استاد آلوستانی مطرح کرد؛

معرفی کتاب «حاکمیت در اسلام» و مؤلف بزرگوار، آیت الله موسوی خلخالی (ره)

استاد حمیدرضا آلوستانی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به موضوع «معرفی کتاب «حاکمیت در اسلام» و مؤلف بزرگوار، آیت الله موسوی خلخالی (ره)» پرداخت.

/270/260/21/

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: یکی از مباحثی که در سال های اخیر در حوزه‌ های علمیه‌ مطرح شد، مسأله فقه معاصر هست. به نظر می ‌رسد غرض از طرح مسأله فقه معاصر و اهمیت آن برای بسیاری از افراد معلوم و مشخص نیست.

 

وی افزود: یکی از جهات مد نظر این هست که اهل علم و خواص جامعه، در زمان ما وقتی که وارد جامعه می شوند، دستشان از بعضی از مطالبی که مربوط به امروز هست، خالی است. البته تنها راه جبران این مسأله فقه معاصر به معنای قرار دادن کتاب ‌های جدید نمی ‌باشد؛ اگر چه این کار بسیار مناسب و لازم است؛ ولی اگر همین درس هایی که می‌ خوانیم مثل لمعه، رسائل، مکاسب و کفایه، خوب خوانده شود و بر مسائل روز تطبیق داده شود، مثلاً همین لمعه ‌ای که می ‌خوانیم، با قانون مجازات اسلامی یا قانون مدنی کشور تطبیق داده شود، در بسیاری از مباحث مثل همین دیات وقتی طلبه روشن باشد که میزان دیه در روایات این مقدار شتر معرفی شده است؛ ولی الان این مقدار پول در مقابل آن پرداخت می شود، دلیل آن چیست و بتواند پاسخگو به جامعه باشد می ‌شود فقه معاصر؛ یا مثلا در بحث نواهی اگر شخصی آمد و به این نتیجه رسید که صیغه نهی دلالت بر کراهت دارد و این برای او یقینی شد، و به این نتیجه رسید که اثبات حرمت، دلیل خاص می‌ خواهد، باید از تمام جاهایی که فقها گفته ‌اند فلان مسأله به جهت ظهور صیغه نهی در حرمت، حرام است، دست بردارد و کراهت را ثابت کند. یکی دیگر از فوائد فقه معاصر و پرداختن به مسائل جدید و مورد نیاز جامعه، پویایی مطالب علمی خواهد بود و باعث دلگرمی محصّلین می ‌گردد.

 

استاد آلوستانی درادامه بیان کرد: اگر بخواهیم فقه ما فقه معاصر بشود، تنها راه آن فقط ارائه کتب جدید نیست، همان کتب گذشته می‌ تواند باشد و یک مقدار همان‌ها را به روزتر کنیم؛ مثلا اگر می خواهیم اجتماع امر و نهی را مطرح کنیم، مثال فقط صلاة در دار غصبی نباشد، بلکه مسائل مبتلابه جامعه را بحث کنیم، این طوری بحث جدید می‌شود و محصّلین هم آثار مباحث علمی را در زندگی خود احساس می‌کنند.

 

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: علی ای حال آمدند این مسأله فقه معاصر را مطرح کردند و کتبی را هم در نظر گرفتند؛ یکی از کتاب هایی که به عنوان فقه معاصر معرفی کردند، حاکمیت در اسلام می باشد، یکی از شاگران آقای موسوی خلخالی می گوید از استادم شنیدم بعد از اینکه در مجلس خبرگان مطالبی پیش آمد پیرامون رهبری، مبنی بر اینکه باید رهبری شورایی اداره بشود یا خیر؟ به این نتیجه رسیدم که مسأله ولایت فقیه باید از یک نگاه جدید مورد برسی قرار گیرد، و احساس وظیفه کردم که این کتاب را بنویسم.

 

وی افزود: یکی از مباحث مهم همین مسأله حاکمیت در اسلام است در طول تاریخ خیلی از فقها بودند که اصلاً فکر نمی ‌کردند روزی فرا برسد و فقیهی جامع شرائط بر مردم ولایت داشته باشد و چنین اختیاراتی داشته باشد و حتی بعضی قائل به این بودند که ما نمی‌ توانیم وجوهات را خرج کنیم و این متعلق به امام زمان علیه ‌السلام است و خیلی از این طلاهایی که امروزه پیدا می شود، همین وجوهاتی بوده که دفن می کردند که به دست امام زمان علیه السلام برسد. و متأسفانه به این فکر نمی ‌کردند که این وجوهاتی که باید امروز به درد جامعه اسلامی بخورد را از بین برده ‌اند و باعث تضعیف جامعه اسلامی می ‌شوند.

