استاد حریزاوی مطرح کرد؛

جهاد تبیین و نگاهی به هدف ابتدایی صلح حدیبیه

استاد روح الله حریزاوی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به موضوع «جهاد تبیین؛ و نگاهی به هدف ابتدایی صلح حدیبیه» پرداخت.

/270/260/20/

این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: آفت هایی در آخرالزمان وجود دارد که تنها راه رفع آنها راهبرد و طرح و برنامه ای به نام جهاد تبیین است؛ موضوعی که در جای جای قرآن یا لفظ تبیین آمده یا مفهومی بیان شده که تبیین است. یکی از آن موارد، حول محور جنگ احد است؛ و می دانیم که حدود نیمی از سوره آل عمران به جنگ احد و درس هایی از آن می پردازد و درک آن در آخرالزمان، راهبردهایی به ما می دهد که می توانیم با آن مسیر امت اسلامی را مشخص کنیم و به سوی حکمرانی نوین اسلامی حرکت کنیم.

 

وی افزود: دسته دیگری از آیات، آیات حول محور صلح حدیبیه است. سوره فتح، به صلح حدیبیه می پردازد.

«إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ  فَمَن نَّكَثَ فَإِنَّمَا يَنكُثُ عَلىَ‏ نَفْسِهِ  وَ مَنْ أَوْفىَ‏ بِمَا عَاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا» به يقين كسانى كه با تو بيعت مى‏ كنند، جز اين نيست كه با خدا بيعت مى ‏كنند [دست تو كه به منزله‏] دست خدا [ست‏]، بالاى دست هاى آنان است. پس كسى كه پيمان مى ‏شكند فقط به زيان خود مى ‏شكند، و كسى كه به پيمانى كه با خدا بسته است وفا كند، خدا به زودى پاداشى بزرگ به او مى‏ دهد. (10(

«سَيَقُولُ لَكَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرَابِ شَغَلَتْنَا أَمْوَالُنَا وَ أَهْلُونَا فَاسْتَغْفِرْ لَنَا  يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِم مَّا لَيْسَ فىِ قُلُوبِهِمْ  قُلْ فَمَن يَمْلِكُ لَكُم مِّنَ اللَّهِ شَيًْا إِنْ أَرَادَ بِكُمْ ضَرًّا أَوْ أَرَادَ بِكُمْ نَفْعَا  بَلْ كاَنَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرَا» كسانى از باديه ‏نشينان كه از جنگ [با دشمن‏] تخلف كردند، به زودى [از روى بهانه‏ جويى‏] به تو مى ‏گويند: اموال و خانواده‏ مان ما را به خود مشغول كردند [به اين سبب نتوانستيم به جنگ آييم‏] پس براى ما آمرزش بخواه. با زبان هايشان چيزى مى‏ گويند كه در دل هايشان نيست. بگو: اگر خدا زيانى يا سودى را براى شما بخواهد، چه كسى مى ‏تواند در برابر خدا از شما دفاع كند؟ بلكه خدا همواره به آنچه انجام مى ‏دهيد، آگاه است. (11(

«بَلْ ظَنَنتُمْ أَن لَّن يَنقَلِبَ الرَّسُولُ وَ الْمُؤْمِنُونَ إِلىَ أَهْلِيهِمْ أَبَدًا وَ زُيِّنَ ذَالِكَ فىِ قُلُوبِكُمْ وَ ظَنَنتُمْ ظَنَّ السَّوْءِ وَ كُنتُمْ قَوْمَا بُورًا» [تخلف شما از جنگ، ربطى به اموال و خانواده‏تان نداشت‏] بلكه پنداشتيد پيامبر و مؤمنان هرگز به كسان خود باز نمى‏گردند، و اين پندار باطل در دل هايتان آراسته شد، و گمان بد برديد [كه خدا پيامبر و مؤمنان را يارى نخواهد كرد] و شما [به سبب اين پندار باطل و گمان بد] قومى نابودشدنى هستيد. (12(

«وَ مَن لَّمْ يُؤْمِن بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ فَإِنَّا أَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ سَعِيرًا» و هر كس به خدا و پيامبرش ايمان نياورد [زيانى به خدا و پيامبر نمى ‏رساند]، ما براى كافران آتشى سوزان آماده كرده‏ ايم. (13(

«وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ  يَغْفِرُ لِمَن يَشَاءُ وَ يُعَذِّبُ مَن يَشَاءُ  وَ كَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا» و مالكيّت و فرمانروايى آسمان ‏ها و زمين فقط در سيطره خداست، هر كس را بخواهد مى ‏آمرزد و هر كس را بخواهد عذاب مى ‏كند و خدا همواره بسيار آمرزنده و مهربان است. (14(

«سَيَقُولُ الْمُخَلَّفُونَ إِذَا انطَلَقْتُمْ إِلىَ‏ مَغَانِمَ لِتَأْخُذُوهَا ذَرُونَا نَتَّبِعْكُمْ  يُرِيدُونَ أَن يُبَدِّلُواْ كلََامَ اللَّهِ  قُل لَّن تَتَّبِعُونَا كَذَالِكُمْ قَالَ اللَّهُ مِن قَبْلُ  فَسَيَقُولُونَ بَلْ تحَْسُدُونَنَا  بَلْ كاَنُواْ لَا يَفْقَهُونَ إِلَّا قَلِيلًا» هنگامى كه شما براى به دست آوردن غنايمى روانه [ميدان جنگى‏] مى‏ شويد، متخلفان [از جنگ حديبيه‏] به زودى خواهند گفت: بگذاريد ما هم به دنبال شما بياييم. [اين سبك‏مغزان سودجو] مى ‏خواهند وعده خدا را [كه به مؤمنان وعده پيروزى و غنيمت داد و به منافقان وعده محروميت از غنيمت و رحمت داده است‏] تغيير دهند. بگو: هرگز دنبال ما نخواهيد آمد اين‏گونه خدا پيش از اين [درباره شما] فرموده است. اما [اين گروه بى ‏شرم‏] به زودى خواهند گفت: شما نسبت به ما حسد مى‏ورزيد، [چنين نيست‏] بلكه آنان جز اندكى نمى‏ فهمند. (15(

«قُل لِّلْمُخَلَّفِينَ مِنَ الْأَعْرَابِ سَتُدْعَوْنَ إِلىَ‏ قَوْمٍ أُوْلىِ بَأْسٍ شَدِيدٍ تُقَاتِلُونهَُمْ أَوْ يُسْلِمُونَ  فَإِن تُطِيعُواْ يُؤْتِكُمُ اللَّهُ أَجْرًا حَسَنًا  وَ إِن تَتَوَلَّوْاْ كَمَا تَوَلَّيْتُم مِّن قَبْلُ يُعَذِّبْكمُ‏ْ عَذَابًا أَلِيمًا» به متخلفانِ باديه نشين بگو: به زودى به سوى گروهى سرسخت و نيرومند دعوت خواهيد شد كه با آنان بجنگيد، يا آنكه اسلام آورند پس اگر اطاعت كنيد خدا پاداش نيكى به شما خواهد داد، و اگر روى برگردانيد، همان گونه كه پيش از اين روى گردانديد، شما را به عذابى دردناك عذاب خواهد كرد. (16(

«لَّيْسَ عَلىَ الْأَعْمَى‏ حَرَجٌ وَ لَا عَلىَ الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَ لَا عَلىَ الْمَرِيضِ حَرَجٌ  وَ مَن يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تجَْرِى مِن تحَْتِهَا الْأَنهَْارُ  وَ مَن يَتَوَلَّ يُعَذِّبْهُ عَذَابًا أَلِيمًا» بر نابينا و لنگ و بيمار [اگر در جنگ شركت نكنند] گناهى نيست. و كسى كه از خدا و پيامبرش اطاعت كند، او را در بهشت‏ هايى درآورد كه از زير درختان [آن‏] نهرها جارى است، و هر كس روى بگرداند او را به عذابى دردناك عذاب مى‏ كند. (17)....»

