به مناسبت فرا رسیدن سالگرد شهادت امام جواد علیه السلام استاد احمد قاسمی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «نگاه امام جواد علیه السلام به علم پرداخت.
/270/260/20/
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو ضمن تسلیت به مناسبت شهادت این امام همام خاطرنشان کرد: در روایتی از امام جواد علیه اسلام می خوانیم: «أَبِي ره قَالَ حَدَّثَنِي سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْهَيْثَمِ بْنِ أَبِي مَسْرُوقٍ النَّهْدِيِّ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ سَهْلٍ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ ع عَلِّمْنِي شَيْئاً إِذَا أَنَا قُلْتُهُ كُنْتُ مَعَكُمْ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ قَالَ فَكَتَبَ بِخَطٍّ أَعْرِفُهُ أَكْثِرْ مِنْ تِلَاوَةِ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ وَ رَطِّبْ شَفَتَيْكَ بِالاسْتِغْفَارِ» (ثواب الأعمال و عقاب الأعمال؛ النص؛ ص 165)
دو نامه امام رضا علیه السلام به امام جواد علیه السلام
وی افزود نامه ذیل را حضرت امام رضا علیه السّلام از خراسان برای حضرت امام جواد علیه السّلام نوشته است: «عن محمد بن عيسى بن زياد قال: كنت في ديوان ابن عباد، فرأيت كتابا ينسخ فسألت عنه، فقالوا: كتاب الرضا إلى ابنه عليهما السلام من خراسان فسألتهم أن يدفعوه إلي، فإذا فيه: «بسم الله الرحمن الرحيم أبقاك الله طويلا و أعاذك من عدوك يا ولدي فداك أبوك قد فسرت لك ما لي و أنا حي سوي، رجاء أن ينميك الله بالصلة لقرابتك و لموالي موسى و جعفر رضي الله عنهما فأما سعيدة فإنها امرأة قوية الجزم في النحل و الصواب في دقة النظر و ليس ذلك كذلك: قال الله: «مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً كَثِيرَةً» و قال: «لِيُنْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ وَ مَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنْفِقْ مِمَّا آتاهُ اللَّهُ» و قد أوسع الله عليك كثيرا يا بني، فداك أبوك لا تستر دوني الأمور لحبها فتخطئ حظك. و السلام» محمد بن عیسی نقل می کند: در دیوان ابی عَبّاد بودم که دیدم نامه ای را استنساخ می کند. از او پرسیدم که این نامه کیست؟ به من گفت: این نامه حضرت امام رضا علیه السّلام به فرزندش حضرت امام جواد علیه السّلام است که از خراسان برای او ارسال کرده بود. از او خواستم نامه را به من بدهد تا بخوانم. در آن نوشته شده بود: «به نام خداوند بخشنده مهربان خداوند تو را نگهدارد و در پناه خود از شر دشمنانت محافظت فرماید. ای پسرم، پدرت فدای تو باد. من در حال حیات و صحت و سلامتی اموال خود را به تو واگذار نمودم، به امید آنکه خداوند بر تو منت گذارد و بر خویشاوندان خود و غلامان حضرت موسی بن جعفر و امام صادق علیهما السلام احسان و بخشش کنی؛ و اما سعیده او زنی است که هوشیار است و استعداد قوی و دقت نظر دارد در اموالی که می بخشد. خداوند تبارک و تعالی فرموده است: «کیست که به خداوند وام دهد وام نیکوئی، و او برایش چندین برابر کند. (سوره مبارکه بقره، آیه 245)» و فرموده است: «تا آنکه اشخاص دارا و ثروتمند به اندازه ثروت خود و کسانی که نادار هستند به قدر امکان که خدا به آنها مرحمت نموده بخشش کنند. (سوره مبارکه طلاق، آیه 7)» و هر آینه خداوند به تو وسعت زیادی عطا کرده است. ای فرزند عزیزم، پدرت فدایت شود کارها را از من پنهان مکن که از نصیب خود بی بهره بمانی. والسلام» (البرهان في تفسير القرآن، جلد 1، صفحه 505 - بحار الأنوار، جلد 50، صفحه 103 - مكاتيب الأئمة عليهم السلام، جلد 5، صفحه 259)