 

استاد آلوستانی در ادامه بیان کرد: امروزه هم در زندگی مردم متدین این تفکرات به شکل های دیگر دیده می شود؛ مثلا فردی شنیده است که زن باید مطیع شوهرش باشد. بعضی از این افراد برای  توجیه رفتار اشتباه خود به این آیه شریفه استناد می کنند. ﴿الرِّجالُ‏ قَوَّامُونَ‏ عَلَى النِّساء﴾ مردان کارگزاران و تدبیرکنندگان زنانند. از این رو احساس می کند او رئیس است و زنش مرئوس و دیگر توجّه ندارد که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم چه مطالب مهمی در مورد زنان و برخورد با آنان را بیان فرموده اند. «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ خَيْرُكُمْ‏ خَيْرُكُمْ‏ لِأَهْلِهِ وَ أَنَا خَيْرُكُمْ لِأَهْلِي»، بهترین شما کسی است که برای خانواده اش بهتر باشد، و من از همه شما برای خانواده ام بهترم.(من لا یحضره الفقیه؛ ج 3؛ ص: 555) چنین شخصی در جمع فامیلی می خواهد خانمش را صدا بزند و می خواهد که نا‌محرم نام خانمش را نشنود، لذا در جمع می گوید یوسف، همه می گویند یوسف نداریم در اینجا! بعد می گوید با خانمم بودم و همه به او می خندند و این شخص با خود می‌ گوید اینها چیزی از دین نفهمیدند. به نظر شما آیا بهتر نبود این شخص به دیگران بگوید خانم بنده را صدا کنید با او کاری دارم؟ بعضی دیگر هم از آن طرف افتاده اند می خواهد بگوید من روشنفکر هستم؛ از این رو هم پوشش ناشایستی را برای خود و خانواده انتخاب می کند و هم در گفتار از کلمات بسیار جلفی استفاده می کند، همه این افراط و تفریط ها فقط یک دلیل دارد و آن اینکه انسان از فکر سالم برخوردار نیست؛ فکر سالم هم در بدن سالم است؛ بعضی واقعا معلول جسمی هستند نه به این معنا که فلج باشند؛ به این معنا که از فکر سالم و افکار صحیح و برگرفته از دین اسلام برخوردار نیستند.

 

وی افزود: متاسفانه در جامعه امروز چیزی‌هایی از بعضی از متدیّنین و خانواده های آنها دیده می شود که انسان واقعا تعجب می‌ کند. چند نمونه مثال هایی که اتفاق افتاد رو بیان می ‌کنم و قضاوت شود که آیا اهل بیت علیهم السلام از ما چنین انتظاراتی را دارند؟ داخل سرویس بچه‌ ها که از مدرسه تعطیل می ‌شدند، رادیو روشن بود و آهنگ پخش شد؛ پسر بچه ای فریاد زد نگه دار می خواهم پیاده شوم؛ معلوم است در زندگی ای که این بچه پرورش پیدا می ‌کند، احکام و باید و نباید ها به تندی بیان می ‌شود و این کودک با همچین روحیه رشد می ‌کند و وقتی به سنّی رسید که می ‌خواهد امر به معروف کند، فقط آن قسمتی که باید تذکر با تندی بدهد را یاد گرفته است. خانواده بعضی از متدیّنین با اینکه در سن جوانی قرار دارند؛ ولی با مردم و اطرافیان جوری رفتار می کنند که انگار 60 سال سن دارد؛ به گونه ‌ای می پوشند که هم سن و سال هایش او را به سُخره می ‌گیرند. صحبت سر پول نداشتن یا داشتن نیست؛ صحبت بر سر سلیقه نداشتن در مدل زندگی و فکر اشتباه خود ماست؛ مانتو اگر می‌ پوشد بدترین رنگ، روسری حتما باید مشکی باشد؛ درکجای دین ما چنین دستوراتی آمده است؟! بسیاری از این رفتارهای ما سلیقه ‌ای و بر اثر جهالت است؛ از این رو مرحوم شهید مطهری با کتاب‌هایی مثل آزادی معنوی و فلسفه اخلاق در صدد تصحیح این أفکار غلط بر می ‌آید.

