استاد نوری مطرح کرد؛

روحیۀ جهادی در تبلیغ

به مناسبت فرا رسیدن ماه مبارک رمضان و ایام تبلیغ حوزویان، استاد محمد اسماعیل نوری از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به موضوع «روحیۀ جهادی در تبلیغ» پرداخت.

/270/260/20/

این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: یکی از ویژگی هایی که مبلغ باید در امر مقدس تبلیغ داشته باشد، روحیه جهادی است. روحیه جهادی به این معناست که کار را برای رضای خدا انجام دهد و در این راه نهایت تلاش و کوشش را انجام دهد. یکی از نمودهای بارز روحیه جهادی، عدم توقع مادی است که این نکته در آیات قرآن نیز در موارد متعددی مورد تأکید قرار گرفته است.

                                

وی افزود: در دیدار مبلغین و طلاب حوزه­های علمیه با رهبر معظم انقلاب اسلامی (مد ظله العالی) در تاریخ 21/4/1402 معظم له، برای بهتر شدن تأثیر تبلیغ، نکته ­هایی بیان کردند، یکی از آنها لزوم روحیۀ جهادی در تبلیغ بود که در مورد آن فرمودند: «اگر در همه کارها روحیۀ جهادی باشد، کار پیشرفت مضاعف می­ کند، اما اینجا تبلیغ بدون روحیۀ جهادی، روح لازم را ندارد.»

 

روحیۀ جهادی در تبلیغ

وی افزود: منظور از روحیۀ جهادی در تبلیغ، این است که مبلغ دین، پس از مجهز شدن به شرایط تبلیغ از نظر علمی، اخلاقی و آگاهی به روش صحیح تبلیغ، همانند یک مجاهد در میدان جنگ، با نیت خالص، بدون غرض مادی و فقط برای رضای خداوند علّام الغیوب به عرصۀ تبلیغ وارد شود و در حدّ توان خود با گفتار و کردار صحیح برای هدایت مردم و اصلاح جامعه کوشش نماید. همچنان که رهبر معظم انقلاب اسلامی (مد ظله) در توضیح معنای «روحیۀ جهادی» پس از تأکید به توانائی ­های معرفتی و اخلاقی و لزوم روحیۀ جهادی در مبلغ، و ردّ روش روحانیون مسیحی، فرمودند: «روحانیت اسلام باید وسط میدان جهاد لله و بالله و فی الله قرار بگیرد و مأیوس هم نشود. وقتی این عنصر مجاهدت با نگاه علمی، با کار علمی همراه بشود، حتماً تأثیر تبلیغ تضمین شده است.» (از بیانات معظم له در 21/4/1402) وجود روحیۀ جهادی در مبلغ، علائم و نشانه­­هایی دارد که از طریق آنها می­توان به وجود آن روحیه در مبلغ پی برد.

 

عدم توقع مادی برای تبلیغ

استاد نوری خاطرنشان کرد: یکی از علامت ­های وجود روحیۀ جهادی در مبلغ این است که به انگیزۀ معنوی اقدام به تبلیغ نماید و در مقابل تبلیغ دین و هدایت مردم، توقع مادی نداشته باشد. همچنان که تبلیغ پيامبران الهی این گونه بود. پیامبران، پس از اعلام رسالت خود و دعوت مردم به ایمان به خدا و پرستش او، و دعوت به تقواى الهی، بر این مسأله تأکید می­کردند كه دعوت من، انگيزۀ معنوى دارد، پاداش من با خداست و هيچ چشم داشت مادى از هيچ­كس ندارم. و این مطلب را به صراحت اعلام می­کردند، تا بدبینان نتوانند به بهانۀ عجز از پرداخت مزد، از قبول دعوت آنان شانه خالی کنند. از این رو، مبلغان دین اسلام که ادامه دهندگان راه انبیا هستند، شایسته است که توقع مادی از مردم نداشته باشند، تا تبلیغ آنان هم از نوع تبلیغ جهادی محسوب شده و تأثیر داشته باشد. البته، قبول هدیه بدون توجه به کمی یا زیادی آن، منافات با روحیۀ جهادی ندارد.

