به مناسبت فرا رسیدن سالگرد شهادت امام جواد علیه السلام، استاد حسین باقری شاهرودی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «ولایت تکوینی امامان علیهم السلام، و امتحان شیعیان» پرداخت.
/270/260/20/
این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو ضمن تسلیت به مناسبت شهادت این امام همام به امام زمان علیه السلام و شیعیان آن حضرت خاطرنشان کرد: امام جواد علیه السلام جوان ترین امام در زمان شهادت خود بودند؛ و ایشان به همراه فرزندشان امام هادی علیه السلام و همچنین امام عصر علیه السلام در سنین کودکی به امامت رسیدند.
وی افزود: حضرت در هشت سالگی به امامت رسیدند و همین امر موجب شد که عده ای در امامت حضرت شک نمایند؛ حتی برخی عبدالله بن موسی و عده ای احمد بن موسی معروف به شاهچراغ را به امامت خود انتخاب کنند. و بیشتر شیعیان هم امامت امام جواد علیه السلام را پذیرفتند. اختناق در دوران حضرت موجب شد که روایت کمی از آن حضرت به ما رسیده بشود که حدود 250 روایت است.
استاد باقری شاهرودی در ادامه بیان کرد: یکی از مواردی که برای امامت است و می تواند شامل امام جواد علیه السلام هم باشد، «عصمت» است. علاوه بر علم و معجزات و کرامات آن حضرت است که سبب اتمام حجت برای مخالفان و اطمیان قلبربرای مؤمنان می شود. و چه بسا همین ویژگی های در امامان است که می تواند برای مردم معرف
یکی از چیزهایی که می تواند معرف امام باشد که از طرف خداوند منصوب شده، عصمت، معجزه و علم معصوم است. مناسب ترین راه معرفی آنها به مردم همین راه است تا مردم به آن حضرات تسلیم باشند. آن حضرات علاوه بر ولایت تشریعی از ولایت تکوینی هم برخوردار هستند. در یکی از توقیعاتی که از ناحیه مقدسه حضرت حجت صادر و بیان شده است، این جمله است: «بسم الله الرحمن الرحيم «ان الله تعالي هو الذي خلق الأجسام و قسم الأرزاق، لأنه ليس بجسم و لا حال في جسم، ليس کمثله شي ء و هو السميع العليم. و أما الأئمة عليهم السلام فانهم يسألون الله تعالي فيخلق و يسألونه فيرزق، ايجابا لمسألتهم و اعظاما لحقهم.» خداي بزرگ است که اجسام و پديده ها را آفريد و روزي ها را تقسيم فرموده است، چرا که او نه جسم است و نه در جسمي حلول کرده، چيزي مانند او نيست و او شنوا و بيناست. و اما امامان اهل بيت عليهم السلام از خدا درخواست مي کنند و خداوند مي آفريند و از او مي خواهند و او به خاطر پذيرش تقاضاي آنان و بزرگداشت حقشان، روزي مي دهد.
وی افزود: در روایتی از امیرالمؤمنین آمده است: «من به اذن خدا مرده را زنده می کنم و زنده را می میرانم و از آنچه در خانه هایتان است، به اذن پروردگار خبر می دهم. من از رازهای قلبتان باخبر هستم.» بنابراین ائمه اطهار همان گونه که ولایت تشریعی دارند، ولایت تکوینی هم دارند.
