استاد هادی عباسی خراسانی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به موضوع «نگاهی به بینش یهودیان نسبت به کتاب مسلمانان» پرداخت.
/270/260/20/
این شاگرد علامه حسن زاده آملی قدّس سرّه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: در آیاتی از سوره مبارکه بقره می خوانیم: «أَ فَتَطْمَعُونَ أَنْ يُؤْمِنُوا لَكُمْ وَ قَدْ كانَ فَريقٌ مِنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ ما عَقَلُوهُ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ (75) وَ إِذا لَقُوا الَّذينَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلا بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ قالُوا أَ تُحَدِّثُونَهُمْ بِما فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ لِيُحَاجُّوكُمْ بِهِ عِنْدَ رَبِّكُمْ أَ فَلا تَعْقِلُونَ (76) أَ وَ لا يَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما يُسِرُّونَ وَ ما يُعْلِنُونَ (77) وَ مِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لا يَعْلَمُونَ الْكِتابَ إِلاَّ أَمانِيَّ وَ إِنْ هُمْ إِلاَّ يَظُنُّونَ (78) فَوَيْلٌ لِلَّذينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْديهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَليلاً فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْديهِمْ وَ وَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ (79) وَ قالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلاَّ أَيَّاماً مَعْدُودَةً قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِنْدَ اللَّهِ عَهْداً فَلَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ عَهْدَهُ أَمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ (80) بَلى مَنْ كَسَبَ سَيِّئَةً وَ أَحاطَتْ بِهِ خَطيئَتُهُ فَأُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ (81)»
بینش یهودیان نسبت به کتاب مسلمانان
1. استاد عباسی خراسانی افزود: گروهی از یهودیان، کلام الهی را می شنیدند و بعد از آگاهی، آن را تحریف می کردند؛ هم تحریف لفظی و هم معنوی. وقتی با مسلمانان مدینه ملاقات می کردند یهودیان می گفتند با شما هستیم. وقتی بین خودشان بودند، می گفتند گشایش هایی که خدا به شما داده، اینها را به مسلمانان می دهید که با آیات تورات با شما محاجه کنند؟ آیا نمی دانید خدا آشکار و نهان شما را می داند. «بما فتح الله علیکم» یعنی تورات.
2. وی در ادامه بیان کرد: گروه دیگر امّیون و درس نخوانده ها بودند که تورات را نمی دانستند؛ مگر به صورت آروزها. امّی یعنی منسوب به امّ و مادر. یعنی فرهنگ مادری را فقط دارند. درس نخوانده بودند. الف و لام در الکتاب، عهد است. امانی جمع امنیه است و امنیه اصلش امنویه بر وزن افعوله است. به معنی اندازهگیری است. در این باب یعنی آرزو کردن چیزی که در خیالشان می گذرد. اینها از تورات، جز آرزوهایی در ذهنشان نبود و جز گمانشان چیزی نداشتند و تنها خیال پردازی می کردند.
نتیجه تحریف کتاب الهی
این استاد درس خارج حوزه اضافه نمود: ویل یعنی وای. هم تهدید و هم عذاب است. وای بر کسانی که تورات را با دستانشان می نویسند و بعد می گویند این را خدا گفته است تا برای دنیا ثمنی بخس بگیرند. برای منافع دنیوی علمایشان این کار را میکنند. وای بر نویسنده اینها و وای از چیزی که به دست آوردند. تنها آیه ای که کلمه ویل سه مرتبه تکرار شده است، آیه 79 سوره بقره است؛ و آن هم برای دانشمندان یهودی. که در هر سه عالم، یعنی دنیا و برزخ و قیامت زیان می کنند. به خاطر آنچه می نویسند و آنچه تحریف کردند و آنچه کسب کردند وای بر آنها. یهودیها می گویند عذاب نمی شویم یا اگر عذاب شویم، چند روز مشخص بیشتر نیست. بگو از خدا چنین عهدی گرفتید؟ که البته اگر از خدا عهد گرفته باشید، خدا خلف عهد ندارد؛ و یا بر خداوند افترا می بندید. این مصادیق تحریف است.
مراد از خطیئه
وی افزود: آیه شریفه می فرماید: «بَلَىٰ مَنْ كَسَبَ سَيِّئَةً وَأَحَاطَتْ بِهِ خَطِيئَتُهُ فَأُولَٰئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ ۖ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ» خطیئه را خطیئه گویند؛ چون قدم های انسان اشتباهی می شود. کسی که گناه و خطا به دست می آورد، آنها را طوری احاطه می کند که نمی توانند مسیر دیگری بروند. بشارت های تورات را برای رسول اسلام صلی الله علیه و آله داشتند؛ ولی عمل نکردند. دست انسان خالی می شود. سیئه از جانب حضرت حق است و خطیئه از جانب انسان. اینها اصحاب آتش و جهنم هستند و در آن جادوان هستند. یعنی در مقابل نظریه آنها که می گفتند ایام معدودی در آتش هستیم یا عذاب نمی شویم؛ میفرماید شما در این آتش مخلد هستید.
