استاد مرتضی کریم پور از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به موضوع «استغفار قبل از دعا، و تضرع، از ریشه های اجابت دعا» پرداخت:
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: یکی از ریشه های اجابت دعا، استغفار کردن قبل از دعا است. مولانا در مثنوی معنوی، دفتر اول، ص 40 و دفتر ششم، ص 1044 و 1045، اینچنین می سراید:
چون که غم بینی تو استغفار کن غم به امر خالق آمد کار کن
سعد دیدی شکر کن، ایثار کن نحس دیدی صدقه و استغفار کن
این قضا را گونهگون تصریفهاست چشم بندش «یفعل الله ما یشا» ست
وی افزود: «استغفار» واژه ای والا در فرهنگ اسلام، کلید کارگشا و ابری برکت زاست که با آن شست و شوی جامۀ جان و شفافیت روح و روان فراهم می شود. با استغفار یعنی «پشیمانی از گذشته و تصمیم جدی بر آینده»، درهای اجابت و استجابت دعاها به روی بندگان گشوده می شود و رحمت و مغفرت، صفا و صداقت، جلا و نورانیت، فهم و معرفت و امنیت و حفاظت انسان از دست شیطان حاصل می شود و از آن سو تلخی ها و سختی ها از زندگی جدا می شود، بندگان استغفارگر از گرفتاری ها و دل مشغولی های شیطان رها می گردند و اموال و فرزندان فراوان و رزق و روزی مادی و معنوی بسیار می شود. (ر.ک: الاقبال بالاعمال الحسنه، ج ۲، ص 144: ریاض السالکین، ج ۲، ص 405؛ جنه الأمان، ج ۱، ص 6۰؛ المحجة البیضاء، ج ۷، ص ۸6 و ۸۹؛ صحیفه سجادیه، دعای 31؛ المراقبات، ص ۳6۸ (مترجم)؛ معراج السعاده، ص 6۸۸؛ نور على نور، ص ۲۸)
استاد کریم پور در ادامه بیان کرد: رهآورد استغفار را در برخی از آیات قرآن می توانیم ببینیم: «مَتاعاً حَسَنا» بهره مندی نیکو (هود: 3) «یرْسِلِ السَّماءَ عَلَیكُمْ مِدْراراً، وَ یمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِینَ» ریزش از آسمان [لطف و رحمت] بی پایان [الهی]، برکات بسیار و کمک های فراوان از اموال و فرزندان (نوح: ۱۰)؛ «وَ اسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ» و رحمت و مغفرت خداوند مهربان (مزمل: 20) بیان شده است؛ از این رو رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در کلامی کوتاه، پیامی پرمعنا برای تمامی بندگان خوب خدا بیان فرمود: «خَیرُ اَلدُّعَاءِ اَلاِسْتِغْفَارُ» بهترین دعا ]برای کسانی که درد و اندوه دارند[ استغفار است. (کنزالعمال: ح ۲۰۸۵) سپس آثار آسمانی استغفار را ترسیم فرمود: «کسی که غم ها و غصه های بسیار دارد. به استغفار رو کند تا گرفتاری های او برطرف شود. (الکافی، ج ۸، ص ۹۳) خداوند دو امان برای امت من قرار داد، یکی وجود من و دیگری وجود استغفار در بین پیروان من؛ (کنز العمال، ح ۲۰۸۱.) زبان هایتان را به استغفار عادت دهید که آمرزش شما و دفع و رفع هر بلا با آن میسر می شود» (ر.ک: الانوار الساطعه، ج ۵، ص 543؛ جنة الامان، ج ۱، ص 6۰)
وی افزود: آن حضرت در آخرین جمعۀ ماه شعبان رو به اصحاب خویش کرد و فرمود: «یا أیُّهَا النّاسُ، إنَّ أنفُسَکُم مَرهونَةٌ بِأَعمالِکُم فَفُکّوها بِاستِغفارِکُم، وظُهورَکُم ثَقیلَةٌ مِن أوزارِکُم فَخَفِّفوا عَنها بِطولِ سُجودِکُم» ای مردم، شما در گرو اعمالتان هستید، پس با استغفار خود را آزاد کنید. پشت شما سنگین شده است از وزر و وبال اعمال زشتی که مرتکب شدهاید. پس آن را با طول سجدۀ خود سبک کنید [تا راحت و با سرعت از صراط رد شوید].
