به مناسبت فرا رسیدن عید سعید غدیر خم استاد احمد یاسر وافی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو به این موضوع پرداخت: «فتنه، سنت الهی» پرداخت.
/270/260/21/
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو ضمن تبریک به مناسبت فرا رسیدن این عید بزرگ، خاطرنشان کرد: می دانیم که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در این روز بزرگ، حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام را به جانشینی خود معرفی کردند. حدود صد هزار نفر با حضرت بیعت کردند و چند روزی هم در غدیر ماندند تا همه با حضرت بیعت کنند. و می دانیم حدود هفتاد روز بعد همان کسانی که با حضرت بیعت کرده بودند، در سقیفه جمع شدند و برعکس، آنها از حضرت امیر مطالبه بیعت کردند و ... ممکن است اگر کسی این بخش از تاریخ را بخواند، اینگونه فکر کند که خدا در غدیر، یک برنامه ریزی کرد که بعد از رسول الله، حضرت امیر، به خلافت برسد؛ اما این ورق برگشت و عده ای این برنامه را بهم زدند و ... احساس می کند خدای متعال برنامه ای داشت و (نعوذ بالله) بر برنامه خدا غلبه کردند و برنامه خود را عملی نمودند. این، ظاهر قضیه است. اما می دانیم که هیچ وقت خدا در برنامه خود شکست نمی خورد.
وی افزود: یکی از صفات الهی «عزیز» است و نفوذناپذیر؛ چه اینکه یکی دیگر از صفات الهی را در سوره یوسف می خوانیم: «وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُون» اما این رویداد شد. چون گاهی خود خدا فتنه را به وجود می آورد و مدیریت فتنه را بر عهده می گیرد. اصل واژه «فتنه» آن است که خاک و سنگ طلا را در کوره آنقدر حرارت می دهند تا طلای ناب از خاک و سنگ، جدا بشود و فتن و مفتون به این می گویند. فتنه در زبان عربی آزمایش و امتحان بوده است. یکی از سنت های الهی آن است که اتفاقاتی را ایجاد می کند که مردم مورد امتحان قرار بگیرند وصف مؤمنین از منافقین جدا بشود و بعد از حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم چنین اتفاقی ایجاد شد.
استاد هوشیاری در ادامه بیان کرد: در زمان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم مؤمن و منافق با هم بودند و حضرت به امر الهی مأمور نبودند که مؤمن و منافق را از هم جدا کند. صف اول جماعت در مسجد النبی صف خیلی عجیبی بوده است. امیرالمؤمنین علیه السلام، ابوبکر، عمر، سلمان، ابوذر، عثمان، عمروعاص، مقداد ... یعنی کاملا مخلوط بودند و بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود که از هم جدا شدند؛ در دعای ندبه این کلام رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم به امیرالمؤمنین علیه السلام را می خوانیم: «و لولا انت یا علی لم یعرف المؤمنون من بعدی» پس خدای متعال صحنه هایی به وجود می آورد که صف مؤمنین از منافقین جدا بشود.
حضرت امیر علیه السلام مشغول غسل و کفن رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بودند. چرا که رسول الله فرموده بودند یا علی غیر از تو کسی من را غسل ندهد. عده ای هم در سقیفه جمع شدند و عده ای هم اعتراض کردند. کسی آمد و به حضرت امیر علیه السلام خبر داد. اما حضرت غافلگیر نشدند و برنیاشفتند و به آسودگی این آیه شریفه را خواندند: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ الم (1) أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ (2) وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبينَ (3)» خداوند فتنه ایجاد می کند و سنت الهی است تا صادق از کاذب جدا بشود. از این رو اینگونه نبود که با سقیفه و غصب خلافت، خداوند مغلوب شده باشد و برنامه ریزی خدا بهم ریخته باشد. پیامبر باید در غدیر حضرت امیر را معرفی می کردند تا بعدها معلوم بشود چه کسی با غدیر است و چه کسی نیست. سقیفه و غصب خلافت در یک پازل گسترده تر در برنامه الهی بود. خدای متعال دنبال کثرت جمعیت نیست «و قلیل من عبادی الشکور» در ضمن خطبه ای از حضرت امیر علیه السلام می خوانیم: «قَالَ: حَدَّثَنَا فُرَاتُ بْنُ أَحْنَفَ (في ميزان الاعتدال 3/ 340« فرات بن أحنف ضعّفه النسائي و غيره و هو من غلاة الشيعة») قَالَ: إِنَّ عَلِيّاً ع خَطَبَ النَّاسَ فَقَالَ: «يَا مَعْشَرَ النَّاسِ أَنَا أَنْفُ الْهُدَى وَ عَيْنَاهُ» وَ أَشَارَ بِيَدِهِ إِلَى وَجْهِهِ «يَا مَعْشَرَ النَّاسِ لَا تَسْتَوْحِشُوا فِي طَرِيقِ الْهُدَى لِقِلَّةِ أَهْلِهِ فَإِنَّ النَّاسَ اجْتَمَعُوا عَلَى مَائِدَةٍ شِبَعُهَا قَصِيرٌ وَ جُوعُهَا طَوِيلٌ وَ اللَّهُ الْمُسْتَعانُ يَا مَعْشَرَ النَّاسِ إِنَّمَا يَجْمَعُ النَّاسَ الرِّضَا وَ السَّخَطُ أَلَا وَ إِنَّمَا عَقَرَ نَاقَةَ ثَمُودَ رَجُلٌ وَاحِدٌ فَأَصَابَهُمُ الْعَذَابُ بِنِيَّاتِهِمْ فِي عَقْرِهَا قَالَ اللَّهُ تَعَالَى فَنادَوْا صاحِبَهُمْ فَتَعاطى فَعَقَرَ (القمر: 29) فَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّ اللَّهِ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ: ناقَةَ اللَّهِ وَ سُقْياها فَكَذَّبُوهُ فَعَقَرُوها (الشمس: 13) يَا مَعْشَرَ النَّاسِ أَلَا فَمَنْ سَاءَلَ عَنْ قَاتِلِي فَزَعَمَ أَنَّهُ مُؤْمِنٌ فَقَدْ قَتَلَنِي يَا مَعْشَرَ النَّاسِ مَنْ سَلَكَ الطَّرِيقَ وَرَدَ الْمَاءَ وَ مَنْ خَالَفَ وَقَعَ فِي التِّيهِ يَا مَعْشَرَ النَّاسِ أَ لَا أُخْبِرُكُمْ بِحَاجِبِي الضَّلَالَةِ تَبْدُو مَخَازِيهَا فِي آخِرِ الزَّمَانِ» (ثقفى، ابراهيم بن محمد بن سعيد بن هلال، الغارات (ط - القديمة) - قم، چاپ: اول، 1410 ق؛ ج 2؛ ص 398؛ ذكر الشريف الرضي مختار هذه الخطبة في نهج البلاغة و استعرضنا مصادرها في مصادر نهج البلاغة و اسانيده 3/ 90) برهه هایی در تاریخ پیش می آید که «قلیل شکور» از «کثیر کفور» جدا بشوند.