استاد علی فاضلی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به موضوع «عوامل مؤثر در هویت انسانی» پرداخت.
/270/260/20/
محل زندگانی
این استاد حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: محل زندگی انسان و سنت های آن بیشترین نقش را در شکل دهی به شخصیت یک جوان دارند. بیشترین دانش یک کودک از همه آن چیزی است که در شهر خود می بیند و سخنانی است که می شنود. از نام ها، معماری ها، برخوردها، لباس ها و غذاها و مجموعه آداب و سنت ها. نقش خانواده در این میان برجسته می اشد. رفتار پدر و مادر الگویی برای یک کودک است. کشور، شهر، محله، مسجد و پارک و هر محل جمعی، مانند اداره و کارخانه در اخلاق و فکر ما بسیار تأثیر می گزارند.
کشور:
وی افزود: امروزه بسیاری از رفتارها، نوع غذا و حتی خصوصیاتی مانند تعاون، نظم و تعهد را از کشور محل زندگی می شناسند. اداره کنندگان هر کشوری نیز به فرهنگ عمومی توجه داشته و آن را با باورهای پذیرفته شده مدیریت می نمایند. در جایی صدای اذان و حجاب مورد تشویق یا حمایت قانون قرار می گیرد و در کشوری دیگر جرم تلقی می شود. زیرا همگان می دانند که نسل تازه با فرهنگ عمومی و با این شعارها و رفتارها ساخته می شود.
استاد فاضلی در ادامه بیان کرد: قرآن در جایی همه پاکی و ناپاکی را با محل زندگی می شناساند. می فرماید: فرشتگان به هنگام مرگ بر سر کافر حاضر شده و می گویند: چرا این همه بر خود ستم کردید و جهان ابدی را تباه ساختید؟ آنها می گویند: در جایی زندگی می کردیم که نتوانستیم از فرهنگشان دوری کنیم. فرشتگان می گویند: در این صورت باید مهاجرت می کردید. توجه شود فرشتگان نمی گویند: سخنتان را نمی پذیریم، زیرا شما توانایی مقابله با فرهنگ رایج را داشتید. بلکه می گویند چرا از آنجا مهاجرت نکردید. «إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ قالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ قالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فِيهَا» (نساء، 97)
وی خاطرنشان کرد: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: من از مسلمانی که در کشور کافر زندگی می کند، بیزارم. «بَرِئَتِ الذِّمَّةُ ممَّن أقامَ مع المُشرِكينَ في ديارِهِم.» (معجم كبير، طبرانيّ، ج 2، ص 303، ح 2262)
این استاد حوزه علمیه قم افزود: می دانیم که شعائر و آداب اجتماعی حافظ ارزش ها است. همگان به دنبال آن صدایی هستند که بیش از سایر صداها به گوش می رسد. لباس غالب، نمای غالب، رنگ غالب و سخنان غالب. همه باور دارند که خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو. مسیحیان در جنگ های صلیبی هفت بار بیت المقدس را گرفتند و هر بار درب مساجد را بستند. آنان وقتی بر اندلس چیره شدند همه شعائر اسلامی را قدغن و مجالس تذکر را تعطیل کردند. خیلی زود نسل بعدی همه مسیحی شدند. امروزه مسلمانی در آنجا یافت نمی شود.
