استاد هادی عباسی خراسانی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به موضوع «روایاتی در باب استعاذه» پرداخت.
/270/260/20/
این شاگرد برجسته علامه حسن زاده آملی رضوان الله علیه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: کلام در این است که قرآن، تنها تفسیری که دارد، تفسیر به عترت و اخباری است که از ائمه علیهم السلام صادر شده است. در مقدمه تفسیر صافی، به این مقدمات دوازده گانه می رسیم:
المقدمة الأولى في نبذ مما جاء في الوصية بالتمسك بالقرآن و في فضله
المقدمة الثانية في نبذ مما جاء في ان علم القرآن كله إنما هو عند أهل البيت عليهم السلام
المقدمة الثالثة في نبذ مما جاء في أن جل القرآن إنما نزل فيهم و في أوليائهم و أعدائهم و بيان سرّ ذلك
المقدمة الرابعة في نبذ مما جاء في معاني وجوه الآيات و تحقيق القول في المتشابه و تأويله
المقدمة الخامسة في نبذ مما جاء في المنع من تفسير القرآن بالرأي و السرّ فيه.
المقدمة السادسة في نبذ مما جاء في جمع القرآن و تحريفه و زيادته و نقصه و تأويل ذلك
المقدمة السابعة في نبذ مما جاء في أن القرآن تبيان كل شيء و تحقيق معناه
المقدمة الثامنة في نبذ مما جاء في أقسام الآيات و اشتمالها على البطون و التأويلات و انواع اللغات و القراءات، و المعتبرة منها
المقدمة التاسعة في نبذ مما جاء في زمان نزول القرآن و تحقيق ذلك
المقدمة العاشرة في نبذ مما جاء في تمثل القرآن لأهله يوم القيامة و شفاعته لهم و ثواب حفظه و تلاوته
المقدمة الحادية عشرة في نبذ مما جاء في كيفية التلاوة و آدابها
المقدمة الثانية عشرة في بيان ما اصطلحنا عليه في التفسير
استاد خراسانی در ادامه بیان کرد: روایاتی در این مقدمات دوازدگانه بیان شده است؛ یکی از آن، روایت امام صادق علیه السلام است: «در قرآن چهار وجود است: 1.عبارات 2. لطایف 3.اشارات 4. حقیایق .عبارات برای عوام، لطایف برای اهل دقت، اشارات برای خواص و الحقایق للانبیاء.» «و رووا أنه عليه السلام سئل هل عندكم من كتاب اللّه على أربعة أشياء العبارة و الإشارة و اللطائف و الحقائق فالعبارة للعوام و الإشارة للخواص و اللطائف للأولياء و الحقائق للأنبياء»؛ اگر قرار باشد به حقایق قرآن برسیم، باید از عبارت قرآن و تدبر آن شروع کنیم. و این چهار مرحله عبارات و اشارات و لطایف و حقایق دارای یک ترتیب مخصوصی است.
اولین ورود به تفسیر: استعاذه
استاد عباسی خراسانی خاطرنشان کرد: بر اساس آیه «فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجيم» ما مأمور به استعاذه هستیم.
وی افزود: در روایت می خوانیم: «عن امیرالمومنین علیه السلام: «أَعُوذُ» امتنع «بِاللّهِ السّمِيْعِ» لمقال الأخيار و الأشرار و لكل المسموعات من الإعلان و الأسرار «الْعَلِيْمِ» بأفعال الأبرار و الفجّار و بكل شي مما كان و ما يكون و ما لا يكون أن لو كان كيف يكون «مِنَ الشَّيْطانِ» البعيد من كل خير «الرَّجِيْمِ» المرجوم باللعن المطرود من بقاع الخير»
بخش اول: امتنع بالله
این استاد درس خارج حوزه در ادامه بیان کرد: صاحب کتاب الهی نامه در ادامه بیان کرد: تعبیر زیبایی است. معمولا در کارهایی که وارد میشویم، باید اول رفع موانع داشته باشیم تا رفع مانع نشود و تا مقتضی موجود نشود کاری محقق نمی شود. ما در سیر و سلوک قرآنی هستیم. اولین مانع برای برکات قرآن شیطنت شیطان است. باید از شیطنت او به خود حضرت حق پناهنده شویم. امتنع با باء متعدی میشود؛ یعنی پناهندگی. انسان از دیگران فرار کند و به حضرت حق پناهنده شود. «ففروا الی الله» در سوره ذاریات هست. فرارش از دیگران و همه به حضرت حق باید باشد.
