به مناسبت سالگرد تخریب بقاع متبرکه ائمه اطهار علیهم السلام در بقیع، استاد محمد خادمی شیرازی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به موضوع «لزوم تعظیم گنبد و ضریح در اندیشه تشیع عالمانه» پرداخت.
/270/260/20/
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: در قصّه تخریب قبور ائمه بقیع علیهم السلام آقای محسن حسام مظاهری در کانالش چنین وانمود نموده که غریب دانستن امام به جهت تخریب قبر خطاست و به عبارتی ویرانی گنبد و بارگاه ائمه بقیع از جنبه های غربت امام نیست! و اساساً چنین پنداشتی در حقیقت، اندیشه تشیّع عوامانه است (و نه تشیّع عالمانه) به گونه ای که حتی خود امام علیه السلام نیز اینگونه نیست که از وضعیت تخریب قبور ناخرسند باشند! چنین رویکردی – که اوصاف مذکور را اندیشه تشیّع عوامانه بدانیم نه عالمانه چنانچه نمونه های آن در برخی نگاشته های دیگر نویسنده مذکور نیز وجود دارد - را دست کم می توان ناشی ازعدم آگاهی از مبانی فقهی بحث و عدم فحص کافی در ادله ویا حتی عدم مراجعه به اسناد و مدارک موجود قلمداد نمود.
وی افزود: اگر ادله و اسناد متعددی، تکریم و تعظیم اهل بیت علیهم السلام و حرمت هتک و وهن ایشان را به گونه عام و یا تعمیر و تجدید بناء قبور مطهّر ایشان را به طور خاصّ در نگاه شارع مورد تأکید می دهند، چگونه می توان شیعیانی که تخریب قبور را فاجعه ومصیبت دانسته و برای آن عزاداری می کنند را اتّهام به عوام گری نمود! آیا غیر از این است که هتک ائمه علیهم السلام شده! آیا هتک امام مصیبت نیست؟!آیا نمی بایست این مصیبت را عزاداری نمود! مگر خود نفرموده اند که در حزن ما محزون باشید! محزون بودن و عزاداری کردن جز این است که مصداق مودّت ذوی القربی است! بماند که ایجاد مجالس عزا نیاز به دلیل خاصی نداشته و عمومات و اطلاقات روایی مبنی بر انعقاد مجلس و روضه خوانی کفایت می کند. علاوه براینکه چنین رویکردی منحصر به عوام از شیعیان نبوده، بلکه بزرگان وعالمان متعددی چه در زمان حاضر و چه پیش از آن و حتی در عصر واقعه نیز چنین رویکردی داشتند! پس باید برعکس سخن نویسنده گفت که محزون و عزادار نبودن برای چنین فاجعه ای، مصداق عوام گری و بی بصیرتی است!
استاد خادمی در ادامه بیان کرد: لازم است تا به برخی ادله تعظیم و تکریم اهل بیت و قبور مطهر ایشان اشاره شود. پیش از بیان ادله باید دانست که هرگونه بناء، ضریح و گنبد در مشاهد مشرّفه اهل بیت علیهم السلام و محل دفن بدن های مطهّرایشان نه تنها جایز، بلکه رجحان شرعی دارد و حتی می توان وجوب آن را با ادله اثبات نمود.
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: بناء بر قبور، سنّتی است که پیش از اسلام وجود داشته و قرآن کریم، صریحاً در جریان داستان اصحاب کهف، بنای مسجد بر قبر آنان را عنوان نموده و بر آن مهر تأیید نهاده است. در سوره کهف، آیه 21 می خوانیم: «وَ كَذلِكَ أَعْثَرْنا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ أَنَّ السَّاعَةَ لا رَيْبَ فيها إِذْ يَتَنازَعُونَ بَيْنَهُمْ أَمْرَهُمْ فَقالُوا ابْنُوا عَلَيْهِمْ بُنْياناً رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قالَ الَّذينَ غَلَبُوا عَلى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِمْ مَسْجِداً» (کهف: 21)
وی افزود: می بینیم که علاوه بر تبرّک، شفاء و قضاء حوائج نسبت به مشاهد مشرّفه - که ادله متعدّدی چه در کتب عامّه و چه إمامیّه آن را اثبات می کند – قداست خود بناء و گنبد و ضریح، مسأله بسیار مهمّی است که در کنار جنبه شعار بودنش، در نگاه شارع، موضوعیّت داشته است. برخی از فقهاء از قدماء فتوا به استحباب سجده بر چوب هایی که از قبور مطهر (ضریح) اخذ شده داده اند و ظاهراً مدرک این کلام همین رجحان و مطلوبیت تعظیم و تکریم ضریح می باشد. (سلّار، المراسم العلوية و الأحكام النبوية، ص66؛ طوسی، ابن حمزه، الوسيلة إلى نيل الفضيلة، ص91.) همچنین یکی از آداب زیارت این است که بایستی روبروی قبر مطهّر و پشت به قبله نماز خواند؛ چنانچه در روایات وارد شده و فقهاء نیز بیان کرده اند. (الدروس الشرعية في فقه الإمامية، ج 2، ص: 23) چه بسا ذکر این نکته به جهت دفع توهم انجام عبادات به سمت قبله است که در برخی شرائط لازمه اش پشت کردن به امام علیه السلام و سبب هتک است. از این رو سزاوار است که بقاع متبرکه مورد تعظیم و تکریم قرار بگیرد؛ چنانچه حتی می توان برخی از مصادیق چنین تعظیم و تکریمی را واجب دانست؛ چنانچه برخی بزرگان و اساتید وجوب آن را اثبات نموده اند. (ر.ک: بحار الأنوار؛ ج24؛ ص185؛ مرآة العقول؛ ج 3 ؛ ص10؛ آملی، المعالم المأثورة، ج 5، ص: 118) مرحوم میرزا هاشم آملی می گوید: «انّهم عليهم السّلام حيث كانوا وسائط فيضه تعالى على الخلق يجب احترامهم بجميع مراتبه بالملاك الذي يكون احترام اللّه تعالى واجبا.»