 

قرآن و مزد نخواستن انبیاء

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: قرآن کریم، مزد نخواستن پیامبران را در سوره­ها و آیات متعدد گوشزد کرده است. و در یکی از سوره­های قرآن، پنج بار و هر بار از زبان یکی از پیامبران، این عبارت آمده است که همه می­گفتند: «وَ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلى‏ رَبِّ الْعالَمينَ»؛«و بر اين [رسالت‏ و هدایت] اجر و مزدى از شما نمى­طلبم، اجر من فقط بر پروردگار جهانيان است.» (سوره شعراء، آیه190 از زبان حضرت نوح، آیه127 از زبان حضرت هود، آیه145 از زبان حضرت صالح، آیه164 از زبان حضرت لوط و آیه180 از زبان حضرت شعیب علیهم السلام.)

 

وی افزود: علاوه بر سوره شعراء، در برخی از سوره­های دیگر نیز همان مضمون با عبارات مختلف از زبان بعضی از پیامبران نقل شده است: در سوره یونس (آیه72) از زبان نوح (ع) چنین نقل شده: «فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَما سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلَى اللهِ وَ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمينَ»؛ «پس اگر [از قبول دعوت من] روى بگردانيد، [كار نادرستى كرده‏ايد؛ زیر] من از شما مزدى نخواسته­ام مزد من، تنها بر خداست! و من مأمورم كه از تسليم شدگان [در برابر فرمان خدا] باشم.»

 

استاد نوری خاطرنشان کرد: در سوره هود (آیه29) نیز از زبان همان پیامبر بزرگ آمده است: «وَ يا قَوْمِ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مالاً إِنْ أَجرِيَ إِلاَّ عَلَى اللهِ»؛ «و اى قوم من! بر اين [رسالت،] مالى از شما درخواست نمى‏كنم، مُزد من فقط بر خدا ست.»

 

وی افزود: در همان سوره (هود، آیه 51) از زبان حضرت هود (ع) آمده: «يا قَوْمِ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلَى الَّذي فَطَرَني‏ أَ فَلا تَعْقِلُونَ»؛«اى قوم من! من از شما براى اين [ابلاغ رسالت‏] پاداشى نمى‏خواهم. پاداش من فقط بر كسى است كه مرا آفريده است، آيا نمى‏انديشيد؟!»

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: از آیات فوق، استفاده می­شود: یکی از دلایل حقانیت پیامبران مزد نخواستن آنان است؛ زیرا اگر از مردم مزدی می­خواستند، ممکن بود عده­ای در حقانیت آنها شک کنند و بگویند: اینها می­خواهند از این طریق مال دنیا جمع کنند! و یا بعضی از کسانی که در حقانیت انبیا شک نداشتند، به دلیل فقر مالی از ایمان آوردن خودداری کنند! به خصوص در پایان آخرین آیه، از زبان حضرت هود جملۀ «أَ فَلا تَعْقِلُونَ» این را می­رساند که اگر شما تعقل و اندیشه کنید، حقانیت مرا خواهید فهمید؛ زیرا براى كسى كه به فكر دنيا و منافع آن نيست، چه دليل وجود دارد كه اين همه خود را به زحمت بيندازد؟! جز مأموریت الهی؟ پس بدانید که من از سوی آفریدگار خودم مأموریت دارم. و این مطلب را هر انسان عاقل – اگر بیندیشد – می­فهمد.