 

استاد حریزاوی خاطرنشان کرد: دعوت پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم برای زیارت خانه خدا در سال ششم هجری، بعد از جنگ احد و احزاب بود. ترسوها حساب کردند که مگر می شود به مکه برویم و زنده برگردیم. از این رو بهانه آوردند که باغ و زندگی داریم؛ اگر برویم، بچه های ما را چه کسی نگهداری کند. بهانه کسانی که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم همراهی نکردند، همین بود. خداوند رفتار آنها را تحلیل می کند.چرا که قرآن کتاب تحلیل است و فرصت نمی دهد که افراد منافق، بهانه تراشی کننند. اینکه در سایه امّت اسلامی زندگی کند و با ولی جامعه اسلامی باشد، اما از نقشه ولایت خود را بیرون بکشد، مورد پذیرش نیست. از این رو سریعا می فرماید: «یقولون بألسنتهم ما لیس فی قلوبهم» به زبان چیزهایی می گویند که در دل قبول ندارند. در ادامه آیات می خوانیم که خداوند متعال به پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: به آنها بگو اگر خدا بخواهد به شما نفعی یا ضرری برساند، چه کسی می تواند مانع بشود. پیام این است که با خدا معامله کنید؛ وظیفه تان را انجام بدهید. اگر وظیفه رفتن به مکه است، بروید و محاسبه دنیوی نکیند. اما آنها نیامدند.

 

وی افزود: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم با جمعی حرکت کردند. قضیه سفر منجر به صلح حدیبیه که برای سفر عمره مشرف می شدند، در سال ششم اتفاق افتاد. به روایتی هزار و چهارصد نفر، به روایتی بیش از هزار و پانصد نفر و به روایتی هزار و ششصد نفر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم را همراهی کردند. در جنگ احد که سه سال قبل اتفاق افتاد، هزار نفر آمدند که هفتصد نفر از آنها ماندند. یعنی کل افزایش جمعیت کسانی که حاضر شدند بعد از سه سال بیایند، عدد بالایی نبود. یعنی حتی هزار نفر هم به جمعیت همراهان پیامبر اضافه نشد؛ بنابراین عدد جمعیت، عدد زیادی نیست. مرجفون در پی تردیدافکنی و شایعه پراکنی هستند و بسیاری نیز رسما ترسیدند که با پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم بیایند. پیامبر رفتند و فردی را برای مذاکره فرستادند. جمع بندی آن شد که آن سال نمی توانند به مکه بروند. با این حال رایزنی کردند و گفتگوها به نتیجه رسید و گفتند امسال ما نمی جنگیم. البته بر اساس قوانین آن روز، در ماه های حرام کسی نمی جنگید. با این حال نقطه ای که اسمش حدیبیه است (و امروزه برخی از کاروان های حج برای عمره آنجا محرم می شوند) محل امضای صلح و پیمان نامه سد.

 

مفاد صلح حدیبیه

استاد روح الله حریزاوی خاطرنشان کرد: مفاد صلح حدیبیه این است:

1- قریش و مسلمانان پیمان می ‌بندند که در ده ‌سال، با یکدیگر نجنگند و به یک‌دیگر شبیخون نزنند.

2-  هرگاه فردی از مکه از میان قریش بگریزد و به مسلمانان پناه آورد، محمد باید او را به قریش بازگردانند، ولی اگر یکی از مسلمانان به سوی قریش گریخت، قریش موظف به بازگرداندن او نیست. (البته در این صلح‌ نامه طبق آیه ۱۰ سوره ممتحنه، بازگرداندن زنان مؤمنی که از مکه به مدینه می ‌گریختند، ممنوع شده بود.(

 3- قریش و مسلمانان آزادند با هر قبیله ‌ای که خواستند پیمان ببندند.

4-  محمد [صلوات الله و سلامه علیه و آله] و پیروان او بایست این سال به مدینه بازگردند و در سال آینده و سال‌ های پس از آن، می‌ توانند برای زیارت کعبه به مکه بیایند، به شرط آنکه سه روز بیشتر در مکه نمانند و سلاحی جز شمشیر در غلاف، به همراه نداشته باشند.

5- مسلمانانی که در مکه هستند، به موجب این پیمان، در انجام تکالیف و اعتقادات مذهبی خود آزادند و کسی حق ندارد به آنان آزار برساند یا آنها را مسخره کند، یا آنان را به رها کردن آئین اسلام، وادار کند؛ بت‌ پرستان قریش نیز در انجام عبادات مذهبی در مدینه آزاد هستند و مسلمانان حق تعرض به آنها را ندارند.

6- قریش و مسلمانان پیمان می‌ بندند که اموال یکدیگر را به رسمیت بشناسند.

