استاد نمازی مطرح کرد؛

حضرت زهرا سلام الله علیها ملقب به طیبه و طاهره هستند

.به مناسبت فرا رسیدن سالروز ازدواج امیرالمؤمنین علیه السلام و فاطمه زهرا سلام الله علیها، استاد روح الله نمازی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «طیبه و طاهره، از القاب حضرت زهرا سلام الله علیها» پرداخت.

/270/260/20/

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: یکی از القاب حضرت زهرا سلام الله علیها لقب «طاهره» است. و در کنار آن، لقب «طیبه» که به معنای پاکی و پاکیزگی است. می شود گفت طهارت بر هفت قسم است. و آنچه که مدّ نظر ما است برای حضرت زهرا سلام الله علیها، قسم هفتم است.

 

وی افزود: اولین قسم از طهارت، طهارت اعتقادی است؛ یعنی انسانی که عقیده اش پاک و خالص باشد و آلوده نباشد. کسانی که اعتقاد قلبی آنها آلوده به شرک باشند، از طهارت اعتقادی برخوردار نیستند. انسان هایی که کافر هستند، یا اگر اعتقاد به خدا هم داشته باشند، برای خدا شریک قائل می شوند، طهارت اعتقادی ندارند. و البته گاهی اصلا اعتقادی به خدا ندارند و منکر وجود خدا هستند. و می دانیم که کافر نجس است؛ چرا که نجاست ذاتی دارد؛ و البته می تواند نجاست ذاتیه خود را از بین ببرد با یک شهادتین ظاهری و زبانی؛ و تمام احکام اسلام بر او بار می شود. حتی اگر نماز نخواند و روزه نگیرد و عبادت انجام ندهد؛ و حتی اگر اعتقاد قلبی نداشته باشد، هیچ کدام باعث نمی شود که حکم نجاست را بر او بار کنند. اگرچه عملا اسلام نداشته باشد. فرق است بین اسلام و ایمان. اسلام یعنی وحدانیت خدا و رسالت پیامبر را گواهی بدهیم. اما ایمان این است که اعتقاد راسخ قلبی هم داشته باشیم. می بینیم که ایمان بالاتر از اسلام است. از این رو قرآن می فرماید خیلی از اعراب، ادعای مسلمانی داشتند؛ اما در ظاهر بوده است؛ و در باطن، ایمان قلبی نداشتند. با این حال حکم نجاست بر آنها مترتب نمی شود. اما آنچه که به درد قیامت می خورد، آن نیست که انسان در ظاهر، مسلمان باشد؛ بلکه «الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات». اگر می خواهد روز قیامت شرایط بهشتی شدن را داشته باشد و از نعم بهشتی استفاده کند، باید یک مرتبه بالاتر برود. ایمان و عمل صالحه را باید داشت تا از نعمت های بهشتی متنعم بود.

 

استاد نمازی در ادامه بیان کرد: دومین قسم از طهارت، طهارت ظاهری است. اصطلاحا طهارت از خبث است. بدن و لباس انسان پاک باشد؛ آن طهارتی که خدای متعال ابراهیم خلیل الله و فرزندش اسماعیل را مورد خطاب قرار داد: «ان طهّرا بیتی للطائفین و العاکفین و الرکع السجود» فرمود خانه من را پاک و طیب کنید تا کسانی که می خواهند طواف کنند و معتکف بشوند و رکوع و سجود را می خواهند در خانه من بجا بیاورند، این مکان، مکانِ مقدسی است و باید پاک و طاهر باشد.

 

وی اضافه نمود: سومین نوع از طهارت، طهارت از حدث است. یعنی آن وضویی که انسان می گیرد یا غسلی که انسان انجام می دهد؛ باعث می شود که نور ایمان و نور معنویت در قلب انسان روشن بشود. انسانی که باوضو باشد و دائم الوضو باشد، ثواب های آنچنانی برای آن در نظر گرفته اند. انسانی که با وضو بخوابد، مانند کسی است که شب را احیا گرفته است. این همه مقام و منزلت برای کسی که طهارت از حدث دارد.

 

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: چهارمین نوع از طهارت، طهارت از گناه و معصیت است. کسانی که خدای ناکرده آلوده به گناه می شوند، مقام عصمت را ندارند. انسان می تواند گناه کند و ممکن الخطا است. اینکه می گویند جایز الخطا است، اشتباه است. اما ممکن است خطا کند. و باید طهارت از گناه داشت؛ و این به وسیله استغفار حاصل می شود. استغفاری با خلوص قلب و نیت، قلبی آکنده از ایمان و معنویت سراغ استغفار می رود، باعث می شود تا از گناه دوری کند. در تعقیبات نمازهای واجب گفته اند: «اللَّهُمَّ إِنَّ مَغْفِرَتَكَ أَرْجَى مِنْ عَمَلِي وَ إِنَّ رَحْمَتَكَ أَوْسَعُ مِنْ ذَنْبِي‏ اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ ذَنْبِي عِنْدَكَ عَظِيماً فَعَفْوُكَ أَعْظَمُ مِنْ ذَنْبِي‏ اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ أَكُنْ أَهْلاً أَنْ أَبْلُغَ رَحْمَتَكَ فَرَحْمَتُكَ أَهْلٌ أَنْ تَبْلُغَنِي وَ تَسَعَنِي‏ لِأَنَّهَا وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ‏» (خدايا البته به آمرزش تو بيشتر اميدوارم تا به عمل خود و البته رحمت تو وسيعتر از گناه من است؛ خدايا اگر چه گناه من نزد تو بزرگ است اما عفو و بخشش تو بزرگتر از گناه من است؛ خدايا اگر من لايق آن نيستم كه رحمتت به من برسد رحمت و لطف تو لايق است كه به من رسا باشد و مرا فراگيرد؛ زيرا همه چيز عالم را رحمتت فرا گرفته اى خداى ارحم الراحمين.) به ما گفته اند این تعقیبات را بخوانیم برای اینکه اگر خدای ناکرده گناهی مرتبک شدیم، به واسطه این بیان و اعتراف به گناهی که می کنیم، خود اعتراف به گناه، یعنی طهارت از گناه. و دوری از گناه. انسان پاک و طیب می شود و پاک به درگاه الهی می آید و با خدای خودش راز و نیاز می کند.