استاد حسین باقری شاهرودی در ادامه بیان کرد: مفضل بن عمر از امام صادق علیه السلام روایتی می کند که آن هم حکایت از ولایت تکوینی امامان معصوم علیهم السلام دارد: «امام صادق علیه السلام: «سَأَلْتُهُ عَنْ عِلْمِ اَلْإِمَامِ بِمَا فِي أَقْطَارِ اَلْأَرْضِ وَ هُوَ فِي بَيْتِهِ مُرْخًى عَلَيْهِ سِتْرُهُ فَقَالَ يَا مُفَضَّلُ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى جَعَلَ فِي اَلنَّبِيِّ ص خَمْسَةَ أَرْوَاحٍ رُوحَ اَلْحَيَاةِ فَبِهِ دَبَّ وَ دَرَجَ وَ رُوحَ اَلْقُوَّةِ فَبِهِ نَهَضَ وَ جَاهَدَ وَ رُوحَ اَلشَّهْوَةِ فَبِهِ أَكَلَ وَ شَرِبَ وَ أَتَى اَلنِّسَاءَ مِنَ اَلْحَلاَلِ وَ رُوحَ اَلْإِيمَانِ فَبِهِ آمَنَ وَ عَدَلَ وَ رُوحَ اَلْقُدُسِ فَبِهِ حَمَلَ اَلنُّبُوَّةَ فَإِذَا قُبِضَ اَلنَّبِيُّ ص اِنْتَقَلَ رُوحُ اَلْقُدُسِ فَصَارَ إِلَى اَلْإِمَامِ وَ رُوحُ اَلْقُدُسِ لاَ يَنَامُ وَ لاَ يَغْفُلُ وَ لاَ يَلْهُو وَ لاَ يَزْهُو وَ اَلْأَرْبَعَةُ اَلْأَرْوَاحِ تَنَامُ وَ تَغْفُلُ وَ تَزْهُو وَ تَلْهُو وَ رُوحُ اَلْقُدُسِ كَانَ يَرَى بِهِ مفضل بن عمر می گويد: از امام صادق عليه السلام پرسيدم راجع بدانستن امام عليه السلام آنچه را در اطراف زمين است، با اينكه خودش در ميان اتاقي است كه پرده اش انداخته است. فرمود: اي مفضل خداي تبارك و تعالي در پيغمبر صلي الله عليه و آله پنج روح قرار داد:
1- روح زندگي كه با آن بجنبد و راه رود
2- روح قوه كه با آن قيام و كوشش كند
3- روح شهوت كه با آن بخورد و بياشامد و با زنان حلال خود نزديكي كند
4- روح ايمان كه با آن ايمان آورد و عدالت ورزد
5- روح القدس كه با آن بار نبوت كشد.
چون پيغمبر صلي الله عليه و آله وفات كند، روح القدس از او به امام (جانشينش) منتقل شود و روح- القدس خواب و غفلت و ياوه گري و تكبر ندارد و چهار روح ديگر خواب و غفلت و تكبر و ياوه گري دارند و به وسيله روح القدس همه چيز درك مي شود. (الکافي (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 272)
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: امام جواد علیه السلام در سن هشت سالگی به امامت رسیدند؛ و قبل از ایشان کسی از امامان در این سن به امامت نرسیده بود؛ و همین موضوع موجب تعجب شیعیان بوده است؛ که یک کودک هشت ساله چگونه می تواند زمام مسلمین و شیعیان را به دست بگیرد و راهی را برود که امیرالمؤمنین و امام حسن و امام حسین علیهم السلام رفته اند. بعد از امام جواد علیه السلام، امام هادی علیه السلام و امام زمان علیه السلام هم در سن پایین به امامت رسیدند؛ و شاید همین قضیه امتحانی برای شیعیان بوده است و عده ای در این امتحان الهی موفق نشدند و راه انحراف را گیش گرفته اند؛ چه اینکه عده ای هم موفق شدند و امامت حضرت را پذیرفتند.
