فکر نمیکنم در تاریخ چند صد ساله روحانیت برههای مانند این برهه روحانیت توانسته باشد به مردم آگاهی دهد و مردم را به میدان بکشاند، هیچ زمانی این چنین حرکتی به این عظمت و تأثیر گذاری نبوده است که روحانیت توانسته باشد آن را شکل دهد یا در آن نقشی ایفا کرده باشد.
استاد حبیب الله احمدی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دورهای اساتید، به مناسبت دهه فجر انقلاب اسلامی ایران گفت: ایام دهه فجر را به تمامی پیروان خط امام خمینی رحمت الله علیه تبریک عرض میکنم و از همه آن عزیزانی که در تلاش هستند که خط امام در بین طوفانها و بحرانها به خصوص برای ایرانیان گم نشود، قدردانی مینمایم.
استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم با بیان خاطراتی از دوران انقلاب ادامه داد: بنده در ایام انقلاب در سنین جوانی بودم و به طور معمول در همه فراز و نشیبهای انقلاب بودم و خاطرات زیادی از انقلاب دارم، یکی از آن خاطرات مربوط به قیام طلبهها در مدرسه فیضیه و حمله گارد شاهنشاهی به مدرسه فیضیه است که منجر به بسته شدن درب فیضیه تا پیروزی انقلاب اسلامی شد.
وی افزود: زمانی که ایام 15 خرداد فرا میرسید حرکتهایی در بین طلاب در حمایت از آرمانهای امام خمینی رضوان الله تعالی علیه در قم و مدرسه فیضیه شکل میگرفت که منجر به بسته شدن مدرسه فیضیه شد و تا پیروزی انقلاب بسته بود، بنده خود شاهد بودم که چگونه گارد شاهنشاهی در میدان آستانه آماده یورش به مدرسه فیضیه بودند، اطراف حرم را محدوده حکومت نظامی اعلام کرده بودند و سربازان از ورود مردم به این محدوده جلوگیری میکردند، سپس نیروهای گارد به مدرسه یورش بردند و پس از ضرب و جرح طلبهها همه را بازداشت کردند.
وی در بیان خاطره دیگری گفت: در تظاهرات 19 دی که نقطه عطفی در پیروزی انقلاب اسلامی بود حضور داشتم، این تظاهرات از 17 دی آغاز شده بود، طلاب گروه گروه به خدمت مراجع و اساتید میرفتند، زمانی که از منزل آیت الله العظمی نوری همدانی برمیگشتیم که آن زمان از اساتید بزرگ حوزه بودند، جمعیت به طرف منزل آیت الله سلطانی که در کوچههای حجتیه بود، در حرکت بود، گارد شاهنشاهی سر چهار راه شهدای فعلی جلوی جمعیت را گرفت و با بلندگو اعلام کردند که متفرق شوید، بعد از مدتی که مردم متفرق نشدند، زد و خورد شروع شد.
وی اضافه کرد: بنده شاهد بودم که «کامکار» که رئیس ساواک آن زمان قم بود در پیاده روی خیابان حجتیه به هر کسی میرسید با تازیانه بر سر و رویش میزد، هنوز به ما نرسیده بود که به درون مدرسه حجتیه رفتیم، بعد کامکار دستور داد در مدرسه را بستند، ما از درون مدرسه با آجر و موزائیک مدرسه با سربازان مقابله میکردیم و از ورود آنها به درون مدرسه جلوگیری مینمودیم، بعد از مدتی که تیراندازی شروع شد در طبقه دوم مدرسه حجتیه یک جوانی مورد اصابت گلوله قرار گرفت تیر به گردنش خورده بود او را به صحن حیاط مدرسه منتقل کردند و از گوشه شرقی مدرسه حجتیه خارج کردند و به بیمارستان بردند.