 

استاد آلوستانی خاطرنشان کرد: نتیجه می گیریم مباحث جدید که در قالب فقه معاصر به آن پرداخته می‌شود، یکی از جهاتش این است که وقتی وارد جامعه می شویم، همراه با جامعه باشیم و بلکه هدایتگر جامعه باشیم. مثلاً اگر کسی در مورد حکومت اسلامی، حاکم، رهبر و ... سوال پرسید، بداند که چطوری جواب بدهد که مردم مشتاق به دین و نظام اسلامی بشوند؛ نه اینکه باعث فاصله گرفتن از دین و نظام اسلامی بشود و این همان مسأله‌ جذب حداکثری و دفع حداقلی است که رهبری مکرّر بیان فرمودند. (خرداد سال 1389، سخنرانی مقام معظم رهبری در خطبه های نماز جمعه تهران «سایت رسمی دفتر مقام معظم رهبری»)

شناخت بهتر مؤلف کتاب «حاکمیت در اسلام»

استاد آلوستانی خاطرنشان کرد: برای اینکه اهمیت کتاب حاکمیت در اسلام را بیشتر بدانیم، لازم هست مقداری در مورد جایگاه نویسنده کتاب مطالبی بیان بشود. آقای موسوی خلخالی در سن شانزده سالگی به نجف اشرف رفتند و دروس طلبگی رو شروع کردند؛ خود این روحیه که بچه ای در سن شانزده سالگی از یک کشور به کشور دیگری برود و با آن سختی ها درس طلبگی را بخواند، ستودنی است؛ اهمیت کار، آنجا روشن تر می شود که بدانیم امروزه اعتراضات بعضی از طلبه ها از برخی مؤسسات این است که غذای آنها وصل نشده است! باید گفت از روحیه ای که به وعده غذایی بند است، نمی توان انتظار این را داشت که خودش را حافظ و مدافع شریعت بداند و آینده چنین اشخاصی هم معلوم است؛ باید به گونه ای طلبگی کند که حتی کوچکترین آسیبی را نبیند. خیلی از این سختی ‌های اینچنین را ما هم دیده ایم؛ وقتی به قم آمدم و پایه اول بودم، تا مدتها غذا فقط نان سنگک خالی می‌ خوردم؛ چون اولاً پولی نبود که غذای دیگری بخورم؛ و ثانیا اطلاع نداشتم که به طلبه ‌ها غذا می ‌دهند. یک روز یکی از همشهری‌ های ما گفت شما چرا به سالن غذا خوری نمی ‌آیید؟ گفتم پول غذا ندارم. گفت از طلبه‌ های پایه اول پول نمی ‌گیرند و تا آن روزی که مطلع شدم غذا می‌ دهند، اگر نان سنگک می‌ خوردم، ذره‌ای آه و ناله هم نداشتم و با خود می‌ گفتیم این مسیر که انتخاب کردم، چنین سختی‌ هایی هم دارد؛ الان بعضی از طلبه‌ ها اگر مدل گوشیشان قدیمی شود و مدل جدید را نتوانند بگیرند، درس‌ ها را متوجه نمی شوند! مصنف در نجف درس بزرگانی چون آقای خویی، آقای حکیم، شیخ حسین حلی رحمة الله علیهم ... را درک کرد و در مدت تحصیل جزو شاگران ممتاز آقای خویی بود. بعد از اینکه به ایران برگشت در تهران سکونت کرد و امام جماعت مسجدی شد و به امورات طلبگی از جمله تبلیغ مشغول شد و یکی از کارهایی که در زمینه تبلغ انجام داد، این بود که بزرگترین جشن های نیمه شعبان را در تهران پایه گذاری کرد و همچنان این سنّت ها برقرار است. داخل مسجد دو اتاق رو به کتابخانه اختصاص داد که الآن این مسجد بزرگترین کتابخانه رو دارد. در کنار مسجد هم یک حوزه علمیه تاسیس کرد. تمام این کارها که انجام شد هم از امورات طلبگی بود و هم مورد رضایت امام زمان علیه السلام. من فکر نمی ‌کنم امثال آقای موسوی خلخالی در دوران تحصیل با خودشان گفته باشند در آینده چه کاره بشویم که زندگی بهتری داشته باشیم. فکری که الآن در بین ما هست و باعث دلسردی می ‌شود. بعد از اینکه آیت الله میرزا علی فلسفی از دنیا رفتند، از ایشان درخواست شد که به حوزه علمیه مشهد بروند و تا آخر عمر مبارک در مشهد بودند و مشغول تدریس خارج اصول در مدرسه آیت الله خویی رحمة الله علیه بودند.

