استاد ابراهیمی مطرح کرد؛

شخصیت مرحوم حاجی نورمحمد ابراهیمی

استاد محمد ابراهیمی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به موضوع «بخشی از شخصیت والای عارف بشاگردی، مرحوم ابراهیمی» پرداخت.

/270/260/20/

واجبات

جهاد فی سبیل الله

این استاد حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: یکی از واجبات و فروعات دین، که در آیات و روایات مورد تاکید قرار گرفته، جهاد فی سبیل الله است؛ جهت نمونه برخی از این آیات و روایات ذکر می ‌شود:

 

1- (إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ الَّذِینَ هَاجَرُوا وَ جَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أُولئِكَ یرْجُونَ رَحْمَةَ اللَّهِ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ) «كسانى كه ایمان آورده و كسانى كه هجرت كرده و در راه خدا جهاد نموده‌اند، آنها امید به رحمت پروردگار دارند و خداوند آمرزنده و مهربان است.» (بقره آیه 218)

 

2- (الَّذِینَ آمَنُوا وَ هَاجَرُوا وَ جَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ) «آنها كه ایمان آوردند، و هجرت كردند، و با اموال و جان هایشان در راه خدا جهاد نمودند، مقامشان نزد خدا برتر است؛ و آنها پیروز و رستگارند» (توبه آیه 20)

 

3- «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و اله و سلم لِلْجَنَّةِ بَابٌ یقَالُ لَهُ بَابُ الْمُجَاهِدِینَ یمْضُونَ إِلَیهِ فَإِذَا هُوَ مَفْتُوحٌ وَ هُمْ مُتَقَلِّدُونَ سُیوفَهُمْ وَ الْجَمْعُ فِی الْمَوْقِفِ وَ الْمَلَائِكَةُ تُرَحِّبُ بِهِمْ» «امام صادق علیه السلام به نقل از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: برای بهشت دری است که آنرا درِ مجاهدان نام نهاده اند، و مجاهدان از آن در وارد بهشت می ‌شوند، در حالی که شمشیرهایشان را حمایل ساخته و در موقف گرد آمده اند، و ملائکه به آنها خوش آمد می ‌گویند» (وسائل الشیعة؛ ج‏ 15؛ ص 10)

 

4- «قَالَ النَّبِی صلی الله علیه و آله و سلم أَخْبَرَنِی جَبْرَئِیلُ بِأَمْرٍ قَرَّتْ بِهِ عَینِی وَ فَرِحَ بِهِ قَلْبِی قَالَ یا مُحَمَّدُ مَنْ غَزَا مِنْ أُمَّتِكَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَأَصَابَهُ قَطْرَةٌ مِنَ السَّمَاءِ أَوْ صُدَاعٌ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ‏ شَهَادَةً یوْمَ الْقِیامَةِ.» «رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: جبرئیل خبری برایم آورد که چشمم روشن و قلبم خوشنود شد، (جبرئیل) فرمود ‌ای محمد هرکس از امتت درراه خدا جهاد کند پس (حتی) قطره ‌ای باران بر او ببارد، یا کمترین زحمتی بیافتد، خداوند در روز قیامت برای او (ثواب) شهادت می‌ نویسد» (وسائل الشیعة؛ ج ‏15؛ ص 11)

 

استاد محمد ابراهیمی در ادامه بیان کرد: «حاجی» در طول عمر خویش از این فیض عظیم الهی نیز محروم نشده بود و در زمان دفاع مقدس با اینکه در سن پنجاه سال به بالا بوده، ولی به صورت کاملا داوطلبانه و بسیجی به ندای رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) لبیک گفته، و سه بار در طول سال های دفاع مقدس در جبهه حضور یافته بود؛ بار اول پنج ماه، بار دوم یازده ماه، و بار سوم هفت ماه (مجموعا بیست و سه ماه) که بار سوم مصادف شده بود با پایان جنگ.

 

وی افزود: غالب این اعزام ها، از طریق استان کرمان، و لشکر ۴۱ ثارالله به فرماندهی سردار رشید اسلام شهید حاج قاسم سلیمانی صورت گرفته بود، و در بسیاری از عملیات‌ ها مثل «والفجر مقدماتی»؛ «والفجر یک»؛ و «کربلای یک» شرکت کرده بود و یک بار نیز در منطقه فاو از ناحیه سر و قسمتی از بدن مجروح شده بود.

 

 

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: نکته حائز اهمیت این بود که بعد از اتمام جنگ نیز هیچگاه به دنبال در آوردن سابقه و استفاده از منافع مادی این قضیه نرفت و به فرزندان نیز اجازه چنین کاری را نمی داد.

