استاد محمد حاج ابوالقاسم دولابی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به موضوع «گوشه هایی از اسلام امریکایی امروز، در دوران امام حسین علیه السلام» پرداخت.
/270/260/20/
این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: می دانیم که قیام اباعبدالله الحسین علیه السلام، برای اصلاح جامعه مسلمین بوده است؛ و در این مسیر اصلاحگری، شاخص امام حسین علیه السلام، قرآن و سنت بوده است. اما باید بدانیم که حضرت در مقابل چه مفاسدی در جامعه گرفتار بود تا نیاز به اصلاح باشد.
استاد حاج ابوالقاسم دولابی در ادامه بیان کرد: امام حسین علیه السلام فرمود: «إِنَّ هَذِهِ اَلدُّنْيَا قَدْ تَغَيَّرَتْ وَ تَنَكَّرَتْ وَ أَدْبَرَ مَعْرُوفُهَا فَلَمْ يَبْقَ مِنْهَا إِلاَّ صُبَابَةٌ كَصُبَابَةِ اَلْإِنَاءِ وَ خَسِيسُ عَيْشٍ كَالْمَرْعَى اَلْوَبِيلِ أَ لاَ تَرَوْنَ أَنَّ اَلْحَقَّ لاَ يُعْمَلُ بِهِ وَ أَنَّ اَلْبَاطِلَ لاَ يُتَنَاهَى عَنْهُ لِيَرْغَبَ اَلْمُؤْمِنُ فِي لِقَاءِ اَللَّهِ مُحِقّاً فَإِنِّي لاَ أَرَى اَلْمَوْتَ إِلاَّ سَعَادَةً وَ لاَ اَلْحَيَاةَ مَعَ اَلظَّالِمِينَ إِلاَّ بَرَماً إِنَّ اَلنَّاسَ عَبِيدُ اَلدُّنْيَا وَ اَلدِّينُ لَعْقٌ عَلَى أَلْسِنَتِهِمْ يَحُوطُونَهُ مَا دَرَّتْ مَعَايِشُهُمْ فَإِذَا مُحِّصُوا بِالْبَلاَءِ قَلَّ اَلدَّيَّانُونَ» امام حسين عليه السلام هنگامي كه رهسپار كربلا بودند، فرمود: به راستي، دنيا تغيير چهره داده و ناشناخته گشته و نيكي آن در حال نابودي است و از آن جز رطوبتي كه در ته ظرفي مانده و جز زندگي وبال آور، همچون چراگاهي كه جز گياه بيماري زا و بي مصرف چيزي در آن نمي رويد، باقي نمانده است. آيا نمي بينيد كه به حق عمل نمي شود و از باطل دست برنمي دارند؟ به طوري كه مؤمن حق دارد كه به مرگ و ديدار خدا مشتاق باشد. به راستي، من چنين مرگي را جز سعادت ندانم و زندگي در كنار ظالمان را جز هلاكت نخوانم؛ همانا مردم دنياپرستند و دين از سر زبان آنها فراتر نرود و دين را تا آنجا كه زندگي شان را رو به راه سازد بچرخانند و چون در بوته آزمايش گرفتار شوند دينداران اندك گردند.
وی افزود: شرایط به گونه ای بوده است که امام حسین علیه السلام حاضر بوده است که جان مبارک خودش را برای اصلاح این شرایط فدا کند. کلام عبدالله بن حنظله غسیل الملائکه و همراهان او درباره دیدارش با یزید گویای آن است که یزید به هیچ یک از اصول مسلمانی و واجبات و محرمات، پایبند نیست.
عبدالله بن زبیر در مکه مـردم را به نافرمانی از یزید و جهاد با او فراخواند و در نامهای که به مردم مدینه نوشـت آنها را نیز به این امر دعوت کرد. مردم مدینه دعوت او را پذیرفتند و عبدالله بن مطیع از طرف ابن زبیر از آنان بیعت گرفت و بدینگونه یزید را از خلافت خلع کردند. هنگامی که یزید از این جریان آگـاه شـد، بـه عثمان بن محمد، کارگزار خود در مدینه، که فردی بیتجربه بود، خواست تا جمعی از بزرگان شهر را نزد او به شام بفرستد تا سخن ایشان را بشنود و از آنان دلجویی کند. (بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج ۵، ص ۳۱۹؛ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، ج ۴، ص ۳۶۸؛ ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، الاغانی، ج ۱، ص ۵۳)
به این ترتیب هیئتی مرکب از عبدالله بن حنظلة انصاری (فرزند حنظلة غسیل الملائکه)، عبدالله بن ابی عمر، منذر بن زبیر بن عوام و عدهای دیگر از رجال و اشراف مدینه، به نمایندگی از مردم مدینه، برای دیدار با یزید راهی شام شدند. یزید آنها را بسیار تکریم کرد و به هر یک هدایا و خلعتهایی گرانبها بخشید؛ اما نتوانست انحرافها و اعمال خلاف شرع خود را پوشیده نگاه دارد و آن گروه از بزرگان شهر بهرغم نوازشهای یزید، پس از بازگشت به مدینه، عیاشیها و هرزهدراییهای خلیفه را برای مردم شرح دادند. با شنیدن این اخبار، مردم شوریدند و عبدالله بن حنظله را به سرکردگی برگزیدند. (خلیفة بن خیاط، ابو عمرو بن ابیهبیره، تاریخ خلیفة بن خیاط، ج۱، ص۱۸۱؛ بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۵ ، ص ۳۱۹؛ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، ج ۴، ص ۳۶۸) عبداللّه در سخنرانیای در میان مردم ناراضی، علت قیام خود را ترس از نزول عذاب الهی به سبب معاصی یزید ذکر کرد. (ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج ۵، ص ۴۹.)