بخش دوم: دو صفت سمیع و علیم
وی افزود: در حدیث امیرالمؤمنین علیه السلام دو صفت بیان شده است. یکی سمیع و دیگری علیم. اعوذ بالله السمیع العلیم. خدایی که سمیع است، شنوای دو مطلب است «لمقال الاخیار و الاشرار». یکی گفتمانهای خوبان و دیگری گفتگوهای اشرار. پناهندگی به خدایی که شنوای این دو حالت است «لکل المسموعات من الاعلان و الاسرار». چیزهایی که علنی و پنهان است. همان که عالم الغیب و الشهادة در قرآن هست. گفتگوی خوبان و بدان را میشنود و به همه عالم است. «العلیم بافعال الابرار و الفجار و بکل شیء مما کان و یکون و ما لایکون أن لو کان کیف یکون»خداوندی که عالم به کارهای ابرار و فجار است و به هر چیزی که بوده و خواهد بود و به هر چیزی که نیست و اگر قرار است باشد چگونه خواهد بود. استعاذه به خدا داریم و می دانیم که الله جامع جمیع صفات است. اما در این حدیث دو صفت سمیع و علیم آمده است
بخش سوم: معنای شیطان
این مفسر قرآن کریم خاطرنشان کرد: فعلان صیغه مبالغه است. شیطان از ماده «شطن» به معنای بُعد؛ و بعید از هر خیر است. حضرت، با همان معنای لغوی مطرح کردند.
بخش چهارم:معنای رجیم
استاد عباسی خراسانی در ادامه بیان کرد: «المرجوم باللعن» رجیم و رانده شده به لعن است. اگر انسان خدای نکرده گناهی مرتکب شود اولین نتیجه گناه این است که از رحمت الهی دور میشود. بنابراین اولین مرحله رجم همین دوری از رحمت الهی است تا جایی که مورد لعنت فرشتهها قرار میگیرد و اصلا روی سعادت را نمیبیند. باید واقعا به حضرت حق پناهنده شد. در بعضی از دعا ها داریم اعوذ بک منک. از خودت به خودت پناهنده میشویم. خدایا ما از اسمای جلالیات به اسمای جمالیات پناهنده میشویم. همه انسانها به سوی خدا و اسمای او پناهنده میشوند یا به مهر یا به قهر. در این استعاذه رفع مانعیت برای رسیدن به برکات الهی است. استعاذه از حقیقت شرور به حقیقت خیرات دارد. اگر قرار باشد معنای استعاذه را در یک جمله بگوییم پناهندگی از حقیقت شرور به حقیقت خیر است.
روایتی دیگر
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: در روایتی دیگر می خوانیم: «و في المعاني عن الزكي صلّى اللَّه عليه و آله و سلم معنى الرجيم أنه مرجوم باللعن مطرود من الخير لا يذكره مؤمن الا لعنه و إن في علم اللَّه السابق إذا خرج القائم عليه السلام لا يبقى مؤمن إلا رجمه بالحجارة كما كان قبل ذلك مرجوماً باللعن«
بخش اول
وی افزود: در حدیث گذشته، مرجوم به لعن بود از ناحیه خداوند؛ ولی اینجا مرجوم به لعن عملی در ذکر انسان مؤمن هم هست. پس رجیم هم مطرود است به لحاظ دوری از خیرات و هم مرجوم به لعن و هم مرجوم به ذکر لعن است.
بخش دوم «و ان فی علم الله السابق»
استاد عباسی خراسانی در ادامه بیان کرد: وقتی وجود مقدس امام زمان علیه السلام ظهور کنند، «لا یبقی مؤمن الا رجمه بالحجارة» انسان های مؤمن در زمان ظهور کار عملی که انجام می دهند، این است که شیطان را با سنگ رجم می کنند. پس تا به اینجا سه نوع رجم از روایت فهمیده می شود:«رجم به لعن خدواند، رجم به لعن مومنین، رجم به سنگ باران» اشاره شد که شیطان وزن فعلان است یعنی کسی که بسیار دور از حضرت حق است. رجیم صفت مشبهه است و دلیل بر استمرار است. بنابر این می توان این مطلب را استفاده کرد که رجیم کسی است که رجم شده، می شود و خواهد شد. و رجم آینده همان زمان ظهور است که از روایت پیامبر صل الله علیه و آله آن را بیان کرد.
اشاره مختصر به عنوان ظهور
وی افزود: ظهور تجلی حالت همه موجودات است. تا انسان های منجی تا خودشان به ظهور نرسند، ظهور برایشان پیشامد نمی کند. از اموری که مانع ظهور است، حالتهای شیطانی است. در فرازی از الهی نامه گفتیم: الهی یا رحمان و یا رحیم،رحمان دستگیر و شیطان مچگیر است. بار الها ما را دستگیر دیگران قرار بده، نه مچگیر. هر دو، خداوند و شیطان، عیب را می بینند؛ یکی عیب را می بیند که گیر بدهد و دیگری دستگیری کند. انسان ها هم اگر عیب دیگران را برای مچگیری ببینند، این کار شیطانی است؛ اما اگر همین دیدن عیب برای دستگیری باشد، کار الهی است. انسان ها اگر ظاهرا با شیطان نباشند و باطنا آن را دور کنند، ظهور نزدیک می شود.