استاد خادمی در ادامه بیان کرد: ساخت بناء، ضریح و گنبد از مصادیق عناوینی از قبیل: تعظیم و احترام و مودّت اهل بیت علیهم السلام محسوب می شود. تعظیم اهل بیت در مشاهد مشرّفه مصادیق متعددی دارد؛ به عنوان مثال بوسیدن عتبه، و یا اینکه زائر هنگام وداع و اتمام زیارت، پشت به قبر مطهّر نکند؛ حتی شهید اول قرائت قرآن در مشاهد مشرفه و اهداء آن به صاحب قبر مطهّر را از مصادیق تعظیم می داند. (الدروس الشرعية في فقه الإمامية، ج 2، ص: 23) همان طور که عدم وجود بناء و ضریح و یا حتی گنبد را نیز می توان از مصادیق وهن و هتک اهلبیت علیهم السلام قلمداد نمود. از این رو بایستی به اثبات این دو کبرای کلّی بپردازیم.
وی افزود: دلیل بر کبرای دوم (حرمت هتک اهلبیت) که واضح است، زیرا هتک حرمت مشاهد اهلبیت علیهم السلام در ارتکاز متشرعه از بزرگ ترین منکرات است، چنانچه عده ای از فقها مانند مرحوم آیت الله حکیم قده بدان تصریح فرموده اند.(مستمسك العروة الوثقى، ج3، ص: 314) اما کبرای نخست: علاوه بر اینکه می توان چنین گفت که ترک تعظیمِ اموری که جنبه تقدّسشان بسیار بالاست، با هتک و اهانت آن تلازم دارد پس می توان حکم به لزوم تعظیم این گونه امور کرد. به عبارت دیگر در این گونه امور، نسبت بین تعظیم و اهانت، ملکه و عدم است یا ضدینی است که واسطه ندارند. از جمله ادله دیگر عبارتند از: آیه شریفه «و مَنْ يُعَظِّمْ حُرُماتِ اللَّهِ فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ عِنْدَ رَبِّه- هر كه حرمتهاى خداوند را بزرگ بدارد همان نزد پروردگارش براى او بهتر است» (حج: 30) «حُرُمٰات» جمع "حرمة" و به معنای اموری است که کوتاهی در آن امور وهتک آن جایز نیست و -چنانچه عده ای از بزرگان چون شیخ طوسی فرموده اند- رعایت احترام وبه پاداشتنش واجب است. (طوسی، التبيان في تفسير القرآن، ج 7، ص: 311؛ طبرسی، مجمع البيان، ج 4/ 82 ؛ اردبیلی، زبدة البيان في أحكام القرآن؛ ص: 228؛ طریحی، مجمع البحرين، ج 6، ص 34؛ الميزان في تفسير القرآن، ج 14، ص: 371؛ التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج 2، ص: 205) مخصوصاً که آیه شریفه پس از اسم اشاره "ذلک" قرار گرفته که ظاهرا مقصود دستورات واجبی است که در آیه پیشین می باشد. رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در حديثى مىفرمايد: «هر پادشاهى قرق گاه مخصوصى دارد كه ورود به آن ممنوع است و قرق گاه ممنوع الورود الهى، «محرّمات» او است كه هركه نزديك آن بشود، احتمال سقوط در محرمات، داده مىشود». (فاضل مقداد، كنز العرفان في فقه القرآن؛ ج1، ص: 333) بنابراین مقتضای عمومیت لفظ هر آن چیزی است که نزد خداوند به نحو لزومی دارای حرمت است. (اردبیلی، احمد، زبدة البيان في أحكام القرآن؛ ص: 228؛ مسالك الأفهام إلى آيات الأحكام؛ ج2، ص: 130؛ الحج في الشريعة الإسلامية الغراء، ج2، ص: 693.) که از جمله آن، اهلبیت علیهم السلام و حقوق ایشان می باشد. از این رو برخی از فقها عقاب معصیت در مشاهد مشرّفه را بیش از مکان های دیگر می دانند، زیرا موجب هتک مشاهد می گردد. (كشف الغطاء عن مبهمات الشريعة الغراء،ج4، ص: 559.)
