استاد سید محمد تقی قادری از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «تحلیل سلوک رفتاری امام رضا علیه السلام برای اهل سلوک» پرداخت.
/270/260/20/
«سلوک وجه اللهی امام علیه السلام»
این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: نخستین و برجسته ترین سلوک رفتار معنوی و عرفانی امام علیه السلام که وی را از این بُعد، کانون توجه دوست و دشمن قرار داده است و سلوک رفتاری دیگر آن حضرت با این سلوک معنا پیدا می کند، «سلوک وجه اللهی» است. به این معنا آنچه که در سلوک رفتاری حضرت هم از نظر کمیت و کثرت و هم از نظر کیفیت متجلی و ظاهر بود و خود را نشان می داد «عبادت عارفانه و عاشقانه» بود، به گونه ای که هضم و درک آن برای کسانی که عبادت در این مرتبه از «کمیت و کیفیت» را تجربه نکردند، سخت و دشوار است. در این راستا به مواردی اشاره می شود.
1. وی افزود: اباصلت مي گويد: «من در سرخس به خانه اي که حضرت را تحت نظر گرفته بودند، رفتم؛ از نگهبان اجازه گرفتم، او گفت: حالا موقع رسيدن به حضور ايشان نيست. گفتم: چرا؟ گفت: امام عليه السلام در هر شبانه روز هزار رکعت نماز مي خواند و از نماز، يک ساعت پيش از ظهر و نزديک غروب فارغ مي شوند و همه اوقاتشان در جاي نماز نشسته و مشغول مناجات خدا مي شود. اباصلت به نگهبان مي گويد در همين موقع اجازه بگير. اتفاقا اجازه گرفتند من در همان حال که ايشان انتظار نماز را داشتند، به حضورش شرفياب شدم (ابن بابويه، صدوق، عيون اخبار الرضا، علي اکبر غفاري، ج 2، ص 431-432.)
«6- حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ زِيَادِ بْنِ جَعْفَرٍ الْهَمَدَانِيُّ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ السَّلَامِ بْنِ صَالِحٍ الْهَرَوِيِّ قَالَ: جِئْتُ إِلَى بَابِ الدَّارِ الَّتِي حُبِسَ فِيهَا الرِّضَا ع بِسَرَخْسَ وَ قَدْ قُيِّدَ ع فَاسْتَأْذَنْتُ عَلَيْهِ السَّجَّانَ فَقَالَ لَا سَبِيلَ لَكَ إِلَيْهِ ع قُلْتُ وَ لِمَ قَالَ لِأَنَّهُ رُبَّمَا صَلَّى فِي يَوْمِهِ وَ لَيْلَتِهِ أَلْفَ رَكْعَةٍ وَ إِنَّمَا يَنْفَتِلُ مِنْ صَلَاتِهِ سَاعَةً فِي صَدْرِ النَّهَارِ وَ قَبْلَ الزَّوَالِ وَ عِنْدَ اصْفِرَارِ الشَّمْسِ فَهُوَ فِي هَذِهِ الْأَوْقَاتِ قَاعِدٌ فِي مُصَلَّاهُ وَ يُنَاجِي رَبَّهُ قَالَ فَقُلْتُ لَهُ فَاطْلُبْ لِي مِنْهُ فِي هَذِهِ الْأَوْقَاتِ إِذْناً عَلَيْهِ فَاسْتَأْذَنَ لِي فَدَخَلْتُ عَلَيْهِ وَ هُوَ قَاعِدٌ فِي مُصَلَّاهُ مُتَفَكِّراً قَالَ أَبُو الصَّلْتِ
فَقُلْتُ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ ص مَا شَيْءٌ يَحْكِيهِ عَنْكُمُ النَّاسُ قَالَ وَ مَا هُوَ قُلْتُ يَقُولُونَ إِنَّكُمْ تَدَّعُونَ أَنَّ النَّاسَ لَكُمْ عَبِيدٌ فَقَالَ اللَّهُمَّ فاطِرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ عالِمَ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ أَنْتَ شَاهِدٌ بِأَنِّي لَمْ أَقُلْ ذَلِكَ قَطُّ وَ لَا سَمِعْتُ أَحَداً مِنْ آبَائِي ع قَالَهُ قَطُّ وَ أَنْتَ الْعَالِمُ بِمَا لَنَا مِنَ الْمَظَالِمِ عِنْدَ هَذِهِ الْأُمَّةِ وَ إِنَّ هَذِهِ مِنْهَا ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَيَّ فَقَالَ لِي يَا عَبْدَ السَّلَامِ إِذَا كَانَ النَّاسُ كُلُّهُمْ عَبِيدَنَا عَلَى مَا حَكَوْهُ عَنَّا فَمِمَّنْ نَبِيعُهُمْ قُلْتُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ صَدَقْتَ ثُمَّ قَالَ يَا عَبْدَ السَّلَامِ أَ مُنْكِرٌ أَنْتَ لِمَا أَوْجَبَ اللَّهُ تَعَالَى لَنَا مِنَ الْوَلَايَةِ كَمَا يُنْكِرُهُ غَيْرُكَ قُلْتُ مَعَاذَ اللَّهِ بَلْ أَنَا مُقِرٌّ بِوَلَايَتِكُمْ» (عيون أخبار الرضا عليه السلام؛ ج2؛ ص 183)
2. استاد قادری در ادامه بیان کرد: فردي به نام رجاء بن ابي ضحاک (دایی مأمون) در مورد عبادت و مناجات امام رضا عليه السلام چنين مي گويد: مأمون مرا نزد امام عليه السلام به مدينه فرستاد که ايشان را از مدينه به خراسان نزد وي ببرد، مامون سفارش کرده بود که مواظب امام باشد. مسير راه بصره، اهواز، فارس، خراسان بود و خيلي سفارش شده بودند که شبانه روز از ايشان جدا نشوند؛ وي ميگويد من هميشه کنار امام بودم و کسي را با تقواتر نسبت به خداي متعال مثل او نديده بودم، ذکر خدا هميشه بر لبانشان جاري بود، هميشه خداترس و پارسا بود، موقعي که وقت نماز مي شد، در سجده گاه خود مي نشست و سبحان الله، لااله الا الله و ذکرهاي ديگر مي گفتند و بعد از نماز اطرافيان را نصيحت مي کردند. رجاء ابن ابي ضحاک اضافه مي کند وقتي ايشان را نزد مامون بردم از من درباره احوالات امام پرسيد من آنچه را ديده بودم براي او گفتم از رفتار و اعمال ايشان، رفتن و ماندنشان، همه آنچه که اتفاق افتاده بود. مامون گفت: اي پسر ضحاک اين مرد بهترين خلق خدا روي زمين است، از همهي مردم دانشش و عبادتش بيشتر ميباشد آنچه که از ايشان ديدي نزد کس ديگر نگو تا بزرگواري او بر کسي آشکار نشود مگر از زبان خود من. (ابن بابويه، صدوق، عيون اخبار الرضا، علي اکبر غفاري، ج 2، ص241)
«5- حَدَّثَنَا تَمِيمُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ تَمِيمٍ الْقُرَشِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَلِيٍّ الْأَنْصَارِيِّ قَالَ سَمِعْتُ رَجَاءَ بْنَ أَبِي الضَّحَّاكِ يَقُولُ بَعَثَنِي الْمَأْمُونُ فِي إِشْخَاصِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى ع مِنَ الْمَدِينَةِ وَ قَدْ أَمَرَنِي أَنْ آخُذَ بِهِ عَلَى طَرِيقِ الْبَصْرَةِ وَ الْأَهْوَازِ وَ فَارِسَ وَ لَا آخُذَ بِهِ عَلَى طَرِيقِ قُمَّ وَ أَمَرَنِي أَنْ أَحْفَظَهُ بِنَفْسِي بِاللَّيْلِ وَ النَّهَارِ حَتَّى أَقْدَمَ بِهِ عَلَيْهِ فَكُنْتُ مَعَهُ مِنَ الْمَدِينَةِ إِلَى مَرْوَ فَوَ اللَّهِ مَا رَأَيْتُ رَجُلًا كَانَ أَتْقَى لِلَّهِ تَعَالَى مِنْهُ وَ لَا أَكْثَرَ ذِكْراً لِلَّهِ فِي جَمِيعِ أَوْقَاتِهِ مِنْهُ وَ لَا أَشَدَّ خَوْفاً لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْهُ وَ كَانَ إِذَا أَصْبَحَ صَلَّى الْغَدَاةَ فَإِذَا سَلَّمَ جَلَسَ فِي مُصَلَّاهُ يُسَبِّحُ اللَّهَ وَ يُحَمِّدُهُ وَ يُكَبِّرُهُ وَ يُهَلِّلُهُ وَ يُصَلِّي عَلَى النَّبِيِّ ص حَتَّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ ثُمَّ يَسْجُدُ سَجْدَةً يَبْقَى فِيهَا حَتَّى يَتَعَالَى النَّهَارُ ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَى النَّاسِ يُحَدِّثُهُمْ وَ يَعِظُهُمْ إِلَى قُرْبِ الزَّوَالِ ... فَلَمَّا وَرَدْتُ بِهِ عَلَى الْمَأْمُونِ سَأَلَنِي عَنْ حَالِهِ فِي طَرِيقِهِ فَأَخْبَرْتُهُ بِمَا شَاهَدْتُهُ مِنْهُ فِي لَيْلِهِ وَ نَهَارِهِ وَ ظَعْنِهِ وَ إِقَامَتِهِ فَقَالَ لِي يَا ابْنَ أَبِي الضَّحَّاكِ هَذَا خَيْرُ أَهْلِ الْأَرْضِ وَ أَعْلَمُهُمْ وَ أَعْبَدُهُمْ فَلَا تُخْبِرْ أَحَداً بِمَا شَاهَدْتَهُ مِنْهُ لِئَلَّا يَظْهَرَ فَضْلُهُ إِلَّا عَلَى لِسَانِي وَ بِاللَّهِ أَسْتَعِينُ عَلَى مَا أَقْوَى مِنَ الرَّفْعِ مِنْهُ وَ الْإِسَاءَةِ بِهِ» (عيون أخبار الرضا عليه السلام؛ ج 2؛ ص 180)
3. استاد قادری خاطرنشان کرد: منابع تاريخي امام رضا عليه اسلام را پرهيزگاري مي دانند که مکرر به زيارت خانه خدا و انجام مناسک حج و عمره مي رفتند. ايشان به زيارت قبر پيامبر صلي الله عليه و آله علاقه فراواني داشتند، بالاي قبر پيامبر صلي الله عليه و آله مي رفتند و خودشان را به قبر شريف مي چسبانيدند. در کنار قبر پيامبر صلي الله عليه و آله شش يا هشت رکعت نماز مي خواندند در رکوع يا سجده سبحان الله سه بار يا بيشتر مي گفتند، زماني که نمازشان تمام مي شد، به سجده مي رفتند؛ آنقدر سجده را طولاني مي کردند که عرق ايشان روي ريگ هاي مسجد مي ريخت؛ صورت مبارکشان را روي زمين يا خاک مسجد مي گذاشتند؛ دائماً در حال عبادت بودند و به عبادت عشق مي ورزيدند و براي عبادت خداوند انواع رنج ها را تحمل مي کردند. (همان ص 473)
4. این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: روزي ايشان با بزرگان اديان مختلف مناظره داشتند و سخنان زيادي بين امام عليه السلام و حاضران رد و بدل مي شد، جمعيت زيادي در آن مجلس حاضر بودند. زماني که ظهر شد امام فرمودند: وقت نماز است. يکي از حاضران که عمران نام داشت گفت: سرورم سخنانمان را قطع نکن که دلم آزرده مي شود شايد اگر سخنانتان را ادامه دهي مسلمان شوم. ايشان فرمودند نماز مي خوانيم و برمي گرديم امام برخاستند و نماز خواندند. (مدرسی، امامان و جنبش هاي مکتبي، ص 248)
5. وی افزود: در حالات معنوى امام رضا علیه السلام آمده است که: «ایشان کم خواب بود و بسیار روزه مى گرفت هیچگاه سه روز روزه ماهیانه ایشان ترک نمى شد و مى فرمود: این سه روز روزه معادل روزه یکسال است. (نور الابصار، ص ۳۳۵)
6. استاد قادری خاطرنشان کرد: آن حضرت وقتى پیراهن خود را به دعبل هدیه داد؛ فرمود: احتفظ بهذا القمیص فقد صلیت فیه الف لیلة کل لیلة الف رکعة و ختمت فیه القرآن الف ختمة: دعبل! این پیراهن را قدر بدان و خوب محافظت کن! که من در آن هزار شب و هر شبی هزار رکعت نماز خوانده ام و هزاربار قرآن ختم کردم.
