استاد سید پورآذر مطرح کرد؛

پاسخ به شبهه مشابهت ادله احمد الحسن با ادله پیامبر خاتم (ص)

استاد سید حسین سید پورآذر از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «پاسخ به شبهه مشابهت ادله احمد الحسن با ادله پیامبر خاتم (ص) (قسمت اول)» پرداخت.

/270/260/20/

این مستبصر از فرقه احمد الحسن و استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: آشکار بودن ادله خلفای الهی سنت پروردگار است؛ و مقتضای حکمت الهی ات که برای هدایت مردم ادله بیّن و آشکار ارائه کند. می دانیم که مقتضای عزت الهی این است که هیچ کس نمی تواند علیه خدا حجت اقامه کند و این امر فقط با ارائه براهین و حجج بالغه و ادله بیّن و آشکار محقق می شود. از این رو اگر مدعی برای اثبات بنیادی ترین ادعاهای خود به متون متشابه از تورات و انجیل و  قرآن و رایات اهل بیت علیهم السلام استناد کند و با استفاده از تأویل باطل و تفسیر به رأی در صدد تطبیق آن نسبت به خود باشد، قطعا مدعی کذابی است و در طول تاریخ مدعیان بسیاری از این طریق توانسته اند مردم را فریب دهند و در میان امت پیامبر تفرقه بیاندازند.

 

وی افزود: پیروان احمد الحسن با پذیرش این معیار برای شناخت حجت های الهی و  آگاهی از وجود شبهات در ادله احمد الحسن در صدد پاسخ به این اشکال بر می آیند و با بیان مغالطات در صدد سرپور گذاشتن بر این انحراف از سنت الهی هستند.

 

شبهه: مشابهت ادله احمد الحسن با ادله پیامبر خاتم (ص)

استاد سید پورآذر خاطرنشان کرد: احمد الحسن و پیروان او مدعی هستند که دعوت احمد الحسن مانند دعوت پیامبر خاتم (ص) است. همان طور که پیامبر (ص) مدعی وصیت موسی و عیسی (ع) شده است که به ظور حضرت محمد (ص) بشارت داده اند؛ احمد الحسن نیز مدعی وصیت پیامبر (ص) شده است که به ظهور او بشارت داده است. همان طور که منکران رسالت پیامبر خاتم (ص) شبهاتی بر صدق پیامبر مطرح می کردند، مخالفان احمد الحسن نیز همان شبهات را مطرح می کنند. وجود شبهات امتحان الهی برای سنجش ایمان است و نمی توان وجود شبهات را دلیل بطلان دانست.  

 

وی افزود: آنها با این اتهام دانسته یا نادانسته اصل اسلام و حقانیت پیامبر خاتم (ص) را انکار می کنند. از یان رو ابتدا باید به بررسی دلالت وصیت انبیای پیشین بر صدق پیامبر (ص) بپردازیم و بیّن بودن دلالت معجزات پیامبر (ص) را بیان کنیم؛ سپس شبهاتی که کفار و مشرکین مطرح می کردند را بیان کنیم و در نهایت ادعای احمد الحسن را اجمالا با ادله دعوت پیامبر مقایسه کنیم تا مغالطه احمد الحسن آشکار گردد.

 

بیّن بودن دلالت وصیت بر پیامبر خاتم (ص)

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: نص و وصیت به عنوان یکی از علائم حجت های الهی است و طبق معیاری و سنت الهی که بیان کردیم، دلالت وصیت مانند سایر  علائم دیگر باید دلالت روشن و واضحی باشد و از نظر صدور و معنی و تطبیق بر مصداق دچار خلل و تشابه نباشد. بنابراین توصیف پیامبر خاتم (ص) در ادیان پیشین و وصایای انبیای الهی باید به گونه ای باشد که موجب شناخت تکوینی نسبت به او گردد و بیان های مبهم و متشابه که مصداق خود را به درستی معرفی نمی کند، از مصادیق براهین و بینات و حجة بالغة و .. به شمار نمی رود.