استاد کریم پور در ادامه بیان کرد: قطعاً هرگاه سجده و گریه با استغفار و توبه همراه گردید، انسان را از دام اعمال ناشایست رها كرده و از بند بندگی شیطان جدا میسازد و زمینهساز اجابت یکایک دعاها می شود. این سیرۀ آسمانی در بین انبیای الهی به چشم می خورد؛ چنان که برادران یوسف که از خطای خود پشیمان بودند، چون به پدر خویش اظهار ندامت کردند و از او استدعای طلب آمرزش گناهان خویش را از خداوند غفور و مهربان نمودند، حضرت یعقوب در پاسخ فرمود: «سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّی» به زودی استغفار خواهم کرد و برای شما از پروردگار طلب مغفرت می کنم. (یوسف: ۹۸) بسیاری بر این باورند که آن رسول رنجدیدۀ خدا منتظر سحرگاه شب جمعه بود تا نخست استغفار، سپس دعا کند و بدین سان رحمت و مغفرت خداوند را بهسوی دعای خود جلب نماید. در تفسیر نورالثقلین می خوانیم:
«196- في كتاب علل الشرائع باسناده الى اسمعيل بن الفضل الهاشمي قال قلت لجعفر بن محمد عليه السلام: أخبرني عن يعقوب عليه السلام لما قال له بنوه: يا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنَّا كُنَّا خاطِئِينَ قالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي فأخر الاستغفار لهم، و يوسف عليه السلام لما قالوا له: «تَاللَّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنا وَ إِنْ كُنَّا لَخاطِئِينَ قالَ لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ»؟ قال: لان قلب الشاب أرق من قلب الشيخ، و كانت جناية ولد يعقوب على يوسف، و جنايتهم على يعقوب انما كانت بجنايتهم على يوسف، فبادر يوسف الى العفو عن حقه، و أخر يعقوب - العفو لان عفوه انما كان عن حق غيره فأخرهم الى السحر ليلة الجمعة» (تفسير نور الثقلين؛ ج 2؛ ص 465) «198- في من لا يحضره الفقيه و روى محمد بن مسلم عن أبى عبد الله عليه السلام في قول: يعقوب لبنيه «سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي» فقال: أخرهم الى السحر ليلة الجمعة» (تفسير نور الثقلين؛ ج 2؛ ص 466) در همین راستا است که در ادامه آیه 98 از سوره یوسف می خوانیم: «اِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ» تا نسبت به شرایط دعا و اجابت آن، نکته ای نورانی و مؤثر بیان کند. کلینی در جلد دوم از کتاب شریف کافی، در قسمت کتاب الدعا، به صورت مفصل در زمینه دعا صحبت دارد؛ خوب است تا به روایات «بَابُ الْأَوْقَاتِ وَ الْحَالاتِ الَّتِي تُرْجَى فِيهَا الْإِجَابَة» نگاهی شود.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در حدیثی میخوانیم: «برای هر دردی دارویی و درمانی است و داروی گناهان، استغفار است» (رساله فی بیان استجابة الدعاء، ص ۷۱؛ مکارم الاخلاق، صص ۳۱۳ و ۳۸۹) که موانع اجابت دعاها را برطرف می کند. قرآن نیز بندگان خوب و خدایی خود را چنین توصیف می کند: «الصَّابِرِینَ وَ الصَّادِقِینَ وَ الْقانِتِینَ وَ الْمُنْفِقِینَ وَ الْمُسْتَغْفِرِینَ بِالْأَسْحارِ» آنان صابرند و صادقاند و قانعاند و انفاق کننده اند و در نیمه های شب و هنگام سحر به دعا و استغفار برمی خیزند. (آل عمران: ۱۷) و در سخن دیگر می فرماید: «كانُوا قَلِیلًا مِنَ اللَّیلِ ما یهْجَعُونَ وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ یسْتَغْفِرُون» اهل تقوا ویژگی هایی دارند از جمله اینکه شبها کم میخوابند و در سحرها به استغفار و دعا بر می خیزند. (ذاریات: ۱۷ و ۱۸)
استاد مرتضی کریم پور خاطرنشان کرد: یکی از ریشه های اجابت دعا، تضرع و زاری در دعا است. محتشم کاشانی چنین می سراید:
تا در دعا تضرع و الحاح سائلان در جنبش آورد به اجابت لب جواب