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: لازم به ذکر است که باتوجه به نکته ای که در معنای حرمات بیان گردید، واژه"خیر" نمی تواند قرینه بر مطلوبیت به نحو غیر لزومی باشد، زیرا حرمات خطوط قرمز الهی هستند که رعایت آن ها لزوم دارد. واژه «حُرُمٰات» اگرچه به مناسک حج ویا مسجد الحرام تفسیر شده اما منحصر در این معانی نمی باشد. ملاصالح مازندرانی در عمومیت این واژه، أولياء اللّه، ملائكه، مكّه، دين وغیر این ها را از مصادیق حرمات می داند وتصریح می کند که تعظیم حرم الله واجب است. و در ادامه می فرماید: اما بزرگ تر، شریف تر و عظیم تر از همه مصادیق قبل برای واژه "حرمات" ائمه اطهار علیهم السلام هستند. این واژه در روایات متعددی بر اهل بیت علیهم السلام اطلاق شده است. علامه مجلسی بابی در کتاب خود گشوده تحت عنوان"أنهم حرمات الله" (بحار الأنوار، ج24، ص185. همچنین بنگرید: صفّار، بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم، ج1، ص528.) همچنین شیخ صدوق ره بابی گشوده بدین عنوان" لله عز و جل حرمات ثلاث" واهل بیت را در کنار اسلام و پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله ودر روایت دیگری قرآن و کعبه را در کنار اهل بیت به عنوان حرمات ثلاث معرفی می کند. در برخی روایت اهل بیت به عنوان "حَرَمُ اللَّهِ الْأَكْبَر" یاد شده اند.
وی خاطرنشان کرد: همچنین در روایات دیگری مشاهد مشرفه ومراقد معصومین علیهم السلام به عنوان حرم خداوند تبیین گردیده است که در نتیجه مشمول حکم حرمات الله خواهد شد. (کلینی،كافي، ج4، ص586)؛ مرحوم مجلسی اول می فرماید: در احاديث زيارات بسيار واقع شده است كه مشاهد ائمه معصومين را اطلاق حرم كردهاند. (لوامع صاحبقرانى مشهور به شرح فقيه، ج 7، ص: 168)؛ همچنین در روایتی بیان شده که حضرت آدم در حرم الله است وباتوجه به اینکه استخوان های ایشان توسط حضرت نوح در نجف اشرف دفن شده معلوم می شود مقصود از حرم الله، حرم امیرالمؤمنین علیه السلام می باشد. (الكافي، ج 4، ص: 214) علامه مجلسی ره می فرماید: «لا شك في وجوب تعظيم الأئمة و تكريمهم في حياتهم و بعد وفاتهم و كذا تعظيم ما ينسب إليهم من مشاهدهم...» (بحار الأنوار، ج 24، ص 185.)
استاد تأکید کرد: حتی اگر روایات مذکور پیرامون مشاهد مشرّفه هم وجود نداشت از راه تنقیح مناط قطعی و اولویت قطعی می توانستیم اثبات کنیم که وقتی کعبه به عنوان حرمات بیان شده، مشاهد مشرفّه که طبق روایات و کبمات بزرگان دین حرمتش به مراتب بالاتر است، نیز بایستی مورد تعظیم قرار بگیرد. بلکه منشأ حرمت کعبه به سبب حرمت اهل بیت علیهم السلام بیان شده است. (مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، ج3، ص: 10.) بنابراین هم اهل بیت علیهم السلام از مصادیق حرمات هستند و هم قبور مطهرشان، پس بایستی آن ها را تعظیم نمود. در این راستا ضریح داشتن و گنبد و حرم از اموری است که سبب تعظیم اهل بیت وهمچنین تعظیم خود قبور مطهرمی گردد وچنانچه گذشت ایجاد این مصادیق وجوب داشته ولو بدین جهت که نداشتن ضریح وبلکه گنبد در نگاه عرف تلازم با هتک و وهن خواهد بود. آیات قرآن و روایات دیگری نیز بر تعظیم و تکریم اهل بیت علیهم السلام دلالت می کند، علاوه براینکه بر خصوص ساخت بناء و تعمیر قبور مطهر اهل بیت علیهم السلام نیز دستور ویژه داده شده است. .(ر.ک: تهذيب الأحكام،ج6، ص22؛ وسائل الشيعة، ج14 ؛ ص382) بنابراین ثابت گردید که ساخت بناء ، ضریح و گنبد از مصادیق تعظیم اهل بیت علیهم السلام بوده و ادعای وجوب آن(به نحو وجوب کفایی) دور از حقیقت نیست. از این رو، تخریب قبور مطهر ائمه بقیع را بایستی یک فاجعه ومصیبت بزرگ قلمداد نمود و آن را هتک خود اهل بیت علیهم السلام به حساب آورد.