 

وی افزود: دلالت وصایای انبیای پیشین بر شخص محمد بن عبدالله پیامبر خاتم (ص) روشن تر از آفتاب است و از براهین قطعی و حجج بالغه و آیات محکمات و ادله بینات بر صدق پیامبر خاتم (ص) به شمار می رود. دلالت نصوص و وصایای انبیای گذشته بر پیامبر خاتم (ص) به گونه ای است که افراد بسیاری از اهل کتاب قبل از اینکه پیامبر مبعوث شود و ادعای نبوت کند او را شناختند و پیامبر خاتم (ص) را به دیگران معرفی می کردند.

 

بیّن بودن دلالت وصیت در قرآن

استاد سید پور آذر خاطرنشان کرد: آیات متعددی بر این امر تصریح دارند که توصیف پیامبر خاتم (ص) برای اهل کتاب به گونه ای بوده است که موجب شناخت تکوینی اهل کتاب نسبت به پیامبر خاتم (ص) شد. ولی بیشتر آنها این حقیقت را کتمان کردند و با وجود علم و آگاهی قطعی از اینکه محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله و سلم همان پیامبر موعود است با او مخالفت کردند.

 

آیه اول:

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: از جمله آیات در این زمینه، بقره آیه 146 است که می خوانیم: «الَّذِينَ ءَاتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ  وَ إِنَّ فَرِيقًا مِّنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ» اهل كتاب، پيامبر اسلام را [بر اساس اوصافش كه در تورات و انجيل خوانده‏اند] مى‏شناسند، به گونه‏اى كه پسران خود را مى‏شناسند؛ و مسلماً گروهى از آنان حق را در حالى كه مى‏دانند، پنهان مى‏دارند. (بقره: 146)

 

وی افزود: امام باقر  علیه السلام ذیل این آیه می فرماید: «... وَ أَمَّا مَا ذَكَرْتَ أَصْحَابَ الْمَشْئَمَةِ فَمِنْهُمْ أَهْلُ الْكِتَابِ قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى‏ الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ وَ إِنَّ فَرِيقاً مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ‏ عَرَفُوا رَسُولَ اللَّهِ ص وَ الْوَصِيَّ مِنْ بَعْدِهِ وَ كَتَمُوا مَا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ بَغْياً وَ حَسَد» (صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات في فضائل آل محمّد صلّى الله عليهم - ايران ؛ قم، چاپ: دوم، 1404 ق؛ ج ‏1؛ ص 448)

 

ابن شهرآشوب در کتاب متشابة القرآن و مختلفه آورده است: «قال أبو زيد المدني لقي أبو جهل النبي ص فصافحه أبو جهل فقيل له في ذلك فقال و الله أعلم أنه نبي و لكن متى كنا تبعا لبني عبد مناف فأنزل الله الآية و قال الأخنس و قد سئل عن النبي بالسر و الله إن محمدا لصادق و ما كذب قط و لكن إذا ذهب بنو قصي باللواء و الحجابة و السقاية و الندوة و النبوة ما ذا يكون لقريش‏» (متشابة القرآن و مختلفه ج 2، ص 12)

 

آیه دوم

استاد سید پورآذر خاطرنشان کرد: در سوره انعام آیه 20 می خوانیم: «الَّذِينَ ءَاتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمُ  الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ» كسانى كه به آنان كتاب آسمانى داديم، همان گونه كه پسرانشان را مى‏شناسند [بر اساس اوصافى كه در كتاب‏هايشان بيان شده‏] پيامبر را مى‏شناسند؛ فقط كسانى كه سرمايه وجودشان را تباه كردند، ايمان نمى‏آورند. (انعام: 20)

 

