استاد باقی اصفهانی مطرح کرد؛

لزوم اغتنام از فرصت زندگی

استاد سید محمدرضا باقی اصفهانی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «لزوم اغتنام از فرصت زندگی» پرداخت.

/270/260/20/

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: در سوره مؤمنون می خوانیم: «حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِ‏ ارْجِعُونِ‏ (99) لَعَلىّ‏ِ أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ كلاَّ  إِنَّهَا كلَمَةٌ هُوَ قَائلُهَا  وَ مِن وَرَائهِم بَرْزَخٌ إِلىَ‏ يَوْمِ يُبْعَثُونَ (100)» چون يكيشان را مرگ فرا می رسد، می گويد: اى پروردگار من، مرا بازگردان. شايد، كارهاى شايسته ‏اى را كه ترك كرده بودم، به جاى آورم. هرگز. اين سخنى است كه او مى ‏گويد و پشت سرشان تا روز قيامت مانعى است كه بازگشت نتوانند.» می دانیم که جسم برزخی اینگونه است که با همین چهره و قیافه؛ اما مانند جسم کنونی نیست؛ بلکه مثل هوا، دود و دخانی و بخاری است؛ به عبارتی دیگر، جسم لطیف است اما همین چهره  را دارد. به فرموده امیرالمؤمنین علیه السلام در غررالحکم: صورت هايى است برهنه از مواد، فراتر از قوّه و استعداد؛ خداوند بر آن صورت ها تجلّى كرد و آنها، نورِ وجود يافتند و به آنها نگريست و درخشان شدند، مثال و شبيه خود را در ماهيّت آنها افكند پس افعال خود را از آنها پديدار ساخت. «الامامُ عليٌّ عليه السلام ـ لَمّا سُئلَ عنِ العالَمِ العُلْويِّ: صُورٌ عارِيَةٌ عنِ المَوادِّ ، عالِيَةٌ عنِ القُوَّةِ و الاسْتِعدادِ، تَجلّى لَها فأشْرَقَتْ، و طالَعَها فتلَأْلأَت، و ألْقى في هُوِيَّتِها مِثَالهُ فأظْهَرَ عَنها أفْعالَهُ» (غرر الحكم: 5885)

 

وی افزود: در فقره ای از آن آیه شریفه می خوانیم: «و من ورائهم برزخ» اولین آرزوی او این است که برگردد و مهمترین امر او هم پرداخت پول است و صدقه دادن. اگر امروز با دست خودمان و با پولی که داریم، کار خیری کردیم و برای نیازمندی خانه ای تهیه کردیم، ثواب می بریم؛ و الا بعد از مرگ، اموال ما ارث می شود و به ما ربطی نخواهد داشت. آن اموال که در دنیا گذاشت، لذتش برای دیگران است و بر عهده انسان پاسخ دادن به خدا است. می دانیم که در حال کنونی، نزدیکترین رحِم ما بچه های خودمان است؛ و باید به آنها رسیدگی کنیم. آرزوی انسان در آن دنیا آن است که پول و صدقه بدهد و از مال خود انفاق کند. اما در آن دنیا مال ندارد و با کفن از دنیا رفته است. در روایت آمده است: «قَوْلُهُ‏ يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ‏ يَعْنِي كُلَّ صَوْتٍ‏ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ‏ فَلَمَّا نَعَتْهُمُ اللَّهُ لِرَسُولِهِ وَ عَرَّفَهُ مَسَاءَتَهُمْ إِلَيْهِمْ- وَ إِلَى عَشَائِرِهِمْ فَقَالُوا لَهُمْ قَدِ افْتَضَحْتُمْ وَيْلَكُمْ! فَأْتُوا نَبِيَّ اللَّهِ يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ- فَلَوَّوْا رُءُوسَهُمْ وَ زَهِدُوا فِي الِاسْتِغْفَارِ- يَقُولُ اللَّهُ: وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا- يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُؤُسَهُمْ‏ وَ قَالَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ فِي قَوْلِهِ‏ وَ أَنْفِقُوا مِنْ ما رَزَقْناكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ- فَيَقُولَ رَبِّ لَوْ لا أَخَّرْتَنِي إِلى‏ أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ‏ يَعْنِي بِقَوْلِهِ أَصَّدَّقَ أَيْ أَحُجَ‏ وَ أَكُنْ‏ مِنَ‏ الصَّالِحِينَ‏ يَعْنِي عِنْدَ الْمَوْتِ- فَرَدَّ اللَّهُ عَلَيْهِ فَقَالَ‏ وَ لَنْ يُؤَخِّرَ اللَّهُ نَفْساً إِذا جاءَ أَجَلُها- وَ اللَّهُ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُون» (تفسير القمي؛ ج‏ 2؛ ص 370)