 

وی افزود: یکی از تالیفات آقای موسوی خلخالی همین کتاب حاکمیت در اسلام است که خیلی از گره‌ های ذهنی را رفع می کند. یکی از نکات جالبی که مصنف به آن اشاره می کند، آن است که در طول تاریخ، هر جا حکومت ها می خواستند آسیبی به دین وارد کنند، همین طلبه ها بودند که مدافع دین خداوند متعال بودند. به عنوان مثال در مسأله شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها چند تن از مراجع در سال های قبل وارد عمل شدند و گفتند که شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها باید مثل روز عاشورا برگزار شود؛ چون در آن برهه‌ از زمان شبهات، پیرامون شهادت صدیقه طاهره سلام الله علیها زیاد شده بود و خوف این را داشتند که عده ‌ای بیایند و کیفیت شهادت حضرت و بسیاری از وقایع را منکر شوند؛ آیت الله العظمی وحید خراسانی  در دیدار با وزیر کشور فرمودند: تعظیم شعائر را در کشور جدی بگیرید؛ فاطمیه باید مانند عاشورا احیاء شود. «سایت رسمی دفتر حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی» از این رو لازم دیدند که با قدرت در این مسأله وارد شوند. لذا از آن سال تا کنون، کتاب های بسیار در مورد خطبه فدکیه و شهادت حضرت نوشته شد و به شبهات بسیار پاسخ داده شد و شبهه بسیار جدید ایجاد شد و دوباره پاسخ داده شدند؛ اینها همه مصداق احیا کردن دین است. یا همین مسأله اربعین که با همت بالای علما بود که از طریق نخلستان ها رفتند که این راه باقی بماند. امروز هم، با تمام کوتاهی‌ هایی که گاهی اوقات داریم، باز باید باشیم تا دین بماند. اینکه دشمن این روزها عمامه طلبه‌ ها رو نشانه رفته، مشخص است که می داند تا اینها هستند، کاری نمی‌ توانند انجام دهند؛ لذا می خواهند کاری کنند که طلبه‌ ها فراموش بشوند؛ گاهی اوقات همین لباس به تن پوشیدن ما مصداق محافظت از شریعت می‌شود و چه خوب می شود که همه این کارهای ما از روی اعتقاد باشد و چقدر بهتر که برای حفظ این شریعت دنبال این باشیم که باری از این دین رو برداریم؛ نه اینکه خدای ناخواسته، باری بر دوش دین بوده باشیم.

 

استاد آلوستانی خاطرنشان کرد: در بیان اجمالی در معرفی نویسنده کتاب حاکمیت در اسلام، می گوییم:

1. آیت الله سید محمد مهدی موسوی خلخالی در سال 1304شمسی در رشت متولد شدند.

2. در شانزده سالگی یعنی سال 1320 برای تحصیل علوم دینی عازم نجف اشرف شدند.

3. بعد از گذراندن دروس مقدماتی و سطوح عالیه از دروس خارج آیت الله حکیم، شیخ حسین حلی و محقق خویی رحمة الله علیهم استفاده کرده است.

4. حدود 15 سال «از سال 1325 تا 1339» از محضر محقق خویی استفاده کامل نمودند و جزء شاگردان ممتاز ایشان به حساب می آمدند تا اینکه در سال 1339 بعد از حدود 19 سال عازم ایران شد و در شهر تهران ساکن شد و حدود 46 سال علاوه بر تدریس سطوح عالی و درس خارج فقه و اصول به انجام برنامه های تبلیغی و فرهنگی مانند امام جماعت مسجد جامع صدریه، تأسیس کتابخانه عمومی و تأسیس حوزه علمیه مشغول بوده است و جشن های نیمه شعبان ایشان از قبل از انقلاب مشهور بوده است و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی از مشاورین در تدوین قانون اساسی بوده است.

5. در سال 1385 بعد از رحلت آیت الله میرزا علی فلسفی «در سال 1384» به در خواست بعضی از طلاب ساکن مشهد می شوند و به مدت 15 سال در مدرسه آیت آلله خویی رحمةالله علیه مشغول می شوند. و سرانجام در شامگاه شنبه 30 آذر 1398 در سن 95 سالگی در مشهد از دنیا رفتتند و به آرزوی دیرنه خود یعنی دفن شدن در جوار علی بن موسی الرضا رسیدند.

