استاد اکبر خادم الذاکرین از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع : «نگاهی به آیات پایانی سوره معارج» پرداخت.
/270/260/20/
این مبلغ بین المللی در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: ىر آیاتی از سوره مبارکه معارج می خوانیم: « فَمَا لِ الَّذِينَ كَفَرُواْ قِبَلَكَ مُهْطِعِينَ (36( عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمَالِ عِزِينَ (37( أ َ يَطْمَعُ كُلُّ امْرِىٍ مِّنهُْمْ أَن يُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٍ (38( كلاَّ إِنَّا خَلَقْنَاهُم مِّمَّا يَعْلَمُونَ (39( فَلَا أُقْسِمُ بِرَبِّ المَْشَارِقِ وَ المَْغَارِبِ إِنَّا لَقَادِرُونَ (40( عَلىَ أَن نُّبَدِّلَ خَيرًْا مِّنْهُمْ وَ مَا نحَْنُ بِمَسْبُوقِينَ (41( فَذَرْهُمْ يخَوضُواْ وَ يَلْعَبُواْ حَتىَ يُلَاقُواْ يَوْمَهُمُ الَّذِى يُوعَدُونَ (42( يَوْمَ يخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ سِرَاعًا كَأَنهُّمْ إِلىَ نُصُبٍ يُوفِضُونَ (43( خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ذَالِكَ الْيَوْمُ الَّذِى كاَنُواْ يُوعَدُونَ» (44)
استاى خاىم الذاکرین افزود: در آیات قبل اشاره به مؤمنین و کافرین شد و سرنوشت آنها را بیان گردید. در این آیات شرحی پیرامون وضع کفار و استهزاء آنها به مقدسات بیان می شودز بعضی گفتند این آیات در مورد گروه هایی از مشرکین نازل شده که وقتی پیامبر صلي الله عليه و أله و سلم در مکه آیات معاد را برای مسلمانان می خواندند، آنها از هر گوشه و کنار می آمدند و می گفتند اگر معادی در کار باشد، وضع ما از این افرادی که به تو ایمان می آورند، بهتر است. همان گونه که در این دنیا وضع ما از آنها بهتر است.
وی در ادامه بیان کرد: قرآن می گوید آیا اینها با این وضعیتشان وارد بهشت می شوند؟! «کلّا انا خلقناهم مما یعلمون» با این جمله اولا غرور آنها را در هم می شکند و می گوید شما را از نطفه ای بی ارزش از آبی گندیده و پست آفریدیم. و ثانیا پاسخی به استهزاء کنندگان معاد است. که اگر شما در امر معاد شک دارید، بروید و حال نطفه را بررسی کنید. که چگونه از یک قطره پست موجودی بدیع ساختیم. آیا خالق این نطفه قادر نیست پس از خاک شدن شما لباس حیات در تن شما کند؟! و ثالثا چگونه طمع بهشت دارید؛ در حالی که صحیفه اعمال شما پر از گناه است. موجودی که از نطفه بی ارزش آفریده شده، از نظر مادی شرافتی ندارد. اگر شرفی باشد، به ایمان و عمل صالح است. که شما ندارید. چگونه انتظار دارید به باغ های بهشت گام بگذارید. شرافت به ایمان و عمل صالح است که شما ندارید.
استاد خادم الذاکرین خاطرنشان کرد: در ادامه آیات سوره مبارکه معارج می خوانیم: «فَلا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ إِنَّا لَقادِرُونَ (40) عَلى أَنْ نُبَدِّلَ خَيْراً مِنْهُمْ وَ ما نَحْنُ بِمَسْبُوقينَ (41)» در آیات قرآن: گاهی به صورت مفرد، تعبیر به مشرق و مغرب می کند؛ مانند این آیه شریفه از سوره مبارکه بقره: «وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ واسِعٌ عَليمٌ» (115) و گاه به صورت تثنیه آمده است؛ مانند این آیه شریفه از سوره مبارکه الرحمن: «رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَ رَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ» (17) و گاهی به صورت جمع آمده است؛ مانند این آیه شریفه از سوره مبارکه معارج. ،فَلا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ إِنَّا لَقادِرُونَ (40)» در جایی که مفرد آمده، اشاره به جنس مشرق و مغرب است و نظری به افراد ندارد. آنجا که تثنیه آمده، اشاره به دو مشرق و دو مغرب است؛ که در میان مشارق و مغارب، متعدد ممتاز است. یکی در آغاز تابستان (یعنی حد اکثر اوج خورشید در مدار شمالی) و دیگری در آغاز زمستان. (یعنی حداقل پایین آمدن خورشید در مدار جنوبی) از یکی تعبیر به مدار رأس السرطان و از دیگری تعبیر به مدار رأس الجدی می کنند. چون این دو کاملا مشخص است، روی آن مخصوصا تکیه شده است. علاوه بر این، دو مشرق و دو مغرب دیگر داریم که مشرق و مغرب اعتدالی می نامند. (در اول بهار و اول پاییز؛ هنگامی که شب و روز، در تمام دنیا برابر می شوند.) بعضی رب المشرقین و رب المغربین را اشاره به اعتدالی گرفته اند.