وی در ادامه بیان کرد: امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرمود: به جایی نروید که نمی توانید از دین و نمازتان مراقبت کنید. «لَا يَخْرُجِ الرَّجُلُ فِي سَفَرٍ يَخَافُ فِيهِ عَلَى دِينِهِ وَ صَلَاتِه.» (وسائل الشيعة، ج 11، ص 344)
استاد فاضلی خاطرنشان کرد: امام صادق علیه السلام حتی در باره وضو این هشدار را داد. محمد بن مسلم می گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: مردی در جایی جنب شد و جز برف و یخ پیدا نکرد. امام فرمود: تیمم می کند و دیگر به آنجا باز نمی گردد. «وَ لَا أَرَى أَنْ يَعُودَ إِلَى هَذِهِ الْأَرْضِ الَّتِي تُوبِقُ دِينَهُ.» (كافي، ج 3، ص 67)
شهر محل زندگی:
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: آنچه درباره یک کشور گفتیم، در باره شهرها نیز وجود دارد. اخلاق و آداب شهرها متفاوت است. قرآن از بعضی شهرها تمجید و از بعضی انتقاد می کند. سبا شهری در یمن بود. آب و هوایی مناسب و آب و درختانی کافی داشت. قرآن می فرماید: به آنان گفتیم: بخورید و شکر بگزارید. شهری پاکیزه با خدایی آمرزنده دارید. وقتی ناشکری کردند، سیلی بر آنان فرستادیم و شهرشان ویرانه شد. «كُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّكُمْ وَ اشْكُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَ رَبٌّ غَفُورٌ فَأَعْرِضُوا عن الشكر فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِم» در جای دیگر می فرماید: لوط را از شهری ناپاک به شهری مبارک منتقل کردیم. «قُلْنا يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ وَ أَرادُوا بِهِ كَيْداً فَجَعَلْناهُمُ الْأَخْسَرِينَ وَ نَجَّيْناهُ وَ لُوطاً إِلَى الْأَرْضِ الَّتِي بارَكْنا فِيها لِلْعالَمِين»
وی افزود: قرآن شهر مکه را می ستاید، به آن قسم یاد می کند و اهمیت آن را در چند چیز معرفی می کند. خانه خدا در آنجاست، امنیت دارد و حتی نمی توان پرنده آن را شکار کرد، محل عبادت و طواف مومنان است و انسانی مانند پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در آنجا حضور دارد. «لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَد» «وَ التِّينِ وَ الزَّيْتُونِ وَ طُورِ سِينِينَ وَ هذَا الْبَلَدِ الْأَمِين»
استاد فاضلی خاطرنشان کرد: امیرالمؤمنین علی علیه السلام به حارث همدانی فرمود: در شهرهای بزرگ سکونت کن. آنجا مسلمانان زیادند. از شهری که غفلت و بی وفایی دارد و برادران ایمانی کمتری پیدا می کنی، بپرهیز. «وَ اسْكُنِ الْأَمْصَارَ الْعِظَامَ فَإِنَّهَا جِمَاعُ الْمُسْلِمِينَ وَ احْذَرْ مَنَازِلَ الْغَفْلَةِ وَ الْجَفَاءِ وَ قِلَّةَ الْأَعْوَانِ عَلَى طَاعَةِ اللَّهِ.» (نهج البلاغة، ص 460)
وی در ادامه بیان کرد: حتی آب و هوای یک شهر در اخلاق انسان تأثیر دارد. وقتی طلحه و زبیر به بصره لشکرکشی کردند، اهل آنجا از نماینده علی علیه السلام دفاع نکردند. امام وقتی پس از جنگ جمل به آنجا وارد شد، آنان را عتاب کرد و فرمود: کنار رودی طغیانگر هستید و خاکتان حاصلخیز نیست. از این رو ترسو شده اید.
هجرت:
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: محل زندگی چنان مهم است که در اسلام مسئله هجرت مطرح شده است. هجرت دو شکل دارد. یک کوچ کردن از شهر و دیار خود به جایی که پیامبر و امام علیهما السلام آنجاست، برای یادگیری احکام دین. و دوم فرار کردن از شهر برای سالم ماندن از بیدینی آن. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «هر كه به سبب دين خود از زمينى به زمين ديگر فرار كند، اگرچه به مقدار يك وجب باشد بهشت بر او واجب شود. او رفيق ابراهيم علیه السلام و پيغمبرش محمد ص خواهد بود» «مَنْ فَرَّ بِدِينِهِ مِنْ أَرْضٍ إِلَى أَرْضٍ وَ إِنْ كَانَ شِبْراً مِنَ الْأَرْضِ اسْتَوْجَبَ الْجَنَّةَ وَ كَانَ رَفِيقَ أَبِيهِ إِبْرَاهِيمَ وَ نَبِيِّهِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله و سلم». (مجموعة ورام، ج 1، ص 33)