وی افزود: عروسی حویزی در تفسیر نورالثقلین در ذیل این آیه شریفه روایت آورده است: «37- في تفسير على بن إبراهيم حدثني أبى عن ابن أبى عمير عن حماد عن حريز عن أبى عبد الله عليه السلام قال: نزلت هذه الآية في اليهود و النصارى يقول الله تبارك و تعالى‏ الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ‏ يعنى رسول الله (ص) كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمُ‏ لان الله عز و جل قد أنزل عليهم في التوراة و الإنجيل و الزبور صفة محمد صلى الله عليه و آله و صفة أصحابه و مبعثه و مهاجره، و هو قوله تعالى: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ تَراهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً سِيماهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ مَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ‏ فهذه صفة رسول الله صلى الله عليه و آله في التوراة و الإنجيل و صفة أصحابه فلما بعثه الله عز و جل عرفه أهل الكتاب كما قال جل جلاله، «فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ» (العروسى الحويزى، عبد على بن جمعة، تفسير نور الثقلين - قم، چاپ: چهارم، 1415 ق؛ تفسير نور الثقلين؛ ج‏ 1؛ ص 708)

 

وی افزود: ذیل این آیه از ابوحمزه ثمالی روایتی نقل شده است: «و أما قوله‏ الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ- يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمُ‏ الآية فإن عمر بن الخطاب قال لعبد الله بن سلام هل تعرفون محمدا في كتابكم قال نعم و الله نعرفه بالنعت الذي نعت الله لنا- إذا رأيناه فيكم كما يعرف أحدنا ابنه- إذا رآه مع الغلمان- و الذي يحلف به ابن سلام لأنا بمحمد هذا أشد معرفة مني بابني» (تفسير القمي؛ ج‏ 1؛ ص 195)

 

وی در ادامه بیان کرد: علامه مجلسی نیز در بحارالانوار ج 9، ص 85 آورده است: «و في قوله كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمُ قال أبو حمزة الثمالي لما قدم النبي ص المدينة قال عمر لعبد الله بن سلام إن الله أنزل على نبيه أن أهل الكتاب يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمُ فكيف هذه المعرفة قال نعرف نبي الله بالنعت الذي نعته الله إذا رأينا فيكم كما يعرف أحدنا ابنه إذا رآه بين الغلمان و ايم الله الذي يحلف به ابن سلام لأنا بمحمد أشد معرفة مني بابني فقال له كيف قال عبد الله عرفته بما نعته الله لنا في كتابنا فأشهد أنه هو فأما ابني فإني لا أدري ما أحدثت أمه فقال قد وفقت و صدقت و أصبت»

 

آیه سوم

استاد سید حسین سید پورآذر خاطرنشان کرد: سومین آیه شریفه در سوره مبارکه بقره، آیه 89 است: «وَ لَمَّا جَاءَهُمْ كِتَابٌ مِّنْ عِندِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِّمَا مَعَهُمْ وَ كاَنُواْ مِن قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلىَ الَّذِينَ كَفَرُواْ فَلَمَّا جَاءَهُم مَّا عَرَفُواْ كَفَرُواْ بِهِ  فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلىَ الْكَفِرِينَ» و هنگامى كه براى آنان از سوى خدا كتابى [چون قرآن‏] آمد كه تصديق كننده توراتى است كه با آنان است، و همواره پيش از نزولش به خودشان [در سايه ايمان به آن‏] مژده پيروزى بر كافران مى‏دادند، پس [با اين وصف‏] زمانى كه قرآن [كه پيش از نزولش آن را با پيشگويى تورات مى‏شناختند] نزد آنان آمد، به آن كافر شدند؛ پس لعنت خدا بر كافران باد. (بقره: 89)

 