وی افزود: اما در آیه مورد بحث، یعنی آیه 40 از سوره مبارکه معارج، به صورت جمع آمده است. (مشارق و مغارب) اشاره به اینکه خورشید، هر روز از نقطه ای طلوع می کند و در نقطه دیگر، غروب می کند. و در سال، 360 طلوع و غروب داریم. علامه طباطبایی می فرماید: «فَلا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ إِنَّا لَقادِرُونَ عَلى أَنْ نُبَدِّلَ خَيْراً مِنْهُمْ وَ ما نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ» يعنى مشارق خورشيد، و مغارب آن. چون خورشيد در هر روز از ايام سال هاى شمسى مشرق و مغربى جداگانه دارد، هيچ روزى از مشرق ديروزش طلوع و در مغرب ديروزش غروب نمى كند، مگر در مثل همان روز در سال هاى آينده. احتمال هم دارد مراد از مشارق و مغارب مشرق هاى همه ستارگان و مغرب هاى آنها باشد.
وی افزود: در ادامه می خوانیم: «إِنَّا لَقادِرُونَ عَلى أَنْ نُبَدِّلَ خَيْراً مِنْهُمْ وَ ما نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ» اشاره به این مطلب است که برای ما هیچ مانعی ندارد شما را به کیفر اعمالتان از بین ببریم و افراد بهتر، شایسته تر و مؤمن جانشین شما سازیم تا پیامبر را یاری کند. (مفعول اول نبدل حذف شده است. و خیرا مفعول دوم است. یعنی یبدلهم خیرا منهم) و مراد از سبق غلبه است علی سبیل الاستعاره؛ یعنی چیزی نمی تواند بر ما غلبه کند و مانع از خلق جدید شود.
استاد خادم الذاکرین خاطرنشان کرد: در ادامه آیات سوره مبارکه معارج می خوانیم: «فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا وَ يَلْعَبُوا حَتَّى يُلاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذي يُوعَدُونَ» پس آنان را واگذار تا [در گفتار باطل] فرو روند و مشغول بازى باشند، تا روزشان را كه به آنان وعده داده اند، ديدار كنند (42) خطاب به پیامبر می فرماید: آنها را به حال خود واگذار. تا در مطالب باطل خود فرو روند. و به بازی مشغول باشند. تا زمانی که روز موعود خود را ملاقات کنند. یعنی ای پیامبر بیش از این وقت تلف نکن و بیش از این موعظه لازم نیست؛ چرا که آنها نه اهل منطق هستند و نه می خواهند بیدار شوند. «یخوضوا» از ماده «خوض» در اصل به معنی حرکت در آب است. سپس کنایه است از غوطه ور شدن انسان در مسائل باطل؛ و همانند کودکان سرگرم بازی هستند. یعنی فقط مانند کودکان در عالم تخیل و خیال هستند. (اضافه یوم به آنها اشاره به نوع اختصاص یوم به آنها است. یعنی اختصاص به عذاب آنها. این روز برای آنها است. یومهم می گوید روزش را ملاقات کند، یعنی آن روز باید عذاب بکشند.