 

استاد باقی اصفهانی خاطرنشان کرد: فرق می کند کسی که بگوید کاش به این عالم برمی گشتم «رب ارجعون» و کسی که در لجنزار دنیا زندانی بود و به عالم آخرت می رود، به جوشش زندگی وارد شود. «ان الدار الآخرة لهی الحیوان» آن عالم جوشش زندگی است و این دنیا مرگ است و زندگی.  نفس های انسان گام های او به سمت مرگ است. اینجا ظلمتکده است و آنجا نور محض است. اینجا عمری با دلهره زندگی می کنیم که اگر به عالم دیگر رفتیم، آیا امیرالمؤمنین منِ مدعی تشیع را شیعه و محبّ خود حساب می کند یا خیر؛ اما در آن دنیا «من یمت یرنی» هر مؤمن و کافر و منافقی که از دنیا برود، امیرالمؤمنین علیه السلام را خواهد دید. حاج مرشد چلویی چنین می سراید:

روزگاری در ولایت روزگاری داشتم             خاطر راحت دل بی بند و باری داشتم

آمدم دنیا برای دیدن روی علی                       ورنه من با مردم دنیا چه کاری داشتم؟

در دبستان قدر دانشسرای علم دوست              چون علی مرتضی آموزگاری داشتم

دهرها بگذشت سالم دورها زد روزگار            من بهر دوری بدور خود حصاری داشتم

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: انسان بعد از مرگ، با جان و دل زحماتی که در این دنیا کشیده در آن دنیا استفاده می کند. اگرچه بچه های انسان گریه می کنند؛ اما او        می گوید کاش می دانستند من چه اوضاع خوبی دارم. «یا لیت قومی یعلمون بما غفر لی ربی و جعلنی من المکرمین» یک تکه آهن و یا یک تکه چوب شاید ارزش نداشته باشد؛ اما با عَلَم شدن برای بیرق امام حسین علیه السلام ارزش پیدا می کند. همین طور یک تکه پارچه و کاغذ، زمانی که نام امام حسین علیه السلام بر آن نقش ببندد، دیگر نباید آن  را آلوده کرد؛ و اگر آلوده شد، واجب است تا فورا پاک شوند. حال ما هم همین است؛ وقتی وارد وادی امام حسین علیه السلام شدیم، عنوان زائر و عزادار امام حسین علیه السلام پیدا کردیم؛ سینه زدیم و عطر حسین علیه السلام گرفتیم؛ مانند همین پارچه سیاه و مانند چوب ، مضاف و منسوب به اباعبدالله الحسین علیه السلام شدیم . از این رو وقتی وارد برزخ می شویم، می گوییم «یا لیت قومی یعلمون بما غفرلی ربی و جعلنی من المکرمین». می گویند به حساب امام حسین علیه السلام است. چنانکه در زیارت عاشورای امام حسین علیه السلام می خوانیم: « فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذی اَکْرَمَ مَقامَکَ وَ اَکْرَمَنی بِکَ ...».