استاد باقری خاطرنشان کرد: یکی دیگر از امتحانات شیعیان، آن بود که امام رضا علیه السلام تا مدت ها صاحب فرزند نمی شدند. اما حضرت رضا علیه السلام همواره پیش از ولادت فرزندشان، بر به دنیا آمدن فرزندی از ایشان که جدا کننده حق از باطل باشد بشارت می دادند و می فرمودند: «وَ اللهِ لَا تَمْضِی الْأَیامُ وَ اللَّیالِی حَتَّی یرْزُقَنِی اللهُ وَلَداً ذَکراً یفْرُقُ بِهِ بَینَ الْحَقِّ وَ الْبَاطِل»؛ به خداوند سوگند ایام چندی نخواهد گذشت که خداوند به من فرزندی عطا خواهد کرد که حق را از باطل جدا خواهد نمود. ایشان در جای دیگر این امر را به تعبیر دیگر بیان فرمودند: «فَوَ اللهِ لَا تَمْضِی الْأَیامُ وَ اللَّیالِی حَتَّی یولَدَ لِی ذَکرٌ مِنْ صُلْبِی یقُومُ مِثْلَ مَقَامِی یحِقُّ الْحَقَّ وَ یمْحَقُ الْبَاطِل»؛ سوگند به خدا در آینده نزدیک خداوند متعال به من فرزندی عطا خواهد کرد که در جای من به امامت خواهد نشست؛ حق را زنده و آشکار خواهد ساخت و باطل را محو و نابود خواهد کرد.» حنان بن سدیر گوید: به امام رضا علیه السلام عرض کردم: امامی هست که فرزندی نداشته باشد؟ فرمودند: «أما أنّه لا یولد لی إلّا واحد ولکن الله ینشیء منه ذریه کثیره»؛ از من بیش از یک فرزند متولد نخواهد شد؛ اما خداوند متعال فرزندان بسیاری از وی پدید خواهد آورد. و وقتی به امام جواد علیه السلام به دنیا آمدند، فرمودند: «هذا [الامام الجواد عليه السلام] المَولُودُ الّذي لَم يُولَد مَولُودٌ أعظَمُ بَرَكَةً عَلى شيعَتِنا مِنهُ»؛ [امام رضا عليه السلام :اين مولودى است كه پر بركت تر از او براى شيعه ما به دنيا نيامده است . (الكافى ، ج 1 ، ص 321)
وی افزود: امامت حضرت در کودکی و تبلیغات سوء دشمن علیه آن، موجب گردید که بین شیعیان در این زمینه تفرقه ای ایجاد بشود. در برخی از نقل ها آمده است که 80 نفر از بیرون مدینه آمدند تا حضرت را امتحان کنند که آیا می توانند بر امامت حضرت اتکا کنند یا خیر. اینجا بود که فلسفه امامت در هشت سالگی نشان داده شد که محکی باشد برای شیعیان که شیعه واقعی از شیعه غیر واقعی مشخص بشود. یکی از شیعیان واقعی علی بن جعفر علیه السلام است. پیرمردی حدود 90 سال که برادر امام کاظم علیه السلام و عموی علی بن موسی الرضا علیه السلام بودند. شیخ کلینی در کتاب شریف کافی از محمّد بن حسن بن عماد روايت مى كند كه گفت: من در حضور على بن جعفر (عموى امام رضا عليه السّلام) در مدينه نشسته بودم، دو سال بود كه در مسجد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله، نزد او مى رفتم و احاديثى را كه از برادرش امام كاظم عليه السّلام شنيده بود، مى فرمود و من مى نوشتم، (و شاگرد او بودم) در اين هنگام ناگاه ديدم ابو جعفر (حضرت جواد عليه السّلام در سنين كودكى) در مسجد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بر او وارد شد، على بن جعفر [با آن سنّ و سال] تا حضرت جواد عليه السّلام را ديد، شتابان برخاست با پاى برهنه و بدون رداء، به سوى حضرت جواد عليه السّلام رفت و دست او را بوسيد، و احترام شايان به او نمود، حضرت جواد عليه السّلام به او فرمود: «اى عمو بنشين، خدا تو را رحمت كند.»
