مرحوم آیت الله العظمی بروجردی بعد از دهه بیست و مرجعیت ایشان، روحانیون فاضل و برجستهای که در حوزه بودند را به شهرهای مختلف اعزام کردند، به گونهای که در دهههای چهل و پنجاه در تمامی شهرهای ایران حتی شهرهای کوچک چندین عالم و روحانی برجسته داشتیم که وقتی امام خمینی نهضت را شروع کردند علمای این شهرها تلاش کردند تا منویات، خواستهها، پیامها و روشنگریهای امام را در سطح جامعه بگسترانند.
استاد احمد احمدی تبار در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دورهای اساتید، به مناسبت ایام الله دهه فجر انقلاب اسلامی ایران، گفت: اگر بخواهیم یکی از ریشههای انقلاب را دنبال کنیم باید به دوران مرجعیت مرحوم آیت الله العظمی بروجردی رحمت الله علیه برگردیم، ایشان بعد از دهه بیست که مرجعیت شیعه را به عهده گرفتند چندین کار را انجام دادند که این امور زمینه ساز انقلاب اسلامی شد.
وی ادامه داد: یک کاری که ایشان کردند این بود که در آن دوره، یعنی بعد از دهه بیست و مرجعیت ایشان، روحانیون فاضل و برجستهای که در حوزه بودند را به شهرهای مختلف اعزام کردند، به گونهای که در دهههای چهل و پنجاه، شاهد این هستیم که در تمامی شهرهای ایران حتی شهرهای کوچک چندین عالم و روحانی برجسته داشتیم که اینها وقتی امام خمینی رحمت الله علیه نهضت خودش را شروع کرد در تمامی این شهرها تلاش کردند تا منویات، خواستهها، پیامها و روشنگریهای امام را در سطح جامعه بگسترانند.
استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم اظهار داشت: شما به هر کدام از شهرهای ایران در دهههای چهل و پنجاه سر بزنید، میبینید که در این شهرها چندین عالم و مجتهد بزرگ وجود داشت و تمامی این علمای بزرگ برای انقلاب امام تلاشها و فعالیتهای فراوانی را انجام دادند و در پیروزی انقلاب اسلامی نقش بسزایی داشتند.
وی ابراز داشت: کار دومی که در عصر مرحوم آیت الله بروجردی به عنوان زمینه سازی برای انقلاب صورت گرفت، این بود که یک سری مدارس تحت برنامه آموزش و پرورش اما با تعلیم و تربیت دینی راه انداختند که خیلی از اینها هم عنوان مدارس ملی داشتند، این مدارس در سراسر کشور آغاز به کار کرد و نیروها را در آموزش و پرورش تربیتهای دینی میدادند، از جمله این مدارس میتوان «جامعه تعلیمات اسلامی» را نام برد که در شهرهای مختلف کشور شعبه داشت و اقدام به تربیت نیروها مینمود.
وی افزود: نمونه آن در تهران مدارس علوی بود که مرحوم علامه کرباسچی مدیریت آن را به عهده داشت، اینها در تربیت نیروها تلاش فراوانی کردند و نقش بسزایی در انقلاب امام راحل داشتند، زمانی که امام انقلاب خودشان را آغاز کردند تقریباً از سال 42 این روحانیون با این نیروهای تربیت شده تحت برنامه دینی توانستند به سرعت پیام امام را به گوش مردم برسانند و مردم را برای انقلاب آماده کنند، اینها یک بخش از کارهایی بود که روحانیت از عصر مرحوم آیت الله بروجردی شروع کرده بودند، که از ثمرات آن بهره بردن انقلاب امام از فضای سازی جامعه توسط این نیروها بود.
استاد حوزه علمیه یادآور شد: کار بعدی که شاید امام خودش در تربیت نیروها در آن عصر داشتند، بحثهای اخلاقی امام بود که روزهای پنج شنبه و جمعه برگزار میشد، در زمانیکه امام راحل هنوز مرجعیت شیعه را به عهده نداشتند، این درسها قبل از مرجعیت امام تا بعد از مرجعیت ایشان ادامه داشت و یک مقداری گسترده شد و شاید بتوان گفت که بحثها و جلسات اخلاقی حضرت امام مرکز تلاقی نیروهای مخلص و متدین بود.
وی خاطرنشان کرد: این جلسات با حضور اقشار مختلفی از حوزویان، بازاریان و گاهی هم دانشگاهیان برگزار میشد و میتوانست این نیروها برای آینده که امام انقلاب را آغاز کرد مفید فایده واقع شوند و پیام امام را بگیرند و جامعه را تربیت و آماده کنند و در اهدافی که امام راحل ترسیم کرده بود، به راه بیندازند.
