استاد ابوالقاسم صلواتی گلستانی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به این موضوع پرداخت: «چرا کشورهایی که سیاست خارجی معتدل دارند؛ پیشرفت کردند؟»
/270/260/22/
این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: چرا کشورهایی که سیاست خارجی معتدل دارند؛ پیشرفت کردند؟ درمقابل، کشورهای غرب ستیز و متّحدان روسیه و چین، کماکان با مشکلات اقتصادی و سیاسی زیادی مواجه اند. مثلاً کره جنوبی و تایوان با حمایت آمریکا در دوران جنگ سرد به رشد اقتصادی چشمگیری دست یافتند. ویتنام نیز با وجود تاریخچه ای از جنگ خونین با آمریکا، در سالهای اخیر، با تغییر سیاست خارجی و تعامل با آمریکا و در کنار آن، اصلاحات اقتصادی و جذب سرمایه گذاری خارجی، توانسته است رشد قابل توجهی کسب کند. امارات نیز با اتکا به درآمدهای نفتی و سیاست های متنوع سازی اقتصاد، به یکی از قطب های اقتصادی منطقه تبدیل شده است.
وی افزود: بی تردید حمایت سیاسی، اقتصادی و نظامی آمریکا در برخی از این موارد نقش مهمی داشته است. اما عوامل داخلی مانند سیاست های اقتصادی مناسب، ثبات سیاسی و سرمایه گذاری در آموزش و فناوری نیز بسیار تأثیرگذار بوده اند. اما کشورهای مخالف آمریکا با مشکلات اقتصادی و چالش های سیاسی جدی مواجه هستند. تحریم های بین المللی، سیاست های اقتصادی ناکارآمد، فساد و در برخی موارد رقابت های جناحی داخلی و خارجی، از عوامل اصلی مشکلات این کشورها هستند. روسیه و چین برخلاف آمریکایی ها در برخی موارد از این کشورها صرفا حمایت سیاسی واقتصادی کردهاند؛ اما این حمایت ها اغلب محدود و با اهداف استراتژیک خاصی همراه بوده است. برای مثال، روسیه و چین به دنبال حفظ نفوذ خود در مناطق استراتژیک هستند و به دنبال توسعه اقتصادی هیچ کشوری نیستند، و به همین دلیل اغلب کشورها حتی اروپایی ها تمایل دارند که با آمریکا هم پیمان شوند.
استاد صلواتی گلستانی خاطرنشان کرد:ترامپ در دوران ریاستجمهوری خود رویکردی معامله گرانه داشت و در دور دوم نیز با مطالبات بیشتری به دنبال حداکثرسازی منافع اقتصادی آمریکا است. این رویکرد شامل فشار بر متحدان و رقبای آمریکا برای دستیابی به امتیازات بیشتراست. این سیاست ها به نفع کشورهای دیگر نبوده و در برخی موارد باعث تنشهای بیشتر داخلی شده است. بااین فرض که آمریکا به دنبال تضعیف چین در عرصه های اقتصادی، فناوری و نظامی است؛ این رقابت می تواند بر کشورهایی که با چین همکاری میکنند، تأثیر زیادی بگذارد. اگر کشوری تمام منابع خود را به چین وابسته کند، ممکن است در صورت تغییر سیاستهای چین یا تشدید تحریم های آمریکا، با مشکلات جدی مواجه شود.
وی در ادامه بیان کرد: در حال حاضر، کشوری که الگوی موفق و پایدار از همکاری با چین که منجر به توسعه اقتصادی بلندمدت باشد، وجود ندارد. زیرا چین بیشتر به دنبال منافع خود است و در صورت تغییر شرایط، از حمایت کشورهای متحد خود دست می کشد. اما باید توجه داشت که توسعه یا عدم توسعه کشورها به عوامل متعددی بستگی دارد، از جمله سیاست های داخلی، ثبات سیاسی، سرمایه گذاری در آموزش و فناوری، و روابط بینالمللی. همکاری با آمریکا یا چین به خودی خود تضمین کننده توسعه نخواهدبود و نهایتا تصمیم گیری در مورد همکاری با آمریکا یا چین باید بر اساس منافع ملی و با در نظر گرفتن ریسک ها و فرصت های هر دو طرف باشد. بلکه وابستگی کامل به یک قدرت خارجی، چه آمریکا و چه چین، خطرناک است و کشورها باید سعی کنند روابط خود را متنوع سازی کنند تا از وابستگی بیش از حد به یک طرف جلوگیری شود.