6. از ایشان آثار متعددی به یادگار مانده است مانند: فقه الشیه «تقریرات فقه آیت الله خویی»؛ احکام الرضاع فی فقه الشیعة؛ شریعت و حکومت؛ امام منتظر و کتب دیگر.

7. مقام معظم رهبری در پیام تسلیت از ایشان به عنوان فقهی عالیقدر و مدرسی بزرگ یاد کرده اند که خدمات دینی و علمی با ارزشی به حوزه و محیط دینی کشور ارائه کردند و از کتاب حاضر به عنوان نوشته ای متین در باب حکومت اسلامی یاد کرده اند. در پیام معظم له می خوانیم: «رحلت عالم جلیل مرحوم آیت‌ الله آقای حاج سید مهدی خلخالی رضوان ‌الله ‌علیه را به بیت محترم و همه ارادتمندان و شاگردان ایشان در تهران و مشهد تسلیت عرض میکنم. ایشان فقیهی عالیقدر و مدرّسی بزرگ بودند و خدمات دینی و علمی با ارزشی به حوزه ‌های علمیه و به محیط دینی کشور ارائه کردند. نوشته‌ ای متین در باب حکومت اسلامی مانند دیگر نوشتجات فقهی و اصولی از یادگارهای برجسته ایشان است. از خداوند متعال رحمت و مغفرت و علوّ درجات ایشان را مسألت می کنم.«سایت رسمی دفتر مقام معظم رهبری».

 

این استاد حوزه علمیه قم افزود: با توجه به توضیحات مذکور روشن می گردد که نویسنده کتاب حاضر از جایگاه والایی برخوردار است؛ لذا مطالبی که در نوشته مطرح می گردد، از جانب یک متخصص و کارشناس علوم دینی و مسلّط بر مبانی سیاسی موجود در ادله شرعیه و مورد پذیرش سیره عقلا می باشد.

 