استاد قاسمی خاطرنشان کرد: حضرت امام رضا (علیه السّلام) در نامه دیگری که برای حضرت امام جواد (علیه السّلام) نوشتند، ایشان را به انفاق بیشتر تشویق نمودند: «أحمد بن محمّد بن خالد و محمّد بن يحيى، عن أحمد بن محمّد بن عيسى جميعاً، عن ابن أبي نصر، قال: قرأت في كتاب أبي الحسن الرّضا (علیه السّلام) إلى أبي جعفر (عليه السلام): يا أَبا جَعفَرٍ، بَلَغَني أَنَّ المَواليَ إِذا رَكِبَت أَخرَجوكَ مِنَ البابِ الصَّغيرِ، فَإِنَّما ذلِكَ مِن بُخلٍ مِنهُم؛ لِئَلَّا يَنالَ مِنكَ أَحَدٌ خَيراً، وَأَسأَلُكَ بِحَقِّي عَلَيكَ لا يَكُن مَدخَلُكَ وَ مَخرَجُكَ إِلّا مِنَ البابِ الكَبيرِ، فَإِذا رَكِبتَ فَليَكُن مَعَكَ ذَهَبٌ وَفِضَّةٌ، ثُمَّ لا يَسأَلُكَ أَحَدٌ شيئاً إِلّا أَعطَيتَهُ. وَ مَن سَأَلَكَ مِن عُمومَتِكَ أَن تَبَرَّهُ فَلا تُعطِهِ أَقَلَّ مِن خَمسينَ ديناراً، وَالكَثيرُ إِلَيكَ، وَمَن سَأَلَكَ مِن عَمَّاتِكَ فَلا تُعطِها أَقَلَّ مِن خَمسَةٍ وعِشرينَ ديناراً، وَالكَثيرُ إِلَيكَ، إِنَّي إِنَّما أُريدُ بِذلِكَ أن يَرفَعَكَ اللَّهُ، فَأَنفِق وَلا تَخشَ مِن ذي العَرشِ إِقتاراً» ای پسرم، به من خبر رسیده است که خدمتکاران تو را از درب کوچک خانه بیرون می برند، زیرا بخل دارند که از ناحیه تو خیری به کسی برسد. تو را به حقی که بر گردنت دارم، هنگام وارد شدن به خانه و خارج شدن، از درب بزرگ رفت و آمد کن و همراه خود طلا و نقره فراوان بردار و به هر کس که از تو درخواست کرد عطا کن. از عموهایت هرکدام را دیدی، کمتر از پنجاه دینار نده و به هر کدام از عمه ها که رسیدی، کمتر از بیست و پنج دینار نده. اگر بیشتر دادی، با خودت است. چرا که می خواهم خداوند در پرتو انفاق مقامت را بالا برد. پس ببخش و انفاق کن و جز از خدا مترس. (مكاتيب الأئمة عليهم السلام، جلد 5، صفحه 260 – الكافي، جلد 4، صفحه 43)
این استاد حوزه علمیه قم افزود: مهمترین چالشی که می خواستند برای امام جواد علیه السلام می خواستند ایجاد کنند، چالش علمی بوده است. در زیارت جامعه کبیره می خوانیم: «مُحْتَمِلٌ لِعِلْمِكُمْ مُحْتَجِبٌ بِذِمَّتِكُمْ مُعْتَرِفٌ بِكُمْ وَ مُؤْمِنٌ بِإِيَابِكُم» (من لا يحضره الفقيه؛ ج 2؛ ص 614) نگاه امام جواد علیه السلام به علم، همان نگاه قرآن به علم است. در سوره مجادله از قرآن کریم می خوانیم: «يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ» (مجادله: 11) و در روایتی از امام جواد علیه السلام می خوانیم: «وَ قَالَ ع الشَّرِيفُ كُلُ الشَّرِيفِ مَنْ شَرَّفَهُ عِلْمُهُ وَ السُّؤْدُدَ حَقُّ السُّؤْدُدِ لِمَنِ اتَّقَى اللَّهَ رَبَّهُ وَ الْكَرِيمُ [كُلُّ الْكَرِيمِ] مَنْ أَكْرَمَ عَنْ ذُلِّ النَّارِ وَجْهَهُ» (اربلی، كشف الغمة في معرفة الأئمة (ط - القديمة)؛ ج 2؛ ص 350) می دانیم که «العلم سلطان» امروز در دنیای مدرنیته و دنیای تکنولوژی اولین حرف را علم می زند. امروز سونامی انفجار داده های علمی است. اگر این علم از دریای عترت و طهارت صادر بشود،
وی افزود: امام سجاد علیه السلام از خداوند متعال تقاضای علم کاربردی دارد؛ علم نافع و ناجی که به درد بشریت بخورد. «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ ارْزُقْنِی صِحَّةً فِی عِبَادَةٍ، وَ فَرَاغاً فِی زَهَادَةٍ، وَ عِلْماً فِی اسْتِعْمَالٍ، وَ وَرَعاً فِی إِجْمَالٍ.»