استاد خادم الذاکرین افزود: در ادامه سوره مبارکه می خوانیم: «يَوْمَ يخَرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ سِرَاعًا كَأَنهُّمْ إِلىَ نُصُبٍ يُوفِضُونَ» (43) آن روز از قبرهایشان به سرعت خارج می شوند؛ گویا به طرف علامتی که هست، به سرعت می روند. اجداث، جمع جدث به معنی قبر است؛ و سراع جمع سریع، به معنی شخص یا چیزی که به سرعت حرکت می کند. بعضی گفته اند نصیب هم جمع نصب است. یعنی نُصب جمع الجمع است؛ و در اصل به معنی چیزی است که در جایی قرار داده می شود و نصب می گردد. (نُصب علامت در طریق است که سیر کنندگان را هدایت می کند. ) در روز قیامت، از قبرها به سرعت خارج می شوند و گویا به طرف علامتی که نصب شده، می روند. برخی گفته اند مراد از نُصب بت ها است. همان طور که در روز جشن یا عزا به سوی بت هایشان می شتافتند، در قیامت گویا اینطور به طرف بت ها حرکت می کنند.
وی افزود: در بیان از تفاوت نُصب با صنم باید گفت صنم بت های دارای شکل و صورت خاصّ بوده است؛ و نصب قطعه سنگ های بی شکل بوده که پرستش می شده است. در آیه 3 مائده از جمله گوشت های حرام گوشت حیواناتی است که روی این بت ها ذبح می شدند. «حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لحْمُ الخِْنزِيرِ وَ مَا أُهِلَّ لِغَيرِ اللَّهِ بِهِ وَ الْمُنْخَنِقَةُ وَ الْمَوْقُوذَةُ وَ الْمُترَدِّيَةُ وَ النَّطِيحَةُ وَ مَا أَكلََ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّيْتُمْ وَ مَا ذُبِحَ عَلىَ النُّصُبِ وَ أَن تَسْتَقْسِمُواْ بِالْأَزْلَامِ ذَالِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئسَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن دِينِكُمْ فَلَا تخَْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتمَْمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتىِ وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْاسْلَامَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فىِ مخَْمَصَةٍ غَيرَ مُتَجَانِفٍ لّاِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ» (مائده: 3)
این استاد درس خارج حوزه در ادامه بیان کرد: «یوفضون» از ماده افاضه به معنی حرکت سریع است. در عرفات هم هست که وقتی اعمال در عرفات تمام می شود، تعبیر می شود به «افاضه». مانند رودخانه جمعیت می ریزد و به طرف مشعر می روند. تجسم محشر می شود و مشعر محشر می شود؛ چرا که همه با حوله های سفید مانند کفن، گویی قیامت شده باشد، اینگونه حرکت می کنند «یوفضون» از ماده افاضه به معنی حرکت سریع شبیه حرکت سریع آب از چشمه است. پس هم سریع از قبرها خارج می شوند. (سراعا) و هم به طرف نصب سریع می روند.
وی افزود: در آیه آخر از این سوره مبارکه می خوانیم: «خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ذَالِكَ الْيَوْمُ الَّذِى كاَنُواْ يُوعَدُونَ» (44) یعنی چشم های آنها از شدت وحشت به زیر افتاده و خاشعانه نگاه می کنند و پرده ای از ذلت و خواری تمام وجود آنها را در بر گرفته است. خشوع تأثر خاص قلب است. که از مشاهده عظمت و بزرگی حاصل می شود. و خضوع در جوارح و اعضای ظاهری است. خشوع برای جوانح می گویند. از این رو وقتی می گویند در نماز خاضع و خاشع باش، یعنی هم از نظر قلبی خاشع باش هم آرام باش و دست و پا و صورت را حرکت نده، آثار خشوع در چشم های آنها نمودار است. (وقتی عظمت روز قیامت را می بینند.) خشوع برای قلب شد اما به چشم می گوید؟ چون همان آثاری که برای قلب است، روی چشم پیدا می شود. در بیان «ترهقم» گفته اند غشیان الشیء بقهرٍ. یعنی به قهر و غلبه ذلت را به آنها می پوشانند. «ذلک الیوم الذی کانوا یوعدون» این همان روزی است که وعده داده شده بودید. اشاره به اوصاف آن روز است. که خروج از قبرها، خشوع ابصار و ذلتی باشد که به قهر و غلبه بر آنها پوشیده می شود.