 

وی افزود: قضاوت کنیم که این آرزویش چیست و آن آرزویش چیست. این می گوید کاش برمی گشتم؛ آن می گوید کاش اقوام من می دانستند که چگونه مورد اکرام قرار گرفتم. «سلام قول من ربّ الرحیم». جهنمیان از درون آتش فرياد زنند: اى پروردگار ما، ما را بيرون آر تا كارهايى شايسته كنيم، غير از آنچه مى ‏كرديم‏ «وَ هُمْ يَصْطَرِخُونَ فيها رَبَّنا أَخْرِجْنا نَعْمَلْ صالِحاً غَيْرَ الَّذي كُنَّا نَعْمَل‏ ...» اما به آنها گفته می شود آيا آن قدر شما را عمر نداده بوديم كه پندگيرندگان پند گيرند؟ و شما را بيم‏دهنده آمد. پس بچشيد، كه گناهكاران را ياورى نيست.  «وَ هُمْ يَصْطَرِخُونَ فيها رَبَّنا أَخْرِجْنا نَعْمَلْ صالِحاً غَيْرَ الَّذي كُنَّا نَعْمَلُ أَ وَ لَمْ نُعَمِّرْكُمْ ما يَتَذَكَّرُ فيهِ مَنْ تَذَكَّرَ وَ جاءَكُمُ النَّذيرُ فَذُوقُوا فَما لِلظَّالِمينَ مِنْ نَصيرٍ» (فاطر: 37)

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: به ما توصیه شده است که «رحم الله امرء علم من این و فی این و الی این» باید برای آخرت، توشه ای برگیریم. در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است: «کسی که به هجده سالگی رسید، عمر کافی به او داده شد» به عبارتی دیگر، اگر کسی قرار بود به خود بیاید، باید در سه سال بعد از سن بلوغ به خود می آمد. در جامع الاخبار این روایت از امام صادق علیه السلام آمده است: چون به شصت سالگى رسيدى، خود را از مردگان شمار. إذا بَلَغتَ سِتّينَ سَنَةً فَاحسَبْ نَفسَكَ فِي المَوتى» (جامع الأخبار : 330/925) در روایتی از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم می خوانیم: «و قال النّبى صلّى اللَّه عليه و آله: انّ للَّه تعالى ملكا ينزل في كلّ ليلة فينادى يا ابناء العشرين جدّوا و اجتهدوا يا ابناء الثّلاثين لا تغرّنكم الحيوة الدنيا و يا ابناء الاربعين ما ذا اعددتم للقاء ربّكم و يا أبناء الخمسين اتتكم النّذير و يا ابناء الستّين زرع عن حصاده و يا ابناء السبعين نودى لكم فاجيبوا يا ابناء الثّمانين اتتكم السّاعة و انتم غافلون ثم يقول لو لا عباد ركّع و رجال خشّع و صبيان رضّع و انعام رتع لصبّت عليكم العذاب صبّا.» رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: به درستى كه خدا را ملكى است كه در هر شب به زمين نزول مى‏ كند. پس در ميان مردم دنيا فرياد مى ‏زند و آنها را ندا مى ‏كند اى كسانى كه بيست سال از عمر شما مى‏ رود، جدّيت و كوشش كنيد. و اى كسانى كه سى سال از عمر شما گذشته، زندگانى دنيا شما را مغرور نكند. و اى چهل ساله ‏ها چه چيز تهيّه ديده ‏ايد براى ملاقات حق تعالى‏ و پروردگار خودتان. و اى پنجاه ساله ‏ها شما را نذير و ترساننده از عذاب آمد و به شما اعلان خطر شد. و اى شصت ساله‏ ها شما به منزله زرعى هستيد كه وقت درو كردن آن رسيده باشد. و اى هفتاد ساله ‏ها براى رفتن شما را صدا زده ‏اند و ندا كرده ‏اند پس اجابت كنيد داعى حق را و اى هشتاد ساله‏ها قيامت آمد و شما به آن رسيديد و هنوز غافليد. پس مى‏ گويد: اگر نبودند بندگان كمر خميده و مردان خاضع و خاشع و اطفال شير خوار و حيوانات چرنده بيابان هر آينه عذابى شديد بر شما مى‏ ريخت. (إرشاد القلوب / ترجمه طباطبايى، ص: 130)

 

ش, 02/20/1404 - 22:07