«749- 89- أَخْبَرَنَا أَبُو الْفَتْحِ هِلَالُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحَفَّارُ، قَالَ: أَخْبَرَنَا أَبُو الْقَاسِمِ إِسْمَاعِيلُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ عَلِيٍّ الدِّعْبِلِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنِي أَبِي أَبُو الْحَسَنِ عَلِيُّ بْنُ عَلِيِّ بْنِ بُدَيْلِ بْنِ رَزِينِ بْنِ عُثْمَانَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ زَيْدِ بْنِ وَرْقَاءَ، أَخُو دِعْبِلِ بْنِ عَلِيٍّ الْخُزَاعِيِّ (رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ) بِبَغْدَادَ سَنَةَ اثْنَتَيْنِ وَ سَبْعِينَ وَ مِائَتَيْنِ، قَالَ: حَدَّثَنَا سَيِّدِي أَبُو الْحَسَنِ عَلِيُّ بْنُ مُوسَى الرِّضَا (عَلَيْهِ السَّلَامُ) بِطُوسَ سَنَةَ ثَمَانٍ وَ تِسْعِينَ وَ مِائَةٍ، وَ فِيهَا رَحَلْنَا إِلَيْهِ عَلَى طَرِيقِ الْبَصْرَةِ، وَ صَادَفْنَا عَبْدَ الرَّحْمَنِ بْنَ مَهْدِيٍّ عَلِيلًا فَأَقَمْنَا عَلَيْهِ أَيَّاماً، وَ مَاتَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ مَهْدِيٍّ وَ حَضَرْنَا جَنَازَتَهُ، وَ صَلَّى عَلَيْهِ إِسْمَاعِيلُ بْنُ جَعْفَرٍ، وَ رَحَلْنَا إِلَى سَيِّدِي أَنَا وَ أَخِي دِعْبِلٌ، فَأَقَمْنَا عِنْدَهُ إِلَى آخِرِ سَنَةِ مِائَتَيْنِ، وَ خَرَجْنَا إِلَى قُمْ بَعْدَ أَنْ خَلَعَ سَيِّدِي أَبُو الْحَسَنِ الرِّضَا (عَلَيْهِ السَّلَامُ) عَلَى أَخِي دِعْبِلٍ قَمِيصاً خَزّاً أَخْضَرَ وَ خَاتَماً فَصُّهُ عَقِيقٌ، وَ دُفِعَ إِلَيْهِ دَرَاهِمُ رَضَوِيَّةٌ، وَ قَالَ لَهُ: يَا دِعْبِلُ، صِرْ إِلَى قُمْ فَإِنَّكَ تُفِيدُ بِهَا. فَقَالَ لَهُ: احْتَفِظْ بِهَذَا الْقَمِيصِ، فَقَدْ صَلَّيْتُ فِيهِ أَلْفَ لَيْلَةٍ أَلْفَ رَكْعَةٍ، وَ خَتَمْتُ فِيهِ الْقُرْآنَ أَلْفَ خَتْمَةٍ.
فَحَدَّثَنَا إِمْلَاءً فِي رَجَبٍ سَنَةَ ثَمَانٍ وَ تِسْعِينَ وَ مِائَةٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبِي مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ، قَالَ: حَدَّثَنِي أَبِي جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبِي مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبِي عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبِي الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبِي عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ (صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ أَجْمَعِينَ)، قَالَ: مَنْ أَدَامَ أَكْلَ إِحْدَى وَ عِشْرِينَ زَبِيبَةً حَمْرَاءَ عَلَى الرِّيقِ، لَمْ يَمْرَضْ إِلَّا مَرَضَ الْمَوْتِ» (الأمالي (للطوسي) ؛ النص ؛ ص359)
«سلوک وجه الخلقی امام رضا علیه السلام»
استاد قادری خاطرنشان کرد: دومین سلوک رفتاری امام علی بن موسی الرضا علیه السلام که از وی شخصیت استثنایی ساخت و الگوی عوام و خواص قرار داد، «سلوک وجه الخلقی» است. به این معنا کثرت و کیفیت عبادت و مقام وجه اللهی موجب نشد که از وی شخصیت معتکف نشین بسازد و از خلق خدا فاصله بگیرد؛ بلکه گزارش ها از زندگی آن حضرت حاکی از این است که دستگیری از نیازمندان و فقراء در متن زندگیش قرار داشت؛ نه در حاشیه و ذیل زندگی، از همین رو در گزارش هایی به این مطلب اشاره است که در ادامه می بینیم.
