد می پذیرند. در این باره تعبیر دیگری نیز داریم. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در سخنی به زنان هشدار داد و فرمود: مواظب باشید. شما در حال رضایت ایمان دارید؛ ولی در حال خشم ناسپاس می شوید. با این ویژگی نجات نخواهید یافت. «لِأَنَّهُنَّ كَافِرَاتُ الْغَضَبِ مُؤْمِنَاتُ الرِّضَا». (کافي، ج 5، ص 515)
وی افزود: در مردان نیز این زمینه وجود دارد. خلیفه دوم به زبیر گفت: تو مؤمن رضا و کافر غضب هستی. بر یک مسیر نیستی. می دانیم زبیر تنها به دلیل اینکه علی امیرالمؤمنین علیه السلام به او پست و مقام نداد؛ جنگی بزرگ به راه اندخت. «أما أنت يازبير فوعق لقس مؤمن الرضا كافر الغضب، يوما إنسان و يوما شيطان.» (شرح نهج البلاغة، ج 1، ص 185) امروزه مصداق روشن این دینداری پاکدینان هستند. معتقند هر دینی که بپسندیم همان درست است.
دین داری کامل:
استاد فاضلی خاطرنشان کرد: دین داری کامل، آن وقتی است که اندیشه های اساسی انسان در باره جهان و انسان را دین او شکل دهد. دین قلب را با معارف و اخلاق خود تسخیر کند. خداوند اندازه، سهم و وظیفه هر کس را تعیین نموده است. اگر این اندازه را بپذیریم، دیندار کاملی هستیم. قرآن بالاترین مرتبه دین داری را راضی شدن از خدا می داند. معنای دقیق رضایت به قضا و قدر خدا همین است. انسان نیز همانند سایر اجزای آفرینش سهم معینی دارد. نباید از سهم خویش فراتر رفت. نباید به محیط زیست یا جامعه و حق دیگرا تجاوز نمود.
وی در ادامه بیان کرد: مؤمن جهان بینی خود را از دین خود بر می گیرد. «الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ وَ يَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ النَّار»
این استاد حوزه علمیه قم افزود: مؤمن قلب و روح خود را به تسخیر دین خود در می آورد. «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إِيماناً وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ» (آل عمران، 191 و انفال، 2)
وی اضافه نمود: زندگانی مومنان در همه ابعادشان از ایمان آنان خبر می دهد. سفرهشان، خانه شان، بازارشان، آرامش و اضطرابشان، و حتی مرگشان. ایمان کامل میتواند هویت واقعی ما را بسازد و زندگی اطمینان بخشی را رقم زند.
استاد فاضلی خاطرنشان کرد: باید توجه داشت اگر دین درست هویت ما را شکل ندهد عوامل دیگری سعی در تصاحب آن خواهند داشت. باید ابتدا آنها را به درستی بشناسیم و از نقاط ضعف و مثبتشان آگاه شویم. عوامل مؤثر در هویت انسانی از قرار زیر هستند: محل زندگانی، دوست، دانشگاه و مدرسه و تفکرات ناقص