 

استاد روح الله نمازی خاطرنشان کرد: پنجمین طهارت، طهارت قلبی است. وقتی به زیارت قبور معصومین علیهم السلام و ائمه اطهار علیهم السلام و امامزادگان واجب التعظیم مشرف می شویم، آنچیزی که از خدا درخواست می کنیم، خطاب می کنیم «اللهم طهر قلبی» خدایا قلب من را طیب و طاهر و پاک کن. نقل می کنند جوانی وارد مسجد شد. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم در مسجد بودند و عده ای گرد حضرت حلقه زده بودند. این جوان به نزد حضرت می آید و عرض می کند: «انی احب الزنا» نمی دانم چه کنم. اصحابی که حضور داشتند، به او پرخاش کردند که چه جسارتی بود در مسجد و در حضور پیامبر می کنی. اما رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم که به فرموده امیرالمؤمنین «طبیب دوّار بطبّه» است، برخورد دیگری داشتند. پیامبر طبیب است و باید بیماری را برای این طبیب شرح داد تا داروی مناسب را دریافت کند. این جوان هم که بیماری روحی و روانی دارد، به صراحت می ایستد و عرض حال می کند. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هم مانند دیگر اطباء نیست که در مطبش باشد و دیگران به سراغش بیایند و برایشان نسخه بپیچد. پیامبر دلسوز امت است و می خواهد آنها را هدایت کند. قرآن کریم هم اشاره می کند که «بالمؤمنین رؤوف رحیم». پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به آن جوان که گفته بود به آن گناه علاقه دارم، فرمود: یک سؤال از تو دارم. اگر در خارج از مسجد کسی را ببینی که دنبال مادر و خواهر و بستگان تو راه افتاده، چه حالی پیدا می کنی؟ گفت عصبانی می شوم! حضرت فرمود پس چگونه به خودت اجازه می دهی که دنبال ناموس مردم بروی! این جوان فکر کرد؛ و از کرده های خود پشیمان شد. آنجا بود که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دست روی قلب آن جوان گذاشتند و دعا کردند: «اللهم طهر قلبه و اغفر ذنبه و حصّن فرجه» جوان دید به واسطه دعای رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم، آن دوست داشتن نسبت به گناه تبدیل به کراهت و نفرت شد و قلبش آکنده از طهارت گردید.

 

وی افزود: ششمین طهارت، طهارت مالی است. در قرآن کریم می خوانیم: «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ وَ اللَّهُ سَميعٌ عَليم‏» (توبه: 103) می شود هم زکات و هم صدقه مستحبی را از آن برداشت کنیم؛ اما چون «خذ من اموالهم» امر است و ظهور در وجوب دارد، به زکات بیشتر می خورد. یعنی کثافات پول را که جدا می کنیم، مال، طیب و طاهر می شود. کسانی که خمس و زکات به آنها واجب می شود، پرداخت آن باعث طهارت مال آنها می شود. برخی خیال می کنند اگر خمس و زکات را بدهند، از مال آنها کم می شود؛ در حالی که با پرداخت آن خمس و زکات، خداوند در آن مال، برکت می دهد و آن مال، پاک می شود. و الا آن مال، آلوده است؛ چرا که انسان تصرف می کند در اموال فقرا و مساکین و امام المسلمین؛ چرا که بخشی از خمس، سهم امام است. انسانی که سرقت می کند و دزدی می کند، فرقی ندارد با کسی که خمس خود را نمی دهد. اگر کسی بگوید این مال با زحمت خودم به دست آمده، می گوییم بله! اما در کنارش خدا فرمود تا مقداری از این اموال، به عنوان زکات و خمس است. این طهارت مال است؛ که هم موجب پاکی اموال و طهارت انسان می شود و هم موجب آرامش در انسان می گردد. جالب است که روزه می گیریم و نماز می خوانیم؛ اما در باره هیچ کدام ندارد که خدا پیامبرش را مورد خطاب قرار بدهد که برای آنها درورد بفرستد، الا برای افرادی که زکات می دهند. «و صلّ علیهم» و البته «انّ صلاتک سکن لهم»

 

استاد روح الله نمازی خاطرنشان کرد: هفتمین نوع طهارت، بحث عصمت است. «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا». این طهارت شامل حال معصومین علیهم السلام می شود. امام باقر علیه السلام در روایتی در رابطه با وجه تسمیه «طاهره» برای حضرت زهرا سلام الله علیها فرمود: «انما سمیت فاطمه بنت محمد صلی الله علیه و آله و سلم الطاهرة لطهارتها من کل دنس» برای اینکه فاطمه از هر پلیدی، چه پلیدی ظاهری و چه پلیدی باطنی پاک و طیب بود. از پلیدی های درونی طیب و طاهر است و به مقام عصمت رسیده است؛ مقامی که خدا به هر کسی عنایت نمی کند.

ش, 03/10/1404 - 09:53