وی اضافه کرد: اینها در این مسیر حرکت کردند هر چند این نیروها در فروع انقلاب امام محدود بودند، اما در طی پانزده سال اینها تربیتهای خودشان را داشتند، از 19 دی یا اگر جلوتر برویم از شهادت حاج آقا مصطفی خمینی، که به گفته خود امام از الطاف خفیه الهی بود، اینجا دوباره اسم امام و حرکت امام برای بار دیگر مطرح شد و توانست این قیام و انقلاب را ایجاد کند، سردمدار این انقلاب و قیام روحانیون بودند، اما در گذر زمان دانشگاهیان و بازاریان و اقشار مختلف جامعه به این نهضت پیوستند و به دنبالش همه مردم حضور پیدا کردند و این انقلاب توانست در 22 بهمن سال 57 به پیروزی خودش برسد و نظام شاهنشاهی را سرنگون کند.
استاد احمدی تبار با بیان خاطرهای از سال 54 و حرکت طلاب در مدرسه فیضیه که منجر به بسته شدن درب فیضیه شد، یادآور سختیها و مجاهدتها در به ثمر رسیدن این انقلاب شد.
وی بیان داشت: بعد از سال 42 وقتی که طلبهها نزدیک ایام 15 خرداد میشد هر سال برنامهشان این بود که یاد و خاطره شهدای 15 خرداد 42 را در مدرسه فیضیه زنده نگه دارند، جریان به گونهای بود که هر سال که به 15 خرداد میرسیدند یک حرکتهایی در مدرسه فیضیه به وجود میآمد، شعارهایی میدادند، یاد امام را گرامی میداشتند، آن زمان اسم امام را میبردند و عدهای درود بر امام میفرستادند.
وی ادامه داد: هر سال ما در سالگرد 15 خرداد این را داشتیم، تا سال 54 مرتب این مراسم هر ساله برگزار میشد، سال 54 این قضیه زنده نگه داشتن حادثه 15 خرداد تقریباً از قبلاز 15 خرداد، حدود 13-14 خرداد، شروع شد و هر شب بعد از نماز جماعت مرحوم آیت الله العظمی اراکی شعارهایی را میدادند، اعلامیههایی را پخش میکردند و افرادی صحبت میکردند و مسائل واقعه 15 خرداد را برای مردم بیان میکردند، غالباً هم شبها یک حالتی میشد که درب فیضیه را میبستند و فردا دوباره درب را باز میکردند.
وی افزود: شب هفدهم خرداد 54 بود که درب فیضیه را بستند و دیگر باز نکردند و قیام طلبهها آنجا گسترده شد به گونهای که به یاد پرچم قرمز روی گنبد مطهر حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام یک پرچم قرمزی را طلبهها به نشانه قیام و ارتباط این قیام و انقلاب با قیام حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام به احتزار درآوردند، نتیجهاش این شد که نیروهای رژیم به درون مدرسه فیضیه ریختند و طلبهها را کتک زدند و همه را بازداشت کردند، بعضی را به حبس ابد محکوم کردند، برخی را به حبسهای طولانی مدت و عده دیگری را به سربازی بردند، طلبهها هم در ایام خدمت سربازی همین حرکتهای انقلابی خودشان را انجام میدادند به نحوی که هر کدام از اینها از سربازی فرار میکردند نظام یک احساس خوشحالی میکرد که خوب شد اینها فرار کردند.
استاد سطح عالی حوزه اضافه کرد: اما جمعی از آنها ایستادند و در سربازی هم حرکتهای انقلابی را به سربازان دیگر مطرح کردند و آموزش دادند، در نهایت این قیام منجر به بسته شدن درب مدرسه فیضیه شد و تا سال 57 درب مدرسه بسته بود که با رحلت مرحوم آیت الله میرزا ابوالفضل زاهدی با استفاده از موقعیت تشییع جنازه ایشان، با جنازه ایشان وارد مدرسه فیضیه شدند، درب را باز کردند و فیضیه را از دست حاکمان خارج کردند، بعد از آن چند روزی مدرسه دست طلبهها بود ولی بعد از آن دوباره به علت تعمیرات از دست طلبهها گرفتند و عملاً باز شدن درب مدرسه با ورود حضرت امام به قم بود که امام به مدرسه وارد شدند و درب فیضیه از آن به بعد دیگر همچنان باز بود.
استاد احمدی تبار در پایان به جریان ورود امام به ایران و نگرانی مردم نسبت به وضعیت ایشان اشاره کرد و گفت: زمانی که حضرت امام قرار شد که وارد ایران شوند همیشه بحث این بود که فرودگاهها را بستند که امام خمینی نیایند، وقتی هم که اعلان کردند که فرودگاهها باز شده است همه یک دلهره و نگرانی و اضطراب فراوانی داشتند مبنی بر اینکه جان امام در خطر است و اینها نکند با هواپیماهای نظامی بروند و هواپیمای امام را مورد هدف قرار دهند یا اینکه آسیبی به امام بزنند. همه دلهره و نگرانی داشتند وقتی در ساعت 9:33 روز 12 بهمن اعلام شد که هواپیمای امام خمینی به سلامت زمین نشست تمامی آن نگرانیها به پایان رسید و جای خودش را به شادمانی امت اسلامی داد./220/21/20
دیدگاه جدیدی بگذارید