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه در ادامه بیان کرد: اگر در کلام بزرگان عامه نگاه کنیم، بسیاری از علمایشان مانند احمد بن خطیب بغدادی (م 463)، یحیی بن اکثم، عزّ الدین جوزی (630)ابن تیمیه و بسیای دیگر از قلم به دست ها، بیشترین مبحثشان در رابطه با امام جواد علیه السلام، اذعان به علمیت آن حضرت است؛ آن هم در سنین کودکی . ابن حجر هیثمی می گوید مأمون امام جواد را به دامادی خود انتخاب کرد. زیرا امام جواد با سنّ کم، (من حیث العلم) از حیث علم و آگاهی و حلم بر همه برتری داشت. عالم به زمان خودش بود.
استاد احمد قاسمی خاطرنشان کرد: در حالات مرحوم کاشف الغطاء این بود که از هر فرع فقهی ده ها فرع درست می کرد. این را از امام جواد علیه السلام و مناظره حضرت با یحیی بن اکثم آموخته بود. عباسیان از میان دانشمندان «یحیی بن اکثم» را به دلیل شهرت وی انتخاب کردند و مأمون جلسه ای برای سنجش میزان علم و آگاهی امام جواد علیه السّلام ترتیب داد. در آن مجلس یحیی رو به مامون کرد و گفت: «اجازه می دهی سؤالی از این جوان بنمایم؟» مامون گفت: «از خود او اجازه بگیر»
یحیی از امام جواد علیه السّلام اجازه گرفت؛ امام فرمود: «هر چه خواهی بپرس.»
یحیی گفت: «درباره شخصی که مُحْرِم بوده و در آن حال حیوانی را شکار کرده است، چه میگوئید؟»
امام جواد علیه السّلام فرمود: «آیا این شخص،
شکار را در حِلّ کشته است یا در حرم؟
عالم به حرمت، شکار در حال احرام بوده یا جاهل؟
عمداً کشته یا به خطا، آزاد بوده یا برده؟
صغیر بوده یا کبیر؟
برای اولین بار چنین کاری کرده یا برای چندمین بار؟
شکار او از پرندگان بوده یا غیر پرنده؟
از حیوانات کوچک بوده یا بزرگ؟
باز هم از انجام چنین کاری اِبا ندارد یا از کرده خود پشیمان است؟
در شب شکار کرده یا در روز؟
در احرام عمره بوده یا در احرام حج؟!
یحیی بن اکثم از این همه فروع که امام برای این مساله مطرح نمود، متحیّر شد و آثار ناتوانی و زبونی در چهرهاش آشکار گردید و زبانش به لکنت افتاد به طوری که حضار مجلس ناتوانی او را در مقابل آن حضرت نیک دریافتند.
مأمون گفت: «خدای را بر این نعمت سپاسگزارم که آنچه من اندیشیده بودم، همان شد.» سپس به بستگان و افراد خاندان خود نظرانداخت و گفت: «آیا اکنون آنچه را که نمی پذیرفتید دانستید؟» آنگاه پس از مذاکراتی که در مجلس صورت گرفت، مردم پراکنده گشتند و جز نزدیکان خلیفه، کسی در مجلس نماند. مأمون رو به امام جواد علیه السّلام کرد و گفت: «قربانت گردم خوب است احکام هر یک را که در مورد کشتن صید در حال احرام مطرح گردید، بیان کنید تا استفاده کنیم»
امام جواد علیه السّلام فرمود: «بلی، اگر شخص مُحْرِم در حِلّ شکار کند و شکار از پرندگان باشد، کفارهاش یک گوسفند است؛ و اگر در حرم بکشد، کفارهاش دو برابر است؛
و اگر جوجه پرنده ای را در بیرون حرم بکشد، کفارهاش یک برّه است که تازه از شیر گرفته شده باشد؛ و اگر آن را در حرم بکشد، هم برّه و هم قیمت آن جوجه را باید بدهد؛
و اگر شکار از حیوانات وحشی باشد، چنانچه گورخر باشد، کفارهاش یک گاو است؛ و اگر شتر مرغ باشد، کفاره اش یک شتر است؛ و اگر آهو باشد، کفاره آن یک گوسفند است؛ و اگر هر یک از اینها را در حرم بکشد، کفاره اش دو برابر میشود.