 

استدلال بر صداقت مبلغان  

استاد نوری خاطرنشان کرد: قرآن کریم، در داستان فرستادگان حضرت عیسی (ع) به شهر «انطاکیه» می­فرماید: «وَ جاءَ مِنْ أَقْصَا الْمَدينَةِ رَجُلٌ يَسْعى‏ قالَ يا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلينَ + اتَّبِعُوا مَنْ لا يَسْئَلُكُمْ أَجْراً وَ هُمْ مُهْتَدُونَ»؛  «و از دورترين جاى شهر مردى با شتاب آمد، گفت: اى قوم من! از فرستادگان [خدا] پيروى كنيد. از كسانى كه مزدی از شما نمى‏خواهند و خود [نيز بر راه راست] هدایت شده­اند، پيروى كنيد.» (سوره یس، آیه20و21) این مرد مؤمن که به نام «حبیب نجار» معروف است، برای اثبات صداقت و حقانیت مبلغانی که از طرف حضرت عیسی اعزام شده بودند، به دو دلیل استدلال کرده: یکی مزد نخواستن و دیگری هدایت یافته بودن خود مبلغ­ها. و قرآن هم با نقل کلام او، صحت آن را تأیید نموده است.  از این مطلب استفاده می­شود: اجر و مزد نخواستن از مردم و ایمان داشتن مبلغ به گفته­های خود، از نشانه­های وجود روحیۀ جهادی در او و سبب تأثیر تبلیغ وی می­باشد.  

 

مزد نخواستن پیامبر اسلام (ص)

این استاد درس خارج حوزه افزود: در قرآن کریم، مزد نخواستن پیامبر اسلام (ص) با چند بیان اعلام شده است:

 

بیان اول:

استاد نوری در ادامه بیان کرد: در بیان اول؛ پس از اعلام مؤمن نبودن اکثر مردم، خطاب به پیامبر می­فرماید: «وَ ما تَسْئَلُهُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ لِلْعالَمينَ»؛ «و تو بر اين [تبلیغ دین و ابلاغ کتاب] پاداشى از آنان نمى‏خواهى. آن [قرآن‏ یا رسالت تو] تذکر و یاد آوری براى جهانيان است.» (سوره یوسف، آیه104)

 

در آیۀ دیگر به پیامبر دستور می­دهد همین مطلب (مزد نخواستن و تذکر عمومی بودن رسالت) را به مردم اعلام کند، لذا می­فرماید: «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرى‏ لِلْعالَمينَ»؛ «[به مردم] بگو: من بر اين [ابلاغ رسالت] اجر و مزدى از شما نمى‏طلبم، [چون] آن [قرآن] تذكرو یاد آوری براى جهانيان است. (سوره انعام، آیه90)

و در آیۀ دیگر به پیامبر می­فرماید: «قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ وَ ما أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفينَ + إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ لِلْعالَمينَ»؛«بگو: من بر اين (رسالت) هيچ پاداشى از شما نمى‏طلبم، و من از متکلّفان (مدعیان بی­جا و بی­دلیل) نيستم. اين [قرآن] تذكر و يادآورى براى همه جهانيان است.» (سوره ص، آیه86و87)

 

این استاد حوزه علمیه قم افزود: در این آیات، به دو مطلب مهم اشاره شده است:

یکم: قطع عذر و بهانۀ‏ مردم بر عدم پذيرش دعوت پیامبر؛ زیرا با وجود امانت و صداقت پیامبر که دوست و دشمن به آن اعتراف داشتند، و اجر و پاداش نخواستن او از مردم، احتمال وجود هر نوع عذر و بهانه از بین می­رود.

دوم: اعلام عمومى بودن دین؛ یعنی: اين قرآن و رسالت پیامبر (ص)، یک نعمت عمومی و سفرۀ گسترده‏اى است براى تمام جهانیان! و چنين نعمت عمومى و همگانى، همانند نور آفتاب و امواج هوا و بارش باران است كه جنبۀ جهانى دارد، و هيچ­گاه مورد خريد و فروش واقع نمى‏شود و كسى در برابر آن اجر و پاداشى نمى‏گيرد.