 

وی در ادامه بیان کرد: نکته مهم دیگر اینکه ایشان علاوه بر جهاد جانی و حضور فیزیکی در جبهه ها، جهاد مالی نیز انجام داده بود و حقیر از خود ایشان شنیدم که می ‌گفت: علاوه بر حضور در جبهه، در حد وسع و توان کمک مالی نیز به جبهه‌ها می‌کردم، بنابراین می ‌توان ایشان را یکی از مصادیق این آیه شریفه دانست (الَّذِینَ آمَنُوا وَ هَاجَرُوا وَ جَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ) « آنها كه ایمان آوردند، و هجرت كردند، و با اموال و جانهایشان در راه خدا جهاد نمودند، مقامشان نزد خدا برتر است؛ و آنها پیروز و رستگارند!». (توبه آیه 20)

 

امر به معروف و نهی از منکر  

استاد محمد ابراهیمی خاطرنشان کرد: یکی دیگر از واجباتی که در دین ما به آن سفارش شده، أمر به معروف و نهی از منکر است. همانطور که در آیات و روایات زیادی به آن تاکید شده که چند نمونه از آنها ذکر می ‌شود:

1- (ادْعُ إِلَى سَبِیلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ)  «با حكمت و اندرز نیكو به راه پروردگارت دعوت كن.» (نحل ایه 125)

2- (خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ) «گذشت پیشه كن، و به [كار] پسندیده فرمان ده» (اعراف ایه 199)

3- (عن علی علیه السلام: «أَنَّ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْی عَنِ الْمُنْكَرِ دُعَاءٌ إِلَى الْإِسْلَام) «امام علی علیه السلام فرمود: امر به معروف و نهى از منكر دعوت به اسلام است.» (تحف العقول ص ٤١٣)

4- (قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: «مَنْ اَمَرَ بَالْمَعْرُوفِ وَ نَهى عَنْ المُنْكَرِ فَهُوخَلیفَةُ اللّه فى أَرْضِهِ و خَلیفَةُ رَسُولِ اللّه) «رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: كسى كه امر به معروف و نهى از منكر كند جانشین خدا و پیامبر در روى زمین است» (مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل؛ ج‏ 12؛ ص 179)

 

وی افزود: «حاجی» خود را مقید به این واجب الهی می ‌دانست و همواره أمر به معروف می ‌کرد، و همان طور که قبلا گذشت، به کسانی که تمکن مالی داشتند نامه می ‌نوشت و تذکر می‌ داد که حج بر آنها واجب شده و باید حج بجا آورند.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: هرگاه منکری می‌ دید، از آن نهی می‌کرد، خصوصا نسبت به افراد خانواده، مثلا اگر می‌ دید کسی در واجباتش کوتاهی می ‌کند، و یا خدای نکرده در مورد محرمات بی توجه است، فورا تذکر می ‌داد.  اگر در مجلسی، از کسی غیبت می ‌شد ناراحت می‌ شد و تذکر می‌ داد، و تا می ‌توانست از غیبت او جلوگیری می ‌کرد.

 

نهی از یادگیری سحر و جادو

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: این حقیر هنگامی که بچه حدودا هفت هشت ساله بودم شبی با ایشان پیاده به سوی حسینیه جهت شرکت در مراسم عزاداری می ‌رفتیم  به من گفت: فرزندم این نصیحت من برای همیشه یادت باشد، هیچ گاه سراغ یادگیری سحر و جادو نرو، چرا که این کار حرام است. اینها واجباتی بود که هر مسلمانی در زندگی باید رعایت نماید و «حاجی» نیز خود را مقید به آنها می ‌دانست.

 

 

محرمات

استاد محمد ابراهیمی خاطرنشان کرد: یکی دیگر از چیزهایی که در شریعت به آن سفارش أکید شده، پرهیز از گناهان و محرمات الهی است. «حاجی» در این زمینه نیز فردی بسیار مقید بود، و به شدت از محرمات الهی اجتناب می‌نمود، که چند مورد از آنها جهت نمونه ذکر می ‌شود.