از این رو بازگشت این هیئت به مدینه، با افشاگریها و انتقادهای تند آنان از یزید همراه شد؛ تا جایی که گفتند: «ما از نزد شخصی آمدهایم که دین ندارد؛ شرابخوار، و سرگرم ساز و آواز اسـت؛ سـگ بـازی میکند؛ زنان در مجلسش آواز میخوانند و خودش با بدکاران شب نشینی میکند». عبداللہ بن حنظله گفت: «من از نزد شخصی آمدهام که اگر هیچ کس با مـن همکاری نکند، به کمک پسرانم به جنگ او خواهم رفت. او به مـن پـولهـا و هدایای فراوانی بخشید و مرا بسیار تکریم کرد؛ ولی من عطایای او را فقط به این منظور پذیرفتم که در راه نبرد با او خرج کنم». منذر بن زبیر نیز گفت: «یزید صدهزار دینار به من بخشید؛ ولی این کار او مـرا از گفتن حقیقت درباره وی باز نمیدارد. به خدا سوگند، یزید شراب میخورد و چنان مست میشود که متوجه گذشت زمان نمیشود و نمازش از دست میرود». مردم مدینه با شنیدن این گزارشها، به رهبری عبدالله بن حنظله بر ضد حکومت اموی قیام، و یزید را از خلافت خلع کردند و فرماندار یزید را از شهر بیرون راندند. (ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة والنهایة، ج۶، ص۲۶۲؛ ابن اثیر، علی بن ابیالکرم، اسد الغابة فی معرفة الصحابة، ج۳، ص۱۴۷؛ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، ج۴، ص۳۷۰؛ ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۵، ص۱۵۶-۱۵۷)
استاد حاج ابوالقاسم دولابی خاطرنشان کرد: نقلی است از ابن کثیر، که یزید به نوازندگی، شرابخواری، خوانندگی، شکار حرام می پرداخت. می دانیم شکاری از روی تفریح باشد، و نیازی به شکار نباشد، از نظر علما، حرام است. یزید، اهل به خدمت گرفتن غلامان و کنیزان عیاش و خونیاگر و مطرب بود. او اهل سگبازی بود و به این امور، شهرت داشت و همه روزه با مستی برمی خاست. ابن کثیر نقل می کند برای بوزینه خود که از مرکب افتاده و مرده بود، مجلس ختم گرفت و حتی بزرگان صحابه را مجبور کرد در این مجلس شرکت کنند. مطالبی که درباره زندگی یزید گفته می شود، امروزه در زندگی غربی موج می زند. اگرچه ممکن است لباس های جذابی بپوشند؛ اما در روابط جنسی آلوده هستند. یزید با دخترکان چشم آبی رومی ارتباطات نامشروع داشت.