7- مسلمانانی که از مدینه به مکه وارد می‌ شوند، جان و مالشان محترم است و کسی حق تعرض به آنان را ندارد.

 

این استاد درس خارج حوزه در ادامه بیان کرد: سرانجام صلح نامه فتح مکه بوده است. یعنی صلح نامه همان، و پیروزی نهایی برای حکومت اسلام همان. تخریب شخصیتی که برای پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم انجام شده بود، با صلح نامه رفع شد. و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم با این صلح نامه برای اسلام ومسلمان ها شخصیت و اعتبار ایجاد کرد. در این صلح نامه آمده است که ما به شما حمله نکردیم و جنگ طلب نیستیم. خود همین قضیه باعث شد که تعداد زیادی به پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم ایمان بیاورند. خود این موضوع باعث شد وقتی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم برای فتح مکه آمدند، همه تسلیم شدند و حتی سران شرک تسلیم شدند. با این صلح نامه زمینه برای توسعه اسلام در شبه جزیره فراهم شد؛ و حتی زمینه برای دعوت به اسلام به دیگر امت ها فراهم شد. چرا که بعد از صلح حدیبیه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شروع به نامه نگاری کردند. مشرکان مکه عهدشکنی کردند و زمینه برای فتح بزرگ مکه فراهم گردید که آن هم از ثمرات صلح حدییه بود.

 

استاد حریزاوی خاطرنشان کرد: مواردی که بیان شد، علت غایی و نتیجه نهایی از صلح حدیبیه بود؛ اما باید دانست که علت ابتدایی صلح حدیبیه چه بود.

اگر بگوییم «جامعه آماده نبود»، می گوییم به هر حال، هزار و ششصد نفر که بودند. کلام وقتی روشن می شود که می بینیم در جنگ قبلی هفتصد نفر بیشتر نبودند. بنابراین به مقدار جنگ های قبلی که یار داشتند.

بگوییم «پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرموده باشند جنگ بس است و سه جنگ و سه خونریزی داشتیم و کفایت است»

بگوییم: «عده ای بگویند هنوز به قدرت لازم نرسیدیم؛ بگذاریم چند سال بگذرد و قدرت اقتصادی ما و نیروی ما افزایش پیدا کند. جمعیت ما و تسلیحات و ثروت ما زیاد بشود. و الآن وقت خوبی برای حمله نیست»

بگوییم: «با صلح نامه نشان دهیم که اسلام دین صلح است.» استاد مطهری در کتاب سیری در سیره ائمه اطهار، به پرسشی درباره اینکه اسلام «دین صلح» است یا «دین جنگ» پاسخ می دهد. «اگر کسی بپرسد آیا اسلام دین صلح است یا دین جنگ، ما چه باید جواب بدهیم؟ به قرآن رجوع می‌ کنیم. می ‌بینیم در قرآن، هم دستور جنگ رسیده و هم دستور صلح. آیات زیادی راجع به جنگ با کفار و مشرکین داریم: «وَ قاتِلوا فی سَبیلِ اللهِ الَّذینَ یقاتِلونَکمْ وَ لا تَعْتَدوا» و آیات دیگری. همچنین است در باب صلح: «وَ انْ جَنَحوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها» اگر تمایل به سلم و صلح نشان دادند، تو هم تمایل نشان بده. یک جا می‌ فرماید: «وَ الصُّلْحُ خَیرٌ» و صلح بهتر است. پس اسلام دین کدام‌ یک است؟. اسلام نه صلح را به معنی یک اصل ثابت می‏ پذیرد که در همه شرایط [باید] صلح و ترک مخاصمه [حاکم باشد] و نه در همه شرایط جنگ را می ‌‏پذیرد و می ‌گوید همه جا جنگ. صلح و جنگ در همه جا تابع شرایط است، یعنی تابع آن اثری است که از آن گرفته می‌ شود. مسلمین چه در زمان پیغمبر، چه در زمان حضرت امیر، چه در زمان امام حسن و امام حسین، چه در زمان ائمه دیگر و چه در زمان ما، در همه جا باید دنبال هدف خودشان باشند، هدفشان اسلام و حقوق مسلمین است؛ باید ببینند که در مجموع شرایط و اوضاع حاضر اگر با مبارزه و مقاتله بهتر به هدفشان می‌ رسند آن راه را پیش بگیرند و اگر احیاناً تشخیص می ‌دهند که با ترک مخاصمه بهتر به هدفشان می ‌رسند آن راه را پیش بگیرند. اصلاً این مسئله‌ که جنگ یا صلح؟ هیچ کدامش درست نیست. هر کدام مربوط به شرایط خودش است.