 

پرهیز از غیبت

وی افزود: یکی از محرمات الهی که در قرآن و روایات به شدت از آن نهی شده، و بسیاری از مومنین نسبت به آن غافل هستند، غیبت کردن است، که چند نمونه از آیات و روایات در این خصوص ذکر می ‌شود:

1- (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا یَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ یُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ یَأْكُلَ لَحْمَ أَخِیِ مَیْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِیم.) «اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! از بسیارى از گمانها اجتناب كنید كه بعضى از گمانها گناه است، و از عیوب مردم تجسس مكنید، و پشت سر یكدیگر غیبت نكنید، آیا یكى از شما هست كه دوست بدارد گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ قطعا از چنین كارى كراهت دارید و از خدا پروا كنید كه خدا توبه پذیر مهربان است.» (حجرات آیه ۱۲)

2- «عَنْ أَبِی ذَرٍّ عَنِ النَّبِیˆ فِی وَصِیةٍ لَهُ قَالَ: یا أَبَا ذَرٍّ إِیاكَ وَ الْغِیبَةَ فَإِنَّ الْغِیبَةَ أَشَدُّ مِنَ الزِّنَا قُلْتُ وَ لِمَ ذَاكَ یا رَسُولَ اللَّهِ- قَالَ لِأَنَّ الرَّجُلَ یزْنِی فَیتُوبُ إِلَى اللَّهِ فَیتُوبُ اللَّهُ عَلَیهِ وَ الْغِیبَةُ لَا تُغْفَرُ حَتَّى یغْفِرَهَا صَاحِبُهَا الحدیث» «پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در ضمن وصیتی به ابوذر غفاری فرمود:‌ای ابوذر از غیبت کردن بپرهیز، چون غیبت از از زنا بدتر است؛ ابوذراز پیامبر سوال کرد چرا‌ای رسول خدا؟ پیامبر فرمود:  چون شخص زنا کار چه بسا توبه می‌کند و خداوند او را می‌آمرزد، و اما شخص غیبت کننده آمرزیده نمی شود مگر اینکه شخص غیبت شونده او را ببخشد.» (وسائل الشیعة؛ ج‏ 12؛ ص 281)

3- «عن علی علیه السلام: إِیاكُمْ‏ وَ الْغِیبَةَ فَإِنَّهَا تُحْبِطُ الْأَعْمَال‏» «امیرالمومنین علیه السلام فرمود: از غیبت پرهیز کنید؛ زیرا اعمال (نیک) شما را نابود می‌ کند» (دعائم الإسلام؛ ج‏ 2؛ ص 351)

 

وی افزود: یکی از خصوصیات «حاجی» این بود که به شدت از غیبت کردن دیگران پرهیز می‌کرد و هیچگاه بدی کسی را پشت سر او نمی گفت. حقیر که سال های زیادی از کودکی تا نوجوانی و جوانی در نهان و آشکار با او بودم، حتی یک مورد به خاطر ندارم که ایشان پشت سر کسی غیبت کند. اگر کسی نزد او غیبت می‌کرد، از شدت ناراحتی  رنگ چهره او تغییر می ‌کرد و تذکر می‌ داد، و تا می‌ توانست از شخص غیبت شونده دفاع می‌ کرد و از او به خوبی یاد می ‌کرد، حتی اگر پیش او از کسانی که به بدی شهرت داشتند نیز غیبت می‌شد، باز تذکر می‌داد و یکی از صفات خوب آن شخص را ذکر می‌ کرد و به این وسیله از غیبت او جلو گیری می‌ نمود. حتی در جمع خانوادگی نیز اگر کسی غیبت می‌ کرد ناراحت می‌ شد و تذکر می‌ داد.

 

شدت اجتناب از مال مردم

استاد ابراهیمی خاطرنشان کرد: یکی دیگر از خصوصیات «حاجی» این بود که از مال حرام به شدت اجتناب می ‌کرد و تمام سعی او این بود که ذره ‌ای مال حرام و حتی شبهه ناک در زندگی او وارد نشود، و همیشه جانب احتیاط را در این زمینه مراعات می‌نمود، در این زمینه به نقل یک خاطره بسنده می‌ شود. یکی از اهالی که شخصی مومن و مورد وثوق است نقل می ‌کرد که در زمانی که «حاجی» در شرکت تعاونی مسئول توزیع اقلام غذایی بود، هنگام توزیع و تقسیم اقلامی همچون  قند و شکر و...قسمتی از عمامه خویش را باز می‌کرد و دهان و بینی خود را می‌ پوشانید. از او سوال کردم که چرا چنین کاری می ‌کنید؟ «حاجی» در جواب گفت: چون نمی خواهم گرد و غبار مال مردم به گلو و حلقم برسد، شاید آنها راضی نباشند.

حقیر هم خود شاهد بودم در زمانی که مسئولیت توزیع اقلام غذایی در شرکت تعاونی را بر عهده داشت، هرگاه مقداری از اقلام بعد از توزیع اضافه می ‌آمد، برای خود بر نمی داشت و به شهرستان میناب بر می‌ گرداند، و آن مسئولی که اینها را برای او می ‌فرستاد، هر چه اصرار می ‌کرد که هر چه اضافه می‌آید برای خود بردار قبول نمی ‌کرد.