استاد آلوستانی خاطرنشان کرد: نویسنده کتاب از سن شانزده سالگی که وارد در حوزه شدند تا سن نود و دو سالگی که از دنیا رفتند، دائما مشغول مباحث علمی، اجتماعی و تبلیغی بودند و این خود، بسیار مهم است که طلبه در عالم طلبگی ثابت قدم باقی بماند و اگر قرار است درد زندگی را درمان کند، با همین روش های آخوندی درمان کند؛ نه اینکه برای این دنیا، نام طلبه را داشته باشد؛ اما عملا وارد کارهایی بشود که از شئونات او خارج است؛ البته یک بخش به خاطر این است که برخی از امور برای ما جذابیت دارد، برخی از طلاب را می شناسم که در بعضی از مشاغل اجرایی برای حلّ مشکلات مالی خود نه انجام وظیفه طلبگی و رسالتی که بر عهده دارند، فعالیت دارند و بعد از گذشت چند سال آن جذابیت اولیه را برای آنها ندارد و هر وقت با رفقای گذشته خود صحبت می کنند، با حسرت این نکته را متذکر می شوند که از مسیر درس و بحث و امورات آخوندی فاصله نگیرید و ای کاش می شد برگردم به همان کارهای حوزوی. خلاصه آنکه فعالیت های إجرایی برای حلّ دردهای زندگی  به مرور زمان آن جذابیت اولیه را از دست می دهند و حتی تدریس هایی که در حوزه داریم، اگر برای رضای امام زمان علیه السلام نباشد، کم کم جز خستگی چیز دیگری را در پی ندارد. یک قسمت از آن هم برای نداستن است؛ یعنی برخی طلاب نمی دانند که چه مسیری را در پیش گرفته اند و برای این مسیری که در پیش رو دارند، چه کارهایی باید انجام بدهند. به عنوان مثال بعضی از طلاب سراغ مشاغلی می روند که اولا در شأن آنها نیست و ثانیا اگر هم قرار است برای مادیات سراغ کاری برویم، کارهایی در همین عالم طلبگی بر زمین مانده است که اگر در پی انجام آن باشیم هم مورد رضایت امام زمان علیه السلام می باشد و هم دنیای ما تامین می شود. مدتی قبل شنیدم طلبه ای از سادات رفته و در فروشگاهی که دانه های طیور را خرید و فروش می کنند، مشغول فعالیت شده است. اگر همین طلبه برود و مشغول امر تبلیغ بشود، هم آقا امام زمان علیه السلام خوشحال شده است و هم دنیایی با عزت را برای خود و خانواده اش تأمین کرده است. همین امروز و در زمان ما اگر طلبه ای به مقدّمات طلبگی تسلّط داشته باشد، ولو نسبی، در بسیاری از مجامع علمی پژوهشکده ها و دانشگاه ها نیازمند او هستند. مثلا اگر طلبه ای بخواهد کار پژوهشی در زمینه برطرف کردن برخی ابهامات از قانون مجازات اسلامی داشته باشد هم، جا برای کار طلبگی وجود دارد و هم وقتی برای رضای خدا حرکت کند، قطعا خداوند متعال رزق او را به نحو احسن می رساند.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در مورد کتاب پیش رو نیز همین است ایراداتی که نسبت به حاکم و حکومت است و برخی از این ایرادات در بین ما طلبه ها مطرح می شود و بعضا قدرت پاسخگویی به آنها را نداریم، به این دلیل که یا این چنین کتبی را مطالعه نکردیم و یا اینکه در چنین درس هایی شرکت نکردیم. آقای مؤمن رحمة الله علیه همین درس را سالیان سال داشتند. امام خمینی رحمة الله علیه اولین شخصیتی بود که همین مبحث را در فضایی مانند حوزه نجف مطرح کردند که حوزه نجف به خاطر عدم انس با این مطالب و جوّ حاکم بر آن چنین مباحث جدیدی را تحمل نمی کرد؛ لذا خیلی از مباحث مثل اقتصادنا و ... که مرحوم شهمید صدر نوشتند و از اصطلاحات جدیدی بحث کردند را تحمل نمی کردند و پیگیر چنین اموری نبودند .مرحوم آقای موسوی خلخالی فرمودند که وقتی برخی از تقریرات درس امام خمینی را برای آقای خویی رحمة الله علیه می آوردند، ایشان می فرمودند چقدر در این مبحث ولایت فقیه زیبا ورود کردند و آن را از دل روایات ما تبین فرمودند. لذا این بحث از جمله مباحثی است که در طول تاریخ نیاز به تبین داشته و شما در زمان ما می بینید بزرگانی همچون آیت الله سید کاظم حائری، آیت الله جوادی آملی و آیت الله مصباح یزدی (رحمة الله علیه) و ... این بحث را داشته اند. بنابراین لازم است که ما به جایگاه ولی فقیه و میزان اختیارات ولی فقیه، علم داشته باشیم تا اگر در جامعه مورد سؤال قرار گرفتیم یا شبهه ای برای ما مطرح شد، به درستی پاسخگو باشیم. بعضی از طلاب گاهی اوقات به رهبری انتقاداتی وارد می کنند که این انتقادات به رهبری وارد نیست؛ چون فلان مورد اصلا از اختیارات رهبری خارج بوده و این شخص که دارد انتقاد می کند، حتی اوّلیات این مطلب را هم نمی داند. به عنوان مثال در بحث گرانی بنزین عده ای دنبال این بودند که بگویند چرا رهبری جلوی این گرانی را نمی گیرد و در واقع حاکم را در یک جریان سیاسی و به تعبیر صحیح در یک بازی قرار بدهند و رهبری هم فرمودند که من کارشناس در این زمینه نیستم و از اختیارات بنده خارج است و اگر قوای سه گانه کار کارشناسی انجام داده اند و چنین کاری انجام شده است، من هم از آنها حمایت می کنم. تعیین نرخ بنزین، وظیفه ولی فقیه نیست و این یک مسأله شهروندی است. مگر اینکه در یک مورد مطلب بالا بگیرد و مسأله حکومتی بشود و نیاز به حکم حکومتی باشد؛ که در اینجا ولی فقیه وارد عمل می شود. از طرف دیگر بعضی از طلبه ها می خواهند به این شبهات پاسخگو باشند؛ اما چون قدرت و توان علمی برای پاسخگویی ندارند، پاسخی می دهند که خودشان بیشتر گرفتار شبهه می شوند و باعث تکثیر إشکال می گردند.