استاد حوزه علمیه قم در ادامه خاطرهای از ورود امام به ایران و دیدار با ایشان نقل کرد و بیان داشت: در بهمن ماه دو مرتبه به تهران رفتیم، روز نهم رفتیم برای استقبال که امام تشریف فرما نشدند و موفق به دیدارشان نشدیم، چون به دستور نخست وزیر وقت بختیار فرودگاهها بسته شده بود، بعد روز 12 بهمن مجدد به تهران رفتیم و شب در تهران بودیم و بعدش رفتیم میدان آزادی تا نزدیکی فرودگاه آنجا مستقر شدیم، به خاطر ازدحام جمعیت جلوتر نتوانستیم برویم، آنجا منتظر بودیم تا امام تشریف فرما شدند و در مسیر ایشان را در خودرویی که حرکت میکرد زیارت کردیم، خیلی کوتاه بود، بعد هم نتوانستیم خودمان را به مراسم بهشت زهرا سلام الله علیها برسانیم؛ اولین باری که با امام دیدار داشتیم که خیلی هم خاطره انگیز بود در مدرسه رفاه تهران بود که با تعدادی از طلاب حوزه در مدرسه رفاه خدمت امام رسیدیم، بعد از آن در جماران هر از چند گاهی خدمت ایشان میرفتیم و ایشان را زیارت میکردیم.
مردم به خاطر دین و ارزشهای دینی انقلاب کردند و پای انقلاب تا مرگ تا شهادت ایستادند و امام را پشتیبانی کردند
استاد احمدی اظهار داشت: اولین و مهمترین علت پیروزی انقلاب اسلامی نیروی لایزال الهی و ایمان مردم بود، امام این توانمندی را داشتند تا بر اساس شناختی که از مردم داشتند از اهرم و توانمندی ملت استفاده کنند و مردم را با نام دین و به نام مبارزه با ظلم و ستم و به نام جهاد با ظلم و ستم به صحنه آورد و پس از آن بود که انقلاب فراگیر شد و می توان گفت که انقلاب، اکثریت ملت ایران را پوشش داد و مهمترین توانمندی و پیروزی برای امام حاصل شد که البته «یدالله فوق ایدیهم» بود؛ علت اصلی ایمان مردم و حضور مردم در صحنه بود که رژیم نتوانست مقاومت کند و بالاخره حکومت از هم پاشید و بختیار هم نتوانست کاری از پیش ببرد و مقاومت کند، بنده فکر میکنم مهمترین علت پیروزی امام ایمان و توکل به خدا و مردم بود، یعنی مردم هم به خاطر دین و ارزشهای دینی انقلاب کردند و پای انقلاب تا مرگ تا شهادت ایستادند و امام را پشتیبانی کردند و سرانجام امام خمینی رحمة الله علیه توانست انقلاب اسلامی را به پیروزی برساند.
نقش روحانیت در پیروزی انقلاب اسلامی ایران چه بود؟
وی گفت: نقش روحانیت اولین نقش در پیروزی انقلاب اسلامی بود، چه ما طلبههایی که در آن زمان در سطح پایین بودیم و چه طلاب مقدمات یا سطح همه در کنار امام بودند، اساتید نیز همچنین، اساتید سطح بالا و بزرگان حوزه از امام حمایت میکردند، البته اولین نقش که رهبری قیام بود با خود امام خمینی رضوان الله تعالی علیه بود ولی بعد از امام روحانیت نقش آگاهی دهنده و بیداری مردم را داشتند، آشنا کردن مردم با وظیفه دینی، آگاهی دادن از ظلم و ستمها و اجحافها و در واقع فسادهای حاکمیت که اینها نقش مهمی در پیروزی انقلاب اسلامی داشت و بنده فکر نمیکنم در تاریخ چند صد ساله روحانیت برههای مانند این برهه که روحانیت توانسته باشد به مردم آگاهی دهد و مردم را به میدان بکشاند، بوده باشد، هیچ زمانی این چنین حرکتی به این عظمت و تأثیر گذاری نبوده است که روحانیت توانسته باشد آن را شکل دهد یا در آن نقشی ایفا کرده باشد.