وی افزود: یزید مشاورانی از یهود و مسیحیت برای خود گرفته بود و ابایی نداشت که با غیر مسلمان ها مشورت بگیرد. یزید اهل حیوانات خانگی بود. یزید معتقد بود که در جامعه باید آزادی حکمفرما باشد؛ به عبارتی دیگر، او یک لیبرال مسلک تمام عیار بود؛ به گونه ای که برای اهل مسجد، مسجد می ساخت و برای اهل فسق و فجور، مراکز فساد برپا می کرد. حتی برخی نقل کرده اند اجازه داده بود برای بت پرستان شام، از شرق آسیا بت های بزرگ و طلایی وارد کنند. می گفت هر کس با هر سلیقه ای که می خواهد زندگی کند، باید شرایط را برای او فراهم کنیم. اسلامی را که یزید ترویج می کرد، با ادبیات امروز، از آن به عنوان اسلام صورتی یا اسلام امریکایی یاد می شود. اسلامی که فقط می گوید به خدا معتقد باش تنها برای اینکه آرامش روحی داشته باشی و در مشکلات، تکیه گاهی داشته باشی؛ اما به هیچ یک از تعالیم ادیان الهی پایبند نباش. اعتقاد به خدا داشته باش، اما در عمل، آزادی مطلق داری. امام حسین علیه السلام به جنگ چنین اسلامی رفت. اصلاحی که امام حسین علیه السلام آغاز کرد، در عرصه فرهنگ با چنین مفاسدی روبرو بود. البته مفاسد در ابعاد دیگر هم بوده است.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: زنده کردن تعصبات قومی و قبیله ای. یزید به قومیت عرب، تعصب داشت. چه اینکه معاویه هم چنین بود و گفته بود تا عرب هست، غیر عرب نباید به عنوان امام جماعت بایستد و یا حتی در صف اول جماعت قرار بگیرد. از دیگر کارهای معاویه و یزید، جنگ رسانه ای علیه ارزش ها بود. یکی از کارهایی که معاویه کرد، منع حدیث بود و اجازه نداد روایاتی که فضایل اهل بیت علیهم السلام را بیان می کند، منتشر بشود. از طرف مقابل، جعل حدیث کرد. یعنی احادیثی در منقبت دشمنان اهل بیت علیهم السلام جعل نمود و تحریف تاریخ انجام داد. ابن ابی الحدید نقل می کند که معاویه صد هزار درهم به شخصی نام سمرة بن جندب داد. او کسی است که از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خاطره خوبی ندارد. پیامبر در ماجرایی قضاوت به حقی کرده بودند و او محکوم شد. او از کسانی است که پیامبر مقابل ظلم او ایستادند. از این رو کینه پیامبر و اهل بیت علیهم السلام را به دل داشت. معاویه صد هزار درهم به او داد که حدیث جعل کند فلان آیه که برای امیرالمؤمنین علیه السلام است، بگوید برای ابن ملجم علیه اللعنه است تا ابن ملجم تطهیر بشود. یا آیه دیگری که برای منافقین و فاسقین است را بگوید برای امیرالمؤمنین سلام الله و صلواته علیه است.
وی تأکید کرد: اگر چه چنین اتفاقاتی در دوران معاویه و یزید روی داد؛ اما اگر معادل سازی بکنیم، استکبار جهانی همین کار را انجام می دهد. تغییر تاریخ، تطهیر جانیان تاریخی، و از طرف دیگر، متهم کردن اولیای خدا. در کشور خودمان هم این اتفاق می افتد. گاه به گونه ای تصویرگری می کنند که خائنین قبل از انقلاب را تطهیر و مجاهدان و رزمندگان را متهم نشان می دهند؛ این همه خدمات که در دوران انقلاب انجام شده را نادیده بگیرند؛ نسبت به واجبات و محرمات، بی مبالاتی به خرج دهند؛ شهوات را در جامعه رواج بدهند؛ فساد را گسترش نمایند. استکبار جهانی در روزگار ما در جنگ فرهنگی امروز، همین کار را انجام می دهد. امام حسین علیه السلام به جنگ چنین جریانی رفت.
استاد حاج ابوالقاسم دولابی خاطرنشان کرد: باید مراقب باشیم که در داخل فضای فرهنگی خودمان مبتلا به آن رذایل که امام حسین علیه السلام به جنگ آنها رفت، نشویم. مراقب باشیم اگر عزادار امام حسین علیه السلام هستیم، باید نسبت به ارزش های اخلاقی که امام حسین علیه السلام ترویج کرد، اهتمام ویژه ای داشته باشیم. امام حسین علیه السلام یک اصلاحگر تمام عیار است و شاخص اصلاح، خود امام حسین علیه السلام هستند. حضرت و سیره حضرت باید همواره مورد توجه ما باشند و ببینیم امام حسین علیه السلام به جنگ چه رذائلی رفت. اگر قرار است اصلاحی انجام بدهیم، اصلاح ما باید در جهت همراهی با حضرت باشد؛ نه اینکه به اسم اصلاح، در نقطه مقابل با امام حسین علیه السلام قرار بگیریم.. امام حسین علیه السلام با فرهنگی جنگید که امروزه به نام فرهنگ غربی می شناسیم.. امام حسین علیه السلام با تعصبات و مرزبندی های باطل بین مسلمان ها جنگید. اینکه از کارگزاران فاسدی استفاده بشود؛ همان کاری که یزید آن کار را انجام می داد. اینکه در بهره مندی از بیت المال، تبغیض ایجاد بشود. امام حسین علیه السلام علیه ظلم به مردم قیام کرد. از این رو، در عرصه های فرهنگ، اقتصاد، ساختار سیاسی و ساختار قدرت، همواره باید در جهت ساختاری حسینی حرکت کنیم. امام حسین به جنگ اسلام قلابی رفت.