 

وی افزود: پیشگفتار کتاب حاکمیت در اسلام، در مورد شش نکته به هم پیوسته می باشد و هدف مصنف این است که مشروعیت ولایت فقیه را ثابت کند؛ لذا اولین سؤالی که مطرح می شود، این است که ولایت فقیه مشروعیتش را از کجا به دست آورده است؟ آیا مشروعیتش را از آیات قرآن یا روایات گرفته است؟ یا اینکه مشروعیت ولایت فقیه یک امر عقلایی می باشد؛ یعنی کسانی بدون تعصب بنشینند و بگویند برای اداره جامعه نیازمند فقیهی که جامع شرایط باشد داریم؟

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: اولین نکته ای که مصنف در مقدمه اول بیان می کند، این است که حکومت ها در دنیا از دو حالت خارج نمی باشد:

نوع اول: یا یک حکومت کاملا مادی است و فقط برای آن حکومت مادیات اهمیت دارد و فقط پیشرفت دنیوی را لحاظ می کند و به ظواهر این دنیا اهمیت می دهد؛ مثلا فقط اهمیت چنین حکومتی این است که کیفیت لباس، مسکن، وسیله نقلیه، خوراک و... مردم در بهترین حالت ممکن باشد.

نوع دوم: حکومت هایی که می خواهند رنگ و بوی خدایی داشته باشند؛ یعنی علاوه بر جسم می خواهند برای روح انسان هم ارزش قائل بشوند.

حکومت از نوع اول که فقط اهتمام به امورات دنیایی دارد، قطعا در آن ظلم زیاد می شود؛ به این دلیل که در این حکومت قرار نیست من دیگران را ببینم؛ چون پیامبری که فرمود «مَن أصبَحَ و لم یَهتَمَّ بامور المسلمین فلیس بمسلمٍ» دیگر به من ارتباطی ندارد؛ لذا می بینید که در کشورهای غربی شخصی افتاده در گوشه خیابان و باقی مردم فقط او را نگاه می کنند و رد می شوند؛ نه اینکه این افراد ظالم باشند؛ بلکه تفکر او این است که کمک به دیگران به من ارتباطی ندارد؛ یا مثلا بیشترین درآمد کشوری مثل آمریکا از ساخت سلاح است. به همین دلیل در باقی کشورها مثل عراق و افغانستان، خودشان جنگی راه می اندازند و بعد از آن تجهیزات نظامی را به آنها می فروشند و از این طریق به تجارت خودشان می پردازند. حتی افراد کنگره آمریکا هم مدافع چنین جنگی هستند؛ چون برای این چنین حکومت هایی کشته شدن کودکان، زنان و غیر نظامیان اهمیتی ندارد؛ آنها فقط می خواهند بُعد مادی حکومتشان را حفظ کنند. لذا چنین حکومتی فقط می خواهد تلاش کند که خودش را به مقاصد مادّی در حّد أعلی برساند. اما اگر حکومتی بخواهد رنگ خدایی داشته باشد؛ به این معنا که در این حکومت دیگرگرایی باشد و دیگران در این حکومت دیده بشوند، انسان دوستی در چنین حکومتی شکل خواهد گرفت، لکن طبیعتا باید قوانینی تنظیم بشود تا تمام افراد جامعه حق رشد و حرکت را داشته باشند. شاید در انقلاب اسلامی در جاهایی کمی و کاستی باشد، اما شاکله اصلی آن بسیار دقیق است. در زمان شاه اگر 10 عدد نان بود، همه برای خودشان بود و کسی خبر از مردم نمی گرفت تا جایی که بعد از سقوط حکومت پهلوی وقتی کاخ های شاه را گرفتند، دیدند دستگیره درب ها، وان حمام و خیلی چیزی های دیگر هم از آب طلا بود؛ ولی در این چهل سال دیدیم که وضعیت دگرگون شده و سعی حکومت بر عدالت، محرومیت زدایی، مبارزه با مفاسد اقتصادی است. از زمانی که امام خمینی به عنوان یک روحانی، یک دین شناس آمد و این نهضت را معرفی کرد آیا حرفی جز ندای مستضعفین داشت؟

 