 

بیان دوم:

استاد محمد اسماعیل نوری خاطرنشان کرد: بیان دوم؛ در مورد مزد نخواستن پیامبر اسلام (ص)، به صورت استفهام انکاری است. قرآن کریم، به تمام بهانه­هایی که امکان داشت مخالفلن، برای عدم ایمان به رسالت پیامبر اسلام (ص) مطرح کنند، با استفهام انکاری پاسخ داده و مسألۀ مزد خواستن را هم در ضمن آنها ردّ کرده است. و این بیان در سه سوره آمده است: در دو سوره با یک عبارت فرموده: «أَمْ تَسْئَلُهُمْ أَجْراً فَهُمْ مِنْ مَغْرَمٍ مُثْقَلُونَ»؛ «آيا مگر [براى ابلاغ رسالت] از آنان مزدى مطالبه مى‏كنى كه آنان از غرامت آن سنگين‏بارند؟» (سوره طور، آیه40و قلم، آیه 46)

و در یک سورۀ دیگر، همین مضمون را با عبارت دیگر ­فرموده: «أَمْ تَسْأَلُهُمْ خَرْجاً فَخَراجُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَ هُوَ خَيْرُ الرَّازِقينَ»؛ «يا آنكه از آنها مزد و هزینه­ای [براى اداى رسالت] مى‏خواهى؟ با اينكه مزد پروردگارت بهتر است، و او بهترين روزى دهندگان است.» (مؤمنون، آیه72) تمام رزق و روزي­ها به دست خداوند قادر رزاق است و بشر چیزی ندارد كه به ديگرى بدهد!  لذا در پایان آیه فرمود: «فَخَراجُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَ هُوَ خَيْرُ الرَّازِقينَ.»

 

وی افزود: اگر یک رهبر معنوى و روحانى در مقابل دعوتش از مردم تقاضاى پاداش و اجر مادى كند، دو بهانه به دست مخالفانش می­دهد: یکی اینکه به بهانۀ نداشتن امكانات مالى از او دور می­شوند. و دیگر اینکه ممکن است او را متهم ‏سازند که دعوت به سوی حق را وسیله براى جلب منافع مادى خود قرار داده است.

 

این استاد درس خارج حوزه در ادامه بیان کرد: پس از ردّ بهانه­های مخالفان در آیات فوق، برای اثبات حقانیت رسول خدا (ص) و ریشه ­کن کردن تمام بهانه­ ها، در آیۀ بعد می ­فرماید: «وَ إِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقيمٍ»؛ «و در حقيقت و به یقین، تو آنها را به راه راست دعوت مى‏كنى.» (مؤمنون، آیه73). این آیه، به سوی «صراط مستقیم» بودن دعوت پیامبر اسلام (ص) را اثبات کرده و تمام بهانه­­ها را  از دست مخالفان گرفته است.

 

بیان سوم:

استاد محمد اسماعیل نوری خاطرنشان کرد: پس از نفی درخواست پاداش مادی، هدایت شدن مردم را به عنوان پاداش پیامبر (ص) معرفی فرموده است: «قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلاَّ مَنْ شاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلى‏ رَبِّهِ سَبيلاً»؛ «بگو: من در مقابل آن [ابلاغ رسالت] هيچ گونه پاداشى از شما نمى‏خواهم، جز اینکه كسى بخواهد راهى به سوى پروردگارش برگزيند.» (سوره فرقان، آیه57) در این آیه، به پیامبر اسلام (ص) دستور داده شده که به مردم بگوید: پاداش رسالت من این است که شما به اختیار خودتان خداشناس و بندۀ مطیع او باشید. این نوع پاداش، در واقع پاداش نیست؛ زیرا شبیه این است که معلم به شاگردش بگوید: مزد من، این است که تو درس را خوب یاد بگیری، عالِم و دانشمند شوی. بدیهی است که عالم شدن شاگرد به نفع خود اوست!