یهود اهل تحریف و نفاق است
استاد عباسی خراسانی خاطرنشان کرد: از این آیات استفاده می شود که یهود اهل تحریف هستند. و تحریف، تحریف لفظی و معنوی است. یهودیان، اهل نفاق هستند و می گفتند ما با شما هستیم. مانند منافقان که در صدر سوره بقره بیان گردید که همین حرف ها را می زدند. منافق یهودی و مسلمان به ظاهر داریم. اینها دو دسته هستند علمای آنها، و البته امّی ها که تقلید کورکورانه داشتند. می شود گفت خداوند در اینجا مصداق تحریف را بیان کرده است. تحریف مصادیق زیادی دارد؛ که «فویل» مصداق تحریف است که بدترین نوع تحریف، تحریف عالمانه است. اگر عالمی فاسد شد، عده ای را فاسد می کند؛ بلکه «اذا فسد العالم فسد العالَم.»
ارتباط آیات با هم
وی اضافه نمود: ارتباط این آیات صریح است. در آیات گذشته حالات بنی اسرائیل بیان شد و اینجا حالات مردم بنی اسرائیل و عالمان یهودی که متعمداً تحریف می کنند و عامیانی که ناآگاهانه دچار خطا میشوند، را بیان می کند. ولی هر دو در کسب سیئه و احاطه خطیئه مشترک هستند. یکی تحریف و دیگری قصور در تقلید کورکورانه.
عنوان کسب
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در فقره ای از آیات، خواندیم «لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ» عنوان کسب، مطلق است و هم برای خوبی و هم برای بدی به کار می رود.
نتیجه گناه، سبک شمردن آن است
شاگرد علامه حسن زاده آملی اعلی الله مقامه الشریف خاطرنشان کرد: نتیجه گناه بنی اسرائیل این بود که گناه را سبک می شمردند و سرمایه خود را با زیان معامله کردند. تا قیامت آنها، سیئه شان دامن گستر است. خطیئه گسترده محیط بر صاحبش می شود. طوری که مخلّد در آتش می شوند. در اینجا معیار خلود بیان شده است؛ باید دانست تا انسان به ختم الله علی قلوبهم نرسد، به خلود نمی رسد. اینها هیچ گونه اراده ای از خود ندارند. حکم خداوند تخلف ندارد. بخشی از خلود اینها این است که هم سنخ عذاب الهی می شوند. عذاب هر کس به حسب خودش است. اینها خشونت را انتخاب کردند و نارسایی را؛ و تقوا را پیش نگرفتند و در عذاب مخلد هستند.
اصحاب دوزخ و بهشت و مراد از میثاق
استاد هادی عباسی خراسانی خاطرنشان کرد: در آیاتی دیگر از سوره مبارکه بقره می خوانیم: «وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَٰئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ ۖ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ» (82) وَ إِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ لَا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ وَ بِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَ ذِي الْقُرْبَىٰ وَ الْيَتَامَىٰ وَ الْمَسَاكِينِ وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا وَ أَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَ آتُوا الزَّكَاةَ ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا مِنْكُمْ وَ أَنْتُمْ مُعْرِضُونَ» (83)
اصحاب دوزخ و بهشت چه کسانی هستند؟
وی در ادامه بیان کرد: در روایت آمده است: «الشَّيْخُ فِي (أَمَالِيهِ)بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِيٍّ (عَلَيْهِ السَّلاَمُ)، عَنِ النَّبِيِّ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) أَنَّهُ تَلاَ هَذِهِ الْآيَةَ: فَأُولٰئِكَ أَصْحٰابُ النّٰارِ هُمْ فِيهٰا خٰالِدُونَ قِيلَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، مَنْ أَصْحَابُ النَّارِ؟ قَالَ:«مَنْ قَاتَلَ عَلِيّاً بَعْدِي، فَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ مَعَ الْكُفَّارِ، فَقَدْ كَفَرُوا بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءَهُمْ،أَلاَ وَ إِنَّ عَلِيّاً بَضْعَةٌ مِنِّي،فَمَنْ حَارَبَهُ فَقَدْ حَارَبَنِي وَ أَسْخَطَ رَبِّي» (البرهان في تفسير القرآن، البحراني، السيد هاشم، ج 1، ص 261)
سیر رسیدن منکران به جهنم و خلود آنها
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: نسبت به خلود در بهشت هم، اصحاب ولایت هستند که خالد در بهشتند. منکران ولایت خالد در نار هستند. سبب خلود هم نیت های اینها است. نیت های مخالفان ولایت به مقام ختم الله علی قلوبهم می رساند. در نتیجه در گناه با عمل خارجی و اینکه گناه برای آنها ملکه شده است و صفت نفسانی از مرحله حال به ملکه رسیده است و از ملکه عبور کرده است و مقام تقویم شده است یعنی مقوم وجودی. «ختم الله علی قلوبهم» و این زاویه وجودی با ولایت مقوم وجودی آنها است، نه مقوم ماهوی؛ در نتیجه معادشان بر اساس همین خصلت است. اگر هم با ولایت باشند، حقیقت ولایت فصل مقوم آنها می شوند. فصل مقوم خالدین در آتش، لجاجت و عناد و زاویه داشتن با ولایت است که «انهم کاذبون». صفت خلود بهشتیان این است که آنقدر مطیع شده اند که اطاعت مقوم وجودی آنها است.