 

وی افزود: همه این احتمالات بر اساس یک سری محاسبه اشتباه در ذهن ما شکل گرفته است؛ دلیل این است که مبانی در دست ما نیست. و می دانیم که مبانی باید بر اساس مطالعه و تدبر و تفکر شکل بگیرد. علت ابتدایی صلح حدیبیه را بر اساس آیه 25 از سوره فتح بیان می کنیم:

«هُمُ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَ الهَْدْىَ مَعْكُوفًا أَن يَبْلُغَ محَِلَّهُ  وَ لَوْ لَا رِجَالٌ مُّؤْمِنُونَ وَ نِسَاءٌ مُّؤْمِنَاتٌ لَّمْ تَعْلَمُوهُمْ أَن تَطَُوهُمْ فَتُصِيبَكُم مِّنْهُم مَّعَرَّةُ  بِغَيرِْ عِلْمٍ  لِّيُدْخِلَ اللَّهُ فىِ رَحْمَتِهِ مَن يَشَاءُ  لَوْ تَزَيَّلُواْ لَعَذَّبْنَا الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا» آنان كسانى هستند كه كفر ورزيدند و شما را از [ورود به‏] مسجدالحرام باز داشتند و نيز نگذاشتند قربانى‏هايى كه با خود آورده بوديد به محل قربانى‏اش برسد، و اگر مردان و زنان مؤمن ناشناسى در ميان مكه نبودند، تا جنگ شما سبب كشته شدن آن بى‏گناهان شود و در نتيجه امر ناملايم و مكروهى [چون ديه‏] گريبان شما را بگيرد [شما را از جنگ باز نمى‏داشتيم، ولى بازداشتيم‏] تا خدا هركه را [مانند مردان و زنان مومنى كه براى شما ناشناخته بودند] بخواهد در رحمتش درآورد. [و] اگر مؤمنان از كافران جدا بودند يقيناً كافران [از اهل مكه‏] را به عذابى دردناك عذاب مى‏كرديم (فتح: 25)

 

استاد روح الله حریزاوی خاطرنشان کرد: دلیلی که پیامبر صلح را پذیرفته بود، آن بود که تعداد زیادی مسلمان و یا کسانی که آمادگی پذیرش اسلام را در خود ایجاد کرده بودند، هنوز در مکه بودند و هجرت نکرده بودند. پیامبر فرمود امسال نمی رویم و امتیاز می گیریم؛  مدتی بعد، مکه را فتح می کنیم. پیامبر دقیقا می دانستند که در مکه چه خبر است و تعداد زیادی در مکه نیرو داشتند. این می شود همان  جمله حاج قاسم که داعش، دشمن اصلی ما نیست؛ اگرچه حمله کرد، او را می زنیم، اما دشمن اصلی اسرائیل است که آنها را جول آورده است. ما از بین داعش برای اسلام نیرو می گیریم. اگر حرف شیعه را متوجه بشود، همان آدم منحرف، منقلب می شود و به لشکر اباعبدالله  می پیوندد. شما در محاسبه تان اشتباه می کنید. شما می گویید نمی خواهیم خونریی کنیم؛ پس نمی جنگیم. اما می ترسید پس نمی جنگید.  این محاسبه اشتباه هست. اما هر وقت که برای خدا جنگیدید، نصرت خدا با شما است. جهاد تبیین یعنی این. یعنی منطق حسابگری رهبر را بتوانیم کشف کنیم. مارق نباشیم و از امام جامعه جلو نیفتیم. سعی کنیم منطق امام جامعه را بشناسیم و درک کنیم. امام بر اساس منطقی به جمع بندی می رسد. از ما هم تبعیت کورکورانه نخواستند؛ بلکه تبعیت بر اساس استدلال خواستند. دعوت می کنم به هر اندازه که می توانیم، در این امر شرکت کنیم؛ خوبی ها را نشر کنیم و بدی ها را با منطق و استدلال تبیین کنیم.

 

 

پ, 01/28/1404 - 12:42