على بن جعفر علیه السلام گفت: «اى آقاى من، چگونه بنشينم، با اينكه تو ايستاده اى؟»
هنگامى كه على بن جعفر علیه السلام به مجلس درس خود بازگشت، اصحاب و شاگردانش، او را سرزنش كردند و به او گفتند: «تو عموى پدر او (حضرت جواد عليه السّلام) هستى، در عين حال اين گونه در برابر او كوچكى مىكنى (و دستش را مى بوسى) و. . . ؟»
على بن جعفر علیه السلام گفت: ساكت باشيد؛ آنگاه ريش خود را به دست گرفت و گفت: «اذا كان اللّه عزّ و جلّ لم يؤهّل هذا الشّيبة، و اهّل هذا الفتى، و وضعه حيث وضعه، انكر فضله، نعوذ باللّٰه ممّا تقولون، بل انا له عبد «اگر خداوند اين ريش سفيد را شايستۀ(امامت) ندانست، و اين كودك را شايسته دانست و به او چنان مقامى داد، من فضيلت او را انكار كنم، پناه به خدا از سخن شما، من بندۀ او هستم»
«12- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ النَّهْدِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَلَّادٍ الصَّيْقَلِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ جَالِساً بِالْمَدِينَةِ وَ كُنْتُ أَقَمْتُ عِنْدَهُ سَنَتَيْنِ أَكْتُبُ عَنْهُ مَا يَسْمَعُ مِنْ أَخِيهِ يَعْنِي أَبَا الْحَسَنِ ع إِذْ دَخَلَ عَلَيْهِ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ الرِّضَا ع الْمَسْجِدَ- مَسْجِدَ الرَّسُولِ ص فَوَثَبَ عَلِيُّ بْنُ جَعْفَرٍ بِلَا حِذَاءٍ وَ لَا رِدَاءٍ فَقَبَّلَ يَدَهُ وَ عَظَّمَهُ فَقَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ ع يَا عَمِّ اجْلِسْ رَحِمَكَ اللَّهُ فَقَالَ يَا سَيِّدِي كَيْفَ أَجْلِسُ وَ أَنْتَ قَائِمٌ فَلَمَّا رَجَعَ عَلِيُّ بْنُ جَعْفَرٍ إِلَى مَجْلِسِهِ جَعَلَ أَصْحَابُهُ يُوَبِّخُونَهُ وَ يَقُولُونَ أَنْتَ عَمُّ أَبِيهِ وَ أَنْتَ تَفْعَلُ بِهِ هَذَا الْفِعْلَ فَقَالَ اسْكُتُوا إِذَا كَانَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ قَبَضَ عَلَى لِحْيَتِهِ لَمْ يُؤَهِّلْ هَذِهِ الشَّيْبَةَ وَ أَهَّلَ هَذَا الْفَتَى وَ وَضَعَهُ حَيْثُ وَضَعَهُ أُنْكِرُ فَضْلَهُ نَعُوذُ بِاللَّهِ مِمَّا تَقُولُونَ بَلْ أَنَا لَهُ عَبْدٌ.» (اصول كافى، ج 1، ص 322)
وی افزود: شیعه شناسی در همه زمان ها جریان داشته است. در زمان امیرالمؤمنین علیه السلام هم عده ای تبعیت می کردند و عده ای تبعیت نمی کردند؛ بلکه به حضرت دستور هم می دادند؛ آنجا بود که شیعه خالص و شیعه ناخالص تعیین بشود. در زمان سایر ائمه اطهار هم بعضی همراهی می کردند و بعضی هم همراهی نمی کردند با اینکه بسیاری از مسائل اخلاقی و رفتاری امام را هم می دیدند؛ مأمون وقتی موسی بن جعفر علیهما السلام وارد بر هارون الرشید علیه اللعنه می شود، احترام پدر را می بیند، هارونی که برای هیچ کس تعظیم نکرده بود برای امام کاظم علیه السلام تعظیم کرد و رفتاری آنچنان با حضرت داشت؛ که تعجب کردم آن بزرگوار چه کسی است. بعد از رفتن ایشان از پدر پرسید که آن شخص چه کسی بود. هارون گفت حکومت از آنِ اینها است و آنها نزد خدا مقرب هستند. اگر کسانی اولی به ولایت و حاکمیت باشند، اینها هستند. مأمون می پرسد که چرا حاکمیت را از دست آنها گرفتی؟ هارون گفت دنیا عقیم است. هوای نفس و حب دنیا و جاه طلبی و میل و رغبت به مادیات است که انسان را به سوی انکار حق می کشاند. نه اینکه واقعیت را ندانند. و الا کسانی که دشمن امیرالمؤمنین هم بودند، حضرت را می شناختند. حتی در زمان پیامبر هم دشمنان حضرت پیامبر را می شناختند؛ اما هوای نفس و شیطان درونی است که سبب می شود تا نگذارند عملشان را توأم کنند با واقعیت هایی که درک کرده اند.
استاد حسین باقری شاهرودی خاطرنشان کرد: شیعه در زمان امام جواد علیه السلام گسترش بیشتری پیدا کرد و امام جواد علیه السلام با گسیل کردن شاگردانشان به اقصی نقاط سرزمین اسلامی، شاگردانی همانند صفوان بن یحیی و علی بن مهزیار و دیگران، شیعیان را که در آن دوران بروز بیشتری پیدا کرده بودند را مدیریت می کردند.