مصادیق میثاق
استاد هادی عباسی خراسانی خاطرنشان کرد: صحبت در مورد یادآوری پیمان هایی است که از بنی اسرائیل گرفته شده است. در آیه قبل دو صفت ایمان و عمل صالح باعث خلود در بهشت دانسته شده است. عمل صالح همراه با ولایت است. در این آیه پیمانی از فرزندان حضرت یعقوب گرفته اند. پیمان یعنی میثاقی که تعهد و عمل در آن هست؛ این که عبادت نکنند جز خدا را. این اولین خصلت است. دومین خصلت این است که به والدین احسان کنند. والدین که تثنیه است، یعنی چیزی منشأ چیز دیگر باشد جسمانی یا معنوی. برای موجودات جسمانی به کار می رود و برای اولیای الهی. بالوالدین متعلق به این است؛ احسنوا احسانا. احسانا مفعول مطلق است و بیان فعل است. و به ذی القربی و نزدیکان و یتیم ها احسان می کنند. اولین مصداق میثاق در عقیده و پرستش خدا و دوری از شرک است و دوم در احسان والدین و خویشان و مساکین است و سوم اینکه در معاشرت و گفتار نیکو باشد. چهارم اینکه مساله عبادی و نماز را داشته باشد. پنجم اینکه در امور اقتصادی ایتای زکات داشته باشد. ترتیب قشنگی است.
مراد از یتیم
صاحب کتاب الهی نامه در ادامه بیان کرد: یتم یعنی انفراد و تنهایی و یتیم هم تنها است. درّ یتیم هم برای گوهر گرانبهایی می گویند که منحصر به فرد و عتیقه است. یتیمة الدهر به نوابغ روزگار می گویند. یتیم نسبت به حیوانات و انسان مختلف است. انسان آن است که پدر را از دست داده است و در حیوانات مادر را. یتیم کسی است که از مسئول تربیت و رشد محروم شده باشد.
فرق بین تولی و اعراض
وی افزود: فرق بین تولی و اعراض این است که تولیتم به لحاظ اندیشه است و معرضون به لحاظ انگیزه. در آیه 40 صحبت عهد الهی بود و اینجا میثاق. در 62 و 63 هم اشاره شد. میثاق الهی با توجه به آیات بعدی تفسیر میشود. کلام بعدی کلام قبلی را تفسیر می کند. در لا تعبدوا الا الله با صفت سلبی معنا شده است. با صفات ایجابی بالوالدین احسانا نیز تفسیر شده است. همچنین تولی و اعراض فرقش این است که تولی با اندیشه حرکت میکند و اعراض با کارش فاصله میگیرد. چه با قلب و چه با زبان رویگردان باشند و چه اعمال تفاوتی ندارد. از این آیات استفاده میشود که بحث توحید اولین بحث است.
انسان با سه کس انس دارد
استاد عباسی خراسانی در ادامه بیان کرد: انسان سه انس دارد؛ برای همین، انسان است: انس با خدا، تحت عنوان عبادت و عدم شرک، انس با خود، تحت عنوان اقامه نماز و انس با دیگران تحت عنوان والدین و خویشان و یتامی و مساکین. اولین حق بعد حق الله برای والدین است. یتیم هایی که تنها شدند و مساکینی که زمینگیر شدند؛ بر اثر آفات اقتصادی و اجتماعی. فقط درمانده اقتصادی نیست. فقیر خاص می شود و مسکین عمومیت دارد.
مراد از قول حسن
این شاگرد علامه حسن زاده آملی در پایان گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: قول حسن یعنی معاشرت مؤمنانه و محسنانه با مردم و ذوی القربی، که شاید اهل اطاعت هم نباشند و ما مامور به رسیدن به آنها هستیم. و اذ اخذنا میثاقکم... بعدا هم میآید که برای یهودیان مدینه است. زبان حال اولاد بنی اسرائیل است. احسان بار تربیتی دارد و تفضلی در آن هست و تفضلات بی طمع است. ولی عدل گاهی بر اساس طمع است. از این آیه حسن خلق هم استفاده میشود که فرمان همگانی است نه فقط برای مسلمین و مؤمنین بلکه برای همه مردم نیکو سخن بگویید.