این شاگرد علامه حسن زاده آملی رضوان الله علیه خاطرنشان کرد: خالصانه برنامه ریزی کنید. هیچ کس از حیطه شیطان خارج نیست. «....لاغوینهم اجمعین» شیطان قسم یاد کرده است که همه را به اغوا می رسانم. اغوا یعنی ابهام .گاهی این قدر ظاهر را تجلی میکند که گمان میکند کار خیر میکند. خدا رحمت کند مرحوم شیخ عبدالکریم حائری فرمود اگر همه مردم مرا غیبت کنند، راضی می شوم؛ جز یک دسته. کسانی که غیبت کنند و بگویند واجب الغیبة است. برخی می گویند:« غیبتش نباشد» گمان می کنند با این کار دیگر غیبت نخواهد بود. تنها چیزی که شیطان را آرام می کند و دست هایش را می بندد، پناهندگی به خود خدا است. عرض ما برای برون رفت از همه مشکلات، ایجاد موانع است؛ که با بستن دست شیطان این محقق می شود؛ به عبارتی دیگر، به او میدان ندهیم. برای همین از حضرت پرسیدند ورع و تقوا فرقش چیست؟ فرمودند تقوا از شبهه پرهیز دارد، ولی ورع یعنی از آنچه که گمان می کند حلال است، پرهیز دارد. و می دانیم که بخشی از خاصیت تقوا ورع است.
روایت سوم
استاد هادی عباسی خراسانی خاطرنشان کرد: سومین روایت مرحوم فیض کاشانی از تفسیر امام حسن عسکری علیه السلام می باشد: «و الاستعاذة هي: ما قد أمر اللَّه بها عباده عند قراءتهم القرآن فقال: فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَ الَّذِينَ هُمْ بِهِ مُشْرِكُونَ» «اِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذينَ آمَنُوا وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُون» شیطان بر دو گروه سلطنت ندارد مگر بر کسانی که ایمان آوردند و علی ربهم یتوکلون. توکل زیربنای شیطان را سست میکند.
معنای توکل
این استاد درس خارج حوزه در ادامه بیان کرد: توکل، یعنی آدم خودش را دیده است و خدایش را دیده است. ضعف خود و قدرت خدا را دیده و حال کارش را با کمککار انجام میدهد. انت المستعان و الیک المشتکی؛
تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافری است رهروی گر صد هنر دارد توکل بایدش
توکلت علی الله یعنی الهی به امید تو؛ یعنی ما ناامید هستیم و امیدمان تویی. «إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَ الَّذِينَ هُمْ بِهِ مُشْرِكُونَ« دو طایفه شیطان بر آن مسلط است؛ کسانی هستند که دست او را باز بگذارند و پشتیبانی کنندش و دوستش داشته باشند و مشرکان به حضرت حق. شرک شامل دو قسم جلی و خفی. شرک خفی ریا است. اگر انسان مبتلا به ریا شود به این زودی نمی تواند نجات یابد. مریضی بسیار مرموزی است.
استاد عباسی خراسانی خاطرنشان کرد: معنی استعاذه این است که وقتی این ذکر را می گوییم، زبانمان را پاک می کنیم از هرچه غیر خدا است و زبان را آماده میکنیم برای ذکر خدا و تلاوت آیات الهی. رسم اولیای الهی استعاذه قبل از قرآن است. کسانی که می خواهند قرآن بخوانند، زبانشان را پاک می کنند به استغفار برای مریضی که بهترین دارویش استغفار است؛ در برابر درد گناهان. استعاذه اگر حقیقتش را داشتیم، حقیقت تلاوت قرآن هم در ما تجلی می یابد. حضرت امام صادق علیه السلام فرمودند: اگر کسی صبحگاهان و شامگاهان بعد از نماز صبح و بعد از نماز مغرب بگوید اعوذ بالله من الشیطان الرجیم شیطان شیطنتش به حد اقل برای او میرسد. معلوم میشود اول روز و آخر روز شیطان دخالت میکند که دو لحظه حیاتی است. کسی که 7 بار در صبح و شب بگوید آمادگی ذکر و تلاوت الهی و تنظیف قلب را خواهد داشت. خواندن سوره ناس و فلق هم برای استعاذه بسیار مؤثر است.