1. وی افزود: وقتی از صحابی خویش به نام علی بن شعیب پرسیدند: «به نظرت چه کسی از همه مردم بهترین و چه کسانی بدترین زندگی را دارند؟» و او ادب نمود و عرض کرد: «ای سرور من، شما داناترید»، فرمودند: «آن کس که دیگران در زندگی او شریک باشند، بهترین زندگی و آن کس که دیگران در زندگی او شریک نباشند، بدترین زندگی را دارد. (ابن شعبه حرانی، تحف العقول، ص ۴۴۷)
2. این استاد درس خارج حوزه در ادامه بیان کرد: مواسات حضرت آن بود که تلاش می کردند هنگام اعطای کمک به فرد نیازمند، به چهره اش نگاه نکرده و یا به نحوی از شرمندگی او در هنگام دریافت کمک جلوگیری نمایند؛ یا مواسات ایشان این ویژگی را داشت که محدود به فقرا نبود، بلکه نیاز فرد حتی در زمان و شرایط خاص کافی بود. این دو ویژگی بعلاوه ویژگی عدم توقع حضرت در هنگام کمک به دیگران را میتوان در این خبری مشاهده کرد که مطابق با آن یکی از اصحاب حضرت میگوید در خدمت امام رضا علیه السّلام بودم که شخصی خدمت حضرت وارد شد و عرض کرد من از دوستداران شما و اجدادتان هستم و خرجی سفرم تمام شـده است. سپس درخواست کمک نمود و با توجه به آنکه فرد توانمندی بود، وعده داد تا هنگامی که بـه شهر و دیار خـود میرسد به همان اندازه مبلغ را صدقه دهد. در این هنگام امام علیه السّلام برخاستند و وارد اطاقی شدند و دویست دینار آوردند و از پشت درب وی را صدا زدند و به آن شخص نیازمند فـرمودند این دویست دیـنار را بـگیر و در مـخارج سفر و راه از آن استفاده کن و لازم نیست از طرف من صدقه دهی. فرد نیازمند پول را گرفت و رفت. عدهای به حضرت عرض کردند چرا شما خود را در پشت درب مخفی کردید تـا هنگام گرفتن دینارها شما را نبیند؟ حضرت فرمود به خاطر این که شرمندگی نیاز بـه سؤال را در چهرهی او نبینم. (کلینی، کافی، ج۲، ص۲۳ و۲۴.)
3. وی افزود: هنگامی که امام رضا علیه السلام در خراسان بود، آنچه داشت به فقیران اعطا می کرد که نوشته اند در روز عرفه بوده است. امام آن چنان بخششی داشت که فضل بن سهل از نزدیکان امام به او ایراد گرفت و گفت: این کار شما ضرر است. امام در پاسخ فضل فرمود: هنگامی که چیزی را برای پاداش و سخاوت دادید، آن را از بین نبرید و بخشش، ضرر نیست، بلکه یک سود است. انفاقی که برای خشنودی و رضای خدا صورت میگیرد، زیان بار نیست، بلکه هزینه ای که برای اعمال غیرمشروع صرف میشود، زیان بار است، مانند پادشاهان و وزرایی که مقداری هزینه برای خوانندگان و بازیگران مصرف می کنند. (ابن شهرآشوب، ج۴، ص۳۶۰)
4. استاد قادری خاطرنشان کرد: نقل شده هر وقت سفره غذا را برای امام پهن می کردند، کاسه ای نزدیک ایشان قرار می دادند، ایشان از هر نوع غذا مقداری را برمی داشتند و در آن کاسه می ریختند و دستور می دادند آن را بین فقرا تقسیم کنند. می فرمودند: «خداوند می داند که همه مردم قدرت این را ندارند که بنده آزاد کنند برای آنها راه دیگری قرار داده و آن غذا دادن به فقرا است. (کلینی، کافی، ج۴، ص ۵۲)