استاد احمدی با اشاره به نکاتی خواستار تلاش مضاعف در راستای پیاده سازی اندیشههای امام راحل شد و خاطرنشان کرد: بالاخره ما تا اینجا آمدهایم، مردم ما، مسئولین ما با فراز و نشیبهایی که در این 36 سال که از انقلاب اسلامی میگذرد آمدهاند، الان هم از یک جهاتی نظام توانمندی داریم به لحاظ مسائل نظامی و در دولت اخیر با سیاستهای اندیشمند و تدبیری که ملاحظه میشود در میدانهای نظامی و سیاسی موفقیتهای خوبی هست، مهم این است که ما بتوانیم راه امام و آن اندیشههای امام را ادامه دهیم.
مشکلات اقتصادی و فرهنگی مردم را دلسرد می کند
وی ادامه داد: تاکنون ما تجربههای گرانقدری به دست آوردهایم ولی مهم این است که بتوانیم از این تجربیات استفاده کنیم و راه را ادامه دهیم، الان در یک وضعیت خاصی قرار داریم، مردم ما یک مسائلی را مشاهده میکنند، یک مشکلاتی را در مسائل اقتصادی و فرهنگی مشاهده میکنند که خیلی برای مردم دلسرد کننده است.
امام متعلق به همه مردم است، ایشان یک تدبیر پدرانه و فراگیر برای همه داشت
وی افزود: بعضی خیلی محدود فکر میکنند، انحصار طلبی میکنند، فکر میکنند انقلاب متعلق به یک گروه خاصی است، ما باید بتوانیم انحصار شکنی را انجام دهیم چون انقلاب برای همه مردم است، امام متعلق به همه مردم است، امام و انقلاب به هیچ جناح و گروه خاصی منحصر نیست، امام یک تدبیر پدرانه و فراگیر برای همه داشت غیر از آنهایی که فساد و تباهیشان روشن بود مانند مجاهدین خلق (منافقین)، فدائیان خلق یا بعضی از گروههای افراطی که با دین میانهای نداشتند امام اینها را طرد میکرد اما مسلمانها را با احزاب و سلیقههای مختلف همه را پوشش میداد و همه را در لوای خودش قرار میداد و رهبری میکرد.
باید با وحدت بتوانیم از آرمان های امام حمایت کنیم
وی تصریح کرد: الان هم ما باید همان راه را در پیش بگیریم تا مردم ما دلسرد نشوند، باور مردم این نشود که یک عدهای دارند «بِکِش، بِکِش» میکنند، انحصار طلبی میکنند و میخواهند اهداف حزبی و گروهی خودشان را به کرسی بنشانند، اینها را باید چاره اندیشی کنیم که با وحدت و مسالمت و دور اندیشی از حوزه گرفته تا بالاتر با یک وحدت رویه با همه اختلاف سلیقه ها و اندیشه ها بتوانیم از آرمان های امام ان شاء الله حمایت کنیم و تداوم ببخشیم.
استاد سطوح عالی حوزه در مورد مسائل فرهنگی بیان داشت: یک مقدار بازتر صحبت کنیم متأسفانه یک سری مسائلی مشاهده میشود که از لحاظ فرهنگ سازی کشورمان با مشکلاتی روبرو هست، یک عدهای میخواهند با خشونت اسلام و دین را حاکم کنند، با خشونت فرهنگ حاکمیت پیدا نمیکند، از کارهای فرهنگی یک مقداری داریم غفلت میکنیم فرض کنید در مورد بد حجابی و بی حجابی میبینیم بعضی گروهها، بعضی اندیشهها در صدد این هستند که با یکسری مسائل امنیتی مردم را به طریقی محجبه و متدین کنند، بنده فکر میکنم این روش شیوه مناسبی نیست این راه فرهنگ سازی نیست، فرهنگ را باید با فرهنگ پاسخ داد نه با جبر و با خشونت؛ در زمان رضا خان با چماق میخواستند حجاب از سر زنها بردارند، نتواستند البته هیچگاه هم نخواهند توانست هیچ گروه و حزبی نمیتواند، با خشونت نه حجاب میرود نه میآید، حجاب با فرهنگ میآید.