 

بیان چهارم:

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: پس از نفی همه انواع اجر و مزد، یک نوع مزد را استثنا کرده است: «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى»؛ «[به مردم] بگو: در مقابل آن [رسالت] پاداشى از شما نمی­خواهم، مگر دوستى [قلبی و عملی] دربارۀ خويشاوندان (اهل بیت من).» (سوره شوری، آیه23) ممکن است کسی از ظاهر این آیه، چنین برداشت کند که پیامبر اسلام (ص) برای رسالت خود، مزد خواسته و آن عبارت است از محبت به اهل بیت او. ولی این برداشت درستی نیست؛ زیرا دوستى اهل بیت پیامبر (ص)، بازگشت به مسالۀ ولايت و قبول رهبرى ائمۀ معصومين (ع) از دودمان پيامبر (ص) مى‏كند، كه در حقيقت تداوم خط رهبرى پيامبر (ص)، و ادامۀ مسالۀ ولايت الهيه است، و پر واضح است که قبول اين ولايت و رهبرى، همانند نبوت پيامبر (ص) سبب سعادت خود انسان­هاست و نتيجه‏اش به خود آنها بازگشت مى‏كند. (ر. ک: مکارم و همکاران،1393ش، ج20، ص429)

این مطلب (به نفع خود مردم بودن مودّت اهل بیت)، در آیۀ زیر به صراحت بیان شده که می­فرماید: «قُلْ ما سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلَى اللهِ وَ هُوَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ شَهيدٌ»؛ «بگو: هر اجر و پاداشى که از شما خواسته‏ام براى خود شماست، اجر من فقط بر خداوند است، و او بر همه چیز گواه است.» (سوره سبأ، آیه47)

در شأن نزول این آیه نوشته­اند: وقتى آيۀ «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى»‏ (سوره شوری، آیه23) نازل شد، پيامبر (ص) به مشركان فرمود: در مورد خويشاوندان من، مرا ناراحت نكنيد، آنها نيز اين پيشنهاد را پذيرفتند، اما هنگامى كه پيامبر (ص) از بت­هاى آنها بدگويى كرد، گفتند: محمد (ص) با ما منصفانه رفتار نمى‏كند، از یک سو از ما مى‏خواهد در مورد خويشاوندانش او را آزار ندهيم، ولى از سوى ديگر با بدگويى از خدايان ما، ما را آزار مى‏دهد. در اينجا این آيه: «قُلْ ما سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ...» نازل شد و به آنها گفت: آنچه من در این باره از شما خواستم به نفع خود شما بود، حال مى‏خواهيد آنها را آزار دهید یا احترام کنید، اجر و پاداش من فقط بر خداست و من پاداش الهی می­­خواهم، نه متاع دنیا، و او بر همه چیز آگاه و گواه است و خلوص نیت مرا بهتر می­داند. (حقی بروسوی، بی­تا، ج7، ص308).

 

وی افزود: صاحب تفسیر روح البیان، پس از نقل شأن نزول فوق می­نویسد: «و فيه اشارة الى انّه من شرط دعوة الخلق الى الله أن تكون خالصة لوجه الله لا يشوبها طمع فى الدنيا و الآخرة؛ این مطلب، اشاره دارد براین که یکی از شرایط دعوت مردم به سوی خدا، این است که خالص برای خدا باشد و با هیچ­گونه طمع دنیوی و [حتی] اخروی آلوده نباشد. (حقی بروسوی، بی­تا، ج7، ص308). سپس به دو بیت از اشعار سعدی استناد کرده که می­گوید:

زيان مي­كند مرد تفسير دان               که علم و ادب مي­فروشد به نان‏

كجا عقل با شرع فتوى دهد              که اهل خرد دين به دنيا دهد (سعدی، 1369، بخش بوستان، ص256).