وی فازود: در ذیل این آیه شریفه روایت شده است: «حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ أَبِي عُمَرَ الزُّبَيْدِيِّ [الزُّبَيْرِيِ‏] عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ‏ الْكُفْرُ فِي كِتَابِ اللَّهِ عَلَى خَمْسَةِ وُجُوهٍ- فَمِنْهُ كُفْرٌ بِجُحُودٍ وَ هُوَ عَلَى وَجْهَيْنِ- جُحُودٌ بِعِلْمٍ وَ جُحُودٌ بِغَيْرِ عِلْمٍ- فَأَمَّا الَّذِينَ جَحَدُوا بِغَيْرِ عِلْمٍ- فَهُمُ الَّذِينَ حَكَاهُ اللَّهُ عَنْهُمْ فِي قَوْلِهِ‏ وَ قالُوا ما هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا- وَ ما يُهْلِكُنا إِلَّا الدَّهْرُ- وَ ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ‏ وَ قَوْلِهِ «إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَواءٌ عَلَيْهِمْ- أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ‏» فَهَؤُلَاءِ كَفَرُوا وَ جَحَدُوا بِغَيْرِ عِلْمٍ- وَ أَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا وَ جَحَدُوا بِعِلْمٍ- فَهُمُ الَّذِينَ قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى‏ وَ كانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا- فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ‏ فَهَؤُلَاءِ كَفَرُوا وَ جَحَدُوا بِعِلْم» (تفسير القمي؛ ج‏ 1؛ ص 32)

 

وی افزود: در تفسیر منسوب به امام حسن عسکری علیه السلام آمده است: «قوله عز و جل‏ وَ لَمَّا جاءَهُمْ كِتابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ وَ كانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكافِرِينَ‏»

268 قَالَ الْإِمَامُ ع‏ ذَمَّ اللَّهُ تَعَالَى الْيَهُودَ فَقَالَ: وَ لَمَّا جاءَهُمْ‏ يَعْنِي هَؤُلَاءِ الْيَهُودَ الَّذِينَ تَقَدَّمَ ذِكْرُهُمْ- وَ إِخْوَانَهُمْ مِنَ الْيَهُودِ، جَاءَهُمْ‏ كِتابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ‏ الْقُرْآنُ‏ مُصَدِّقٌ‏ ذَلِكَ الْكِتَابُ‏ لِما مَعَهُمْ‏ مِنَ التَّوْرَاةِ الَّتِي بُيِّنَ فِيهَا أَنَّ مُحَمَّداً الْأُمِّيَ مِنْ وُلْدِ إِسْمَاعِيلَ، الْمُؤَيَّدُ بِخَيْرِ خَلْقِ اللَّهِ بَعْدَهُ: عَلِيٍّ وَلِيِّ اللَّهِ.

وَ كانُوا يَعْنِي هَؤُلَاءِ الْيَهُودَ مِنْ قَبْلُ‏ ظُهُورِ مُحَمَّدٍ ص بِالرِّسَالَةِ يَسْتَفْتِحُونَ‏ يَسْأَلُونَ اللَّهَ الْفَتْحَ وَ الظَّفَرَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَعْدَائِهِمْ وَ الْمُنَاوِينَ لَهُمْ، فَكَانَ اللَّهُ يَفْتَحُ لَهُمْ وَ يَنْصُرُهُمْ.

قَالَ اللَّهُ تَعَالَى: فَلَمَّا جاءَهُمْ‏ جَاءَ هَؤُلَاءِ الْيَهُودَ ما عَرَفُوا مِنْ نَعْتِ مُحَمَّدٍ ص وَ صِفَتِهِ‏ كَفَرُوا بِهِ‏ وَ جَحَدُوا نُبُوَّتَهُ حَسَداً لَهُ وَ بَغْياً عَلَيْهِ.

قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكافِرِينَ» (التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري عليه السلام، ص: 392؛ عنه البحار: 9- 181 ح 9، و ج 94- 10 صدر ح 11، و البرهان: 1- 126 صدر ح 1)