و اگر شخص مُحْرِم کاری بکند که قربانی بر او واجب شود، اگر در احرام حج باشد، باید قربانی را در مِنی ذبح کند؛ و اگر در احرام عمره باشد، باید آن را در «مکه» قربانی کند.
کفاره شکار برای عالم و جاهل به حکم، یکسان است؛ منتها در صورت عمد، (علاوه بر وجوب کفاره) گناه نیز کرده است؛ ولی در صورت خطا، گناه از او برداشته شده است.
کفاره شخص آزاد بر عهده خود اوست؛ و کفاره برده، بر عهده صاحب اوست؛ و بر صغیر، کفاره نیست؛ ولی بر کبیر، واجب است و عذاب آخرت از کسی که از کرده اش پشیمان است برداشته می شود؛ ولی آنکه پشیمان نیست کیفر خواهد شد»
مأمون گفت: «احسنت ای ابا جعفر! خدا به تو نیکی کند! حال خوب است شما نیز از یحیی بن اکثم سؤالی بکنید، همان طور که او از شما پرسید»
در این هنگام ابوجعفر علیه السّلام به یحیی فرمود: «بپرسم؟» یحیی گفت: «اختیار با شماست فدایت شوم، اگر توانستم پاسخ میگویم و گرنه از شما بهرهمند میشوم» ابو جعفر علیه السّلام فرمود: «به من بگو در مورد مردی که در بامداد به زنی نگاه می کند و آنگاه حرام است، و چون روز بالا می آید، آن زن بر او حلال می شود؛ و چون ظهر می شود، باز بر او حرام می شود؛ و چون وقت عصر می رسد، بر او حلال می گردد؛ و چون آفتاب غروب می کند، بر او حرام می شود؛ و چون وقت عشاء می شود، بر او حلال می گردد؛ و چون شب به نیمه می رسد، بر او حرام می شود؛ و به هنگام طلوع فجر بر وی حلال می گردد؟ این چگونه زنی است و با چه چیز حلال و حرام می شود؟»
یحیی گفت: «نه به خدا قسم؛ من به پاسخ این پرسش راه نمی برم، و سبب حرام و حلال شدن آن زن را نمی دانم، اگر صلاح می دانید از جواب آن، ما را مطلع سازید»
ابو جعفر علیه السّلام فرمود: «این زن، کنیز مردی بوده است. در بامدادان، مرد بیگانه ای به او نگاه می کند و آنگاه حرام بود، چون روز بالا می آید، کنیز را از صاحبش می خرد و بر او حلال می شود، چون ظهر می شود او را آزاد می کند و بر او حرام می گردد، چون عصر فرا می رسد او را به حبالة نکاح خود در می آورد و بر او حلال می شود، به هنگام مغرب او را «ظهار» می کند. و بر او حرام می شود، موقع عشا کفاره ظهار می دهد و مجدداً بر او حلال می شود چون نیمی از شب می گذرد او را طلاق می دهد و بر او حرام می شود و هنگام طلوع فجر رجوع می کند و زن بر او حلال می گردد.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه خاطرنشان کرد: اگر مردم می بینند ک طلبه ها در فیضیه ها و حوزه های مختلف و مؤسسات تخصصی به تناوب شرکت می کنند، به خاطر آن است که طلبه ها به دنبال علم و شکوفایی علم هستند. چه خوب اگر مردم، فرزندان خود را تشویق کنند که به حوزه بیایند و راه امام جواد علیه السلام را ادامه بدهند. اما بعضا در قم در خانه هایی می رویم که حتی یک جلد کتاب هم در آن پیدا نمی شود. اما امام جواد علیه السلام می فرماید: «علیکم بطلب العلم فإن طلبه فریضة»