به مناسبت فرا رسیدن روز قدس، استاد ناصر ابراهیمی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به موضوع «تلاش برای شناخت امپریالیسم جهانی به رهبری آمریکای جنایتکار» پرداخت.
/270/260/21/
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: شناخت اندیشه غرب در باب «مهدویت، آینده بشر و آخرالزمان»، به ما در تحلیل سیاست خارجى دولت هاى غربى بویژه آمریکا در جهان و مخصوصا در خاورمیانه و جغرافیای ظهور، کمک بسزایی می کند. درک درست این موضوع، می تواند از رفتار و سیاست خارجى آمریکا، پرده بردارد و در نتیجه، چرایى بسیارى از مسائل و حوادث جهان، از جمله سیاست هاى خاورمیانه اى غرب را روشن کند و از حمایت هاى بی دریغ آنها از رژیم صهیونیستى، و علت مخالف با انرژی هسته ای ایران، رمزگشایى نماید.
وی افزود: برخی از متفکران و اندیشمندان، در کتاب های خود از جمله کتاب مسیحیت صهیونیست و بنیادگرای آمریکا و کتاب مسیح یهودی و فرجام جهان به تفصیل زمینه شکل گیری و اهداف و برنامه های جنبش مسیحیت صهیونیست را به طور خاص در غرب، به ویژه در ایالات متحده آمریکا، بررسی کرده اند. ابعاد دینی و مذهبی این جنبش را برجسته نموده و مدعی اند که تحلیل قدیمی «حمایت استراتژیک غرب بویژه آمریکا از اسرائیل» و «تأثیر لابی یهودی» در تصمیم گیری ها و حمایت از یهود در دنیای غرب، قانع کننده، نیست و معتقدند، این اتحاد و حمایت ابدی از رژیم اسرائیل، فراتر از یک پیمان سیاسی، نظامی، امنیتی یا اقتصادی، می باشد. پیوند بین یهود صهیونیست و مسیحیت انجیلی، بیش از اینکه سیاسی باشد، خاستگاهی فرهنگی دارد که در دین و اعتقاد آنها به سرنوشت و آینده جهان، نهفته است که این اعتقاد نیز، بر مبنای الهیات آرماگدون و جنگ نهایی هسته ای در خاورمیانه، استوار است.
استاد ابراهیمی در ادامه بیان کرد: هال لیندسی در کتاب خود، "در پیشگویی های انجیل، جای آمریکا کجاست"که از پرفروش ترین کتاب های سال ۲۰۰۱ میلادی آمریکا بود، نقش ایالات متحده آمریکا را در جنگ جهانی آرماگدون بررسی نموده است. نویسنده اثبات می کند که دولت آمریکا جنگ نهایی مقدس را رهبری خواهد کرد و مخالفان مسیح در سراسر جهان را که قبل از آغاز این جنگ، باعث ایجاد ترس و وحشت در جهان شده اند، شکست خواهد داد و دولت انگلیس در این جنگ مقدس، همکار آمریکا خواهد بود. (صهیونیسم مسیحی و جهان اسلام، فصلنامه کتاب نقد، ش ۳۲)
وی خاطرنشان کرد: اما طنز روزگار این است که، چگونه امکان دارد داعیه داران یک حکومت سکولار، مدعی زمینه سازی برای ظهور مسیح شوند که نه یک سکولار، بلکه پیامبری الهی به شمار میآید و آنچه عملی خواهد نمود، حکم الهی است. به واقع، هیچ وجه تشابهی بین منتظران مسیح با خود مسیح وجود ندارد. مسیحی که پیامبر صلح و رحمت است، چگونه می تواند اعمال خشن و سرشار از بی رحمی آمریکا و اسرائیل را تأیید نماید. چه تشابهی بین حضرت مسیح و حاکمیت آمریکا و اسرائیل، وجود دارد. نیاز فطرى بشر به منجی و حاکمیت عدل الهی، امروز به دست شیادان آمریکایی در لباس مذهب، که با قدرت، پیوندى گسست ناپذیر یافته اند و مثلث زر و زور و تزویر را دیگربار شکل داده اند،و به سوى هدف هاى خاص سیاسى جهت داده می شود و از درون آن" آپوکالیپس" و" آرماگدون هسته ای" زاده می شود و" پرستش اسرائیل" و حمله به مسلمانان و اشغال سرزمین ها و غارت ثروت ملت ها و تسخیر جهان، در می آید. بنابراین رفتار خارجى دولت آمریکا، غالبا تحت تاثیر انگیزه هاى ایدئولوژیک و اعتقادى و ریشه در "الهیات آرماگدون هسته ای" دارد. با توجه به نفوذ اندیشه هاى بنیادگرایى و صهیونیسم مسیحى بر هیئت حاکمه آمریکا، نمی توان سیاست خارجى آمریکا به ویژه سیاست خاورمیانه اى آن را، در چارچوبى غیر از دیدگاه اعتقادی، تحلیل نمود.
این استاد حوزه علمیه قم افزود: اسرائیل کیست و چیست که همه دنیا، باید براى آن هزینه کندآیا فقط دلیل سیاسی دارد و یا پشتوانه دینی، چرایی حمایت ابدی و همیشگی دنیای غرب و آمریکا از رژیم اسرائیل، چه می باشد، مبانی نظری سیاست خارجی دولت آمریکا کدام است. درک درست این موضوع، می تواند از رفتار و سیاست خارجى آمریکا، پرده بردارد و در نتیجه، چرایى بسیارى از مسائل و حوادث جهان، از جمله سیاست هاى خاورمیانه اى غرب را روشن کند و از حمایت هاى بی دریغ آنها از رژیم صهیونیستى، و علت مخالف با انرژی هسته ای ایران، رمزگشایى نماید.
وی در ادامه بیان کرد: در برابر این سؤال، دو نوع پاسخ وجود دارد: یکى، پاسخ سنتى که همواره گفته شده و تکرار می شود و خلاصه اش، آن است که غرب پس از ظهور کمونیسم و توسعه طلبی هاى اتحاد جماهیر شوروى، براى تثبیت موقعیت و گسترش حوزه نفوذ خود در خاورمیانه و کنترل ملت ها و دولت هاى مسلمان و دست اندازى بر ثروت و دارایى آنان، به بهانه دفاع از قوم یهود که گفته می شود در جنگ جهانى دوم از سوى نازی ها مورد ستم واقع شده بودند. با یک طرح استعمارى و با استفاده از غفلت مسلمانان و در اوج اختلاف و درگیرى های درون جامعه عرب، فلسطین را تصاحب نمود و آن را پایگاه ثابت خود در قلب جهان اسلام قرار داد. در طول این سال ها نیز به رغم همه مخالفت ها، غرب و به ویژه آمریکا نسبت به ادامه روند حمایت از اسرائیل و ایستادگى در برابر اعاده حقوق ملت فلسطین، تحت تأثیر لابى قدرتمند یهود، این پروژه را ادامه می دهد. این پاسخ، ساده ترین پاسخى است که به مساله حمایت ابدی آمریکا و غرب از اسرائیل، داده شده است. هر چند به وضوح می توان دریافت که غرب سرمایه دارى، که تمامى اقدامات خود را بر محور محاسبه سود و زیان و هزینه و فایده تنظیم می کند، اما در قبال هزینه حداکثرى مادى و معنوى که براى حفظ موجودیت اسرائیل تاکنون پرداخته است، به منافع حداقلى خود نیز نرسیده است.