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در ذیل این آیه شریفه روایت آمده است: «69- عن أبي بصير عن أبي عبد الله ع‏ في قوله: «وَ كانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا» فقال: كانت اليهود تجد في كتبها- أن مهاجر محمد ص ما بين عير (عير: اسم جبل بالمدينة. و قيل أن بالمدينة جبلين يقال لأحدهما عير الوارد و الآخر عير الصادر) و أحد فخرجوا يطلبون الموضع فمروا بجبل يسمى حدادا فقالوا حداد و أحد سواء فتفرقوا عنده، فنزل بعضهم بفدك و بعضهم بخيبر و بعضهم بتيماء (تيماء: اسم أرض على عشر مراحل من مدينة النبي( ص). فاشتاق الذين بتيماء إلى بعض إخوانهم- فمر بهم أعرابي من قيس فتكاروا منه‏ و قال لهم: أمر بكم ما بين عير و أحد فقالوا له: إذا مررت بهما فأرناهما- فلما توسط بهم أرض المدينة قال لهم: ذاك عير و هذا أحد، فنزلوا عن ظهر إبله- فقالوا له: قد أصبنا بغيتنا فلا حاجة لنا في إبلك، فاذهب حيث شئت- و كتبوا إلى إخوانهم الذين بفدك و خيبر: أنا قد أصبنا الموضع فهلموا إلينا فكتبوا إليهم: أنا قد استقرت بنا الدار- و اتخذنا الأموال و ما أقربنا منكم- و إذا كان ذلك فما أسرعنا إليكم فاتخذوا بأرض المدينة الأموال- فلما كثرت أموالهم بلغ تبع (تبّع كسكر من ملوك حمير سمي تبعا لكثرة اتباعه و قال الطريحي: هو ذو القرنين الذي قال الله فيه‏\i« أَ هُمْ خَيْرٌ أَمْ قَوْمُ تُبَّعٍ») فغزاهم فتحصنوا منه فحاصرهم، فكانوا يرقون لضعفاء أصحاب تبع، فيلقون إليهم بالليل التمر و الشعير، فبلغ ذلك تبع فرق لهم و آمنهم فنزلوا إليه- فقال لهم: إني قد استطبت بلادكم و لا أرى إلا مقيما فيكم، فقالوا له: إنه ليس ذلك لك إنها مهاجر نبي- و ليس ذلك لأحد حتى يكون ذلك، فقال لهم: فإني مخلف فيكم من أسرتي من إذا كان ذلك ساعده و نصره، فخلف فيهم حيين الأوس و الخزرج فلما كثروا بها كانوا يتناولون أموال اليهود، فكانت اليهود تقول لهم: أما لو بعث محمد لنخرجنكم من ديارنا و أموالنا، فلما بعث الله محمدا ص آمنت به الأنصار و كفرت به اليهود، و هو قول الله «وَ كانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا» إلى «فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكافِرِينَ‏» (محمد بن مسعود عیاشی، تفسير العياشي؛ ج ‏1؛ ص 49؛ البحار ج: 54. البرهان ج 1: 128. الصافي ج 1: 115. رواه الطبرسي (ره) في كتاب مجمع البيان (ج 1: 158) عن العياشي مع اختلاف يسير في بعض الألفاظ.)

 

آیه چهارم

استاد سید حسین سید پورآذر خاطرنشان کرد: چهارمین آیه شریفه، سوره اعراف، آیه 157 است: «الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبىِ‏َّ الْأُمِّىَّ الَّذِى يجَِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِندَهُمْ فىِ التَّوْرَئةِ وَ الْانجِيلِ يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنهَْئهُمْ عَنِ الْمُنكَرِ وَ يحُِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَ يحَُرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَئثَ وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلَالَ الَّتىِ كاَنَتْ عَلَيْهِمْ  فَالَّذِينَ ءَامَنُواْ بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُواْ النُّورَ الَّذِى أُنزِلَ مَعَهُ  أُوْلَئكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» همان كسانى كه از اين رسول و پيامبر «ناخوانده درس» كه او را نزد خود [با همه نشانه‏ها و اوصافش‏] در تورات وانجيل نگاشته مى‏يابند، پيروى مى‏كنند؛ پيامبرى كه آنان را به كارهاى شايسته فرمان مى‏دهد، و از اعمال زشت بازمى‏دارد، و پاكيزه‏ها را بر آنان حلال مى‏نمايد، و ناپاك‏ها را بر آنان حرام مى‏كند، و بارهاى تكاليف سنگين و زنجيره‏ها [ىِ جهل، بى‏خبرى و بدعت را] كه بر دوش عقل وجان آنان است برمى‏دارد؛ پس كسانى كه به او ايمان آوردند و او را [در برابر دشمنان‏] حمايت كردند و ياريش دادند و از نورى كه بر او نازل شده پيروى نمودند، اينان همان رستگارانند. (اعراف: 157)

