استاد سید علی حسینی آملی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «سه دیدگاه درباره کرسی سماوات و ارض» پرداخت.
/270/260/22/
این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: در قرآن کریم و در سوره مبارکه بقره می خوانیم: «اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا يُحيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِما شاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ لا يَؤُدُهُ حِفْظُهُما وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظيمُ» (255)
استاد حسینی آملی در ادامه بیان کرد: ضمیر در کرسیّه به الله برمی گردد. و توسعه دارد و فراگیر است همه آسمان ها و زمین را. در بیان از کرسی باید بگوییم الفاظ، دارای معانی هستند و معانی دارای مصادیق هستند. کرسی در زبان های مختلف، الفاظ مختلفی دارد. اما مقصود، تخت فرمانروایی است. نسبت به حضرت حق جلّ و اعلی کرسی الهی مجموعه سماوات و ارض را فرا گرفته است. آنها که قائل به جحسمیت هستند، به راحتی می گویند خداوند بر کرسی تکیه داده است. همانند ید الله فوق ایدیهم و آیات اینچنینی دیگر بیان های اینگونه برای کسانی است که اینجا را اصل قرار داده اند و همه عوالم وجود را با اینجا می سنجند. حرفی از تنزیه و تشبیه خداوند برایشان در میان نیست. نظریه دیگر که نظر نوع فلاسفه است؛ که به سراغ تأویل الفاظ رفته اند. که در اینجا به معنای کرسی و تخت است و در عالم معنا یعنی تخت فرماندهی . همان طور که دست خدا را به سلطه و قدرت فرماندهی معنا می کنند. چه اینکه یکی از قواعد فقهی ما قاعده ید است که به معنای سلطه است.
وی افزود: صدرالمتألهین بیان می کند قشر سومی هم هستند که لفظ را به معنای خاص خود می برند و تأویل هم نمی برند. دست یعنی دست و پا یعنی پا و کرسی یعنی کرسی. میزان به معنای وزن کردن و اندازه در آوردن است. ترازو در بازار انواعی دارد؛ ترازوی تهیه میوه با ترازوی خرید طلا متفاوت است. چه اینکه ترازو و باسکول کامیون نیز با دیگر ترازوها متفاوت است. اما باید دید که در روز قیامت، میزان سنجش اعمال به چیست؛ امام صادق علیه السلام می فرماید: «نحن موازین القسط» ترازوی عدل الهی ما هستیم. یعنی چون شما انسان هستید، شما را به انسانیت می سنجند. به کسی که دروغ می گوید، می گوییم چرا دروغ می گویی. مگر انسان نیستی. به این معنا که دروغ گفتن شأن انسانی تو را پایین می آورد. یا می گوییم فلان شخص، واقعا انسان است. یعنی از او بدی ندیدیم. فردای قیامت ولی خدا و انسان کامل می شود میزان عدل الهی. شخصیت انسانی ما را به اهل بیت علیهم السلام می سنجند. و در آنجا عیار ما مشخص می شود. برخی از آنها بدلی حساب می شوند و به جهنم انداخته می شوند. در همین جهت، برخی از بهشتیان به جهنمیان سرک می کشند و می پرسند: «ما سلککم فی سقر» آنها پاسخ می دهند که «لم نک من المصلین». نمازگزارانی که مسلم بن عقیل را تنها گذاشتند، حقیقتا نمازگزار نبودند؛ چون نائب امام معصوم علیه السلام را تنها گذاشتند. ترازو یعنی ترازو؛ اما ترازوی هر چیز به حسب خودش است. پس مصادیق فرق کرده است و هیچ تأویلی هم نمی بریم.
استاد سید علی حسینی آملی خاطرنشان کرد: پس عده ای هستند که اینجا را اصل قرار داده اند و ترازو را همان ترازوی معمولی دنیوی دانسته اند؛ نظر دوم در برخی موارد بر تأویل است؛ و نظر سوم، بیان می کند که کل شیء علی حسبه. و اگر مورد سنجش انسانیت باشد، به انسان کامل، عیار انسان را می سنجند. بر همین اساس بیان می کنیم معنای کرسی مشخص است و مصداق هر یکی غیر از دیگری است. کرسی الهی که مجموعه هستی را فرا گرفته، یعنی مرکز فرماندهی، بالاتر صور علمی، در مقام اعیان ثابته، که گویای صور علمی الهی است. هر آنچه را که در عوالم وجود است، بین مرتبه نازله و مرتبه عالیه، عموم خصوص مطلق است. در سطح اعلی صورت علمی الهی که در مقام ذات، عین ذات است. واجب الوجود بالذات، واجب الوجود من جمیع الجهات آن مرتبه وجوبی علم الهی، سراسر هستی را فرا گرفته است. یعنی هر مرتبه نازله ای محاط بر مرتبه عالیه، و مرتبه عالیه محیط بر اوست اگر این است، کرسی الهی که برخاسته از مقام علم الهی است، بر همه مادون اشراف و سعه و شمول دارد.