بهرت دعا که کند در دلی گذر از دل گذر نکرده به لب باد مستجاب
وی فازود: فروتنی، خاکساری، تضرع و ذلت در پیشگاه خداوند – به ویژه در شب هنگام و سحرگاهان - و زمزمۀ دعاها و راز و نیازها با خداوند مهربان، تاریکی های گناهان را محو و خیالات و رؤیاهایی را که در جنجال های زندگی مادی بر آدمی غالب می شود و چنان تاری به دور وجود می تند، برطرف می سازد. راز عبادت خوبان به صورت تهی دستی مسکین و دردمند و اشک و آه و نالۀ آنان به همراه سایش سینه و پیشانی به پیشگاه پروردگار را می توان در اهمیت ریزش تمامی غبارهای منیت و رویش شکوفه های معنویت جستوجو کرد. در این میان «تضرع» یعنی التماس و زاری، تأثیری معجزه آسا در رهایی از لایه های عصیان و طغیان دارد و «بلای حتمى» و «نابودی قطعی» را از انسان دور می سازد. چنانکه قوم حضرت یونس علیه السلام با چنین شیوه ای بلای در حال فرود را دفع و خود را شایستۀ رحمت و مغفرت خداوند نمودند. بیجهت نیست که سفارش بسیاری نسبت به «گریه» به هنگام «دعا» شده است. گرچه این اشک به اندازۀ سرسوزنی باشد (المراقبات، ص 153.) زیرا خداوند گدای گریان و لجوج را دوست دارد و زمینه های اجابت دعای او را فراهم می سازد. گلایۀ پروردگار از بلا دیدگان هلاکت یافته آن است که چرا به هنگام نزول عذاب، حالت تضرع و ذلت و زبونی به پیشگاه ربوبی پیدا نکردند تا از عذاب سوزان و مرگبار نجات یابند: «فَلَولا إِذ جاءَهُم بَأسُنا تَضَرَّعوا» (انعام: 42) و در سخنی دیگر ویژگی ویرانگر گروهی از انسان ها را چنین توصیف می کند: «... فَمَا اسْتَكانُوا لِرَبِّهِمْ وَ ما یتَضَرَّعُونَ» بهراستی ایشان را به عذاب گرفتار کردیم [ولی] نسبت به پروردگارشان فروتنی نکردند و به زاری درنیامدند. (مؤمنون: 76)
وی افزود: امام صادق علیه السلام دوری از تضرع آنان را خودداری از بلند کردن دستان به درگاه خداوند و نیاز خواهی از پروردگار با چنین حالتی بیان فرمود (الدعوات، ص ۱۹، امالی، شیخ طوسی ج ۲، ص ۱) «إِنَّ الَّذِینَ یسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ» (غافر: 60)
آشنایان با ریشۀ بندگی و شیوۀ بالندگی، بر این باورند که افزون بر «تضرع»، «تملق» خداوند در راز و نیاز با خالق مهربان زمینه ساز احساس شیرینی و دل نشینی مناجات با خداوند و فروزش علاقه و ارادتی بسیار نسبت به ذات اقدس الهی میشود و انسان را در زمرۀ رستگاران و پاکان قرار می دهد. شیرین زبانی های عبد با مولای خود، ستایش بسیار او، بیان صفات فراوان خداوند، توجه به ضعف و زبونی خویش و هیچ انگاشتن پندار و رفتار خود برای ارائه به پیشگاه پروردگار، باعث میشود که پس از چندی نورانیت چشمگیری رواق وجود انسان را فراگیرد و نوعی دلدادگی به سرسلسلۀ جهان هستی در احساس و اندیشۀ آدمی بهوجود آید. در این حالت بهراحتی سخن خداوند را به حضرت عیسی علیهالسلام درک میکنیم زمانیکه فرمود: «ای عیسی، مانند غریق غم زده ای که یاوری ندارد به درگاهم دعا کن؛ قلب خود را خاشع نما و بسیار در خلوت به یاد من باش و بدان من با تملق و چاپلوسی کردن تو خوشحال میشوم. با زندهدلی و نشاط چنین کن و صدای غمناک و اندوهناک خود را به من برسان.» (المراقبات، ص ۲4۲)
وی افزود: صاحب نظران بر این باورند که تضرع حالت خاصی از ارتباط و مناجات است که انسان انگشت سبابۀ خود را در آن به طرف چپ و راست حرکت می دهد (ر.ک: سر الصلاه، ص ۲۲ و ۷۷ و ۹4؛ شفاء الصدور، ص ۳۳۳؛ معراج السعاده، ج ۱، ص ۷۷۳) و گویی بیتوجه به تمامی راهها و کارها، تنها یک یار و مددکار میشناسد و از او یاری و کمک میطلبد و آن خداوند پرمهر و رحیم است.