 

وی افزود: طبق این آیه اوصافی که در تورات و انجیل بیان شده است، به گونه ای واضح و آشکار بر محمد (ص) دلالت می کرد که یهود و نصاری توانستند او را تشخیص دهند و بشناسند و  تعبیر «یجدونه» بر تحصیل شناخت تکوینی نسبت به مصداق پیامبر دلالت می کند.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در ذیل این آیه شریفه از کافی روایت آمده است: «فَلَمَّا نَزَلَتِ التَّوْرَاةُ عَلَى مُوسَى ع بَشَّرَ بِمُحَمَّدٍ ص وَ كَانَ بَيْنَ يُوسُفَ وَ مُوسَى مِنَ الْأَنْبِيَاءِ وَ كَانَ وَصِيُّ مُوسَى يُوشَعَ بْنَ نُونٍ ع وَ هُوَ فَتَاهُ الَّذِي ذَكَرَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي كِتَابِهِ فَلَمْ تَزَلِ الْأَنْبِيَاءُ تُبَشِّرُ بِمُحَمَّدٍ ص حَتَّى بَعَثَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ فَبَشَّرَ بِمُحَمَّدٍ ص وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ تَعَالَى- يَجِدُونَهُ‏ يَعْنِي الْيَهُودَ وَ النَّصَارَى- مَكْتُوباً يَعْنِي صِفَةَ مُحَمَّدٍ ص‏ عِنْدَهُمْ‏ يَعْنِي‏ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ(الأعراف: 156) وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ يُخْبِرُ عَنْ عِيسَى- وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتِي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَد (الصف: 6) وَ بَشَّرَ مُوسَى وَ عِيسَى بِمُحَمَّدٍ ص كَمَا بَشَّرَ الْأَنْبِيَاءُ ع بَعْضُهُمْ بِبَعْضٍ حَتَّى بَلَغَتْ مُحَمَّداً ص فَلَمَّا قَضَى مُحَمَّدٌ ص نُبُوَّتَهُ وَ اسْتُكْمِلَتْ أَيَّامُهُ أَوْحَى اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى إِلَيْهِ يَا مُحَمَّدُ قَدْ قَضَيْتَ نُبُوَّتَكَ وَ اسْتَكْمَلْتَ أَيَّامَكَ فَاجْعَلِ الْعِلْمَ الَّذِي عِنْدَكَ وَ الْإِيمَانَ وَ الِاسْمَ الْأَكْبَرَ وَ مِيرَاثَ الْعِلْمِ وَ آثَارَ عِلْمِ النُّبُوَّةِ فِي أَهْلِ بَيْتِكَ عِنْدَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع فَإِنِّي لَمْ أَقْطَعِ الْعِلْمَ وَ الْإِيمَانَ وَ الِاسْمَ الْأَكْبَرَ وَ مِيرَاثَ الْعِلْمِ وَ آثَارَ عِلْمِ النُّبُوَّةِ مِنَ الْعَقِبِ مِنْ ذُرِّيَّتِكَ كَمَا لَمْ أَقْطَعْهَا مِنْ بُيُوتَاتِ الْأَنْبِيَاءِ الَّذِينَ كَانُوا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ أَبِيكَ آدَم» (الكافي (ط - الإسلامية)؛ ج‏ 8؛ ص 117)

 

استاد سید حسین سید پورآذر در بخش پایانی گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، خاطرنشان کرد: تکمله پاسخ به این شبهه را در گفتگوی آینده بیان خواهیم کرد.

س, 01/26/1404 - 11:13