استاد ربانی مطرح کرد؛

اقبال لاهوری، ایرانی‌ترین خارجی

استاد سید جعفر ربانی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره اساتید به موضوع «اقبال لاهوری، ایرانی‌ترین خارجی» پرداخت.

/270/260/22/

این استاد حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: علامه «محمد اقبال لاهوری» در هند زاده شد. شاعر و فیلسوف و سیاست‌مدار بود و بیش‌ از اینها بود. اقبال در دانشگاه کمبریج و دانشگاه مونیخ درس خوانده بود و دکترای فلسفه داشت؛ با این حال عاشق ایران بود و رساله دکترایش «سیر حکمت در ایران» بود. عاشق حافظ بود و گفته بود: «هر وقت ذوق و قوه تفکر من اوج می ‌گرفت، روح حافظ در من جلوه می ‌کرد و من خود حافظ می‌ شدم» و عاشق مولانا بود و گفته بود: «مولوی مرا با خود آشنا کرد و با او بود که خود را یافتم» و مشهور است که «علی شریعتی» او را «ایرانی ‌ترین خارجی» نامیده بود و البته شیعه ‌ترین سنّی؛ چرا که گفته بود:

«رمز قرآن از حسین (ع) آموختیم                   ز آتشِ او شعله‌ ها اندوختیم». 

 

استاد ربانی در ادامه بیان کرد: وی عشق و ارادت خود به مولای متقیان و خاندان پاک او علیهم السلام را اینگونه می سراید:

مسلم اول شه مردان علی                              عشق را سرمایه‌ ایمان علی

از ولای دودمانش زنده‌ ام                              در جهان مثل گهر تابنده‌ ام

و در ستایش حضرت زهرا سلام الله علیها می گوید:

مریم از یک نسبت عیسی عزیز                      از سه نسبت حضرت زهرا عزیز 

نور چشم رحمة للعالمین                                آن امام اولین و آخرین 

آنکه جان در پیکر گیتی دمید                          روزگار تازه آئین آفرید

 بانوی آن تاجدار «هل اتی»                          مرتضی مشکل گشا شیر خدا 

پادشاه و کلبه ئی ایوان او                              یک حسام و یک زره سامان او

 مادر آن مرکز پرگار عشق                            مادر آن کاروان سالار عشق

 

فلسفه «خودی» یا بازگشت به خویشتن

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: اقبال در سال ۱۹۱۵م منظومه فارسی «اسرار خودی» و سه سال پس از آن منظومه «رموز بی ‌خودی» را به زبان فارسی سرود. آنچه در این دو منظومه مرکز و محور اندیشه ‌های او بوده، نظریه «خودی» است که از این زمان به بعد، وی در تمامی آثارش به نوعی به تبیین این اصل پرداخته است. او معتقد بود که جامعه مانند فرد، روح و شخصیت دارد و مانند آن دچار تزلزل شخصیت می‌ شود. اقبال عقیده داشت که جامعه اسلامی در حال حاضر در برخورد با فرهنگ غربی دچار بیماری تزلزل شخصیت شده و هویت خود را از دست داده است و نخستین کار لازمی که مصلحان باید انجام دهند، باز گرداندن ایمان و اعتقاد این جامعه به «خود» واقعی او، یعنی فرهنگ و معنویت اسلامی است.

 

وی افزود: او در كتاب "احياي فكر ديني در اسلام" که از مهمترين كتاب هایش  است، به تفصیل این مسئله را شرح می دهد. اقبال که خود در اروپا زندگی کرده و از نزدیک شاهد فرهنگ و تمدن غربی بوده است، به شدت به تمدن اروپایی بدبین است و مسلمین را هشدار می دهد كه تحت تأثیر تمدن اروپا قرار نگیرند. از جمله می گوید: «آنها كه چشمشان از تقلید و بردگی كور شده است؛ نمی توانند حقایق بی پرده را درك كنند. این فرهنگ و تمدن نیم مرده اروپایی چگونه می تواند كشورهای ایران و عرب را حیات نوین بخشد هنگامی كه خود به لب گور رسیده است.» او معتقد است باید با احیای ایمان، اسلام و فکر دینی، تمدنی نوین مبتنی بر اسلام و آموزه های اسلام که پاسخگوی نیاز امروز جامعه باشد بنا کرد. 

 

استاد ربانی تأکید کرد: اقبال بود که برای نخستین‌ بار ایده و رؤیای تشکیل یک کشور مستقل برای مسلمانان هند را مطرح کرد و این همان ایده ‌ای بود که حدود ۱۰ سال پس‌ از وفات او، توسط «محمد علی جناح» عملی شد و پاکستان متولد شد.

 

س, 02/16/1404 - 23:32