 

استاد نوری خاطرنشان کرد: تا اینجا با توجه به آیات مربوط به مزد نخواستن پیامبران، به این نتیجه رسیدیم که یکی از شرایط داشتن روحیۀ جهادی برای مبلغ این است که به انگیزۀ معنوی اقدام به تبلیغ نماید و در مقابل تبلیغ دین و هدایت مردم، توقع مادی نداشته باشد.

 

شرایط دیگر روحیۀ جهادی

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: برای داشتن روحیۀ جهادی در تبلیغ دین، شرایط دیگری نیز وجود دارد که بیان همه آنها در یک گفتگو نمی­گنجد؛ از این رو جهت رعایت اختصار، با نقل یک آیه از زبان حضرت شعیب (ع) که در آن به چند مورد از شرایط روحیۀ جهادی اشاره شده است، گفتگو را به پایان می­بریم.

 

وی افزود: در قرآن از زبان حضرت شعیب (ع) نقل شده که به قوم خود گفته: ﴿وَ ما أُرِيدُ أَنْ أُخالِفَکُمْ إِلى‏ ما أَنْهاکُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَ ما تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللهِ عَلَيْهِ تَوَکَّلْتُ وَ إِلَيْهِ أُنِيب‏﴾؛«من نمى‏خواهم در آنچه شما را از آن باز مى‏دارم با شما مخالفت کنم [و خود مرتكب آن شوم‏]. من قصدى جز اصلاح [جامعه‏] - تا جایی که بتوانم - ندارم، و توفيق من جز به [يارى‏] خدا نيست. بر او توكّل كرده‏ام و به سوى او بازمى‏گردم.»(سوره هود، آیه88). حضرت شعيب با اين مطالب می­خواهد به آنها بفهماند که من در اين رسالت و تبلیغ دین تنها انگيزۀ معنوی، انسانی و تربيتی دارم. و گوشزد می‌کند که رفتار من نيز مطابق گفتارم است؛‌ يعنی خيال نکنيد که می‌خواهم شما را از کارهایی مثل بت‌پرستی و کم‌فروشی نهی کنم؛ ولی خودم مرتکب آن بشوم! بلکه هدف اصلی من اصلاح جامعه است.

 

استاد نوری خاطرنشان کرد: از سخنان حضرت شعيب که در اين آيه آمده، استفاده مي‌شود: يک مبلغ دينِ و یک آمر به معروف و ناهی از منکر با اخلاص بايد – علاوه بر مزد نخواستن - پنج ويژگی دیگر داشته باشد تا ­تبلیغ او مؤثر واقع گردد:

1. اهل عمل باشد و به آنچه می‌گويد عمل کند: ﴿وَ ما أُرِيدُ أَنْ أُخالِفَکُمْ إِلى‏ ما أَنْهاکُمْ عَنْه‏﴾.

2. هدف او اصلاح جامعه باشد: ﴿إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلاح‏﴾.

3. توفيق کارش را از خدا بخواهد: ﴿وَ مَا تَوْفِيقِی إِلَّا بِالله‏﴾.

4. هميشه بر خدا توکّل نمايد: ﴿عَلَيْهِ تَوَکَّلْت‏﴾.

5. در مشکلات به خدا پناه ببرد: ﴿وَ إِلَيْهِ أُنِيب‏﴾. (قرائتي، 1383، ج‏5، ص373 و374).

 

نتیجه

استاد محمد اسماعیل نوری خاطرنشان کرد: از مجموع مطالب نتیجه گرفته می­شود که داشتن روحیه جهادی برای مبلغ بسیار ضروری است و این مطلب مورد تأکید آیات زیادی از قرآن نیز قرار گرفته است. در پایان، از خدای مهربان می­خواهم ما را برای تبلیغ با روحیۀ جهادی موفق فرماید. اللّهمّ وفّقنا لما تحبّ و ترضی، بحق محمد و آله الطاهرین.

 

پ, 01/14/1404 - 11:24