استاد علم هدائی مطرح کرد؛

نگاهی اجمالی به شخصیت حضرت حمزه

به مناسبت فرا رسیدن سالگرد شهادت حمزه سیدالشهدا علیه السلام، استاد سید محمدرضا علم هدائی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «نگاهی اجمالی به شخصیت حضرت حمزه» پرداخت.

/270/260/21/

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: طبق نظر برخی از تاریخ نگاران حضرت حمزه دو یا چهار سال از حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم بزرگتر بوده اند. مادر ایشان هاله بنت اهیب بوده و آن حضرت برادر تنی صفیه، عمه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بوده است.

 

وی افزود: القاب  آن جناب اسد الله و اسد رسول الله و سید الشهداء بوده است. امام باقر علیه السلام از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم نقل کرده اند: «على قائمة العرش مكتوب: حمزة أسد الله و أسد رسوله و سيد الشهداء.»

 

استاد علم هدایی در ادامه بیان کرد: برخی از بزرگان فرموده اند حضرت حمزه سید الشهدای زمان خودش بوده و امام حسین علیه السلام سید الشهدای مطلق زمان ها بوده اند؛ همچنان که حضرت مریم سیدة نساء العالمین در زمان خودش بوده و حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها سیدة نساء العالمین در تمام ازمنه بوده است. ملا صالح مازندرانی در شرح روایت فوق می نویسد: «قوله (و سيد الشهداء) بالإضافة إذ الحسين عليه السلام سيد الشهداء كلهم من لدن آدم إلى قيام الساعة.»

 

وی خاطرنشان کرد: از گزارشات تاریخی چنین بر می آید که حضرت حمزه غیرت بی نظیری نسبت به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم داشته اند و در دفاع از آن حضرت صلی الله علیه و آله و سلم از هیچ کاری فروگذار نمی کردند. دو گزارش در گواهی بر این ادعا بیان می کنیم.

 

گزارش اول:

استاد سید محمدرضا علم هدائی افزود: روزی ابوجهل نزدیک کوه صَفا به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برخورد و سخنانی ناشایست به وی گفت. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به او پاسخی نداد. کنیزی در آنجا بود و این ماجرا را دید. دیری نگذشت که حمزه از شکار به مکه بازگشت. عادت حمزه چنان بود که چون از شکار برمی گشت، کعبه را طواف می ‌کرد، سپس به انجمن‌ های قریش می ‌رفت و با آنان سخن می ‌گفت. قریش حمزه را به سبب جوانمردی هایش دوست می ‌داشتند. این بار که حمزه به عادت خود به دیدن آشنایان مشغول بود، آن کنیز نزد او رفت و گفت: نبودی تا ببینی ابوجهل به برادرزاده ات چه گفت. حمزه به سروقت ابوجهل رفت، او را دید که در مسجد الحرام در میان مردم نشسته است. کمان خود را بر سر وی کوفت، چنان که سر ابوجهل زخمی بزرگ برداشت. سپس گفت: «‌تو محمد صلی الله علیه و آله و سلم را دشنام می‌ دهی، مگر نمی ‌دانی من به دین او درآمده ‌ام. هر چه او بگوید، من هم می ‌گویم» بنی‌ مخزوم خواستند به یاری ابوجهل برخیزند، اما وی گفت: حمزه را بگذارید، چه من برادرزاده او را دشنام‌ های ناخوشایند داده ‌ام.

 

گزارش دوم:

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: امام صادق عليه السلام فرمود: در آن ميان كه پيغمبر صلى اللّٰه عليه و آله در مسجد الحرام بود و لباس هاى نو در برداشت، مشركين شكمبه شترى را بر او افكندند و لباس هايش را آلوده كردند؛ پيغمبر از اين عمل به قدرى ناراحت شد كه خدا داند، آنگاه نزد ابو طالب آمد و گفت: اى عمو! حسب مرا در ميان خود چگونه مي بينى‌؟ او گفت: مگر چه شده اى برادرزاده‌؟! حضرت گزارش داد؛ ابو طالب حمزه را طلبيد و خودش هم شمشير برگرفت و به حمزه گفت: شكمبه را بردار، سپس همراه پيغمبر به سوى آن قوم رفت تا نزد قريش رسيد؛ آنها گرد كعبه بودند؛ وقتی او را ديدند، آثار خشم و بدى را در چهره ‌اش خواندند؛ آنگاه به حمزه گفت: شكمبه را بر سبيل همه بمال. او چنين كرد؛ تا به نفر آخرشان هم ماليد. سپس ابو طالب متوجه پيغمبر صلى اللّٰه عليه و آله شد و گفت: برادرزاده‌؟ اين است حسب تو در ميان ما.

 

استاد سید محمدرضا علم هدائی خاطرنشان کرد: یکی از ویژگی ها و فضائل عجیب حضرت حمزه این بوده است که اهل بیت علیهم السلام در بیان افتخارات خود، از اینکه حضرت حمزه از آنان است سخن به میان آورده اند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به فاطمه زهرا سلام الله علیها می فرمایند: «يا فاطمة إنا أهل بيت اعطينا ست خصال لم يعطها أحد من الأولين و لا يدركها أحد من الآخرين: منا نبيا خير الأنبياء و هو أبوك، و وصينا خير الأوصياء و هو بعلك، و شهيدنا خير الشهداء و هو حمزة عم أبيك، و منا سبطا هذه الأمة و هما ابناك، و منا مهدي هذه الأمة.» و امیر المؤمنین علیه السلام در یکی از احتجاجات خود می فرماید: «والله انّ منّا لرسول الله ص و انّ منّا حمزة سيد الشهداء.» این ویژگی از جایگاه خاص حضرت حمزه پرده بر می دارد؛ چه آنکه عصاره های خلقت به وجود آن جناب و انتسابش به ایشان بر عالمیان افتخار می کردند.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: یکی دیگر از نکات شگفت انگیز در رابطه با حضرت حمزه این نکته است که آن جناب شخصیتی دانسته شده است که اگر به همراه جعفر در جریانات سقیفه حضور می داشتند، هرگز این جریان به نتیجه مطلوب خود نمی رسید و حکومت از دستان امیر المؤمنین علیه السلام خارج نمی شد.

 

وی افزود: امیر المؤمنین علیه السلام می فرمایند: نگاه كردم كه نه كمك كاري دارم و نه ياري كننده اي؛ پس خواستم كه خاندان خود را از نابودي حفظ كنم؛ و اگر براي من پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، عمويم حمزه و جعفر بودند، با زور بيعت نمي كردم.

 

استاد علم هدائی خاطرنشان کرد: امام باقر علیه السلام نیز زمانی که از آن حضرت سؤال شد که عزت و شوکت بنی هاشم چه شد، آن هنگام که حق را از امیر المؤمنین غصب کردند، فرمود: «أما و الله لو أن حمزة و جعفرا كانا بحضرتهما ما وصلا إلى ما وصلا إليه و لو كانا شاهديهما لأتلفا نفسيهما.»  اگر حمزه و جعفر بودند، آن دو غاصب خلافت به آنچه که رسیدند، هرگز نمی رسیدند و اگر آن دو شاهد بودند، آن دو را می کشتند.

 

چ, 01/27/1404 - 10:44