 

عدم شرکت در مجالس لهو و لعب

وی افزود: یکی دیگر از خصوصیات «حاجی» این بود که در مجالس لهو و لعب مثل عروسی هایی که صدای ساز و آواز در آنها به گوش می‌ رسید شرکت نمی کرد و اگر نزدیک منزل او چنین عروسی هایی برگذار می‌ شد، از منزل بیرون و به مکانی دور دست می‌ رفت و پس از اتمام عروسی به منزل باز می ‌گشت.

 

خاطره گرامافون

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم  در ادامه بیان کرد: مادرم نقل می ‌کرد، در یکی از سال ها، یکی از همسایه‌ های «حاجی» که در خارج از کشور اشتغال به کار داشت، و جهت مرخصی به روستا آمده بود، با خود یک دستگاه گرامافون آورده بود و شب ها آن را روشن کرده و صدای  ساز و آواز بلند می ‌نمود. «حاجی» از این مساله بسیار رنج می‌ برد و به احترام همسایه چیزی به او نمی گفت؛ ولی هنگامی که آن را روشن می‌ کرد، از روستا خارج می‌ شد و در تاریکی شب به پشت کوه ها می ‌رفت و آخر شب هنگامی که آنرا خاموش می‌ کرد، به منزل باز می ‌گشت؛ تا اینکه آن همسایه از این رفتار حاجی مطلع شده بود، عذر خواهی کرده و دیگر آن را روشن نکرده بود.

 

پرهیز از اسراف

استاد محمد ابراهیمی خاطرنشان کرد: یکی از محرمات الهی اسراف است که در آیات قران و روایات اهل بیت علیهم السلام به شدت از آن نهی شده است؛ که جهت نمونه چند مورد از آنها ذکر می ‌شود:

1. (وَ کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِین‏) «بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید به درستی که خداوند اسرافکاران را دوست ندارد» (اعراف: ۳۱)

2. (إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ کَذَّاب) «خداوند اسرافکار دروغگو را هدایت نمی‌ کند»  (غافر: ۲۸)

3. (وَ أَنَّ الْمُسْرِفِینَ هُمْ أَصْحابُ النَّارِ) «بی درنگ اسرافکاران اهل آتشند» (غافر: ۴۳)

4. «قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ† یا عُبَیدُ إِنَّ السَّرَفَ یورِثُ الْفَقْرَ وَ إِنَّ الْقَصْدَ یورِثُ الْغِنَى» «امام صادق علیه السلام به عبید فرمود: اسراف و زیاده روی باعث فقر و تنگدستی می‌گردد و میانه روی موجب ثروت و بی نیازی می ‌شود» (الكافی ج: 4  ص :  53)

5. «قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام إِنَّ مَعَ الْإِسْرَافِ قِلَّةَ الْبَرَكَةِ » «امام صادق علیه السلام فرمود: همانا اسراف با کمی برکت همراه است.» (الكافی؛ ج: 4  ص:  55)

 

وی افزود: یکی از ویژگی‌ های «حاجی» این بود که در تمام شئون زندگی از اسراف و تبذیر دوری می ‌کرد، هم در استفاده از پوشاک و لباس، هم مواد غذایی، و هم در استفاده از منابع حیاتی مثل آب. وقتی کفش یا دمپایی یا لباسی می‌ خرید، یا فرزندان برای او می ‌خریدند، تا زمانی که قابلیت استفاده کردن را داشت، آن را دور نمی انداخت. وقتی مراسمی بود یا میهمانی می‌ آمد و غذایی اضافه می ‌آمد، آنرا در یخچال می‌ گذاشت و از آن استفاده می ‌کرد تا تمام شود - حتی اگر لازم بود چند نوبت استفاده می ‌کرد ولی دور نمی ریخت-  در استفاده از نان بسیار حساس بود و هیچ قسمتی از نان را جدا نمی کرد و همه قسمت های آن را - حتی اطراف آن که گاهی خمیر می‌ شود و با گذشت زمان سفت می‌ شود- استفاده می ‌کرد. وقتی وضو می‌ گرفت، هر جرعه آب که بر می ‌داشت و می ‌ریخت روی صورت، یا دست، اول شیر آب را می ‌بست، بعد دست می ‌کشید سپس دوباره شیر را باز می ‌کرد و برای شستن سایر اعضا آب بر می ‌داشت و هرگز شیر آب را باز نمی گذاشت تا وضو تمام شود.

 

پ, 03/01/1404 - 16:45