در این حالت با زبان جان به پیشگاه پروردگار سبحان می گوید:
هم دعا از من روان کردی چو آب هم نباتش بخش و دارش مستجاب
هم تو بودی اول آرنده دعا هم تو باش آخر اجابت را دعا
این طلب در ما هم از ایجاد توست رستن از بیداد یا رب داد توست
بطلب تو این طلب مان دادهای گنج احسان بر همه بگشادهای
چون دعامان امر کردی ای عجاب این دعای خویش را کن مستجاب
منگر اندر ما نکن در ما نظر اندر اکرام و سخای خود نگر
(شرح دعای صباح (خوئی)، ص 183.)
استاد کریم پور خاطرنشان کرد: رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله با چنین معرفتی، چون به درگاه خداوند میرفت به هنگام گریه و زاری و تضرع، دستهای خود را بهگونهای بلند میکرد که فقیر برای درخواست غذا، دستان خود را دراز می کند! (المراقبات، ص ۲4۹. ر.ک: الاقبال بالاعمال الحسنه، ج ۱، ص ۲۹۰، ریاض السالکین، ج ۵، ص ۱۰۳ و ۱۱۲؛ مصباح المتهجد، ص ۱۸۱ و ۱۹۱ و ۳۹۳؛ مهج الدعوات، ص ۱۲۵) و امام سجاد علیه السلام در دعاهای متعدد و متنوع خویش به محضر خدای خود عرض می کردند: «ای خداوند من، آیا هر که در پیشگاهت گریه کند، آمرزنده ای؟ تا در گریه بشتابم... ای خدای من، روانشدن اشکم را از ترست و نگرانیها را از بیم عظمتت و لرزیدن اندامم را از شکوه و بزرگیات می بینی؟! همۀ این شرمندگی ها از توست، برای بدرفتاریام و ازاینرو تضرع و زاریام به درگاهت گرفته و زبان راز و نیازم به تو بلند گردیده است. (صفحه سجادیه، ترجمۂ فیض الاسلام، ص ۱۱4 و ترجمهایتی، ص ۱۰۵) خداوندا، چنان کن [که] به هنگام نیاز از تو یاری خواهم و در وقت مسکنت به درگاه تو تضرع کنم.» (همان، نیایش بیستم صحیفه سجادیه.)
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: روزی در محضر امام صادق علیه السلام سخن از چگونگی دعا و راز و نیاز و کسب اجابت خواستهها به میان آمد، آن حضرت فرمود: به هنگام دعا و درخواست، گونۀ راست را بر زمین بگذارید و بگوئید: «وَ اَرْحَمْ تَضَرَّعی فیمَنْ تَضَرّعَ مِنَ الْمُتَضَرِّعینْ» رحمت و مغفرت خود را بر تضرع و زاری من فرود آر و بر کسی که از متضرعان درگاه توست و تضرع کرده است، لطف و مهربانی نما. (الاقبال بالاعمال الحسنه، ج ۱، ص 514.) بصیران و هوشیاران به پیشگاه پروردگار مهربان زمزمه ای دارند؛ مولانا می گوید:
آنکه خواهی کز غمش خسته کنی راه زاری بر دلش بسته کنی
و آنکه خواهی از بلایش واخرى جان او را در تضرع آوری
وی افزود: خداوند در مورد حسنظن بنده در اجابت دعاها می فرماید: «اَنَا عِندَ حُسنِ ظَنِّ عَبدی بی...»؛ من نزد حسنظن بنده ام هستم. (شرح مصباح الشریعه، ص ۵۱۵.) کسی که به پروردگار خود خوشگمان نباشد، بزرگترین دلیل را علیه خود در عدم (اجابت دعاها) ارائه کرده است. محتشم کاشانی می سراید:
خدا اگرچه زپاکان دعا قبول کند دعا کنم من و گویم خدا قبول کند
بلا و عافیت آیند اگر به معرض عرض حریف عشق بلاشک بلا قبول کند
مکن قبول زکس دعوی محبت پاک که درد را بگذرد دوا قبول کند
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: این بینش سبب گردید که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بفرماید: «آنگاه رو به درگاه خداوند دعا کنید که یقین به اجابت او دارید.» و امام صادق علیهالسلام «سرعت اجابت» را با «گمان خوش و حسنظن» پیوند زد و فرمود: وقتی دعا کردی، گمان کن حاجت تو دم در است، با چنین توجه قلبی با خدای خود سخن بگو.» (المراقبات، ص ۲۳۷.)