استاد احمدی با بیان خاطرهای از دوران انقلاب، درباره مسأله فرهنگ سازی به دور از خشونت گفت: در آن دوران روزی که برای استقبال امام رفته بودیم میدان آزادی تهران مملو از زنان بی حجاب بود، حجاب زنان به حدی بود که حتی بخشی از بدن اینها نمایان بود ولی مانند بقیه مردم به استقبال امام آمده بودند و منتظر ورود امام بودند، مانند دیگران شعار میدادند و از امام حمایت میکردند، این وضع بود تا وقتی که امام مستقر شد ولی همین مردم و همین بی حجابها متحول شدند و رعایت حجاب کردند، بر اثر فرهنگ سازی که شد و فضای روحانی و معنوی کشور و وجود معنوی امام خمینی رحمة الله علیه کشور متحول شد و تا زمانی که امام زنده بودند و آن ابهت و معنویت امام راحل بود همان وضعیت در کشور بود.
در مسائل فرهنگی باید با فرهنگ پیش برویم و زمینه سازی کنیم تامردم را با مسائل دین آشنا کنیم
وی گفت: به نظرم راه بازگرداندن مردم به معنویت و به مسائل اخلاقی اینگونه که مورد نظر بعضی از عزیزان است، نمیباشد. بنده نمیپسندم، بنده فکر میکنم فرهنگ سازی ما ضعیف است. اگر فرهنگ سازی داشته باشیم در مسائل فرهنگی و در تمامی مسائل دیگر هم با فرهنگ سازی میشود مشکلات را حل کرد و به نتیجه مطلوب رسید، در مسائل فرهنگی باید با فرهنگ پیش برویم اگر با فرهنگ پیش برویم و زمینه سازی کنیم میتوانیم مردم را با مسائل دین آشنا کنیم، نباید دین را خشن به مردم معرفی کنیم اگر اینگونه کنیم کسانی که دین گریزند ممکن است دین ستیز هم بشوند که بعضاً هم مشاهده میشود در اثر خشونتهایی که گاهاً انجام میگیرد برخی جوانها دین ستیز میشوند.
این استاد سطوح عالی حوزه خاطرنشان کرد: باید بیشتر فرهنگ سازی کرد، در مسائل اقتصادی بیشتر باید نظارت شود، متأسفانه مشاهده میشود در اتهامهایی که به دادگاه کشیده میشود رد پای مسئولین رده بالا هم هست، این مردم را دلسرد میکند وقتی مردم میبینند که مسئولین تصمیم گیرنده خودشان خدای ناکرده آلوده به این گونه مسائل میشوند، مردمی که شهید دادهاند، ستم کشیدهاند، همان مردمی که با فریادهای کوبنده خود حکومت فاسد پهلوی را ساقط کردند، بعد ببینند یک سری مسائل مشابه حکومت گذشته در کشور اتفاق میافتد دلسرد میشوند و کم کم صحنه را خالی میکنند. چنین پیشامدهایی بسیار خطرناک است، باید در مورد مسئولین در مسائل اقتصادی کنترل و نظارت بیشتری باشد تا چنین مسائلی پیش نیاید تا مردم دلسرد نشوند و ببینند که خون شهیدانشان به بار نشسته و دینشان اجرا میشود، ببینند که دادگستری و قوه قضائیه و نیروی نظامی و انتظامی بر موازین شرعی است و به کسی ظلم و ستم نمیشود.
وی یادآور شد: متأسفانه دیده میشود با همه پیشرفتهایی که در زمینههای مختلف داشتیم هنوز قضیه کارتن خوابی در کشور بیداد میکند، هنوز اعتیاد دارد جوانهایمان را بیچاره میکند، باید رفت و افراد محروم و فقیر جامعه را هم دید که با چه وضعیتی زندگی میکنند، این وضعیت خوشایند حکومت اسلامی که خود را شیعه امیرالمؤمنین علیه السلام میداند، نمیباشد، حضرت علی علیه السلام چهار، پنج سالی که حکومت کرد در اطراف کوفه فقیر پیدا نمیشد، حضرت در آن مدت کوتاه حکومت را متحول کرد، حال ما بعد از گذشت 36 سال از انقلاب این مسائل را میبینیم برایمان رنج آور است، امیدواریم بهتر از این پیش برویم و راه امام را ادامه دهیم./220/21/20
دیدگاه جدیدی بگذارید