وی افزود: وقتی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم به مدینه مهاجرت نمود، مسلمانان نیز مهاجرت کردند. این هجرت برای هر دو جهت بود. هم هجرت به سوی پیامبر برای یادگیری و هم هجرت از مکه برای فرار از شرک و بت پرستی بود. گروهی در حدود هفت نفر که مسلمان شده بودند در مکه ماندند و هجرت نکردند. مشرکان در جنگ بدر آنان را با خود آوردند. تعدادی از آنان به بت پرستی بازگشتند و در جنگ کشته شدند. آیه 97 سوره نساء در باره آنان نازل شد. «إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ قالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ قالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فِيها فَأُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ ساءَتْ مَصِيرا» یکی از آنان که در مکه مانده بود، جندب بن مضمره بود. او شنید، درباره این گروه آیه قران نازل شده و آنان را سرزنش نموده است. به پسرانش گفت: من از مستضعفین نیستم و الآن در بستر مرگ قرار دارم. مرا به مدینه ببرید. او را بر روی تخت گذاشته و به مدینه حرکت دادند. در منزل تنعیم نشانه های مرگ را احساس کرد. دست راستش را بر روی دست چپش گذاشت و گفت: خدایا، با تو به آنچه پیامبرت آورده است بیعت می کنم. او در همان منزل از دنیا رفت. «اللهم هذه لك و هذه لرسولك بايعتك على ما بايع عليه رسولك.» (منهج الصادقين، ج3، ص96) وقتی خبر به مدینه رسید، گروهی گفتند: اگر او نمی مرد تا به مدینه می رسید برایش بهتر بود، زیرا مهاجر شمرده می شد. در اینجا آیه 110 سوره نساء نازل شد و فرمود: اگر مهاجری از خانه خود درآمده، حرکت کرده و در راه بمیرد، پاداشش با خداست. «وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ»
استاد فاضلی خاطرنشان کرد: دو فقیه بزرگ، محقق حلی و علامه حلی می نویسند: اگر کسی در دیار شرک زندگی می کند و نمی تواند اسلام خود را اظهار کرده و فرائض دینی را انجام دهد، باید از آنجا هجرت نماید. هجرت به زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مختص نیست. تا زمانی که کفر باقی است هجرت نیز باقی است. «تجب المهاجره عن بلدالشرک علی من یضعف عن اظهارالاسلام مع المکنه، و الهجره باقیه مادام الکفر باقیا.» البته امام رضا علیه السلام فرمود: شهری و روستایی بودن مهم نیست. مهم این است که هر جا انسان در معرض نادانی قرار بگیرد باید از آنجا کوچ کند. (علل الشرائع، ج2، ص481)
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: واژه هجرت توسعه مفهومی پیدا کرد و از کوچ سرزمینی به کوچ دل رسید. هر که دلش را از سرزمین شیطان فرار دهد و به سوی سرزمین فرشتگان هجرت نماید نیز مهاجر است. هر کس پس از ایمان به شرک بگراید، احکام دین را یاد نگیرد یا گناه کند اعرابی است. کسانی با زحمت به مدینه آمدند؛ ولی پس از رحلت پیامبر جانشین او را نپذیرفتند، علی علیه السلام کار آنان را بازگشت از هجرت نامید. «تَفَقَّهُوا فِي دِينِ¬اللَّهِ ولاتَكُونُوا أَعْرَاباً فَإِنَّهُ مَنْ لَم¬يَتَفَقَّهْ فِي¬دِينِ¬اللَّهِ لَم¬يَنْظُرِ¬اللَّهُ إِلَيْهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ولَمْ يُزَكِّ¬لَهُ عَمَلا.» (محاسن، ج 1، ص 228) «يقول الرّجل: هاجرت؛ و لم يهاجر، إنّما المهاجرون الّذين يهجرون السّيّئات و لم يأتوا بها.» (الغارات، ج 2، ص 502) «وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ صِرْتُمْ بَعْدَ الْهِجْرَةِ أَعْرَاباً وَ بَعْدَ الْمُوَالاةِ أَحْزَابا» (نهج البلاغة، ص299) «عن أبَیعَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: يَقُولُ الْمُتَعَرِّبُ بَعْدَ الْهِجْرَةِ التَّارِكُ لِهَذَا الْأَمْرِ بَعْدَ مَعْرِفَتِهِ.» (معاني الأخبار، ص 265)
استاد فاضلی خاطرنشان کرد: به دو نکته توجه کنیم. آنکه از هجرت ناتوان است، از وجوب آن استثناست. آنکه در سرزمین کفر دینش را به شکل کامل نگه دارد و آن را تبلیغ بنماید، به تنهایی یک امت شده و در قیامت نیز خدا او را به تنهایی خواهد پذیرفت.