وی افزود: مصنف در مقدمه دوم می فرمایند: در طول تاریخ تنها پیامبری که به صورت جزئی فرصت پیدا کرد اصولی را به عنوان حکومت پایه ریزی کند و در صدد توسعه آن نیز بر آمد، نبی مکرم اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم بود و پیامبر این بستر را ایجاد کرد.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: در مقدمه سوم کتاب حاکمیت در اسلام، مصنف به این می پردازد که بعد از پیامبر خدا تمام برنامه ریزی ها و اصولی را که رسول گرامی اسلام پایه ریزی کرده بود، عده ای به نابودی کشاندند. در واقع عده ای بودند که در بستر اسلام منافق گونه زندگی کردند و حتی اگر فرصت پیدا می کردند، جان پیامبر را هدف قرار می دادند. بعد از پیامبر عمل به وصیت پیامبر نکرده و مسیری غیر از آنچه پیامبر پایه گذاری کرده بودند را در پیش گرفتند. جریان نفاق خودش را نشان نمی دهد و به شکل باقی افراد جامعه وجود دارد، نماز، روزه و حج را به جا می آورد؛ ولی اعتقاد به اسلام ندارد. در همین انقلاب ما هم چنین افرادی بودند و هستند و آنقدر با ظرافت عمل می کنند که سالیان سال او را به عنوان شخصی متدین می پذیرید؛ ولی در واقعیت او به هیچ چیز شما اعتقادی نداشته است. و این افراد در قالب احزاب و فرقه های مختلف همیشه مشغول فعالیت بوده و هستند. گاهی این افراد به بهانه کار فرهنگی وارد عمل می شوند و ما را همراه خود می برند و اگر ما آموزش لازم را در این حوزه ندیده باشیم، با کوچکترین اشاره ای در مسیری که آنها می خواهند قدم می گذاریم و پیاده نظام آنها را تشکیل می دهیم. آخوندی که در بالای منبر در دستش گوشی آیفون گرفته است، می شود مسیر انحراف؛ چون این برندی است که امروز از طلبه ها پذیرفته نیست که چنین چیزی را به همراه داشته باشند. کیفیت پوشش من به عنوان طلبه باید جوری باشد که انگشت نما در جامعه نباشم. نه آقدر اعیانی باشد که مردم متحیّر این لباس من باشند و نه آنقدر بی مایه باشد که مردم رغبت به همنشینی با من را پیدا نکنند. حتی طلبه آنقدر باید بداند که خانواده او باید به گونه ای لباس بپوشد و در جامعه قدم بگذارد که مایه زینت این دین و امام زمان علیه السلام باشد. نه اینکه متاسفانه چیزی هایی را در جامعه انسان می بیند که از بیان آن شرم می کند؛ لذا خیلی باید دقت در عمل داشت که رفتار ما همراه با انحراف نباشد. مقام معظم رهبری فرمودند که حوزه علمیه برای این انقلاب حکم مادر را دارد اینجا باید فرزندانی تربیت بشوند که این فرزندان بعدا بتوانند به این حکومت اسلامی و ارکان آن کمک کنند.

 

استاد آلوستانی خاطرنشان کرد: در مقدمه چهارم کتاب اشاره شد همان مسیری که پیامبر داشت را امام زمان نیز ادامه داده اند و در غیبت صغری نواب اربعه را تعیین کرد تا مردم بدون امام و فرمانده رها نشوند در زمان غیبت کبری هم فرمودند که «وامّا الحوادث الواقعة فرجعوا فیها الی رواة حدیثنا» تا جایی که می فرمایند آنها حجت بر شما هستند «و انا حجة الله علیهم». لذا مصنف این نتیجه را می گیرند که امام زمان علیه السلام در صدد این بودند که مردم به یک اسلام شناس مراجعه کنند و به گونه ای نباشد که در جامعه اسلامی سکان در دست کسی باشد که حلال و حرام را نشناسد.

 

وی افزود: در مقدمه پنجم وارد این مسأله می شوند که پیامبر صل الله علیه و آله و سلم حکومت تشکیل داد و سعی و تلاش کرد که حکومت را توسعه بدهد؛ ولی مردم بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به انحراف رفتند؛ ولی اهل بیت و امام زمان علیه السلام به دنبال این بودند که مردم را هدایت کنند. لذا اصل اینکه در شریعت چنین مسیری دنبال شده است، مسأله ای غیر قابل انکار می باشد. اما سؤال این است که بعد از امام زمان علیه السلام این رواة أحادیثنا و تالی تلو معصوم چه کسانی هستند؟ آیا فقیهی که حلال و حرام را می داند جانشین معصوم است در تمام جهات؟ آیا یک فقیه قدرت تصرفات تکوینی در این عالم را هم دارد؟

 

د, 02/15/1404 - 13:42